بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘ناصرالدین شاه’

نگاهی به تاریخ مطبوعات در ایران

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

اگر بخواهیم به روزنامه نگاهی تاریخی داشته باشیم، می‌توانیم تا قریب به ۹۰۰ سال پیش به عقب برگردیم.
در آغاز سده پنجم هجری و سلطنت سلطان محمود غزنوی در غزنین روزنامه‌ای به نام «ایام» منتشر می‌شد. حتی نقل است که در زمان «سزار»، روزنامه‌ای به نام «اکتادیورنای» به طور خطی دست‌نوشته و در فرانسه اخبار ادبی «نوول لیترر» شامل افسانه‌ها و قطعه‌های نظم و نثر و قصائد ستایش‌گران هیات حاکم روز در دسترس مردم قرار می‌گرفت. این روزنامه‌ها در واقع کارنامه شهریار عصر را در بر داشت تا مردم آن‌ها را بخوانند و کارهای انجام‌شده را بدانند.

گفته می‌شود نخستین روزنامه چاپی ایران، در دوره سلطنت «محمدشاه قاجار» تاسیس شد. روزنامه‌ای که توسط «میرزا صالح شیرازی» منتشر می‌شد.
از سوی دیگر «ارومیه» را نخستین شهرستانی می‌دانند که در تاریخ روزنامه‌نگاری ایران صاحب روزنامه شد.
«وقایع اتفاقیه» که گاه با عنوان نخستین روزنامه‌ی ایرانی از آن یاد می‌شود، با این توصیف سومین روزنامه تاریخ ایران به سبک و شکل امروزی است که تاریخ دقیق آن برمی‌گردد به سال سوم پادشاهی «ناصرالدین‌شاه» یعنی ۱۱۹۰ ه ق. این نشریه هفتگی زیر نظر «میرزا تقی‌خان امیر نظام» آغاز به کار کرد.

روزنامه‌های دولتی و ملتی
در سال ۱۲۷۷ هجری قمری که «میرزا ابوالحسن‌خان نقاش‌باشی» ملقب به «صنیع‌الدوله» بر انتشارات دولتی و طبع روزنامه‌نگاری نظارت داشت، روزنامه وقایع اتفاقیه پس از ۳ سال انتشار با نام جدید «دولت علیه ایران» شروع به فعالیت کرد. روزنامه “دولت علیه ایران”، روزنامه‌ای مصور بود که در آن تصاویر بزرگان مملکت، درباریان و شاهزادگان با دقت زیاد به چاپ می‌رسید. خود این نشریه بعد از مدتی انتشار به «روزنامه دولتی» تغییر نام داد. انتشار این روزنامه تا سال ۱۳۲۴ قمری تحت عنوان ایران ادامه داشت و بعد از مدتی وقفه در سال ۱۳۲۹ قمری با نام روزنامه رسمی دولت ایران منتشر شد.

در سال ۱۲۸۳ هجری قمری روزنامه دیگری به نام روزانه ملتی در تهران انتشار یافت. منظور از واژهٔ «ملتی» نشان‌دادن تمایز آن روزنامه از روزنامه دولتی بود. نخستین نشریه روزانه (یعنی روزنامه به معنی واقعی کلمه) در ایران به‌نام «خلاصة الحوادث» در سال ۱۳۱۶ قمری در تهران منتشر شد. این روزنامه چهار صفحه‌ای بود و اخبار خبرگزاری «رویترز» را که به قصد هندوستان مخابره می‌شد باز‌تاب می‌داد.

روزنامه‌های وطن و طلوع نیز از دیگر روزنامه‌های مهم منتشر شده تا پیش از مشروطیت هستند. بعد از استقرار مشروطیت چهار روزنامه به نام‌های “مجلس”، “ندای وطن”، “حبل‌المتین” و “صبح صادق”، هر روز در ایران منتشر می‌شد.

دوران مشروطه
در دوره مشروطیت بیداری افکار عمومی به سرعت و شدت اوج گرفت و روزنامه‌ها نفوذی عظیم و سهم مهمی در تجدید حیات اندیشه‌های مردم داشتند.
از روزنامه‌های مهم دوره مشروطیت که تأثیر زیادی بر افکار عمومی داشتند می‌توان به “صور اسرافیل” و “ایران نو” اشاره کرد.

درپی اعلام فرمان مشروطیت تعداد و تیراژ مطبوعات افزایش زیادی یافت همان‌طورکه شمارگان روزنامه “مساوات” که از جراید مهم و مؤثر انقلاب مشروطه شمرده می‌شد به ۳ هزار، روزنامه “صور اصرافیل” به ۵ هزار، روزنامه “مجلس” به تدریج از ۷ هزار به ۱۰ هزار و روزنامه “انجمن ملی” به ۵ هزار نسخه رسید.

به هنگام صدور فرمان مشروطیت تنها ۲۰ روزنامه و نشریه در ایران منتشر می‌شد. اما در پی اعلام این فرمان و در مدت زمان مانده از سال ۱۳۲۴ قمری، ۹۲ نشریه شامل ۶۴ عنوان در تهران، ۹ عنوان در اصفهان، ۶ عنوان در تبریز، ۴ عنوان در همدان، لاهیجان و ارومیه هر کدام دو عنوان و کرمانشاه، شیراز، مشهد، بندر انزلی و شهر ری هر کدام یک عنوان، منتشر می‌شد.

آموزش روزنامه‌نگاری در ایران
در سال ۱۳۱۷دوره آموزش روزنامه‌نگاری به شکل آکادمیک در ایران نخستین بار توسط روزنامه اطلاعات و دانشکده حقوق و مدیریت دانشگاه تهران برگزار شد.

سید فرید قاسمی، پژوهش‌گر مطبوعات درباره نخستین دوره‌های آموزش روزنامه‌نگاری در ایران و سیر آن در دهه‌های بعدی می‌گوید: بنگاه روزنامه‌نگاری به عنوان اولین مرکز آموزش روزنامه‌نگاری، پس از برگزاری یک دوره و به دنبال رویدادهای شهریور ۱۳۲۰ برچیده شد.
دهه ۲۰ نیز بیشتر به هم‌اندیشی صنفی سیاسی گذشت تا به آموزش. دهه ۳۰ رقابت مطبوعاتی سبب توجه به مقوله آموزش روزنامه‌نگاری شد. مدیر وقت کیهان به همراه مدیر اتحاد ملل و دیگران به فکر برگزاری دوره‌هایی در دانشگاه تهران افتادند و مدیر روزنامه اطلاعات هم ۳ دوره کارآموزی ۲ ماهه برای جذب نیروهای مستعد برگزار کرد. کوشش دانشگاهی آموزشی به دانشگاه تهران و موسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی در دهه ۴۰ ختم می‌شود. بیشترین دوره‌های کوتاه مدت را در آن دهه روزنامه اطلاعات و مجله توفیق برگزار کردند. در دهه ۵۰ دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی متولی دانشگاهی آموزش بود و وزارت اطلاعات و جهانگردی بیشتر دوره‌های کوتاه مدت را برگزار کرد.
منبع: عصر پرس با اندکی تلخیص و تغییر

روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه

۲۴ بهمن ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

▪️کتاب «روزنامه خاطرات اعتماد‌السلطنه» کتابی‌ است که به نظر من بایسته و شایسته است هر ایرانی آن‌را در کتاب‌خانه‌اش داشته باشد و به قول این کتاب؛ «همه رعیت ایران» باید دست‌کم یک‌بار آن‌را بخوانند.

▪️این‌که در دروه سلطنت یک سلسله بر سر حرم و حریم ایران چه رفته است؛ چرا رفته است؛ و مهم‌تر از آن، این سلسله در تاریخ و تحولات بعد از خود چه تاثیر مخربی داشته و کماکان هم دارد و چگونه بخش عمده‌ای از خطاهای تاریخی این دوره از تاریخ، به‌عنوان «نقطه‌عطف» معرفی‌شده، داستان پر آب چشمی است که در این کتاب می‌توان خواند و از آن عبرت گرفت.

▪️«محمدحسن خان صنیع‌الملک» که بعدا به اعتمادالسلطنه ملقب شد، در این کتاب ۱۵ سال لحظه به لحظه از زندگی خود و ناصرالدین‌شاه قاجار و حرم و دربارش و اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران دوره ناصری، و افول لحظه به لحظه این سلسله و هم‌زمان با آن؛ ملک و ملت و اعتبار و شرف ایرانی گزارش می‌دهد.

▪️اگرچه به گفته مرحوم استاد #ایرج_افشار این یادداشت‌ها خالی از خطا و حب‌ و بغض‌های شخصی نویسنده نیست، اما با توجه به تسلط او به دو زبان فرانسه و روسی، و وظیفه مترجمی بخش عمده‌ای از سخنان نمایندگان سیاسی این دو کشور در حضور شاه یا صد‌راعظم، این کتاب می‌تواند منبع دست اولی از اتفاقات پشت‌پرده‌ از روابط غلط سیاسی و استعماری ایران با کشورهای دیگر و از جمله فرانسه، روسیه، بریتانیا و عثمانی به دست مخاطب بدهد.

▪️از طرفی با مطالعه حوادث این کتاب، به راحتی می‌شود مقایسه‌کرد که چه اتفاقات غلط و اشتباهی از آن دوران در تاریخ به‌عنوان نقطه‌عطف و روشن، و اندک اتفاقات مثبتی هم به‌عنوان نقاط منفی و سیاه ثبت و معرفی شده است.

▪️این کتاب با فونت ریز در ۱۱۰۰ صفحه‌ توسط مرحوم استاد «ایرج افشار» تنظیم، اصلاح، و چاپ دوم آن در سال ۱۳۵۰ در نشر امیرکبیر منتشر شده‌است. نثر کتاب بسیار جذاب است و به‌شدت خواننده را بدون خستگی و ملال به شدت با روایت خود همراه می‌کند.

▪️تنها نکته‌ای که ممکن است اندکی ملال‌آور باشد، تعداد فراوان القاب سلطنتی و رسمی «ادوله»، «السلطنه»، «المک»، «باشی» «خلوت» «حضور» «عمله» و … است که مخاطب را اندکی در بین القاب مشابه سردرگم می‌کند، و دیگری هم بسامد بالا و تکرار روزانه برخی وقایع مثل شکار شاه و روزنامه‌خواندن نویسنده در حضور شاه است.

▪️درباره این کتاب بسیار می‌توان سخن گفت و نوشت، اما عجالتا توصیه می‌کنم حتما این کتاب را بخوانید.

اعتبارسنجی دعا

«ملیجک اول» ادعا کرده‌بوده؛ شخصی است دعایی دارد «گلوله‌بند». هرکس آن‌ دعا را با خود دارد،‌ گلوله به او کارگر نیست. شاه تفصیل را به من و «مچول‌خان» فرمودند. از ما انکار صرف‌شد. «ملیجک» اصرار می‌کرد.

بالاخره قرارشد آن دعا را به گردن مرغی ببندند و هدف تیر نمایند که تجربه حاصل شود. شخص دعانویس را که «محمد شفیع میرزا ولد اسمعیل میرزا ابن فتحعلی‌شاه» بود، مرد معمم درویش‌مسلک، ریش‌سفیدی است، بالای کوه آوردند. وضو گرفت. آیات چندی از قرآن تلاوت نمود. کهنه‌بسته‌ای به‌گردن مرغ بیچاره بستند.

 «ملیجک» این‌طرف و آن‌طرف می‌دوید و اُشتُلم می‌کرد که این شخص را مخصوصا پیدا کردم، سال‌ها زحمتش را کشیدم که دعایی به‌جهت ذات ملکوتی صفات همایون بنویسد که شاه حِرز فرمایند. چرا که مسئله اختراع دینامیت و قتل امپراطور روس مرا به‌ وحشت انداخته، مبادا کسی با این اسباب، خدای نکرده قصد پادشاه کند.

خلاصه مرغ را بسته و دعا را به ‌گردنش آویخته، به هر که تکلیف کردند که تفنگ بیاندازد،‌ نینداخت. آخر «مچول‌خان» تفنگ را گرفت در سی قدمی خالی‌کرد. تفنگ خالی‌شدن همان و مردن مرغ همان! شاهزاده دعا‌نویس خفیف ‌شد. «ملیجک» سرخ شد.
منبع: روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه ــ یک‌شنبه ۸ ربیع‌الثانی ۱۳۰۳ ص ۳۳۷