بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘علی مصلحی’

مهمان‌ِمان را آزاد بگذاریم

۱۳ خرداد ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

یکی از مهم‌ و ابتدایی‌ترین «آداب اجتماعی» در یک مهمانی این است که در تعارف میوه، نوشیدنی و خوراکی به مهمان اصرار نکنیم.

خوردن و نوشیدن هدف اصلی یک مهمانی نیست و هستند مهمانانی که اصلا علاقه ندارند در یک مهمانی نه چیزی بخورند، نه چیزی بنوشند. تمیز‌بودن دست و صورت و لباس برای آن‌ها بسیار مهم‌تر است و شاید این تمیزی با حساسیت هم همراه باشد. به همین دلیل ترجیح می‌دهند از خیر خوردن یک پرتقال بگذرند. چرا که احتمال چکیدن آب آن روی لباس و چسب‌ناک‌شدن دست هنگام پوست گرفتن آن کاملا طبیعی است.

 اصرار به مهمان برای خوردن یا نوشیدن از طرف میزبان، یا یکی دیگر از مهمانان کار درستی نیست و اصرار نشانه عدم آشنایی با آداب اجتماعی و آداب میزبانی است.

 شاید مهمان؛ غذا یا نوشیدنی‌ای را دوست نداشته باشد، و اعلام دوست‌نداشتن آن‌را خلاف شرایط آن مهمانی بداند. اصرار دو یا چندباره برای خوردن و آشامیدن، می‌تواند تبعات منفی ذهنی برای مهمان نسبت به میزبان یا شخص اصرارکننده ایجاد کند.

یک مسئله دیگر می‌تواند به مدل غذا‌خوردن و چای نوشیدن متفاوت افراد بستگی داشته باشد. این‌روزها اکثر مردم با مضرات نوشیدن خیلی داغ چای آشنا هستند و ترجیح می‌دهند چایی خود را کمی ولرم بخورند. در چنین شرایطی میزیان یکی دو بار متذکر می‌شود که: چایی‌تان سرد شد! چایی‌تان از دهن افتاد! اجازه بده چایی‌تان را عوض کنم.

من از آن مدل شخصیت‌هایی هستم که دوست دارم وقتی در یک مهمانی حضور دارم، موقع نوشیدن یا غذاخوردن کمتر حواس جمع به من باشد. باور کنید آدم‌هایی مدل شخصیت من با چنین اصرار‌هایی نه تنها همان یک لیوان چایی، که کل مهمانی به‌قولی (با پوزش) کوفت‌ِشان می‌شود.

▪️به مهمان‌ِمان، سلایق و علایق و مدل‌های ذهنی و شخصیتی‌ِشان احترام بگذاریم. امروزه یکی از اصول بدیهی میزبانی این است که مهمان را برای انتخاب غذا، نوشیدنی، نوع خوردن و اصلا خوردن یا نخوردن آزاد بگذاریم.

افطاری ریس‌جمهور و چالش‌های روزنامه‌نگاری

۸ خرداد ۱۳۹۷ بدون دیدگاه
سه سال پیش نوشتم ولی هنوز تازه است.
در کشورهای توسعه‌یافته که رسانه تعریف دقیق شده و نقش آن به‌ عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پذیرفته شده، دو اصل بنیادی در رابطه با خبرنگار وجود دارد.

نخست آن‌که خبرنگار از گرفتن هر نوع هدیه از طرف منابع خبری یا سوژه‌های خود و دولت ممنوع شده‌ است. این یک اصل در اخلاق خرفه‌ای روزنامه‌نگاری است و تمام رسانه‌ها در جوامع توسعه‌یافته، دستورالعملی را در این مورد برای خبرنگاران خود تنظیم و متقابلا مجازات‌هایی برای تخلف از این دستورالعمل را هم در نظر گرفته‌اند.

گرفتن هدیه توسط خبرنگار، رسالت رونامه‌نگاری و کار رسانه‌ای را با چالش جدی مواجه می‌کند. وقتی قرار است رسانه نقش بلندگوی مردم در مقابل دولت را داشته باشد و باید به مردم کمک کند که صدایشان را به گوش دولت برسانند و به افکار عمومی و کارشناسان جامعه یاری برساند که وظیفه نظارت بر رفتار دولت را به‌خوبی انجام بدهند، یک هدیه خبرنگار را نمک‌گیر کرده و بلافاصله نقش‌ها جابه‌جا، و رسانه‌ای که قرار بود بلندگوی مردم باشد، تریبون دولت می‌شود.

به دنبال آن کارشناسانی هم که به نمایندگی از افکارعمومی و با استفاده از رسانه باید، بر کار دولت «نظارت» می‌کردند، تبدیل به تشویق‌ و تحسین‌کننده تمام اقدامات دولت می‌شوند و ناخواسته دولت هم باور می‌کند که تمام رفتارش دقیق و سنجیده و مطابق با مر قانون است. از همین‌جا نقش بنیادین رسانه در توسعه جامعه، تبدیل به نقش بنیادین در عقب‌ماندگی جامعه می‌شود.

اما خبرنگاری که لازم است با هدف نقش مثبت رسانه، «هدیه» دریافت نکند، باید به قول معروف؛ دستش به دهنش برسد. دومین مشخصه جامعه توسعه‌یافته، داشتن رسانه‌های قوی ای است که دست خبرنگارش به دهنش می‌رسد و خیالش برای گذران زندگی متعارف روزانه‌ و تامین هزینه‌های ابتدایی و بدیهی زندگی، راحت است.

این دوخصیصه رابطه مستقیم باهم دارند. یعنی اگر رسانه‌ها نقش اصلی و واقعی خود را بازی نکنند، آن اندازه هم درآمد ندارند که شرمنده خبرنگار و کارکنان مجموعه خود نباشند و اگر نقش واقعی خود را داشته باشند و بازی کنند، هیچ‌گاه کارمند و خبرنگارشان نیازمند دریافت هدیه نمی‌شوند. در چنین پرسه‌ای اگر خبرنگاری خلاف کرد و هدیه‌ای گرفت، به آسانی امکان تنبیه او و نه تنبیه کل رسانه هم برای مدیر رسانه فراهم است و خللی در کار رسانه‌ای ایجاد نمی‌شود.

ایران تا رسیدن به چنین ایده‌آلی زمان زیادی دارد ولی این فاصله ابدا بهانه و توجیه مناسبی برای حرکت‌نکردن جامعه رسانه‌ای ایران، به سمت چنین ایده‌آلی نیست.

آمار رسمی نشان می‌دهد، کشور در وضعیت مناسبی به لحاظ اقتصادی نیست. جدای از آمار رسمی، فقط به عنوان نمونه درخواست‌های مکرر دولت برای انصراف دواطلبانه مردم از دریافت یارانه نقدی، خود حدیث مفصلی است از اشاره مجمل به کاهش درآمدهای دولت و در مقابل هزینه‌های سنگینی که روی دست دولت مانده.

در چنین وضعیتی دولت ابدا نباید سفره‌های متعدد پذیرایی و اطعام و افطار بیاندازد و نه‌تنها که نباید چنین کند، بلکه برای تاثیر قوی در افکار عمومی باید به کمک رسانه، رسما اعلام کند که برای مقابله با بحران مالی و هزینه‌های سنگین، دولت از کم‌ترین هزینه‌های خود نیز صرف‌نظر نموده و برنامه متعارف پذیرایی‌های دوره‌ای از جمله سفره‌های افطار از ردیف هزینه‌های دولتی حذف شده‌است.

بار تبلیغاتی این اقدام و تاثیر آن در افکار عمومی به مراتب قوی‌تر و موثر‌تر از کمکی است که از قبل هزینه‌نشدن این ‌پذیرایی‌‌ها و برگشت آن به خزانه دولت، نصیب دولت می‌شود.
نقطه مقابل آن هم قابل توجه است و دولتی که چنین پذیرایی‌هایی را متقبل می‌شود، ابدا موفق نیست باور افکار عمومی را متوجه وضعیت بد اقتصادی و بار مالی سنگین دولتی کند و از آن‌ها توقع داشته باشد داوطلبانه به نفع دولت از دریافت یارانه نقدی ماهانه انصراف‌داده، یا قید دریافت کمک‌های متعارف از سمت دولت را بزنند.

اما برگردیم بر سر اصل داستان و آن‌هم رسالت روزنامه‌گاری و رسانه و هدیه، آیا روزنامه‌ها و رسانه‌هایی که در ردیف افطاری‌های ویژه دولت، یک‌روز هم به آن‌ها اختصاص داشت و در این ضیافت حاضر شدند، بعد از آن امکان نقد این سفره و این پذیرایی برایشان وجود دارد؟

پاسخ این پرسش را به عینه می‌توان از روی‌کرد رسانه‌ها به این اتفاق دید. جای تاسف است که وقتی رسانه‌ها رسالت اصلی خود را فرو می‌گذارند، به جای نقد دولت، نقد خود و اعتراض به سهم‌شان ار ضیافت افطاری یادشده را در دستور کار قرار می‌دهند.

منتشرشده در ایران‌وایر اینجا

نسلی که خود را بی‌نیاز از گوگل می‌داند

۴ خرداد ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

نسلی که خود را بی‌نیاز از گوگل می‌داند.
باید می‌نوشتم نسلی که خود را بی‌نیاز و مستغنی از «مطالعه» و تحقیق می‌داند، اما این نسل آن‌قدر توهم دانشمند و همه‌چیز‌دان دارد که به «گوگل» ــ که بخش عمده‌ای از اطلاعات بشری را به انواع زبان‌های زنده دنیا با سرعت قابل دسترس کرده ــ سر نمی‌زند، کتاب و مطالعه و پرسش پیش‌کش.

شاید خیلی از اطلاعاتی که ما نیاز داریم در گوگل نباشد. گوگل دانشگاه تولید دانش نیست. دانشی که بر بستر اینترنت موجود است و به‌وسلیه دیگران تولید شده است را با مختصات خاص پیدا می‌کند و در اختیار ما قرار می‌دهد.

دانستن این‌که دانش یا اطلاعاتی که ما نیاز داریم، در اینترنت و گوگل هست یا نه؛ بسیار ساده‌ و آسان است. بخشی از کلمات کلیدی اطلاعات مورد نیاز را در نوار ابزار یا مرورگر گوگل وارد می‌کنیم، اگر اطلاعاتی در مورد آن بود، گوگل معرفی می‌کند و اگر نبود هم می‌نویسد: وجود ندارد. به‌همین سادگی.

اما اشعار شاعران برجسته، تقریبا روی بستر اینترنت موجود است. به عنوان مثال در این مورد می‌توان به دو دانشنامه معروف «گنجور» و «ویکی نبشته» به زبان فارسی اشاره کرد که تقریبا اشعار قله‌های شعر فارسی را دسته‌بندی کرده و در اختیار کاربر قرار می‌دهد.

با این همه امروز در کانال تلگرامی که تعداد قابل‌توجهی دنبال‌کننده یا به قول تلگرامی‌ها «ممبر» مطالب او را دنبال می‌کنند، دیدم شعری از «عطار نیشابوری» را به سلیقه خودش روی تصویری گذاشته که غیر از غلط‌بودن مصرع‌ها، مصرع نخست از بیت اول را با مصرع دوم از بیت بعدی کنار هم قرارداده و به زعم خودش کاری کرده‌است کارستان.

در حالی که کافی بود همین سه مصرع ناقص و مغلوط را در گوگل جست‌وجو می‌کرد. سه مصرع این کانال این‌گونه است: «عزم دارم که امشب نیم مست
پای کوبان سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه نیست و هست»

▪️من همین‌کار را کرده‌ام یعنی همین سه مصرع را در گوگل جست‌وجو کرده‌ام نتیجه را ببینید که گوگل در همین صفحه نخست چند سایت که شکل دقیق این غزل را دارد به من معرفی کرده است.

سلام

۴ خرداد ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

🔹استایل یا مدل یک ارتباط و گفت‌وگو، تقریبا در ۹۰٪ فرهنگ‌های جهان از الگوی ثابتی پیروی می‌کند، و قاعدتا هر ارتباط با کلمه سلام در زبان فارسی و ترجمه‌های این کلمه در زبان‌های دیگر آغاز می‌شود.

🔹قدما معتقد بودند «سلام»، «سلامتی» است و با سلام‌کردن در آغاز یک ارتباط، ما به طرف مقابل پیام سلامتی و امنیت منتقل می‌کنیم.
اگر در یک ارتباط، کسی به ما سلام نکند، بلافاصله به‌قولی گارد ما بسته می‌شود و بخش عمده‌ای از صمیمیت رابطه قربانی می‌شود. این حس را همه ما تجربه کرده‌ایم.

🔹ماهیت ذاتی شبکه‌های اجتماعی و این‌که ارتباط غیابی و بدون حضور فیزیکی شکل می‌گیرد، چنان است که ناغافل «سلام» ابتدای آن فاکتور گرفته‌شده و ارتباط غالبا خشک و بدون کمترین صمیمیتی آغاز می‌شود و ناخواسته و به مرور روی تمام ارتباط تاثیر منفی می‌گذارد.

🔹تکرار بدون توجه این رفتار باعث می‌شود این فقدان صمیمیت به مرور در ناخودآگاه ما ثبت و به یک عادت ثانویه تبدیل شود و کم‌کم به رفتار حقیقی ما هم تسری پیدا کند و روی، ارتباط، کاریزما و شخصیت ما تاثیر منفی بگذارد.

🔹دقت کنیم گفت‌و‌گوهای‌مان در فیس‌بوک، اینستاگرام، تلگرام، جعبه نظرات سایت‌ها و وبلاگ‌ها را با نوشتن «سلام» آغاز کنیم و تلاش کنیم این مدل را به یک عادت ناخودآگاه و مسیر عصبی جدید تبدیل کنیم تا روی شخصیت و کاریزمای ما اثر مثبت بگذارد.

آزادی مطبوعات و توسعه‌یافتگی

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

سه سال پیش، فرماندار وقت کاشان از «هفته‌نامه آرمان» به دادگاه مطبوعات شکایت کرد. دکتر «محمد امینی» مدیرمسئول این هفته‌نامه جایی گفته بود که به‌دلیل این‌که وقت و حوصله حضور در دادگاه نداشتم، جرم ناکرده را پذیرفتم و از فرماندار وقت کاشان عذرخواهی کردم تا ایشان از شکایت خود صرف‌نظر کند، اما مرغ فرماندار یک‌ پا داشت و آرمان به دادگاه رفت. نکته جالب تو‌جه این‌که در دادگاه تبرئه شد. البته پس از آن‌که وقت و انرژی زیادی از مدیر مسئول آن گرفت و فرماندار یادشده، کم‌تر از یک‌سال نماند و بدون تودیع و معارفه از فرمانداری کاشان رفت. در شرایطی که شایعاتی نزدیک به توثیق از احضار او به دادگاه خبر می‌داد.


امروز ۱۳ اردیبهشت‌ماه برابر با سوم ما مه میلادی، روز جهانی آزادی مطبوعات است.

«رسانه» به عنوان رکن چهارم دموکراسی، یکی از ابزار‌های لازم «توسعه» همه‌جانبه است، اما وجود رسانه‌های متعدد مکتوب یا آنلاین، یا شمارگان بالای نشریات چاپی در یک جامعه نمی‌تواند به‌تنهایی تضمین‌کننده توسعه باشد. بلکه شرط ضروریِ کارآیی این ابزار؛ «آزاد بودن» آن‌ در ایفای نقش نظارتی و رساندن صدای شهروندان به گوش دولت‌مردان است.

بدیهی است که هر دولتی، حساسیت‌ها و شرایط ویژه‌ای برای حفاظت از برخی از داده‌ها و اطلاعات خود داشته باشد و از رسانه‌ها بخواهد این حساسیت‌ها را در اطلاع‌رسانی خود لحاظ کنند.
اما تعمیم این خط قرمز، به بدیهی‌ترین حقوق و تکالیف رسانه‌ها، مانع از انجام بخش عمده‌ای از وظایف آن‌ها می‌شود.

آزادی مطبوعات می‌تواند ضمانتی برای رسانه‌ها و مطبوعات برای نشان‌دادن بهترین و کم‌هزینه‌ترین مسیر‌ها به یک جامعه برای تحقق توسعه، و در سایه آن پیگیری و احقاق حقوق شهروندان و دولت‌مردان توامان باشد، و فقدان آن‌ اگرچه در کوتاه‌مدت شاید به سود ظاهری اقلیتی در راس قاعده هرم مدیریتی یک کشور باشد، اما در نهایت، به زیان شهروندان،‌ دولت‌مردان و جامعه و کشور خواهد بود

تفاوت توسعه‌یافتگی در جامعه‌ای که به رسانه و آزادی آن بها داده، و در جامعه‌ای که به آن بها نداده را، فارغ از یک کشور و جامعه بزرگ، حتی در مناطق کوچک‌تر و خردتر جامعه همه می‌شود رصد کرد و دید.

اصفهان بدون شک از کاشان، به نسبتی بالاتر از مرکز استان‌بودن، توسعه‌یافته‌تر است. به همان میزانی که متولیان اداره این کلان‌شهر، با سواد رسانه، ارزش رسانه و ارزش آزادی آن آشنا هستند و در مقابل رسانه‌ها، تحمل بالاتری دارند، و کاشان به همان اندازه که متولیان آن تحمل کم‌تری نسبت به رسانه‌ها دارند از توسعه دور است.

وقتی سطح تحمل یک مسئول آن‌اندازه پایین است که بر شکایت خود از رسانه‌ای که خطا نکرده پافشاری می‌کند و رسانه را راهی دادگاه می‌کند، و بعد از رفع اتهام از مدیریت رسانه، حتی یک عذرخواهی ساده هم نمی‌کند، می‌شود متوجه شد چرا در اغلب شاخص‌ها، این اندازه از توسعه فاصله داریم.
منتشرشده در مشکات‌‌آنلاین این‌جا

در پیام تبریک‌ها عید کمی دقت کنیم

۲۸ اسفند ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

در ارتباطات توصیه می‌شود که اگر در جمعی وارد شدید، به همه افراد جمع توجه نشان دهید و دقت هم داشته باشید تا نوع توجه نشان‌دادنتان یک مدل نباشد. با این تفاوت توجه‌، به همه افراد این حس را منتقل می‌کنید که برای همه «ارزش ویژه» قايل شده‌اید و هم متقابلا، این توجه در ذهن آن‌ها ماندگار می‌شود و آن‌ها هم برای شما «ارزش ویژه» قائل می‌شوند.

شاید اتخاذ چند مدل توجه که متفاوت باشد و حامل این پیام که من به شما توجه ویژه نشان دادم، در یک ارتباط حضوری و در فرصت کوتاهی که ذهن باید چند مدل توجه را طراجی و ارائه کند کار سختی باشد، با این حال آن‌ها که در ارتباط‌ها موفق هستند، حواس‌ِشان هست و دقت می‌کنند تا کسی از قلم نیفتد یا خدای ناکرده کسی مورد بی‌توجهی قرار نگیرد.

اما در طراحی یک پیامک تبریک عید، یا یک ارسال یک پیام در شبکه‌های اجتماعی به دوستان، و تبریک عید گفتن، فرصت برای طراحی پیام‌ها و نهایتا توجه متفاوت بیشتر فراهم است و آدم فرصت دارد تا کمی بیشتر بیاندیشد و برای یک نفر یک پیام تبریک، و برای دیگری پیام تبریکی متفاوت، مناسب با شان و شخصیت طرف طراحی و ارسال کند.

بدتر از این آن‌است که پیام یک‌سانی که برای همه می‌فرستیم، تولید و نوشته خودمان نباشد و از جایی کپی کرده باشیم. این دیگر غوزبالاغوز است. همه مردم بلدند پیام‌های شیک را کپی و ارسال کنند و احتمال خیلی بالا دارد که شما یک پیام را از چند دوست دریافت کنید. یعنی همه این دوستان پیام را از یک جا رونویسی کرده و برای دوستانشان فرستاده‌اند. این حس مطبوعی به گیرنده پیام منتقل نمی‌کند.

اما بدتر از این هم می‌شود و آن این‌که گاهی به‌خاطر شتاب‌زدگی در ارسال یک پیام شیک، یادمان می‌رود نام نویسنده اصلی، یا نام کسی که این پیام خطاب به او نوشته‌شده را پاک کنیم. دیگر خودتان حدیث مفصل بخوانید از این مجمل.

البته همه نویسنده و طراح نیستیم. پس ساده و بهترین کار این است که به‌جای طراحی پیام‌های متفاوت، یک پیام ساده ــ مثلا: «سال نو و نوروز باستانی مبارک، برایت سالی همراه با سعادت و به‌روزی آرزو می‌کنم» ــ بنوسیم و برای دوستمان بفرستیم. اما نکته خیلی‌خیلی مهم این‌ است که؛ ابتدای این پیام نام گیرنده را حتما بنویسیم. مثلا:
جناب آقای علی مصلحی! دوست عزیز
سلام
سال نو و نوروز باستانی مبارک، برایت سالی همراه با سعادت و بهروزی آرزو می‌کنم.
محمدعلی چای‌ساز

چه کسی چراغ نخست را برمی‌افروزد

۲۰ بهمن ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

 «حجت نظری» فرزند فرمانده شهید لشگر ۲۵ کربلا و جوان‌ترین عضو شورای شهر تهران است. وی در عین حال بیشترین حضور در فضای مجازی را دارد و تا آن‌جا که زمان و فرصت داشته باشد، با سایر کاربران این شبکه‌ها بر سر مسائل شهری در حال گفتمان و تعامل است و نتیجه این تعامل را در تذکرات خودش در صحن شورا طرح و منتقل می‌کند و نکته جالب‌تر این‌که صفحه اینستاگرام او، غالبا از نطق‌ها و تذکرات او در صحن شورا گزارش زنده پخش، یا دست‌کم بخش‌هایی از نطق‌هایش را منتشر می‌کند.

او همین دیروز پنج‌شنبه ۱۹ بهمن‌ماه در تویتتر خود نوشت: «یکی از شهروندان وظیفه‌شناس امروز به من اطلاع داد که عده‌ای درحال قطع درختان مجتمع پلیس واقع در محله نازی‌آباد هستند. طی تماس با شهردار منطقه۱۶ توانستیم از ادامه این فاجعه جلوگیری کنیم. حدود ۴۰درخت قطع شده پی‌گیری قضایی می‌کنیم.»

وی سپس در پاسخ کاربری که پرسیده بود: «اگر توی شهر دیگه‌ای درخت‌ها رو بی‌دلیل قطع کنن به کی و کجا باید اطلاع بدیم؟» پاسخ داد: «علی‌الاصول شورا و شهرداری مسئول مستقیم کار است. اما دادستانی، اداره محیط زیست، اداره منابع طبیعی هم متولی هستند. در رأس همه این‌ها «ان‌جی‌او»‌های فعال شهری و محیط زیستی هم می‌توانند ورود کنند.»

این تعامل ملموس باعث‌شده دیوار بی‌اعتمادی بین شهروندان و پارلمان شهری به مرور کوتاه‌تر شده و این مدل ارتباطی تقریبا دارد تبدیل به یک مدل گفتمانی غالب تبدیل می‌شود به‌طوری‌که عدم حضور یک دولت‌مرد ــ چه در قامت عضو پارلمان شهری یا نماینده پارلمان کشوری، و یا حتی وزرات ــ در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند به‌عنوان نقطه ضعف آن‌ها تلقی شود.

البته صرف داشتن یک اشتراک در شبکه‌های اجتماعی تامین‌کننده مقصود نیست، این‌که فرد زمانی از روز خود را به گفت‌وشنود با صاحب‌نظران خارج از سیستم، و شهروندان اختصاص بدهد و نظرات سازنده آنان را به مراجع تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز منتقل کند، تامین‌کننده مقصود خواهد بود.

چند سال پیش یک فعال سیاسی، به فرماندار سابق کاشان پیشنهاد داد که در شبکه‌ اجتماعی فیس‌بوک اشتراکی برای خود ایجاد نموده و از طریق آن مستقیم با شهرواندان ارتباط برقرار کند.

شبکه اجتماعی فیس‌بوک در آن‌زمان فیلتر بود و نگاه مثبتی هم به آن از طرف حاکمیت وجود نداشت.

این‌ها شاید بهترین بهانه را برای فرماندار یادشده فراهم کرد که به این پیشنهاد توجهی درخور نشان نداده و با کم‌محلی از کنار آن عبور کند.

امروزه اما اکثر دولت‌مردان عالی نظام در تمام شبکه‌های اجتماعی اشتراک و حضوری فعال دارند و از قبل حضور آن‌ها گفتمان‌ها و تعامل‌های سازنده‌ای هم بین اهل نظر و شهروندان با دولت‌مردان شکل‌گرفته که نتایج مبارک آن به مرور خود را در فرایند گذار به سمت توسعه همه‌جانبه نشان خواهد داد.

دولت‌مردان کاشان، اعم از نماینده مجلس، فرماندار، شهردار و اعضای شورای شهر و غیره اما کماکان علاقه‌ای ندارند با این موج مدرن ارتباطی همراه شوند و ارتباط فعالی با شهروندان در شبکه‌های اجتماعی داشته باشند، و خیلی خود را ملزم به استفاده از لوازم و ابزار مدرن توسعه نمی‌دانند و ترجیح می‌دهند دایره گفت‌وگو را به کریدورهای بسته محیط‌های اداری خود محدود کنند.

به همان اندازه که این فضا‌ها محدود و بسته و حلقه‌ها بسته‌تر باشد، سازمان شهری هم از توسعه فاصله خواهد داشت.
اما توسعه‌نیافتگی نمی‌تواند مانع حضور فعال شبکه‌های اجتماعی باشد.

کریدورهای بسته و محدود، سال‌هاست شیشه‌ای‌شده. در این میان خبری پشت پرده‌ها نمی‌ماند اما، زیان این فقدان تعامل را سازمان شهری می‌بیند.

آیا دولت‌مردان امروز حاضرند تاوان این خطا را بپردازند و به ابزار تعامل با شهروندان ملتزم خواهند شد؟

باید منتظر ماند و دید از بین این‌همه مسؤل چه کسی چراغ نخست را برمی‌افروزد و نشان می‌دهد که اهل سازوکارهای ارتباط و مدریت مدرن را شناخته و به لوازم آن ملتزم می‌ماند.
منتشرشده در مشکات آنلاین این‌جا

از ممنوعیت مخالف خودمان دفاع نکنیم

۱۵ بهمن ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

نقل می‌کنند پیش از انقلاب وقتی آقای «حاج کافی» برای سخن‌رانی کاشان می‌آمد، علاوه بر آن‌که مسجد میدان‌گاه آقا جا نبود، همه فضاهای اطراف مسجد و از جمله پشت‌بام‌ ساختمان‌های مشرف به مسجد هم پر از جمعیت می‌شد. این در حالی بود که وقتی شهید آیت‌الله «مطهری» به مدرسه عالی علوم برای سخن‌رانی دعوت شده‌بود، سخن‌رانی ایشان خیلی خلوت بود آن‌چنان‌که سالن هم پر نشده بود.

این از مصیبت‌های ما بود که ذائقه مردم ما به‌شدت میل به شنیدن، داستان‌سازی‌های عوامانه مرحوم «حاج کافی» داشت، و میلی به شنیدن سخنان حکیمانه استاد شهید مرتضی مطهری نداشت.

 سال‌ها از آن زمان گذشته و در مردم و ذائقه آن‌ها تغییر محسوسی ایجاد شده است. البته هنوز اگر حجت‌السلام «مهدی دانشمند» سخن‌ران باشد و لپ کلام‌اش در تعریف «غیرت»، «زنده‌باد خروس» باشد، مردم اشتیاقی به منبر او نشان می‌دهند، اما این به آن معنی نیست که سخنرانی استاد »مصطفی ملکیان» خلوت باشد. مردم پابه‌پای تغیرات زمانه رشد کرده و بالیده‌اند و بهتر از قبل می‌دانند کجا و پای کدام منبر باید «حرف خوب» شنید.

 با این وصف ممنوع‌المنبر کردن حجت‌الاسلام «دانشمند»، خطیب مشهور این سال‌ها کار درستی نیست. مهدی دانشمند، حاج کافی آپدیت شده است. نسخه تحت ویندوز آن مرحوم و این روحانی، هم #رائفی_پور است. وجه مشترک همه این‌ها این است که «خوب حرف می‌زنند» اما «حرف خوب نمی‌زنند». اتوپیا یا مدینه فاضله‌ای که این‌ها از آن سخن می‌گویند، از فضیلت اخلاقی و «عقل» تهی، و بر پایه «نقل» بنا شده است.

در این جامعه‌ی موهوم که هر نوع هرج‌ومرجی تجویز می‌شود، خیلی راحت می‌شود ادعا کرد در طعامی به جای نمک، عرق جوراب زوار امام حسین (ع) را می‌ریزند و نه کسی از حاضرین اعتراض می‌کند، نه از پاسبانان حریم ائمه علیهم‌السلام. یا خیلی راحت می‌شود به نام غیرت مانورهای جنسی یک خروس را به عنوان «غیرت» ستود و روی منبر فریاد زد «زنده‌باد خروس» و کسی هم لازم نداند که برای حفظ حرمت منبر اعتراض کند.

✅ من نه پامنبری این روحانی بوده و هستم، و نه علاقه‌ای به سخنان او دارم، و نه حتی میانه‌ای با آن‌ها می‌توانم داشته باشم که این روحانی مرشد آن‌هاست. در عین حال اما با محدودیت و ممنوعیت او و هرکسی دیگری مخالفم.

 نخست حق آزادی بیان ایجاب می‌کند، در شرایطی که سخنان و بیان ایشان، مخل آرامش شهروندی و امنیت کشور نیست، نباید مانع آزادی بیان او شد و باید هم اجازه داد که او حرف و نظر خود را آزادنه بیان کند، و هم حاکمیت موظف است امنیت سخن‌رانی و بیان او را تامین کند.

 از طرفی بر اساس قاعده «ان‌الانسان حریص علی ما منع» معتقدم که همین منع و ممنوعیت بی‌دلیل حکم «سرکانگبینی است که صفری می‌فزاید» و به نتیجه عکس منجر می‌شود و افراد بیشتری علاقه‌مند می‌شوند که بررسی کنند ببینند این بنده خد چه حرفی برای گفتن داشته که ممنوع شده.

از طرفی این آدم‌ که خوب حرف می‌زند بالاخره شاید حرف‌های خوبی هم بزند و بعید نمی‌دانم که این ممنوعیت به خاطری یکی دو کلمه حرف خوبی بوده‌است که ایشان زده و ربطی به خرافات سخنان او ندارد.

ضرورت انتخاب نام مناسب برای فرزند

۱۱ بهمن ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

ای کاش سازوکاری بود که می‌شد کودکان نام‌ِشان را خودشان انتخاب کنند. مثلا با نام موقتی صبرمی‌کردیم تا به سن تمیز برسند و آن‌گاه نام‌ دائمی‌ را خودشان انتخاب کنند. خیلی از انسان‌ها از نام خودشان راضی نیستند و این عدم رضایت، نتایج منفی روانی برای آن‌ها دارد. البته سازوکاری هست که نام را عوض کنند، اما تاثیر ذهنی را با عوض‌کردن یک نام نمی‌شود پاک کرد.

 نام هر شخص نخستین «برند» شخصی اوست و خواهی و نخواهی در ارتباط‌های فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی می‌تواند مثل نام یک بِرند، تاثیر مثبت یا منفی از شخصیت فردی و اجتماعی صاحب‌نام، به طرف مقابل منتقل کند.

کودک حق دارد نامی داشته باشد که بهترین اثر هاله‌ای را منتقل کند و برای این اثرگذاری مناسب، هم باید بامسمی، هم بامعنی، هم داری آوای مناسب و حتی‌المقدور هماهنگ با نام خانوادگی، هم زیبایی در نوشتار و از همه مهم‌تر کوتاه‌ باشد.

 از طرفی یکی از مواردی که الان باید خانواده‌ها به آن توجه داشته باشند،‌ برند‌ها و آی‌دی‌های اینترنتی است که فردا فرزندان می‌خواهند برای رایانامه یا شبکه‌های اجتماعی خود انتخاب کنند و انتخاب مثلا آی‌دی abbasalimoslehivadeghani یک انتخاب مناسب نیست. البته که می‌شود آی‌دی را هر چیزی انتخاب کرد، اما از توصیه‌هاست که آی‌دی، مناسبتی با نام داشته باشد.

 نام‌های حمید، علی، حسن، رضا، عماد، فرهاد، کامران، سامان، فاطمه، زهرا، فریبا، فهیمه، نگین، نیلوفر، نسرین، …. نام‌هایی است که واجد برخی از مشخصه‌هایی است که عرض شد. و بعید به‌نظر می‌رسد فرزندی از داشتن چنین نام‌هایی احساس ناخوش‌آیند داشته باشد. مگر فرزندی که گرایش مذهبی داشته‌باشد و خانواده‌اش نام او را مثلا «کامران» یا «پانته‌آ» انتخاب کرده‌باشند.

 با این وصف یکی از عمده‌ترین بی‌توجهی‌های والدین در نام‌گذاری اطفال، انتخاب نام‌های دوبخشی مثل عباسعلی (نام خودم) است. حالا نام‌های دوبخشی مثل محمدحسن، وحیدرضا، حسنعلی، و … تا اندازه‌ای زیادی توجیه‌پذیر است. اما امروزه نام‌های مشترکی با ترکیب یک نام باستانی و یک نام مذهبی می‌سازند که نافی همه توصیه‌ها در مورد نام‌گذاری است.

 از طرفی نام‌های دو بخشی، در سازوکارهای اداری، غالبا مشکل درست می‌کند. مثلا در فرم‌های ادرای جا کم است و مجبوریم کوچک بنویسیم، ناخوانا می‌شود و کارت پایان خدمت به جای «وادقانی» صادرمی‌شود «دادقانی». مصیبت این مشکل موقعی خود را نشان می‌دهد که می‌خواهند کارت و پاسپورت را چک کنند و بلیط صادرکنند و اختلاف مانع می‌شود.

🔸 تلاش کردم بخش کوچکی از مشکلاتی که برای نام طولانی خودم درست‌شده بود را نشان دهم تا والدین توجه بیشتری برای انتخاب نام فرزندانشان داشته باشند. باور کنیم اگر امام حسین (ع) نام هر سه فرزندش علی نبود، نام‌های علی‌اکبر، علی‌اوسط و علی‌اصغر برای آن‌ها انتخاب نمی‌کرد.

تاوان «کاشانه» برای «کاشان»

 تئوری‌های مدیریتی تئوری‌های ریاضی، یا به قولی دودوتا چهارتا نیست که مطلق و قابل تعمیم به همه زمان‌ها و مکان‌ها باشد. نسبی است. یک تئوری در یک حوزه جغرافیایی مثبت، و در حوزه جغرافیایی دیگر ممکن است منفی باشد و جواب ندهد یا جواب عکس بدهد. تئوری دیگری ممکن است در این زمان مثبت باشد، اما در زمانی دیگر منفی.

اما هستند تئوری‌هایی که درصد شمول آن‌ها هم در حوز‌ه‌های جغرافیایی متفاوت، هم در دوران‌های زمانی متفاوت، تقریبا ثابت هستند و بارها در بوته آزمایش میزان درستی خود را نشان داده‌اند و می‌توان این تجربه و تئوری‌ها را بدون دادن هزینه آزمون و خطای مجدد به‌کاربست و نتیجه گرفت.

یک نمونه از این تجربه‌ها، تجربه نسبت «توسعه» و «رسانه» است. یعنی هرجا رسانه قوی‌تر بود، میزان توسعه بالاتر و هرجا رسانه ضعیف بود، فاصله آن جامعه از توسعه دورتر.

باید توجه داشت که معنی رسانه در این مدل، رسانه‌ به معنای درست، و رسانه‌هایی است که صدای مردم هستند و نقش آینه را برای حاکمان دارند که حاکمان در آن رسانه‌ها نقش خود را ببینند و اگر نقش ایراد داشت، آن را اصلاح کنند، نه این‌که آینه اگر نقش آن‌ها را درست و دقیق معرفی کند، از ایراد نقش خود ناراحت شده و آینه را بشکنند. بلکه بروند و خود را اصلاح کنند.

جوامع توسعه‌نیافته یک آلترناتیو جعلی برای این تجربه درست کرده‌اند و آن این‌که؛ خودشان به تعداد بالا برای خودشان رسانه و آینه درست کرده‌اند که آن‌گونه که دلشان می‌خواهد نقش خودشان را در ‌آن ببینند و از طرفی هم در شاخص‌های توسعه، به این فاکتور استناد کرده و خود را توسعه‌یافته معرفی کنند. خطایی که فقط به بازتولید نقش بد و خطا در خطا منجر می‌شود و نهایتا می‌شود «سرهنگ قذافی» و «لیبی» و «کتاب سبز»ی که برای او نعوذبالله حکم کتاب آسمانی را داشت.

جدای از این مدل کشورها که زیاد می‌شناسیم، اجازه بدهید به یک نمونه از دل یک جامعه به‌اصطلاح توسعه‌یافته که توسعه‌یافتگی‌اش بادکنکی بود و با یک سوزن ترکید اشاره کنم تا نمونه روشن‌تری باشد.

اگر خاطرمان مانده باشد، در ۵۰ سال گذشته، خبرگزاری‌های معتبر دنیا ۴ خبرگزاری بزرگ یونایتدپرس، اسوشیتدپرس، فرانس‌پرس و خبرگزاری تاس بود. در بین این خبرگزار‌ها تنها خبرگزاری که اخبار خود را رایگان در اختیار رسانه‌ها می‌گذاشت، خبرگزاری دولتی اتحاد جماهیر شوروی یعنی همین «تاس» بود.

الان از آن خبرگزاری نشانی یا خبری جایی هست؟ از کشور باصطلاح توسعه‌یافته اتحاد جماهیر شوروی چطور؟
لطفا ملانقطی ایراد نگیرید که فرانس پرس یا دو خبرگزاری آمریکایی دیگر هم شاید دولتی باشند، اما معنای دولتی‌بودن یکی با دیگری زمین تا آسمان فرق می‌کند.

با این وصف یک تجربه مدیریتی قابل توسعه و تعمیم به اغلب مکان‌ها و زمان‌ها می‌تواند این باشد که اگر دنبال توسعه به معنای واقعی آن باشیم، ابتدا باید رسانه داشته باشیم و بعد تا آ‌ن‌جا که ممکن است رسانه‌ها باید توسط مردم مدیریت و طراحی شوند.

«کاشانه» یک رسانه دولتی بود که فقط آمده‌بود تا نقش متولیان شهرداری کاشان را آن‌گونه که خودشان دلشان می‌خواست نشان دهد. به همین دلیل حالا حالاها کاشان تاوان این خطا را خواهد داد.

توقف ادامه این برنامه از طرف هرکس که باشد، یک کار درست و ارزش‌مند بوده و امیدواریم که این توقف موقتی نباشد.
عیب می جمله گفته شد، حسن آن نیز بگویم که طراحی ارزش‌مند، مدل رسانه‌ای قوی، و اجرای عالی کارگزاران فنی این برنامه بسیار عالی و ارزش‌مند بود و جای امیدواری است که این‌ مجموعه همین طراحی و تجربه قوی را در راستای تریبون و رسانه مردم با مدیریت خودشان فعال کنند.
منتشرشده در مشکات آنلاین این‌جا