بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘عبدالله نوری’

حلالیت‌طلبی فضیلتی فراموش‌شده

در روانشناسی از فاکتور و متغییری تحت عنوان «اثر جمع» صحبت می‌شود که بر مبنای آن، اکثر رفتارها متاثر از تاثیر کنش‌ها و رفتار غالب است و «رفتار غالب» هم عموما رفتاری است که یک شخص انجام می‌دهد و راه را باز می‌کند و بقیه هم همان را راه ادامه می‌دهند و آن رفتار می‌شود غالب، و بقیه افراد ناخودآگاه بر اساس همان رفتار غالب تصمیم می‌گیرند و رفتار می‌کنند.

به عنوان مثال، اگر در یک جمع خودمانی از همه بخواهند خاطره تعریف کنند، عموما خاطره‌ها به سمت شباهت با خاطره‌ای می‌رود که نفر اول تعریف می‌کند. یعنی به محض این‌که نفر اول خاطره‌‌اش را تعریف کرد، بقیه در ذهنشان دنبال خاطره‌ای با مختصات مشابه همین خاطره می‌گردند و در نوبت خودشان همان خاطره مشابه را تعریف می‌کنند.

این قاعده قابل تعمیم به اعلب تصمیم و رفتارهای اجتماعی است و حتی می‌تواند قاعده‌ای برای موج‌سازی‌های اجتماعی باشد.

دقت کنیم! وقتی در شبکه‌های اجتماعی، عکس یا گزارشی از یک کودک‌آزاری منتشر می‌شود، نخست این‌که این عکس یا گزارش به خاطر بار هیجانی و احساسی آن، بلافاصله در تیراژ وسیع منتشر، و در ادامه موجی از از تنفر از کودک‌آزاری همه جامعه را فرا می‌گیرد و در سایه آن برخی مشکلات دیگر اجتماع که شاید برجسته‌تر و دارای اولویت بیشتری باشد، به حاشیه رانده‌شده و نادیده می‌ماند.

همین قاعده در جوامع استبدادی، ابزار مهندسی افکار عمومی است. یعنی مثلا وقتی جامعه استبدادی می‌خواهد توجه افکار عمومی را از ظلمی منحرف کند، موضوعی هیجانی که قابلیت جذب افکار عمومی را دارد، جعل و طراحی‌می‌کند، و به محض این‌که توجه افکار عمومی، به سمت موضوع جعلی جلب شد، حالا در سایه آن، هدف غیرانسانی و ظالمانه خود را، بدون مانع پیش می‌برند.

همه این مقدمه را گفتم برای پرداختن به خبر خیر و ارزشمند و بسیار مهم «طلب حلالیت آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی» از «سیدمحمد خاتمی.»

می‌خواهم بگویم آنچه امروز برجسته و درشت و مهم است، این وجه از شخصیت این استاد اخلاق حوزه است، که باید به آن بها، و آن‌را شایسته و برجسته مورد توجه و عنایت قرارداد و از نتایج خیر بسیار عالی آن بهره فراوان برد.

بسیار مهم است در شرایطی که اقلیتی ذی‌نفوذ در کشور در تلاش برای ایجاد محدودیت و دمیدن در طبل توخالی خطاهای «خاتمی» هستند، ناگهان استاد اخلاق حوزه، از «خاتمی» طلب حلالیت می‌کند.

در این فقره، صرف شخصیت «خاتمی» مهم نیست. البته شخصیت کسی که از ایشان طلب حلالیت کرده، با توجه به وزن و جایگاه شخصیتی ایشان، و از طرفی کسی که ایرادهای بسیاری را متوجه شخص خاتمی و دوره ریاست جمهوری وی کرده، قابل اعتنا و توجه است.

مهم‌تر از شخصیت‌ها، توجه به فضیلت اخلاقی کم‌رنگ یا فراموش‌شده، «حلالیت طلبیدن» و خود را خیرمطلق نپنداشتن و ندیدن است. فضیلتی که اگر اندکی مورد توجه و عنایت جامعه قرار بگیرد، بدون تردید، خیلی از سوء‌تفاهم‌ها و به‌دنبال آن کدورت و کینه‌ها که هزینه‌ها بر دوش نظام و کشور می‌گذارد، مرتفع خواهد شد.

گام نخست و خشت اول عمارت زیبای کدورت‌زدایی و حلالیت‌طلبی را آیت‌الله «محی‌الدین حائری شیرازی» برداشته. حالا نوبت دیگران است که به استقبال آن رفته و این کار را برجسته و ارزش‌مند معرفی، و ضمن تقدیر از اقدام مومنانه آیت‌الله «حائری»، فضایی بوجود آورند، تا «طلب‌حلالیت» و مهربانی رفتار غالب شود و نامهربانی و ترس از قضاوت جامعه و هراس از برخی واکنش‌ها، به حاشیه برود.

بدون شک خیلی از آدم‌ها در سطح آیت‌الله «حائری»، و بالاتر یا پایین‌تر هستند، که مرور زمان به آن‌ها ثابت کرده که؛ برخی اخبار در مورد خیلی‌ها، صحیح نبود و کذب بوده است. همین اخبار کذب هم باعث و بانی واکنش و رفتار خطایی شده است که اغلب بر خطا‌بودن آن واقفند. اما «جو روانی» غالب، جو روانی عکس رفتار آیت‌الله حائری است.

حالا که آیت‌الله «حائری» گام نخست را برداشته و خاطره تلخ نخستین را به شیرینی تعریف‌کرده، راه برای گسترش حلالیت و بخشش و در سایه آن گسترش وسیع آرامش و سکینه و اعتماد و ترمیم خطاها باز شده است.

آیا «سید محمد خاتمی» چراغ دوم این راه را روشن خواهد کرد و نفر دومی خواهد بود که در تکمیل راه گشوده استاد اخلاق، از یک نفر حلالیت بطلبد؟

پی‌نوشت: چندی پیش، عبدالله نوری هم در اقدامی مشابه از خیلی از رفتار گذشته خود به نوعی طلب حلالیت کرده بود.

 منتشرشده در زیتون این‌جا

هرج‌و‌مرج استفاده از لقب‌ها و عنوان‌ها در رسانه‌های ایران

«دکتر»، «مهندس»، «آقا»، «خانم»، «حجت‌الاسلام والمسلمین»، «آیت‌الله»، «حضرت آیت‌الله‌العظمی»، «رهبر معظم»، «شاهنشاه»، «شاهزاده» و … عناوینی است که در اخبار روزانه بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند، و مخاطبان آن را بارها شنیده‌اند. اما از نظر اصول روزنامه‌نگاری چه میزان کاربرد این عناوین درست است؟
آیا در روزنامه‌نگاری دنیا چنین عناوینی کاربرد دارند؟ آیا در روزنامه‌نگاری ایران، رسانه‌های مکتوب، تصویری و یا سایت‌های خبری آیین‌نامه‌های نگارشی دارند یا نه؟

شاید این روزها بسیاری از روزنامه‌نگاران با این موضوع روبه‌رو شده‌اند که مصاحبه‌شونده‌های آن‌ها در برخی موارد انتظار دارند که عنوان‌های «دکتر» و «مهندس» را که نشان‌دهنده میزان تحصیلات آن‌هاست، حتما در خبر ذکر کنند.

بررسی موردی رسانه‌ها، چه در پیش از انقلاب اسلامی ایران و چه در دوران فعلی، نشان می‌دهد که اصول مشخصی در این زمینه رعایت نمی‌شده و نمی‌شود. برخی رسانه‌ها از نوشتن برخی عناوین مانند «آقا»، «خانم» و یا «دکتر» و «مهندس» پرهیز می‌کنند. اما درج برخی دیگر از عناوین تبدیل به بخشی از روزنامه‌نگاری کشور شده است.
به‌طور مثال پیش از انقلاب، عنوان «اعلیحضرت» کاربرد فراوانی در رسانه‌ها داشت که بعد از انقلاب این کاربرد با تغییر حکومت، تبدیل به «رهبر معظم» شده‌است.

و یا عنوان «آیت‌الله» در رسانه‌های قبل از انقلاب، بعد از انقلاب و حتی رسانه‌های خارجی به بخش جدانشدنی از اسم آیت‌الله ذکرشده در خبر تبدیل شده است.

در حال حاضر، تنها چند رسانه ایران، آیین نگارش مخصوص خود دارند، اما آیین‌نامه نگارشی مشخص، معمولا موضوعی غریب در رسانه‌های کشور است.
در گذشته، نمونه قابل‌توجه این آیین‌نامه در روزنامه‌های «جامعه» و «توس» مشاهده شده‌است. آیین‌نامه‌هایی که روزنامه‌نگاران را از نوشتن برخی عناوین و القاب منع می‌کرد.

روزنامه جامعه و حذف القاب و عناوین
«مرتضی کاظمیان» روزنامه‌نگار مقیم فرانسه از افرادی است که در روزنامه‌های اصلاح‌طلب از جمله «جامعه» و «توس» فعالیت داشته است. او در گفت‌و‌گو با سایت «خبرنگاران ایران» در پاسخ به این سوال که در زمان فعالیتش در ایران، چقدر به آیین نگارشی واحد، مخصوصا در نحوه برخورد با عناوین و القاب توجه می‌شد، می‌گوید: «پاسخ به این پرسش آسان نیست؛ چون نشریه‌های مختلف، رویکرد متفاوتی داشتند. بسته به اهمیتی که سردبیری برای خروجی نشریه ـ از نظر ادبی و آیین نگارش و ویرایش ـ قائل بود، محصول فرق می‌کرد. به‌عنوان نمونه، در روزنامه «جامعه» و «توس»، مطالب پس از گذشتن از فیلتر دبیر سرویس، از زیر چشم‌های تیزبین و قلم‌های توانمند آقایان «حسین قندی» و «مسعود شهامی‌پور» عبور می‌کرد. یا در روزنامه‌ی «خرداد» و «فتح»، آقای «نصرالله حدادی» و یک یا دو ویراستار دیگر، مسئولیت یک‌دست‌سازی مطالب را برعهده داشتند. این‌ها، مستقل از دستورالعمل (آیین نگارش)ی بود که به سرویس‌ها و روزنامه‌نگاران داده شده بود تا محصول روزنامه، یک‌شکل باشد و فاقد ناهماهنگی و و نیز واجد متن ویرایش نشده و شامل غلط فاحش.»

از این روزنامه‌نگار درباره القاب و عناوین هم سوال می‌پرسم. می‌گوید: «اگر اشتباه نکنم، این‌که از پیشوندها و القابی چون دکتر و مهندس و حجت‌الاسلام در اخبار استفاده نشود، دست‌کم در روزنامه‌های موج نخست اصلاحات، از روزنامه «جامعه» آغاز شد. در مورد رهبر جمهوری اسلامی و مراجع تقلید البته قصه فرق داشت. پیشوند «آیت‌الله» به‌خاطر حساسیت موضوع و نیز تاکید مستقیم و غیرمستقیم در قانون مطبوعات، و پرهیز از درگیر‌شدن با دادگاه مطبوعات به ریاست قاضی مرتضوی، استفاده می‌شد.»

استثنایی در خبرنویسی ایران
از سوی دیگر درباره رهبر ایران، علاوه بر استفاده از پیشوند «آیت‌الله»، در کلاس های خبرنویسی از ابتدا به روزنامه‌نگاران یادآور می‌شوند که باید در تنظیم اخبار مربوط به رهبر ایران، از افعال جمع استفاده شود. حتی در برخی آیین‌نامه‌های نگارشی این موضوع لحاظ شده است به طوری‌که خبرگزاری «پانا» (دانش‌آموزی) در آیین‌نامه نگارشی خود آورده است: «افعال برای مقام معظم رهبری جمع به کار برده می‌شوند(مقام معظم رهبری… فرمودند: …).»
این خبرگزاری درباره سایر مراجع تقلید نیز نحوه نگارش را این‌گونه توضیح می‌دهد: «در مورد سایر آیات و مراجع؛ لقب آن‌ها تنها در پارگراف اول به‌کار می‌رود و افعال نیز به صورت مفرد استفاده می‌شود. (آیت‌الله ……….. در اختتامیه کنگره «نقش معنویت در نبرد ناهمطراز» … اظهار داشت: … وی ……… تصریح کرد: …….)»

حذف القاب و عناوین و برابر شدن تمامی شهروندان
گرچه در رسانه‌های کشور بی‌نظمی در ذکر یا حذف عناوین و القاب مشاهده می‌شود، اما در کتاب‌های روزنامه‌نگاری و خبر‌نویسی اغلب به حذف عناوین و القاب اشاره شده است. هم‌اکنون این سوال پیش می‌آید که دلیل حذف عناوین و القاب در خبر چیست؟

کاظمیان به دوره اصلاحات برمی‌گردد و می‌گوید: «چنین مواجهه‌ای، به خروجی منقح و یک‌پارچه‌ی مطبوعات موج نخست اصلاحات، کمک کرد. همچنین باعث تکان فرهنگی مهمی در جامعه شد. این‌که عنوان و مدرک، واجد اهمیت نیست؛ و اعتبار سخن و منزلت افراد به وزین و دقیق و علمی و منطقی و اخلاقی بودن سخن و کردار ایشان است. شهروندان بیش از پیش، «برابر» شدند و این در تغییر نگرش جامعه به عنوان و مدرک، بی تأثیر نبود.»

او معتقد است که «وجود چنین دستورالعمل‌هایی در نشریه‌ها و رسانه‌ها، نه‌تنها مفید که به باور من ضروری است. چراکه چندگونگی برخورد با واژه‌ها و تعابیر، برای مخاطب سرگشتگی به‌همراه خواهد داشت. چه در نحوه‌ی نگارش، و چه در استفاده از عناوین. وقتی خروجی یک رسانه، یک‌دست نباشد، اطلاع‌رسانی بی‌طرفانه و مستقل را نیز مورد سئوال قرار خواهد داد. این پرسش خود‌به‌خود مطرح خواهد شد که چرا در فلان مورد از عنوان «دکتر» استفاده شده و در جایی دیگر از عنوان «مهندس» استفاده نشده است.»

رهبر معظم یا رهبر انقلاب یا مقام رهبری
این روزنامه‌نگار در توضیح بیشتر ضرورت حذف عناوین و القاب در خبر می‌گوید: « نام و نام خانوادگی، توضیح دهنده‌ی عوامل خبر است. البته اگر نیاز به توضیحی وجود دارد، می‌توان در متن خبر افزود که ایشان مثلا دانش‌آموخته‌ی فلان رشته است. آن‌هم اگر ارتباطی با خبر پیدا می‌کند و نگاه یا داوری فاعل را ایضاح می‌کند. دیری است که استفاده از القاب و عناوین در معتبرترین روزنامه‌ها و نشریه‌های جهان، منتفی شده است، و به نظر می‌رسد با اشتیاقی که برای «مدرک» برای کسب منزلت و ارتقاء شغلی در ایران به‌وجود آمده، و نزدیکان حکومت از آن برای به حاشیه‌راندن «غیرخودی»ها سوء‌استفاده می‌کنند، بی‌توجهی در استفاده از القاب و عناوین خود، خدمت و لطفی به جامعه‌ی ایران امروز است.»

او به مصداقی در روزنامه «خرداد» اشاره می کند و می‌گوید: «اگر اشتباه نکنم، روزنامه‌ “خرداد” حتی در توصیف رهبر جمهوری اسلامی، برای نخستین بار به جای استفاده از تعابیری چون «رهبر معظم انقلاب» یا «رهبر انقلاب»، از عنوان «مقام رهبری» استفاده کرد که البته جز به اراده و شجاعت مدیر مسئول آن (عبدالله نوری) ممکن نبود.‌»

القاب و عناوین در رسانه‌های دنیا
سوال دیگری که در این موضوع مطرح می‌شود، نحوه نگارش عناوین و القاب در رسانه‌های دنیاست.
تقریبا تمام رسانه‌های معروف دنیا، آیین‌نامه نگارشی خاص خود را دارند. به طور مثال خبرگزاری آمریکایی «آسوشیتدپرس» قوانین و آیین‌نامه های سخت‌گیرانه ای برای نگارش اخبار و گزارش دارد. به‌طوری‌که حتی نحوه استفاده از حروف اختصاری و حتی جزیی‌ترین عنوان‌ها و القاب نیز در این آیین‌نامه ذکر شده است.

به طور مثال، عناوین رسمی به‌طور مستقیم و با حروف بزرگ (در زبان انگلیسی) قبل از نام فرد استفاده می‌شوند. مثلا گفته می‌شود: رئیس‌جمهور بوش (President Bush).

عناوین رسمی هم به عناوینی گفته می‌شود که صلاحیت و اختیارات فرد را نشان دهد. (مانند رئیس جمهور) یا آن عنوان که مرتبط با فعالیت حرفه‌ای و یا دانشگاهی اوست، مانند سناتور یا دکتر که قبل از اسم فرد قرار می‌گیرند. برخی عناوین نیز برای تاکید بر حرفه می‌آید مثلا قبل از ذکر نام فرد گفته می‌شود ستاره سینما یا فضا‌نورد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس برای عناوین آداب‌منشانه مانند «خانم» و «آقا» که بیشتر نشان‌دهنده احترام هستند قوانین خاصی دارد و آن‌ها را در خبر حذف می‌کند. ولی در این بین چند استثنا وجود دارد. اگر این عناوین (در زبان انگلیسی برای خانم‌ها سه عنوان Mrs., Miss ،Ms. استفاده می‌شود) در نقل‌قول مستقیم ذکر شوند، ایراد ندارد یا وقتی که جنسیت فرد با نام کوچیکش قابل تشخیص نیست، می توان از «خانم» یا «آقا» استفاده کرد.

در عناوین و القاب نظامی، تنها رتبه نظامی فرد با حروف بزرگ انگلیسی، یک‌بار آورده می‌شود و در ادامه مطلب، تنها نام خانوادگی فرد ذکر می‌شود.

برای خانواده‌های سلطنتی و اشراف‌زادگان نیز مشکلاتی در عنوان‌ها و لقب‌های آن‌ها وجود دارد چرا که آن‌ها با این لقب‌ها شناخته شده‌اند، نه فقط با اسامی اصلی خودشان. بنابراین در نگارش مطالب رسانه‌ای آسوشیتدپرس، آن‌ها را به طور مثال «ملکه الیزابت دوم» مورد خطاب قرار می‌دهند.

«دکتر» زمانی به عنوان یک عنوان رسمی قلمداد می‌شود که قبل از نام فردی قرارگیرد که به‌طور مثال دکتر دندانپزشک، یا جراح یا پزشک عمومی و … باشد. یعنی هر فردی که مدرک دکترا داشته باشد، با این عنوان در خبر خطاب قرار نمی‌گیرد. در القاب مذهبی هم تنها در نخستین ارجاع به طور مثال قبل از اسم فرد کلمه «کشیش» قرار می‌گیرد.

آیین نگارش مطالب در روزنامه گاردین
«سعید کمالی دهقان»، روزنامه‌نگار ایرانی در روزنامه انگلیسی «گاردین» است. او درباره نحوه و آداب نگارش مطالب در این روزنامه انگلیسی‌زبان به سایت «خبرنگاران ایران» می‌گوید: «در روزنامه گاردین یک استایل بوک (دفتر استایل) داریم که باید طبق آن نگارش مطالب را رعایت کنیم.»

او مصداق‌هایی در این زمینه ذکر می‌کند و می‌گوید: «در روزنامه گاردین در نوشتن خبر و گزارش هیچ وقت از القاب افراد استفاده نمی‌شود. مثلا می نویسیم حسن روحانی و نه دکتر حسن روحانی یا آقای حسن روحانی. در گاردین بلااستثنا برای هیچ کسی از القاب استفاده نمی‌کنیم.»

این روزنامه‌نگار به استثناهایی هم اشاره می‌کند: «البته یه سری القاب سلطنتی در انگلستان وجود دارد که در مورد نگارش آن‌ها استثناهایی ایجاد می‌شود. مثلا «کاترین اشتون» را خیلی اوقات می نویسیم «لیدی اشتون» یا «بارانوس اشتون». اما گاهی هم همان «کاترین اشتون» می‌نویسیم.»

وی اضافه می‌کند: «اما در نوشتن سرمقاله (منظورم از سرمقاله مطلبی است که بدون ذکر اسم نویسنده منتشر می‌شود و صدای روزنامه است) از القاب استفاده می‌کنیم. مثلا می‌نویسم آقای روحانی. این سبک نگارش در گاردین است و روزنامه با روزنامه فرق‌هایی وجود دارد. مثلا «نیویورک تایمز» که روزنامه‌ای آمریکایی است اغلب از القاب در نوشتن خبر و گزارش‌ها استفاده می‌کند.»

بررسی رسانه‌های ایران در نحوه نگارش القاب و عناوین
بررسی موردی رسانه‌های ایران، چه در سال‌های دور و چه در همین روزها، از هرج و مرج نوشتاری نشان دارد.

برشی از روزنامه اطلاعات در تاریخ ۱۹ تیر سال ۱۳۴۴، نشان می‌دهد، این هرج و مرج و نداشتن قاعده در نوشتن در سال‌های دور بیشتر نمود داشته است و شاید بتوان گفت که سبک نوشتاری آن سال‌ها این‌گونه بوده است:

بررسی این روزنامه در چند تاریخ مختلف نشان داده است که ذکرکردن القاب و عناوین «آقا»، «خانم»، «دکتر»، «مهندس» و … جزو جدانشدنی اخبار این رسانه بوده است.

اما اگر از آن سال‌ها فاصله بگیریم و به همین روزها برسیم، بررسی دو طیف روزنامه‌های اصلاح‌طلب و اصول‌گرا نشان می‌دهد، روزنامه‌های اصلاح‌طلب در رعایت‌کردن برخی قواعد نگارشی منظم‌تر هستند. به طور مثال گرچه در روزنامه «شهروند» که نزدیک به هلال احمر است، گاهی ناهماهنگی‌های نگارشی وجود دارد، اما این روزنامه نسبت به روزنامه «کیهان» از نظم نگارشی مناسب‌تری برخوردار است.

بررسی روزنامه «شهروند» در روز شنبه ۷ دی ۱۳۹۲، نشان می‌دهد در دو خبر متفاوت درباره «حسن روحانی»، رئیس جمهور ایران، یک خبر با عنوان «دکتر» منتشر شده است و در خبر دیگر این عنوان آورده نشده و تنها به نام رئیس جمهور اکتفا شده است.

یا در بررسی یک هفته‌ای این روزنامه مشخص شد که ذکر القابی مانند «سردار» یا «حجت‌السلام» بخشی از آیین نگارشی این روزنامه محسوب می‌شود.

اما در روزنامه «کیهان» وضعیت متفاوت است. بررسی این روزنامه نشان می‌دهد که هرج و مرج نگارشی در این روزنامه بسیار مشهود است. اما به نظر می‌رسد در چند مورد توافق نگارشی وجود دارد. به طور مثال در بررسی یک هفته‌ای این روزنامه مشخص شد که اغلب «حسن روحانی» با پیشوند «حجت‌السلام» ذکر می‌شود و درباری رهبر ایران ، حتما واژه‌های پر از احترام و حتی تملق‌آمیز مشاهده می‌شود.

در خبرهای اختصاصی این روزنامه از شهرستان‌ها، ناهماهنگی در ذکر القاب دیده شده است. القاب و عناوین در برخی خبرها حذف شده‌اند اما در برخی دیگر ذکر شده‌اند.

خبرگزاری‌های فارس، مهر و ایسنا
خبرگزاری های فارس، مهر و ایسنا از جمله خبرگزاری‌هایی بودند که مورد بررسی قرار گرفته‌اند. گرچه حذف برخی القاب و عناوین در این خبرگزاری‌ها رعایت می‌شود و این موضوع غالب است اما در برخی موارد مخصوصا در ایسنا، این ناهماهنگی وجود دارد.

سایت‌های خبری؛ تغییر نگارش با توجه به فرد
در ارتباط با سایت‌های خبری هم، نکته قابل توجه، وابستگی آن سایت به شخصیت خاصی است که باعث تغییر در نحوه نگارش خبر می‌شود.

به طور مثال سایت «فردا نیوز» نزدیک به شهرداری تهران در خبرهای اختصاصی درباره «محمدباقر قالیباف» از او با عنوان «دکتر» نام می‌برد. یا سایت خبرگزاری مجلس در اکثر خبرهای مربوط به «علی لاریجانی» رئیس مجلس، او را «دکتر» خطاب می‌کند در حالی‌که خبرهای مربوط به نمایندگان دیگر مجلس با نام و نام خانوادگی آن‌ها منتشر می‌شود.
سایت های مربوط به جنبش سبز مانند سایت «کلمه» یا «جرس»، خبرهای مربوط به «میرحسین موسوی» را با پیشوند «مهندس» منتشر می‌کنند و یا «زهرا رهنورد» با عنوان «دکتر» همراه است. سایت تابناک نزدیک به «محسن رضایی» دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در خبرهای اختصاصی خود، او را «دکتر» خطاب می‌کند.

به نظر می‌رسد، فقدان آیین‌نامه نگارشی در رسانه‌های کشور باعث نوعی هرج و مرج نگارشی شده است. نحوه نگارش بنا به سلیقه خبرنگار رسانه تغییر می‌کند و یکسان‌سازی مطالب معمولا انجام نمی‌شود. از سوی دیگر این انتظار در برخی شخصیت‌هایی که از آن‌ها در خبر نام برده می‌شود، ایجاد شده است که اگر کسی آن‌ءها را با لقب دکتر یا مهندس خطاب نکند، او در سطح پایینی قرار دارد در حالی‌که به نظر می‌رسد فردی که به‌طور مثال دکترای علوم سیاسی دارد، این عنوان فقط یک مرتبه علمی است و کاربرد آن فقط به محیط‌های دانشگاهی و علمی محدود می‌شود.

منبع: سارا محسنی سایت خبرنگاران ایران

نامه سرگشاده ریگ به «مهدی کروبی»

اصلا آدم باید متفاوت باشد. تنوع‌طلب. بعضی می‌گویند بهترین شناگر، شناگری است که زود‌تر از دیگران خود را به خط پایان برساند. من می‌گویم نه! بهترین شناگر شناگری است که خلاف جهت آب یا رود یا سود یا بازار و یا خلاف خیلی چیزهای دیگر شنا کند.

من با خود اندیشیدم چه‌گونه می‌توانم بهترین شناگر باشم؟ رفتم لب رودخونه دیدم خروس می‌خو… (ببخشید حواسم پرت شد) رفتم کنار رودخانه ببینم جهت آب کجاست، دیدم آقای «مهدی کروبی» دارد ابوعطا می‌خواند، آقای «جنتی» دشتی، آقای «محتشمی» که خارج از دستگاه بود.
بگذریم. خلاصه این‌که دیدم همه می‌خوانند، الا یک سید نورانی بزرگ‌وار که یک عبای نقره‌ای هم پوشیده و هیچ نمی‌گوید. اما همه هی نامه سرگشاده می‌نویسند که چرا تو نمی‌خوانی؟ و او جواب می‌دهد که:
«اگر از جانب معشوق نباشد کششی/کوشش عاشق بیهوده به جایی نرسد»
و در این میان «مهدی‌خان کروبی» مانده‌است بی‌نامه سرگشاده. مانند «ارشمیدس» که از خوشحالی کشف علمی‌اش فریاد یافتم یافتم سر می‌داد، دلم قنج می‌رفت که خلاف مسیر آب یا رود یا سود یا بازار یا… را یافتم: حالا که همه در مسیر رود اصلاحات، به «خاتمی» نامه سرگشاده می‌نویسند، من خلاف این مسیر به آقای «کروبی» نامه سرگشاده می‌نویسم.

زود دست به کار شدم. حالا این شما و این هم نامه سرگشاده ریگ به آقای «مهدی کروبی»:
جناب آقای «مهدی کروبی» دبیر محترم کل حزب محترم «اعتماد ملی»! سلام.
امیدوارم حال شما و آقای «منتجب‌نیا» و آقای «گرامی‌مقدم» و آقای «افخمی» و همه مردمی که دلشان برای ماهی ۵۰ هزار تومان صدقه‌سری جنابعالی تنگ شده‌است خوب باشد.

چون می‌دانم که برای شما صندلی قرمز ریاست مجلس نهم از احوالات ما مهم‌تر است، ضمنا شما کارهای مهم زیادی دارید، حواس مبارک صامعه و باصره و … جنابعالی را به گفتن احوالات خودم نرنجانم و یک‌راست بروم سر اصل مطلب:

آقای «کروبی» من و خیلی زیاد از مردم از این‌که فهمیدیم شما می‌خواهید رییس‌جمهور ما شوید و رسما کاندیداتوری خود را برای انتخابات ریاست‌جمهوری آتی اعلام نموده‌اید، خیلی خوشحال شدیم. می‌دانی چرا؟ به خیلی دلایل.

اولا همه می‌دانند شما از پیش‌رو‌ترین نیروهای این نظام هستید و هیچ مقامی حتی «دادگاه ویژه روحانیت» هم نمی‌تواند کوچک‌ترین گیری به شما بدهد. کما این‌که تاکنون نتوانسته. اما یک سری نیروی بی‌سواد مثل «اسداله بیات زنجانی»، و بی‌عرضه مثل «عبدالله نوری»، و با سابقه مبارزاتی بسیار کم مثل «موسوی خویینی‌ها» که عمرا سواد و عرضه و سابقه جنابعالی را ندارند، را‌به‌را ماشین قراضه‌شان جلو ساختمان «دادگاه ویژه روحانیت» پارک است. تازه اگر هم بخواهند رییس‌جمهور شوند، عرضه رد شدن از صافی معروفه را ندارند.

نکته جالب این‌که چون خودشان چنین عرضه‌ای ندارند، آمده‌اند به یک بی‌عرضه‌تر از خود «محمد خاتمی» گفته‌اند کاندیدا شود. زهی خیال باطل. از آن صافی معروف فقط یک نفر اصطلاحا اصلاح‌طلب (بین خودمان باشد من که می‌دانم شما نیستی اما پزش را می‌دهی) رد می‌شود و آن‌هم کسی نیست جز «مهدی‌خان کروبی».

دوما: هیچ کاندیدایی مثل شما شانس نداشته که کهنه‌کار‌ترین روزنامه دولتی ایران «کیهان» و روزنامه دوست و برادر «رسالت» این‌همه از کاندیداتوری‌اش خوشحال شوند.
باور نمی‌کنی مطالب همین دو ماه اخیر این دو روزنامه را بخوانی باور می‌کنی.

سوما این‌که: اگرچه همه پیش‌بینی‌ها و نظرسنجی‌ها در سطح بیت و حوزه مشاوران می‌گویند که: مردم می‌خواهند آقای دکتر «احمدی‌نژاد» یک دوره دیگر باشد، اما ما همه می‌دانیم که مرد بزرگی مثل شما نه‌تنها نظر‌سنجی و پیش‌بینی و رمالی و….. را قبول ندارد، بلکه اصلا نظر را قبول ندارد. شاهد زنده می‌خواهی: مجلس ششم حضرتعالی خیلی راحت نظر اکثریت مجلس در مورد لایحه «اصلاحیه قانون مطبوعات» را به راحتی آب خوردن رد کردی. آن‌روز بعضی‌ها فکر می‌کردند شما با اصلاحیه‌اش مشکلی داری اما کور خوانده بودند که شما با اصل آن یعنی «قانون» مشکل داری.

چهارما این‌که: بعضی‌ها فکر می‌کنند شما که به این زودی فعالیت‌های انتخاباتی را شروع کرده‌ای برای ریاست‌جمهوری آینده به میدان رقابت آمده‌ای. اما بین خودمان باشد فقط من می‌دانم شما برای صندلی نمی‌دانم چه رنگی ریاست‌جمهوری ارزشی قایل نیستی و این کورس زودهنگام برای فتح سنگر «ریاست مجلس نهم» و صنلی قرمز رنگ آن است.

زیاده عرضی نیست. این‌که بعضی از بندهای نامه که می‌بایست بین خودمان باشد، چرا در این نامه سرگشاده عنوان شد خودتان بعد از ریاست برای خلایق می‌توضیحید.
الاحقر: ریگ بیابان