بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘خشونت’

جوخه‌های آتش را خاموش کنیم

۲۰ خرداد ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

«هوشنگ گلشیری» در «کراوات سرخ» می‌خواهد بگوید: در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که ناخواسته و نادانسته همه «بپّای هم» هستیم، و این نادانستگی تا آن‌جایی است که نمی‌دانیم این گزارش‌ها را برای چه کسی، به سفارش چه کسی و برای چه هدفی می‌نویسیم.

«کراوات سرخ» دارد دوران خودش را روایت می‌کند. دوران شاید دهه ۴۰ و اوج خفقان و سانسور و جاسوسی.
آن‌چه گلشیری می‌خواهد برجسته نشان بدهد، توهم قدرت جاسوسانی است که وجود ندارند، ولی خیلی تبلیغ‌شان می‌شود و به‌نوعی در ذهن قربانیان همین جاسوسان بازتولید و تکثیر می‌شوند و بعد همه باور می‌کنند که باید از همه درها و دیوارها ترسید که موش و گوش دارند.


«کراوات سرخ» اما روایت همین الان ماست. تنها تغییر آن‌ این‌است که رنگ کراوات از «سرخ» تبدیل به چهارخانه سفید و سیاه شده، آدم‌ها یا سیاهند یا سفی. یعنی همین الان من فکر می‌کنم که شمای خواننده دارید مرا می‌پایید و شما هم فکر می‌کنید من نویسنده دارم شما را می‌پایم و جالب است که هردو نمی‌دانیم برای که و برای چه، هم‌دیگر را می‌پاییم.

من می‌خواهم این حس را از یک پاییدن و پپیش‌داوری بالاتر ببرم. اگر در زمان مرحوم گلشیری و دهه‌ای که کراوات سرخ نوشته شد، حس می‌شد که همه درحال پاییدن و داوری هم‌دیگر هستند، الان نه فقط پیش‌داوری می‌کنند که دادگاه هم تشکیل می‌دهند و حکم را هم صادر و جوخه آتش را هم برپا می‌کنند.

«محمود دولت‌آبادی» به نشست افطاری رئیس جمهور رفت، اگر حرفی هم نمی‌زند، با حضور خودش با آن کراوات سرخ در آن ضیافت همه حرف‌ها را زده بود. حالا که خیلی حرف‌ها را هم زده است.

ماهم او را دادگاهی و محکوم کردیم. اما شاید بشود جوخه‌های آتش را یکی یکی خاموش کنیم. خاموش نکنیم، به‌زودی دامان خودمان را خواهد گرفت.

چراغِ من [ما] در ایران می‌سوزد.

منتشرشده در زیتون این‌جا

 

خطای گذشتگان مجوز خطا نیست

«آمدنیوز» دارد با بازخوانی خشونت‌های انقلاب ۵۷، معترضین به وضعیت فعلی را به تکرار اشتباهات گذشته ترغیب می‌کند، و در برابر توصیه به آرامش و حفاظت از اموال عمومی که توسط همه گروه‌های سیاسی، حتی مخالفین نظام توصیه می‌شود، شعار «رطب خورده کی منع رطب کند» را تکرار، و با این شبیه‌سازی‌ها برای خشونت و تخریب اموال عمومی بهانه نجویز می‌کند.

اولا؛ جمعیت غالب اتقلابیون ۵۷ هرچه از سال‌های نخست و شور و حرارت آن‌روزها فاصله گرفتند، آرام آرام اعلام‌کردند که رفتار خشونت‌آمیز آن‌روزها خطا بوده، و رسما اعتراف‌کردند اگر درک و بینش امروز را داشتند، ابدا آن رفتار از آن‌ها سر نمی‌زند.

اما فارغ از این‌ها، آیا اگر ۴۰سال پیش، کس یا کسانی خطایی را مرتکب شدند، مجوز خطای امروز شماست؟ کدام نمونه موفق از خشونت و تخریب اموال عمومی یا خصوصی در دنیا را سراغ دارید که به سعادت و آرامش بشر منجر شده‌باشد؟ شاید یکی دو مورد استثنا وجود داشته‌باشد، اما قاعده آنست که خشونت خشونت می‌آورد و با فرض این‌که گروهی با خشونت به موفقیتی دست‌یابند، بعید است بدون اعمال خشونت بتوانند آن‌را حفظ کنند. بنابراین اگر دنبال به‌دست‌آوردن آزادی و آرامش هستید، خشونت رهی به دهی نمی‌برد و یا فرض به‌دست‌آوردن آن، به‌قول خواجه رندان: «کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی‌ارزد.»

و باز از همه این‌ها گذشته، آیا تاریخ رو به جلو دارد یا عقب؟ اگر رو به عقب دارد که برگردید در غار زندگی کنید و تلگرام و اینستاگرام و سیاست را بگذارید برای آن‌ها که می‌خواهند با آرامش و در سایه تجربه دیگران، دنیای بهتری برای خود و دیگران بسازند.