بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘حسن روحانی’

جوخه‌های آتش را خاموش کنیم

۲۰ خرداد ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

«هوشنگ گلشیری» در «کراوات سرخ» می‌خواهد بگوید: در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که ناخواسته و نادانسته همه «بپّای هم» هستیم، و این نادانستگی تا آن‌جایی است که نمی‌دانیم این گزارش‌ها را برای چه کسی، به سفارش چه کسی و برای چه هدفی می‌نویسیم.

«کراوات سرخ» دارد دوران خودش را روایت می‌کند. دوران شاید دهه ۴۰ و اوج خفقان و سانسور و جاسوسی.
آن‌چه گلشیری می‌خواهد برجسته نشان بدهد، توهم قدرت جاسوسانی است که وجود ندارند، ولی خیلی تبلیغ‌شان می‌شود و به‌نوعی در ذهن قربانیان همین جاسوسان بازتولید و تکثیر می‌شوند و بعد همه باور می‌کنند که باید از همه درها و دیوارها ترسید که موش و گوش دارند.


«کراوات سرخ» اما روایت همین الان ماست. تنها تغییر آن‌ این‌است که رنگ کراوات از «سرخ» تبدیل به چهارخانه سفید و سیاه شده، آدم‌ها یا سیاهند یا سفی. یعنی همین الان من فکر می‌کنم که شمای خواننده دارید مرا می‌پایید و شما هم فکر می‌کنید من نویسنده دارم شما را می‌پایم و جالب است که هردو نمی‌دانیم برای که و برای چه، هم‌دیگر را می‌پاییم.

من می‌خواهم این حس را از یک پاییدن و پپیش‌داوری بالاتر ببرم. اگر در زمان مرحوم گلشیری و دهه‌ای که کراوات سرخ نوشته شد، حس می‌شد که همه درحال پاییدن و داوری هم‌دیگر هستند، الان نه فقط پیش‌داوری می‌کنند که دادگاه هم تشکیل می‌دهند و حکم را هم صادر و جوخه آتش را هم برپا می‌کنند.

«محمود دولت‌آبادی» به نشست افطاری رئیس جمهور رفت، اگر حرفی هم نمی‌زند، با حضور خودش با آن کراوات سرخ در آن ضیافت همه حرف‌ها را زده بود. حالا که خیلی حرف‌ها را هم زده است.

ماهم او را دادگاهی و محکوم کردیم. اما شاید بشود جوخه‌های آتش را یکی یکی خاموش کنیم. خاموش نکنیم، به‌زودی دامان خودمان را خواهد گرفت.

چراغِ من [ما] در ایران می‌سوزد.

منتشرشده در زیتون این‌جا

 

«وطن امروز» حرفه‌ای‌ترین روزنامه ایران امروز

در بین روزنامه‌های حال حاضر ایران، #وطن_امروز حرفه‌ای‌ترین روزنامه‌ای است که غالب استانداردهای حرفه‌ای در محتوی، دیزاین و طراحی صفحه نخست و صفحات داخلی، ستون‌بندی‌ها و خصوصا تیتر را رعایت می‌کند.

این موفقیت و حرفه‌ای‌بودن، آن‌جا بیشتر خود را نشان می‌دهد که خیلی روزنامه‌هایی بودند و هستند، که از بودجه کافی دولتی برخوردار بودند و دستان‌شان در جذب تکنسین‌های طراحی و نویسندگی و تیتر و … باز بود، اما هیچ‌گاه نتوانستند به اندازه این روزنامه حرفه‌ای و به‌روز روزنامه‌ خود را مدیریت کنند.


 تیتر روز گذشته این روزنامه که دقیقا انعکاس‌دهنده سیاست‌گذاری خاص و نگاه سیاسی متولیان آن‌است، با نیم‌نگاهی به شعار برجسته هواداران #حسن_روحانی در انتخابات اردیبهشت‌ماه گذشته که «با روحانی تا ۱۴۰۰» و به معنی استمرار دولت روحانی تا این سال بود، و اکنون با نگاهی به افزایش قیمت بنزین و با هدف تاثیرگذاری منفی بر احساسات هوادارن این رئیس‌جمهور تنظیم شده، فوق‌العاده حرفه‌ای و آوانگارد بود. مثل اغلب تیترهای این روزنامه.

یکی از کاربران #توییتر ادعا کرده این تیتر در تویتتر و همراه با #هشتگ #بنزین پیش از آن استتفاده شده، و «وطن امروز» تیتر را از توییتر برداشته است. اگرچه چنین امری بعید نیست، اما با توجه به این‌که این روزنامه و شورای تیتر آن یکی از قوی‌ترین شورای تیتر روزنامه‌های فعلی ایران است، و پیش از این بارها تیترهای قوی و حرفه‌ای تنظیم و منتشر کرده‌است، این مورد ابدا نمی‌تواند به عنوان نقطه‌ضعف در کار آنان تلقی و نمره منفی درکارنامه آن‌ها باشد. مگر تکرار موارد زیاد از این دست، یا نداشتن سابقه تیترهای خوب و حرفه‌ای قبلی.

«آلنده» و «فرانکو» آنقدر هم مستبد و جلاد نبودند

این مطلب را دقیقا ۴ سال پیش استاد «مرتضی مردیها» در واکنش به جمله معروف «حسن روحانی» در مناظره‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری دهم که گفته بود: «من سرهنگ نیستم، من حقوق‌دان هستم»،‌ روی فیس‌بوک خود با سرخط: «روبسپیر یک حقوقدان بود و بناپارت یک نظامی. دشوار نیست فهم اینکه کدامیک چه کرد.» منتشر کرد.

فهم این‌که تبلیغات و سیاست و زمان‌شناسی برای حمله به رقیب و بیشترین استفاده از کم‌ترین فضا، خاص فضای آن است و باید در کانتکست خودش مورد بررسی قرار بگیرد، کار دشواری و البته موضع و موضوع من برای بازنشر این نوشته و ارزش‌گزاری برای شخصیت حسن روحانی یا رقیب او نیست. موضوع من برای بازنشر این نوشته، اظهارنظر صریح استاد «مردیها»، خلاف یک باور عمومی و تقریبا پذیرفته‌شده تاریخی است که می‌شود گفت به‌نوعی تنفرزدایی می‌کند از دو شخصیت، که تاریخ نام آن‌ها را به عنوان دیکتاتور و مستبد ثبت‌کرده، در حالی که آقای «مردیها» معتقد است این قضاوت تاریخ نادقیق و ناشی از غلبه یک نحله خاص از روشنفکری چپ، بر روایت تاریخ است که تعمدا جریان درست را به نفع شوروی سوسیالیستی منحرف می‌کردند.

این‌که چه اندازه می‌تواند حق با استاد «مردیها» باشد، محل ماقشه است، اما این‌که جریان‌‌هایی خصوصا با استفادها از پروپاگاندای شوروی سوسیالیستی سابق، مسیر روایت و قضاوت تاریخ را به انحراف می‌کشیدند، محل مناقشه و شک نمی‌تواند باشد.

نوشته استاد مردیها دقیقا از روی فیس‌بوک ایشان:
در جریان مناظره ها هم یکی از کاندیداها با افتخار از این که نظامی نبوده سخن گفت. در حالی که آدمها (برای قضاوتهای مهم درباره آنها) به نظامی و غیرنظامی تقسیم نمیشوند، به خوب و بد (از نظر اخلاقی) و کارآمد و ناکارآمد (از منظر حرفه ای) تقسیم می شوند.
به مورد خاص ایران یا مصر در شرایط فعلی کاری ندارم. اما به لحاظ تاریخی مواردی که در آن نظامیان بسیار موفق تر از غیرنظامیان عمل کرده اند و حتی همچون یک نجات دهنده ظهور کرده اند کم نیست. از ژنرال رضا پهلوی تا ژنرال آتاتورک و حتی از ژنرال فرانکو (اسپانیا) تا ژنرال پینوشه (شیلی).
این ممکن است برخی را برآشوبد که چطور چنین چیزی ممکن است در حالی که شماری از ابرروشنفکران جهان (از آرتور کوستلر تا ارنست همینگوی) با حضور در اسپانیا و پوشیدن لباس سربازی علیه ارتش فرانکو جنگیدند تا از این افتخار تاریخی در دفاع از جمهوری مقابل دیکتاوری نظامی برخوردار شوند. همانطور که از زمان کودتای پینوشه علیه آلنده در شیلی، این واقعه همواره همچون دلیل قطعی و جامعی علیه جنایت امپریالیسم از طریق نظامیان کودتاگر ارائه می شده است. پاسخ من این است که آنچه در اسپانیا جمهوری خوانده میشد تلاش کمونیستها برای درست کردن حکومتی طرفدار شوروی در اسپانیا بود در حالی که فرانکو گرایشات مترقی و توسعه گرا داشت؛ چیزی نه چندان دور از این هم در شیلی بود. ولی غلبه گفتاری جریان روشنفکری به خوبی توانسته بود این حقایق را تا حدی وارونه جلوه دهد.
این هم البته جای تأمل دارد که سیاسیون حرفه ای از کوبیده شدن همردیفهای نظامی خود (که در شرایط خاصی ممکن است رقیب آنها باشند) بهره می برند. اما جا دارد که ما هوشیار باشیم. میزان، اخلاق و کارآمدی است نه اسم و عنوان. هیچ دلیلی در دست نیست که یک حقوقدان یا یک ادیب به صرف حقوقدان یا ادیب بودن، برای حکومت کردن، گزینة بهتری از یک ژنرال باشد. باید دلایل بیشتری ارائه کرد. روبسپیر یک حقوقدان بود و بناپارت یک نظامی. دشوار نیست فهم اینکه کدامیک چه کرد. از قضا نظامیان چون با واقعیت دست و پنجه نرم می کنند و مدیریت بحران کرده اند، بعضاً شانس بیشتری برای درک درد و درمان دارند تا بسیاری از کسانی که از مدرسه به کاخ ریاست می آیند.
کودتا واقعه خوبی نیست چون حکایت از یک بحران دارد. اما این به معنای آن نیست که وقوع کودتا همیشه یک خبر بد است. کودتا معمولا حکایت از ناکارآمدی دارد، حتی اگر حکومت وقت مشروع باشد. و ناکارآمدی گاه بهترین دلیل نامشروعیت یک مشروعیت ناتوان است.