فرهنگ مطالعه نیاز داریم نه پایتختی و نمایشگاه کتاب

 مرحوم استاد «باستانی پاریزی» ــ‌ که صدها سال باید سپری شود تا مادر دهر یکی شبیه او را بزاید ــ در کتاب مسطتاب «نوج جو دوغ گو» داستانی نقل می‌کند که شرح حال دقیق حال و روز امروز کاشان غم‌زده ماست که نمایش‌گاه کتاب و جشنواره کتاب کودک و نوجوان و پایتخت کتاب در آن نه […]

صبح زندان، عصر نخست‌وزیر

▪️هنگامی که «کلنل محمدتقی‌خان» در خراسان «قوام‌السلطنه» را دستگیر و روانه زندان تهران ساخت، همه اموال او را ضبط و همسرش را با یک گاری شکسته و بدون مستحفظ به تهران گسیل کرد. همسر قوام چون به شاهرود رسید، به رئیس‌الوزرای وقت‌ «سید ضیاء‌الدین طباطبائی» تلگراف کرده که عمل شوهرم به من مربوط نیست و […]

از مُدرس تا نمایندگان ما

 معروف است در زمان جنگ اول و تشکیل حکومت موقتی نظام‌السلطنه در غرب ایران که بالاخره منجر به مهاجرت بعضی اعضا‌ء کابینه حکومت موقت به اسلامبول شد. موقع حرکت در داخل ترکیه، چون تصمیم ناگهانی بوده،‌ جای کافی در قطار نداشتند. دولت عثمانی از جهت رعایت حال مهاجران و احترام به شخص مدرس، دستور داد […]

«الهیار صالح» و حزب خران

مرحوم «الهیار صالح» در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان وابسته اقتصادی ایران در آمریکا مشغول خدمت بوده‌است. آن مرحوم خاطره‌ای را در جمع تعدادی از دوستان اهل ادب از جمله مرحوم استاد «باستانی پاریزی» نقل می‌کند که من عینا از بیان استاد بازنقل (ترکیب فارسی ــ عربی اختراع خودمان تقریبا یعنی بازنشر) می‌کنم: «درست […]

هرکس باید کار کند

یادش به‌خیر مرحوم صنعتی (حاج اکبر کر) موسس پرورش‌گاه صنعتی کرمان، اصرار داشت هر کسی باید به‌اندازه خود کارکند، و به‌همین دلیل بچه‌های پرورش‌گاه را هنر یاد می‌داد که نقاش می‌شدند با نجار، یا کفاش،(یکی از نقاش‌های بزرگ زمان، سید علی‌اکبر صنعتی کرمانی، پرورش‌یافته همین موسسه است. حاجی اکبر اصرار داشت هر کسی به صورتی […]

اعتراف‌الحمار

 وقتی زارعی، سندی برد پیش آخوند تا امضاء و مهر کند. متن سند، فروش دو حبه ملک در ازاء یک راس «خر» بود. آخوند سند را خواند و در حاشیه آن سجل خود را این‌گونه ثبت کرد: «اعترف‌الحمار بما رقم فیه لدی.» (به آن‌چه در سند نوشته شده «حمار» پیش من اعتراف کرد.) یکی از […]

‌گیاه مظلوم

شوخی علم همین‌است که دولت‌ها، بیش‌ترِ تریاکِ قاچاقی را که ضبط می‌کنند، می‌فروشند به کارخانه‌های داروسازی تا آن‌ها از آن ترکیبات دارویی استخراج کنند. خوب، مگر نمی‌شود قاچاق نکرد، ولی همین تریاک را مثل آدم کاشت، مثل آدم برداشت، پولش را هم مثل آدم به کشاورز داد، بعد آن‌را برد به کارخانه داروسازی و از […]

دلیل بیل

«ﻓﺨﺮ ﺭﺍﺯﯼ» ﮐﻮﺷﺶ ﺩﺍﺷﺖ ﻭﺣﺪﺍﻧﯿﺖ ﺧدا ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﺧُﻠﻒ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻃﻠﺒﻪﻫﺎ ﺑﻪ‌ﺯﺣﻤﺖ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ. ﺗﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺳﻔﺮﯼ – ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺤﺚ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ‌ﺷﺪﻥ ﺭﺍﻩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ – ﺑﻪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺁﺑﯿﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ. ﻓﺨﺮ ﺭﺍﺯﯼ ﮐﻪ «ﺍﻣﺎﻡ ﺍﻟﻤﺸﮑﮑﯿﻦ» ﻫﻢ ﻟﻘﺐ ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﺯ ﺑﺲ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﻣﯽﮐﺮﺩ، ﺑﻪ ﺑﭽﻪ‌ﻃﻠﺒﻪﻫﺎ […]

بی‌گناهی که پای دار رفت، بالای دار نرفت

جمعی کثیری از دانشجویان هیتلری آلمان را گرفته بودند تا در میدان برلن اعدام کنند، یک دانشجوی ایرانی که سرش را مثل هیتلری‌ها اصلاح کرده‌بود در جزء آن‌ها آورده بودند.  همه را شانه و چشم بسته به صف کردند تا فرمان آتش داده‌شود. رفیق ایرانی ما وقتی دیده‌بود کار جدی است و بی‌سؤال و پرسش […]

عرفی شیرزای و صله‌ناگرفته از مولی علی (ع)

 معروف‌است که «عرفی‌شیرازی» شعر معروف را در وصف بارگاه حضرت علی (ع) سروده بود و بار‌ها می‌خواند و می‌گفت؛ من صله خود را از امیر خواهم گرفت، اما خبری نمی‌شد! شعر «عرفی» این بود: «این بارگاه کیست که گویند بی‌هراس کای اوج عرش سطحِ حضیضِ تو را مماس» یک سرِشب، در زیر رواق بارگاه نشسته […]