بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘اینترنت’

نسلی که خود را بی‌نیاز از گوگل می‌داند

۴ خرداد ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

نسلی که خود را بی‌نیاز از گوگل می‌داند.
باید می‌نوشتم نسلی که خود را بی‌نیاز و مستغنی از «مطالعه» و تحقیق می‌داند، اما این نسل آن‌قدر توهم دانشمند و همه‌چیز‌دان دارد که به «گوگل» ــ که بخش عمده‌ای از اطلاعات بشری را به انواع زبان‌های زنده دنیا با سرعت قابل دسترس کرده ــ سر نمی‌زند، کتاب و مطالعه و پرسش پیش‌کش.

شاید خیلی از اطلاعاتی که ما نیاز داریم در گوگل نباشد. گوگل دانشگاه تولید دانش نیست. دانشی که بر بستر اینترنت موجود است و به‌وسلیه دیگران تولید شده است را با مختصات خاص پیدا می‌کند و در اختیار ما قرار می‌دهد.

دانستن این‌که دانش یا اطلاعاتی که ما نیاز داریم، در اینترنت و گوگل هست یا نه؛ بسیار ساده‌ و آسان است. بخشی از کلمات کلیدی اطلاعات مورد نیاز را در نوار ابزار یا مرورگر گوگل وارد می‌کنیم، اگر اطلاعاتی در مورد آن بود، گوگل معرفی می‌کند و اگر نبود هم می‌نویسد: وجود ندارد. به‌همین سادگی.

اما اشعار شاعران برجسته، تقریبا روی بستر اینترنت موجود است. به عنوان مثال در این مورد می‌توان به دو دانشنامه معروف «گنجور» و «ویکی نبشته» به زبان فارسی اشاره کرد که تقریبا اشعار قله‌های شعر فارسی را دسته‌بندی کرده و در اختیار کاربر قرار می‌دهد.

با این همه امروز در کانال تلگرامی که تعداد قابل‌توجهی دنبال‌کننده یا به قول تلگرامی‌ها «ممبر» مطالب او را دنبال می‌کنند، دیدم شعری از «عطار نیشابوری» را به سلیقه خودش روی تصویری گذاشته که غیر از غلط‌بودن مصرع‌ها، مصرع نخست از بیت اول را با مصرع دوم از بیت بعدی کنار هم قرارداده و به زعم خودش کاری کرده‌است کارستان.

در حالی که کافی بود همین سه مصرع ناقص و مغلوط را در گوگل جست‌وجو می‌کرد. سه مصرع این کانال این‌گونه است: «عزم دارم که امشب نیم مست
پای کوبان سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه نیست و هست»

▪️من همین‌کار را کرده‌ام یعنی همین سه مصرع را در گوگل جست‌وجو کرده‌ام نتیجه را ببینید که گوگل در همین صفحه نخست چند سایت که شکل دقیق این غزل را دارد به من معرفی کرده است.

جمع‌آوری نامحسوس اطلاعات در شبکه مجازی

۵ فروردین ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

 متن زیر در قالب طنز، خیلی ملموس موضوع جمع‌آوری و طبقه‌بندی اطلاعات کاربران فضای مجازی که بیشترین بخش توسط موتور جست‌وجوی قدتمند «گوگل» انجام می‌شود را با زبانی ساده تبیین می‌کند:

«* الو، پیتزا ناپل؟
– خیر خانم، پیتزا گوگل.
* آه، ببخشید، اشتباه گرفتم.
ـ خیر خانم، گوگل اونو خریده.
*بسیار خوب؛ لطفاً سفارش مرا یادداشت کنید.
– بله خانم، مثل همیشه باشه؟
* همیشه؟ مگر شما منو می‌شناسین؟
– طبق برگۀ داده‌های سفارش‌دهندگان ما، در ۱۲ مرتبۀ پیشین، شما پیتزا با پنیر، سوسیس با لایۀ ضخیم سفارش داده‌اید.
* بسیار خوب، این دفعه هم همون باشه.
– می‌توانم پنیر ریکوتا، سبزی شابانک (arugula) با گوجۀ خشک را به شما توصیه کنم؟
* چی؟ من از سبزی‌ها متنفّرم.
– ولی وضعیت «کلسترول» شما خوب نیست، خانم.
* شما از کجا می‌دونین؟
– شماره تلفن ثابت شما با نام‌تان را در راهنمای مشترکین وارد کردیم؛ نتیجۀ آزمایش خون شما در هفت سال گذشته به‌دست آمد.
* بسیار خوب؛ امّا این پیتزا را نمی‌خواهم! من دارو می‌خورم.
– ببخشید، امّا شما داروی خودتان را مرتّب نمی‌خورید؛ از پایگاه داده‌های تجاری ما معلوم می‌شود که شما در چهار ماه گذشته فقط یک بسته سی‌تایی قرص کلسترول را در شبکۀ فروش دارو خریداری کرده‌اید.
* من مقدار بیشتری از داروخانۀ دیگری گرفتم.
– در این صورت کارت اعتباری شما ثبت نشده است.
* نقد پرداخت کردم.
– امّا طبق صورت‌حساب بانکی، شما آن‌قدر وجه نقد برداشت نکرده‌اید.
* من منبع دیگری برای پول نقد دارم.
– این موضوع در اظهارنامۀ مالیاتی شما ذکر نشده است؛ مگر آن که منبع درآمدی داشته باشید که اظهار نکرده باشید.
* به جهنّم!
ـ متأسّفم خانم، ما این اطّلاعات را فقط به‌قصد کمک به شما استفاده می‌کنیم.
* کافیه! از گوگل و فیس‌بوک و توئیتر و واتساپ، حالم به‌هم می‌خوره. می‌روم به جزیره‌ای بدون اینترنت و تلویزیون کابلی، که هیچ‌گونه خطّ تلفن موبایل در آن‌جا وجود نداشته باشه و کسی مراقب من نباشه و جاسوسی منو نکنه.
– متوجّهم خانم، امّا شما ابتدا باید گذرنامۀ خود را تمدید کنید؛ چون ۵ هفته پیش اعتبارش تمام شده است!
منبع: شبکه‌های اجتماعی

دانشمندان و فضای مجازی!

این فضای مجازی با این سرعت و فرمانی که دارد می‌رود به احتمال زیاد و در آینده‌یی نه چندان دور فضای واقعی را زیر خواهد گرفت و یا حداقلش این است که جمعیت آن از جمعیت فضای واقعی بیشتر خواهد شد.
حالا بیایید فرض کنیم که این فضای کذایی کمی قبل‌تر از عصر ما مثلا در زمان مصر و یونان و ایران باستان شکل گرفته بود آن‌وقت جهان چه شکلی می‌شد؟
کسی نمی‌داند. شاید آن موقع که ارشمیدس خودش را در خزینه آب انداخت به جای آنکه حواسش به حجم سرریز شده آب باشد بیشتر به فکر گرفتن سلفی و فرستادن آن به پیجی بود که فالورهایش احتمالا سقراط آن هم با اسم soghratttt2017 (چون قاعدتا ایرانیان باستان با بقیه مشتقات سقراط قبلا پیجی ساخته‌اند) و بقراط و اقلیدس و بطلمیوس و ارسطو بودند و شاید هم از ترس پخش شدن فیلم منشوری‌اش (برهنه بیرون دویدن از حمام) در فضای مجازی، تشخیص می‌داد که اصلا کشفی انجام ندهد چرا که به هر حال باید درک کنیم که او هم خانواده دارد! و یا همین افلاطون که از فرط بی‌کاری و وقت زیاد کتابی بیهوده به نام جمهور نوشت، از دنبال کنندگان حرفه‌یی صفحه‌ی شخصی سقراط با همان اسم soghratttt2017 بود و پای هر عکس، یک قلب قرمز می‌گذاشت و می‌نوشت:« وای! مرسی! مثل همیشه عالی»! و اصلا هم کاری نداشت که یک مَن جمهور چقدر کره دارد. فقط حواسش به تاریخ انقضای بسته‌یی بود که از شرکت «یونان اول» خریده بود!
از یونان که به اروپا بیاییم وضعیت دانشمندان آنجا هم دست کمی از دیگر دانشمندان فضای مجازی ندارد؛ مثلا مالتوس به جای پی بردن به فاجعه‌ی جمعیتی کره زمین و ارائه راهکارهایی برای کاهش جمعیت، یک وب سایت داشت که در آن راه‌های افزایش اعضای واقعی کانال را به بهترین قیمت عرضه می‌کرد!
در این میان شاید اوضاع برای نیوتون از همه جالب‌تر است. وقتی که او با خانواده‌اش بساط جوجه را در زیر درخت سیب پهن کرده و آن سیب مشهور درست می‌خورد وسط صفحه گوشی اپل نیوتون و نیوتون بی‌چاره به جای فکر کردن در مورد علت فرو افتادن سیب، ضمن از ریشه درآوردن آن درخت با آن سیب کرم زده معیوبش، بلافاصله در پاشاژ علاء الدین انگلیس دنبال یک قاب ضد ضربه نشکن بود والبته قابی که لوگوی سیب شرکت اپل را کور نکند! با این‌حال همه‌ی دانشمندان هم که آلوده‌ی این فضا می‌شدند اما هیچ‌کس دوست نداشت که مخابرات محله زکریای رازی دارای پورت خالی ADSL باشد و اجازه بدهند تا کشفش را بکند!
روح‌الله عسکری