بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘اصلاح‌طلبان’

حلال کنیم، تا حلال‌مان کنند

«مصطفی تاج‌زاده» آدم شرافت‌مندی است و این وجه شرافت‌مندی‌اش بر هر خلصت دیگرش می‌چربد. اصلا نمی‌شود با این حد از شرافت‌مندی باور کرد که او اصلاح‌طلب باشد.

 باور کنیم خیلی از اصلاح‌طلب‌ها بویی از شرافت نبرده‌اند. منافع شخصی‌شان جور باشد، به هیچ چیزی کار ندارند . ولی مصطفی از آن دست نیست و خیلی سخت است بین حق و باطلی که منافع خود و گروهش را تامین می‌کند، منافع باطل را انتخاب کند.

با این‌همه بازنشر نامه دکتر انصاری که یک کینه نهفته سخت در آن مخفی بود، از طریق کانال مصطفی تاج‌زاده شاید علامت پرسش بزرگی جلو منش مردانه این آدم بزرگ گذاشت. ای کاش تاجزاده برای این بازنشر یک توضیح حاشیه‌ای و لید می‌نوشت و خود را از بخشی از کینه‌ای که در نوشته‌ای آقای دکتر انصاری موج می‌زد مبری اعلام می‌کرد.

 در گرماگرم درگذشت دکتر ابراهیم یزدی، دکتر انصاری داماد آیت‌الله العظمی روحانی، یادداشتی را درکانال تلگرامی خود منتشر کرد که خلاصه‌اش این بود که از ابراهیم یزدی دل‌خوشی ندارد، چون سال‌های اول انقلاب در یک برنامه تلوزیونی به پدرزن او تهمت زده. یزدی که بعد متوجه خطای خود می‌شود، در پی فرصتی بوده تا از آیت‌الله روحانی یا خانواده او حلالیت بطلبد، در این دیدار آقای روحانی از آقای انصاری تقاضای وقت خصوصی می‌کند و ظاهرا قصد او از این درخواست ملاقات طلب حلالیت و بخشش بوده که دکتر روحانی با افتخار اعلام می‌کند؛ به درخواست یزدی توجهی نکردم.

در این‌که یزدی خطا کرده تردیدی نیست. ولی آیا روحانی پدرزن دکتر انصاری خطا نکرده؟ و خود آقای دکتر روحانی معصوم و مبری از خطا است و آیا فردای روزگار محتاج طلب بخشش از دیگری نخواهد بود.

عدم پذیرش طلب حلالیت دیگران، فقط و فقط به بستن در رحمت الهی به روی خود ما منجر می‌شود و به همان نسبت که فروتن باشیم و خطای دیگران را بپذیریم و دل از کینه تهی کنیم، خداوند نیز از خطاهای ما در می‌گذرد.

کاشکی مصطفی تاج‌زاده در این کینه‌خواهی با انصاری شریک نمی‌شد حتی با نوشتن یک توضیح کوتاه.

هر ردصلاحیتی سیاسی و جناحی نیست

«صادق زیباکلام» که پیش‌قراول بردباری سیاسی و علاقه‌مند به کاهش تنش سیاسی در هر دو حوزه خارجی و داخلی است، به تازه‌گی در یادداشتی که در روزنامه آرمان منتشر کرده، در واکنش به رد صلاحیت «حمید رسایی» برای حضور در انتخابات مجلس دهم، آن‌را خلاف «اصلاح‌طلبی» معرفی و آرزو کرده است که شرایطی فراهم شود تا رسایی هم بتواند خود را در معرض سنجش رای و نظر مردم قرار بدهد.

در خیرخواهی آقای زیباکلام چه در این فقره برای آقای رسایی و چه برای نگاه کلان او به داستان رد و تایید صلاحیت‌ها در انتخابات تردیدی نیست و از این منظر آقای زیباکلام شایسته تقدیر است.
اما این‌که رد صلاحیت آقای رسایی عملی خلاف اصلاح‌طلبی ــ چه به معنای یک منش سیاسی و چه به‌ معنای عام منفعتی که در صلح و اصلاح نهفته ــ باشد، البته کلام آقای دکتر زیباکلام اندکی قابل تامل و نقد است.

ردصلاحیت آقای رسایی به‌دلیل داشتن پرونده قضایی پیش از آن‌که توسط هیئت اجرایی تهران احراز و اعلام شود، از قبل در گفت‌وگویی توسط رئیس هیأت بدوی رسیدگی به تخلفات نهاد ریاست‌ جمهوری و با اشاره به دو نماینده که پرونده قضایی دارند، بدون ذکر نام مورد اشاره قرار گرفته بود.

رسایی اما در واکنش به سخنان ریس هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات نهاد ریاست جمهوری، دست به خودافشاگری زده و افشا کرده‌بود که یکی از این نماینده‌ها ایشان است و پس از این افشاگری، آقای «اشرفی اصفهانی» از نام و پرونده ایشان پرده برداشت و اعلام کرد که با وجود آن پرونده آقای رسایی صلاحیت شرکت در انتخابات را ندارد و صلاحیت او از همان موقع ردشده تلقی می‌شد.

با این وصف ردصلاحیتی که مستند به اسناد تایید و نهایی‌شده محاکم قضایی است، را خلاف اصلاح‌طلبی دانستن، جای نقد و تامل دارد و بلافاصله این پرسش مطرح می‌شود که اگر قرار باشد این‌ مدل از رد صلاحیت را هم به نابردباری تقلیل بدهیم و بازی جناحی بدانیم، پس فلسفه وجود محاکم قضایی در تعقیب مجرمین و هیئت‌های اجرایی برای تشخیص صلاحیت مجرمین چیست؟

آقای زیباکلام اما در خطای آشکار دیگری در همین سخنان، یک معامله سیاسی مبتذل را با رسایی مطرح و ابراز امیدواری کرده است که همان‌طور که ایشان به رد صلاحیت آقای رسایی اعتراض کرده، رسایی هم به ردصلاحیت احتمالی اصلاح‌طلبان توسط هیئت‌های اجرایی و نظارت اعتراض کرده و مساعدت کند تا همه بتوانند خود را به یک‌سان در مقابل سنجش مقبولیت و رای مردم قرار بدهند.

اولا به‌‌ همان اندازه که اعتراض آقای زیباکلام نافذ نیست و نتیجه مستقیمی برای آقای رسایی ندارد، قطعنا اعتراض آقای رسایی هم نمی‌تواند به نفع اصلاح‌طلبان ردصلاحیت‌شده نافذ بوده و منشا اثر باشد.

اما فارغ از این ایراد، اصولا تفاوت ذاتی بین دلیل ردصلاحیت آقای رسایی و رد صلاحیت اصلاح‌طلبان وجود دارد و آن این‌که اصلاح‌طلبان به جرم ناکرده ردصلاحیت می‌شوند و می‌شود حدس قوی هم زد که آقای رسایی به‌رغم متهم و محکوم‌بودن، اما در نهایت تایید صلاحیت می‌شود و تلاش اصلاح‌طلبان برای تایید صلاحیت رهی به بهاستان نداشته و نخواهد داشت.

ریگ در کلاس انشا

پول بهتر است یا ثروت؟
فلاسفه قدیم را عقیدت بر اینست که:
هرکه مر او را پول باشد و ثروت نباشد؛ تاج خارش بر سر.
هرکه مر او را ثروت باشد و پول نباشد؛ یارش در بر.
و هرکه مر او را هم این باشد و هم آن؛ خاکش بر سر.
و هرکه مر او را نه این باشد و نه آن؛ تاج دکترای افتخاری آکسفوردش بر سر.
و هرکه مر او را اصلاح‌طلبی در سر باشد و دولت نباشد؛ دو چشم انتظارش بر در.

میرزا «عماالدین‌ افروغ» «اشارات» مبسوطی ذیل این بحث در نمط «هفتم» «مجلس» دارد به این مضمون که:
پیش از بحث بر سر بهتری پول یا ثروت فی‌نفسه، باید در به بودن یا نبودن راه‌های گردآوری آن مباحثه نمود.
وی در این‌باره گویند: آن «محصولی» از ثروت که به واسطه باد نا‌«صادق» فراچنگ آمده باشد؛ بهتر است از آن پول که از راه ثروت به دست آمده باشد. و آن ثروت که به وسیله شرع فرا‌چنگ آمده باشد بد‌تر است از ثروتی که از راه پول به دست آمده باشد.
و درباره «شرع» توضیح فرموده‌اند که: و آن وسیله‌ای است پیچ گوشتی را ماننده، از برای آن که در آن به صوت آرام می‌خوانند و از سویی دیگر به سبکی بلند صوتی حزین از برای گریستن خلق به گوش می‌رسد که گفته‌اند از بهترین کار‌ها در شرع بهر جمع‌آوری ثواب پولی گریاندن خلق است. گویند: ارمکی‌ها خلقی بوده‌اند در این‌کار به غایت وارد.
تمت کلام افروغ.

اما در این میان نمایندگان مجلس هشتم را اصلن موضوع بحث چیز دیگری است. آن‌ها گویند که نه علم بهتر است نه دانش بلکه پول و ثروت از همه این‌ها بهتر! خواه به دندان گردآوری شده باشد یا به دندان‌گردی! خواه به مدد باد و نا‌صادقی و….. الخ.
و گویند که آن‌ها (یعنی نمایندگان مجلس هشتم) بر سیاق همین عقیده تند خود نماد علم و دانش دولت بهیه نهم الدکتور «علی کردان» که از شدت تفضل و فزونی دانش در دارالعلم آزاد کرج به پراکندگی علم و سواد صداقت مشتغل بوده‌است را ازکابینت داخله کشور برکنار و به جای آن «محصولی»نامی که پیشتر‌ها تحصیل علم را‌‌‌ رها و به مدد بادهای ثروت‌آور به تحصیل پول اشتغال داشته است را به عنوان نماد سرمایه در کابینت دولت بهیه نهم کار گذاشتند و اصلن هم به فرمایشات این و آن که نان خشک و کتلت نماد فقر دولت نهم ربطی به سرمایه‌داری «محصولی» ندارد؛ توجهی ننمودند.
تمت فرمایشات مجلسی‌ها.

و اما در سمت چپ این میدان اصلاح‌طلبان را عقیدت اینست که نه آن نه آن‌ها بلکه باید در نظرات این و آن‌ها و آن اصلاحاتی به‌عمل آید. و آن اصلاح این‌که ثروتی که از راه دانش نه از راه دانشگاه گرد آمده باشد و دانشی که از راه ثروت گرد نشده باشد بهتر است.
ایضن توسعه فرهنگی یعنی آسفالت راه‌هایی که به دانشگاه و فرهنگ‌سرا ختم می‌شود بهتر است از توسعه اقتصادی یعنی آسفالت راه‌هایی که به مسجد جمکران و هیئات سینه‌زنی ختم می‌شود.
تمت فرمایشات اصلاح‌طلبان.

از همه این‌ها که رد شویم؛ اصل بر اصول‌گرایی است مگر خلاف آن ثابت شود. و اصول‌گرایان را عقیدت اینست که توسعه اقتصادی افضل است بر توسعه سیاسی و فرهنگی خواه به اقتصاد منجر شود خواه نشود. پول مال ماست و دیگران باید از ما گدایی کنند: اقتصاد کمیته امدادی.
تمت کلام اصولگرایان.

تمت چرندیات ریگ. ببخشید این بود اشای من.