بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘گاف‌ها’

ترانه‌ بی‌وزن و بی‌معنی در سریال ستارخان

۲۱ بهمن ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

 این ترانه را که تیتراژ پایانی سریالِ ستارخان است، «رویا میرفخرایی» سروده است. قالب این ترانه چهارپاره است؛ یعنی در هر بند که چهار سطر (مصراع) است سطرهای دوم و چهارم قافیه دارند:

تو ای بهت تاریخ ایران زمین‌
که عاشق کشی حق نبود این چنین

تو سردار جان بر کف خاک من
تب بغض حسرت کشان در کمین

ابهت صلابت ردای تو بود
که مشروطه خواهی صدای تو بود

همیشه که مرگ آخر قصه نیست
که ایستاده مردن بقای تو بود

تو سردار قلب اسیران شدی
تو سوز نفس‌های ایران شدی

چه کردی تو با غیرت خون خود
تو جان دادی و جان جانان شدی

که تاریخ ایران صدا می‌کند
چه خاکی پر از شور دلدادگان

ورق می‌خورد هم چنان این کتاب
به دستان پر مهر این عاشقان

به این خاک اسطوره خیزم قسم
که مام وطن در عزای تو بود

اگر عشق در تیررس دشمن است
بدان نام جاوید سزای تو بود

در این ترانه، که پنج بند است؛ یکی از بندها قافیه‌اش غلط است.(دلدادگان/ عاشقان) در آن صداوسیمای به آن بزرگی کسی نمی‌داند که بر اساس نشانۀ جمع (ان) نمی‌توان قافیه ساخت.

در بند دوم سطر آخر اشکال وزنی دارد: (که ایستاده مردن بقای تو بود) کلمۀ “ایستاده” از وزن خارج است. در آن سازمان به آن بزرگی کسی به وزنِ شعر کاری ندارد.

در بند پنجم سطر سوم هم اشکالِ وزنی دارد: (اگر عشق در تیررسِ دشمن است) کلمۀ “تیررس” خارج از وزن است.

سطر چهارم نیز اشکال وزنی دارد: (بدان نام جاوید سزای تو بود) کلمۀ “جاوید” خارج از وزن است.

در آن صداوسیمای به آن بزرگی کسی به وزنِ شعر کاری ندارد. این را دوبار گفتم چون غلط وزنی در شعرهایی که از تلویزیون پخش می‌شود بسیار متداول است و بسیاری از مجریان تلویزیون حتی شعر شاعران بزرگ را با غلط وزنی می‌خوانند.

اما از وزن و قافیه مهمتر این است که هیچ یک از بندهای این ترانه، معنا ندارد. گویا در آنجا به آن بزرگی، کسی نمی‌داند که ترانه و شعر باید معنا هم داشته باشد.

در سطر اول ترانه می‌گوید: تو ای بهتِ تاریخِ ایران زمین

در سطرهای بعدی معلوم می‌شود که مقصود ترانه‌سرا از این “تو” همان ستارخان سردارِ ملی است که از نظر ایشان ستارخان عبارت است از “بُهتِ تاریخِ ایران زمین” . و نیز “تبِ بغضِ حسرت کشان در کمین”
یعنی آن لقبِ سردارِ ملی به جای خود، این القابِ عجیب و غریبی که سریال برای ستارخان در نظر گرفته واقعاً جای تقدیر دارد! از این القاب عجیب‌تر این که: «تو ای بهت تاریخ ایران زمین که عاشق کشی حق نبود این چنین» اگر کسی توانست میانِ این دو جمله ربط معنایی پیدا کند لطفاً به دیگر فارسی‌زبانان و دوستداران ستارخان سردار ملی هم خبر بدهد.

هم چنین کشف کنید ارتباط معنایی را میان سطرهای این بند عجیب و غریب:

که تاریخ ایران صدا می‌کند
چه خاکی پر از شور دلدادگان
ورق می‌خورد هم چنان این کتاب
به دستان پر مهر این عاشقان

اوج هنر ترانه‌سرا در بند ترجیع ترانه است که چون خیلی معنای عمیقی دارد، خواننده آن را چندین بار تکرار می‌کند تا تمام دوستدارانِ زبان و شعر فارسی را متحیر و کلافه کند:

بخوانید: تکرار ریزگرد در خوزستان+رادیو گُلوَنی
تو سردار قلب اسیران شدی
تو سوز نفس‌های ایران شدی
چه کردی تو با غیرت خون خود
تو جان دادی و جان جانان شدی

ستارخان، به گفتۀ این ترانه، سردارِ قلب اسیران شده است و سوزِ نفس‌های ایران شده است و چه کرده است با غیرتِ خونِ خود!

و از آن مهم تر این که جان داده است و جانِ جانان شده است.

می‌دانید که این روزها، “جانِ جانان” خیلی مُد است و در هر ترانه‌ای باید بیاید تا ترانه‌سرا بتواند بگوید که آثارِ من مانند آثار مولاناست و در آن چندین بار جان و روان و جانِ جانان گفته‌ام یکی از یکی خوشگل‌تر و عرفانی‌تر و صداوسیما پسندتر.
منبع: رادیو کلونی

گاف مومیایی

۱۲ مرداد ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

 در روزهای نخستین مردادماه، شایعه‌ای مبنی بر کشف یک جسد مومیایی شده در همدان، و در برخی موراد در باشت در شبکه‌های اجتماعی در گستره وسیعی منتشر شد.

دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۵ خبرگزاری مهر از قول مدیرکل میراث فرهنگی، گردش‌گری و صنایع دستی استان همدان، این خبر را تکذیب کرد.

یک روز بعد از این تکذیبیه، خبرگزاری صداوسیما سه‌شنبه ۵ مردادماه ۹۵ عین شایعه را با رویکرد تایید و با ادبیاتی سرشار از غلط‌های ویرایشی و نگارشی به این شکل  منتشر کرد: «طبق نسخه قدیمی بر روی پوست میش نقشه تونلی در وسط تپه باستانی هگمتانه را که با ساروج پلمپ شده بوده را باز کردند و در حفاری و کاوش باستان‌شناسی که سه روز به طول انجامید جسد مومیایی‌شده از دوران ماد‌ها کشف شده که احتمالاً از نوادگان پادشاه دیاکو است. نام این مومیایی «موبانا» است که احتمال می‌رود ملکه «ماندانا» مادر کوروش کبیر باشد.»

 بلافاصله سایت‌ها و رسانه‌های زیادی از جمله جام‌جم آنلاین، فردانیوز، آفتاب نیوز، دانشجو آنلاین، خبرداغ، بروز‌ترین، ملیون، آسمان‌‌دیلی، کاسپین، پیک‌نت و حتی سایت سازمان مجاهدین خلق، این خبر را عینا از روی دست خبرگزاری صدا‌وسیما رونویسی و با آب و تاب منتشر کردند.

این خبر آن‌قدر حساسیت داشت و آن‌قدر مهم بود و آن‌قدر هم منابع مورد وثوق و در دسترس پیرامون آن وجود داشت، که رسانه‌های فریب‌خورده به سادگی می‌توانستند این‌‌گونه دستپاچه نشوند و این‌قدر شتاب‌زده چنین خبری را آن‌هم با آن غلط‌های ویرایشی فاحش، از روی دست هم رونویسی و بازنشر نکنند و در دام شایعه نیفتند.

 این خبر برای آن‌که بدیهی‌ترین شاخص‌های یک خبر صحیح را داشته باشد، حتما لازم بود از قول منابعی در محدوده جغرافیایی حادثه (مثلا استاندار همدان)، یا منابعی مربوط به حوزه خبر (مثلا مدیر کل میراث فرهنگی استان)، نقل و گزارش می‌شد.

وقتی منبع اولیه بدون توجه به این اصل اساسی تنها به نقل خبرنگار خود اعتماد می‌کند و خبری با آن سطح از حساسیت را بدون کمترین توجه و ویرایش منتشر می‌کند، و رسانه‌های بازنشر کننده نیز در عین بی‌توجهی به این اصل، آن‌را بازنشر می‌کنند، مسلم است که چنین گاف فاجعه‌‌باری هم باید در انتظار این جامعه خبری و رسانه‌ای باشد.

اما نکته متاثرکننده و خسارت‌بار برای خبر، رسانه و حوزه‌ اطلاع‌رسانی آنست که، به‌رغم آن‌که خبرگزاری صداوسیما، یک روز پس از تکذبییه خبرگزاری مهر مرتکب گاف خبری و خطا شده و یک شایعه تکذیب شده را در قالب خبر مستند منتشر کرده و رسانه‌‌های متعددی نیز از روی دست آن خبرگزاری خبر را رونویسی و بازنشر کرده‌اند، و در حالی‌که ایرنا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی مجددا مجبور به تکذیب خبر در چهارشنبه ۷ مردادماه شده، اما هیچ‌یک از رسانه‌های منتشرکننده خبر دروغ، حاضر به پذیرش خطای خود، عذرخواهی از مخاطبین و جامعه خبری و توجه به تکذیبیه‌های متعدد نشده‌اند و هیچ‌کدام هیچ تکذیبیه‌ای را در این مورد منتشر نکرده‌اند.

کاهش محصول ذرت در نتیجه قهر مش‌مراد و برادرش

سهل‌انگاری در پژوهش دانشگاهی

یکی از دانشیاران دانشگاه آزاد همدان، با هدف ترغیب دانشجویان به فعالیت‌های علمی و پژوهشی، به دانشجویان توصیه می‌کند مقاله‌ای را برای یک کنفرانس تهیه و ارسال کنند.
البته این استاد در نظر داشت شیوه‌ی تنظیم مقاله و هم‌چنین تهیه چکیده مقاله را در فرصتی مناسب به دانشجویان آموزش دهد، اما باخبر می‌شود دانشجویان چکیده مقاله را تهیه کرده و به دبیرخانه همایش ارسال کرده‌اند که البته مقاله‌شان هم پذیرفته شده است.

استاد از پذیرش خلاصه مقاله‌ها متعجب می‌شود و از خود می‌پرسد؛ آیا کسی این چکیده‌ها را می‌خواند و آن‌ها را ارزیابی می‌کند یا خیر؟ به‌همین دلیل تصمیم می‌گیرد با نامی مستعار چکیده مقاله‌ای را به این کنفرانس بنویسد. او در بخشی از چکیده مقاله‌اش نوشت: «ابزارهای پژوهش شامل مقایس هم‌نوایی منوچهر و محمود و همچنین پرسش‌نامه چندوجهی سنجش تصمیم‌گیری مش‌مراد و همسرش هستند. نتایح تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد قهربودن مش‌مراد با برادر بزرگ‌ترش، می‌تواند به صورت معناداری کاهش محصول ذرت را به‌دنبال داشته باشد. بر اساس یافته‌های این پژوهش می‌توان این‌گونه نتیجه‌گیری کرد: چنان‌چه این مقاله پذیرش بگیرد، نشان‌دهنده این است که شما هدفی جز کلاه‌گذاشتن بر سر دانشجویان بخت‌برگشته را ندارید. همچنین نشان‌دهنده به‌ثمرنشستن زحمات چندساله اخیر وزارت علوم است! باید گریست به حال این وضعیت که چنگیز و تیمور هم به این عمق، زخمی بر پیکره این مرزوبوم نزدند.»

همان‌گونه که استاد حدس می‌زد، این مقاله هم پذیرش گرفت چون هیچ کسی واقعا این چکیده مقاله‌ها را نمی‌خواند.

منبع: روزنامه شرق، پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۴

 

ماشین زمان مرگ مخترعش را هم پیش‌بینی می‌کند؟

فارس: یک محقق ایرانی موفق به ساخت ماشین زمان برای پیش‌بینی وقایع در آینده شد.

علی رازقی سرپرست مرکز هدایت راهبردی مخترعان و مبتکران کشور و رکوردار ثبت اختراع در کشور با ثبت ۱۷۹ طرح، گفت: ماشین زمان دستگاهی است که پیش‌بینی آینده را برای انسان‌ها محقق می‌کند.

وی افزود: ماشین زمان دستگاهی به‌اندازه یک کیس کامپیوتر است که می‌تواند تمام اطلاعات افراد را برای ۵ تا ۸ سال آینده پیش‌بینی کند.

این مخترع ایرانی ادامه داد: این دستگاه، مشخصاتی نظیر سن ازدواج، تعداد فرزندان، تحصیلات، شغل، جنگ، بیماری و غیره را با ۹۸ درصد صحت و اطمینان بازگو می‌کند و آزمایشات آن نیز بر روی قیمت ارز انجام شده است.

رازقی اظهار داشت: این طرح نه کف‌بینی و نه فال است بلکه بر پایه استنادات علمی و فیزیکی ساخته شده است که امسال به ثبت رسیده و نیاز بسیاری از جامعه امروزی بشر را برطرف می‌کند.

وی گفت: کشور آمریکا در حدود نیم قرن است که به دنبال این فناوری است، به عنوان مثال در ۴ سال گذشته برای دستیابی به چنین فناوری سالانه بیش از ۱۰ میلیارد دلار هزینه صرف کرده است اما کشور ایران توانست با تنها صرف ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان ماشین زمان بسازد.
به گفته وی، بیش از ۸ سال مطالعه برای انجام این طرح صورت گرفته است.
***
خبرگزاری فارس به سرعت متوجه اشتباه خود و چرندبودن این ادعا شد و آن‌را از خروجی خود حذف کرد، اما یکی دو روز بعد روزنامه شرف با این مدعی مصاحبه‌ای کرد و آن‌جا آقای رزاقی پا را فراتر گذاشته و هرچه توانست به چرندگویی ادامه داد و سوگ‌وارانه روزنامه شرق هم بدون کمترین توضیح و لید و حاشیه تمام آن چرندیات را منتشر کرد.
***
نقل می‌کنند به «استالین» خبردادند کسی آمده می‌گوید قدرت پیش‌بینی دارد. دستور داد درجا اعدامش کنید که اگر چنین قدرتی داشت، اعدام امروزش را پیش‌بینی می‌کرد و این‌جا نمی‌آمد

+در همین رابطه
مخترع ماشین زمان مشت نمونه خروار

گاف مشترک رسانه‌های خبری ایران

۲۹ شهریور ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

مهم‌ترین و یا شاید تنها وظیفه دبیر سرویس عکس در روزنامه و خبرگزاری‌ها، عکاسی از سوژه در صورت در دسترس بودن، و یا انتخاب عکس از آرشیو آماده قبلی برای انتشار در رسانه است.

سرویس عکس در رسانه‌ها برای مواقع احتمالی که سوژه در دسترس برای تهیه عکس نباشد، بایگانی منظمی از عکس‌های تهیه شده قبلی ایجاد نموده تا عنداللزوم در اختیار سردبیر رسانه برای انتشار قرار گیرد.  
اگر در موتورهای جستجوی اینترنت عبارت «منصور صادقی» یا «امیر منصور‌آریا» را جستجو نموده و گزینه عکس را انتخاب نمایید، سایت‌های مشابه با عکس‌های یک‌سانی به شما معرفی می‌شود که هیچ‌کدام البته عکس «امیر منصور آریا» نیست و همه عکس‌ها اکثرا عکس «منصور صادقی» معاون استاندار آذربایجان‌شرقی و فرماندار شهرستان مراغه می‌باشد، که هیچ ارتباطی با اختلاس صورت‌گرفته و «امیر منصور آریا» جز تشابه اسمی ندارد. اما عکس او از چند روز پیش در تیراژ وسیع توسط اکثریت قریب‌به‌اتفاق رسانه‌های خبری و خبرگزاری‌های رسمی و معتبر کشور تحت نام «امیر منصور آریا» متهم اصلی اختلاس بزرگ اخیر منتشر شده‌است.
 اشتباه در همه جا امری گریز‌ناپذیر است، اما سهل‌انگاری مجموعه رسانه‌ای تا بدانجا که عکسی از یک شهروند و یک شخصیت حقوقی و تا اندازه‌ای معروف به‌جای تصویر یک متهم معرفی و در تیراژ وسیع منتشر شود جای تعجب فراوان دارد.
 
با همه این‌ها همیشه بهترین راه جبران اشتباه دست‌کم عذر‌خواهی از افرادی است، که به‌خاطر اشتباه خسارت دیده‌اند، آیا رسانه‌هایی که بدون توجه به مسئولیت، با انتشار این عکس به اعتماد مخاطبین خود و شخص ثالثی خسارت وارد نموده‌اند حاضر به عذرخواهی و جبران اشتباه هستند؟

منتشرشده در سایت پارسینه این‌جا

در شماره ۱۶۸هفته‌نامه «چلچراغ» صفحه ۱۳مقاله‌ای چاپ شده است با عنوان «سرسلسه عشق و جنون» در لید مقاله نویسنده، آقای «پیربابایی» به عنوان یکی از مولوی‌شناسان معروف معرفی شده است. با هم قسمتی از مقاله را مرور می‌کنیم:

…. به گمان نگارنده -….. -دختر خانمی که اخیرا اشعار معروفی می‌گوید و ظاهرا هم نابیناست به شدت تحت تاثیر اشعار مولاناست چه به لحاظ تماتیک و چه به لحاظ وزن. به عنوان مثال او در شعری سروده است:
تو رو چی‌جوری بکشم
تو رو چی جوری بکشم
نیست مداد مخملی
که طبق قوالب شعر فارسی در بحر؛ فعلاتن، فعلاتن، فعولن، مفعول (؟؟؟؟) سروده شده است. حالا همین قالب را در چهارپاره‌ای از مولوی بررسی می‌کنیم:
هنگام سپیده‌دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه‌گری
یعنی که نمودند در آیینه صبح
یک شام دگر زعمرو تو بی‌خبری……..)
اولا: صحیح بیت آخر چنین است: از عمر شبی گذشت و تو بی‌خبری.
ثانیا: وزن نه بحر ترانه خانم «حیدرزاده» ‌ فعلاتن… الخ نیست.
ثالثا: وزن معرفی شده اشتباه است.
رابعا: وزن رباعی: «لاحول‌ولاقوت‌الا‌بالله» است.
خامسا وازهمه مهم‌تر: اصلا رباعی فوق ــ نه چهار پاره ــ از «مولوی» نیست و از رباعیات معروف «خیام» است.
از «عمو‌زاده خلیلی» چنین سهل‌انگاری بعید است.
تابعد
پی‌نوشت: بعد متوجه شده‌ام که مطلب طنز بوده و من گاف داده‌ام

هواپیمایی که سقوط کرد مال زامبیا بود

۵ مرداد ۱۳۷۵ بدون دیدگاه

در سال ۱۹۹۳ هوایمای حامل تیم ملی فوتبال «زامبیا» در حال پرواز به سمت سنگال بود تا در رقابت‌های انتخابی جام جهانی ۱۹۹۴شرکت کند، اما در طول مسیر دچار سانحه شد و تمام ۳۰ مسافر آن از جمله ۱۸ بازیکن تیم ملی آن کشور جان‌ِشان را از دست دادند.

نزدیک به یک‌سال بعد، «عباس بهراوان» گزارش‌گر فوتبال و مجری برنامه‌های تلوزیونی ایران یک مسابقه فوتبال بین یک تیم آفریقایی غیر از «زامبیا» را گزارش می‌کرد و به اشتباه فکر کرد تیمی که هواپیمایش سقوط کرده همین تیم بوده و در وصف این‌که چه زود توانسته‌اند تیم جدیدی را احیا و روانه مسابقات کنند داد سخن می‌داد، غافل از آن‌که تیمی که هواپیمای‌ِشان سقوط کرده و همه بازی‌کنان آن مرده بودند، «زامبیا» بود نه تیم مورد نظر نظر آقای گزارش‌گر تلوزیون ایران.