بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘ورزش’

وب‌سایت ورزش و جوانان کاشان در آفساید

چهار روز از برگزاری یک جشنواره ورزشی در سطح ملی در کاشان می‌گذرد و در تمام این چهار روز وب‌سایت اداره ورزش و جوانان کاشان، تنها به پوشش خبر برگزاری این تورنمت ملی در روز نخست اکتفا کرده و دیگر خبری از سایر اتفاقات اصلی این جشنواره در این سایت نیست.

آخرین خبر وب‌سایت اداره ورزش و جوانان شهرستان کاشان، که شنبه ۲۸ شهریور ساعت۱۶: ۹ بر روی این سایت قرار گرفته، خبر میزبانی کاشان برای برگزاری دومین دوره مسابقات فوتسال روستاییان کشور است که در‌‌ همان روز شنبه آغاز شده و تا کنون سه روز از برگزاری بازی‌های آن سپری شده است، اما از آن تاریخ تا کنون از سه روز برگزاری این جشنواره قابل‌توجه و مهم در نوع خود و نتایج بازی‌های انجام شده، در این سایت هیچ خبری نیست.

این کم‌کاری غیر‌قابل‌توجیه در شرایطی صورت می‌گیرد که روابط عمومی اداره یادشده، طی چند سال گذشته برنامه‌ای برای ارسال خبر به رسانه‌های شهری و کشوری نداشته و در پاسخ به تقاضای رسانه‌ها برای ارسال خبر، آن‌ها را به وب‌سایت اداره ارجاع می‌داده است.

موضوع از جایی اهمیت خاص پیدا می‌کند که مخاطبین اخبار ورزشی میزبان بالایی در بین کاربران اخبار رسانه‌‌ها دارند و مدام برای دنبال‌کردن اخبار ورزشی مورد علاقه خود، به رسانه‌ها مراجعه می‌کنند.

از طرفی در شرایطی که کاشان با افتخار میزبان تعداد قابل‌توجهی ورزش‌کار از سراسر کشور است و هواداران این تیم‌ها در شهر مبدا، به منظور دریافت اخبار بازی‌های هم‌شهریان خود، بنابر قاعده رسانه‌های شهر مقصد و میزبان را چک می‌کنند، این قصور ضمن آن‌که می‌تواند شایستگی کاشان برای میزبانی این رقابت‌ها را زیر سؤال ببرد، و در درازمدت نیز نمره منفی در شایستگی کاشان برای میزبانی سایر رقابت‌های ورزشی منظور شود، به اعتبار رسانه‌های کاشان، اعتبار اداره ورزش و جوانان، و در کل به اعتبار شهرستان نیز لطمه می‌زند.

به همه این‌ها اضافه کنیم که بعضی از اداره‌ها و بعضی از واحد‌های اداری به استثنا مواقع خاص که ناگهان با حجم بالایی از کار و مراجعه و پاسخ‌گویی مواجه می‌شوند، در اغلب روزهای سال اوقات آرامی را سپری می‌کنند و با توجه به آرام‌بودن شرایط در سایر زمان‌های سال، توقع عمومی همه اینست که در موقع خاص کار خود را با کمیت، کیفیت و دقت به‌تر و بیش‌تری انجام دهند.

به عنوان مثال روابط عمومی اداره ورزش و جوانان در اعلب شهر‌ها به استثنای مراکز استان‌ها، اغلب اوقات‌ِشان به آرامی سپری می‌شود و همه توقع دارند که در عوض آن آرامش همیشه‌گی، در چنین مواقعی وظیفه ذاتی خود، که اطلاع‌رسانی از اتفاقات مجموعه مدیریتی خود هست را به نحو شایسته انجام دهند.

طی سه روزی که از برگزاری مسابقات فوتبال روستایی کشور در کاشان می‌گذرد، به استثنا سایت «کاشان آنلاین» که راسا با اعزام خبرنگار به محل برگزاری این رقابت‌ها، خبر آن‌را پوشش داده و «کاشان نیوز» که به نقل از «کاشان آنلاین» اخبار این جشنواره مهم را بازنشر کرده، هیچ رسانه دیگری خبری از برگزاری این جشنواره و نتایج آن‌را پوشش نداده است.

این کم‌کاری قطعنا می‌تواند برای اعتبار ورزشی، رسانه‌ای و اجتماعی کاشان نقطه ضعف محسوب و نتایج منفی به دنبال داشته باشد.

منتشرشده در کاشان نیوز این‌جا

علی کریمی کیست؟

«علی کریمی» یکی از پدیده‌های فوتبال کشور است. اما شهرت وی تنها به زمین فوتبال محدود نمی‌شود. درباره شخصیت ورزشی و اجتماعی علی کریمی نظر «مهدی رستم‌پور» را جویا شدیم.

از معدود نام‌هایی که پرسپولیسی‌ها و استقلالی‌ها بر سرش توافق دارند، علی کریمی است. در ورزش‌گاه‌ها، هنگام بازی‌های لیگ یا ملی، بیش از همه تشویق می‌شود. در سایت‌ها و وبلاگ‌ها، در مقایسه با بقیه ورزش‌کاران ایران بیشترین توجه به اوست.

اقدامات و فعالیت‌های اجتماعی‌ علی کریمی، در سایت‌های عمومی مثل فیس‌بوک یا سایت بالا‌ترین، مورد اقبال گسترده کاربران قرار می‌گیرد. وقتی چند بازیکن تیم ملی تصمیم به استفاده از مچ‌بند سبز می‌گیرند، او بلند‌ترین نوارهای سبز را انتخاب می‌کند و به جای یک دست، دور هر دو دستش می‌پیچد.

کریمی برخلاف سایر چهره‌های مشهور فوتبالی، اهل حضور در برنامه‌های صداوسیما نیست. ضمن این‌که هیچ‌وقت در مصاحبه‌هایش از جمله‌های رایجی مثل «مردم خودشان همه چیز را می‌دانند» استفاده نمی‌کند. جمله‌ای که برخی چهره‌های فوتبالی تقریباً در تمام مصاحبه‌های خود بکار می‌برند.

کریمی هرگز درباره مسائل مالی مصاحبه نکرده. او حاضر نیست چک و سفته‌هایی که از تیم‌های باشگاهی گرفته اما وصول نشده‌اند را مقابل دوربین‌های تلویزیونی نمایش بدهد. بروز رفتارهای غیر‌متعارف و شنا‌کردن در جهت مخالف آب، از مشخصه‌های «محمدعلی کریمی پاشاکی» است.

به طور مثال، در شرایطی که برخی بازیکنان فصل استیل‌آذین همچنان پیگیر مطالبات خود از این باشگاه هستند، علی کریمی قبل از پایان فصل قبل، باقی مانده مبلغ قراردادش را بخشید. او گفت مسئولین باشگاه حق و حقوق من را در امور خیریه خرج کنند.

صاحب نظران عرصه ورزش بار‌ها یادآور شده‌اند که پهلوانی محدود به گود زورخانه نیست. یک ورزشکار مردم دار، الزاماً کشتی گیر یا باستانی کار نیست.

تعریف عام پهلوانی عبارت است از دستگیری از ضعیفان، کمک به همنوعان، کرنش نکردن در برابر قدرت و یکرنگی و صداقت در عملکرد و گفتار.

از این منظر، علی کریمی را می‌توان حائز مشخصه‌هایی دانست که او را به این صفت ستوده شده در فرهنگ ایرانیان نزدیک می‌کند.
در این گزارش به نمونه‌هایی از رفتارهای علی کریمی اشاره شده است. عملکردی که صرف نظر از رفتار پهلوانانه در فرهنگ ایران زمین، در عرف بین المللی نیز رفتار جوانمردانه یک سوپر استار، در خارج از محیط ورزش است.

برخی از فعالیت‌های انسان دوستانه این فوتبالیست محبوب ایرانی در زیر آمده است. اقداماتی که گاهی چندان عاری از خطر نیز نبوده‌اند.

کودکان و سالمندان بی‌سرپرست
در منطقه محروم پیشوای ورامین، در موسسه‌ای به نام «خانه سازندگان فردا» حدود ۱۲۰ نفر زندگی می‌کنند. از بچه‌های بی‌سرپرست گرفته تا سالمندان. این مجموعه هیات امنایی دارد که متشکل از افراد خیر، تحصیل کرده و اساتید دانشگاه‌ است.

بین اعضای هیات امنا، یک فوتبالیست نیز به صورت افتخاری حضور دارد. شرط حضورش این بود که کسی متوجه نشود آنجا فعالیت می‌کند اما یکی دیگر از اعضای این موسسه خیریه، نام او را افشا کرد.

این فوتبالیست کسی نیست غیر از علی کریمی. برنج سالیانه این موسسه را تامین می‌کند. کمک‌های نقدی، پوشاک و تهیه کولر برای آن منطقه بسیار گرم از دیگر اقدامات کریمی است.

به گفته بیژن معتمدی، علی کریمی همچنین رختشوی خانه مدرن و بسیار گرانقیمتی را نیز خریداری کرده و به این موسسه اهدا کرده است.

غیر از ارسال کمک، هر وقت فرصت کند سری به آنجا می‌زند و با بچه‌ها، فوتبال گل کوچک بازی می‌کند. ماجراهای مشابه فراوانی در زندگی علی کریمی وجود دارد که همه آن‌ها توسط دیگران افشا شده است.

تجلیل از کشته‌شدگان پس از انتخابات
ماجرای اهدای پیراهن باشگاه شالکه به «اشکان سهرابی»، آخرین نمونه از اتفاقاتی است که در عرصه‌هایی خارج از محیط ورزش، توسط علی کریمی رقم خورده است. او پشت این پیراهن نوشته است: «تقدیم به زنده یاد اشکان سهرابی که همیشه برای ما زنده خواهد ماند.»

اشکان سهرابی ۲۰ ساله بود. دانشجوی مهندسی و دارای ‌دان ۲ تکواندو. او در روز ۳۰ خرداد ۸۸ در جریان تظاهرات مسالمت آمیز مردم در تقاطع بوستان سعدی و خیابان رودکی تهران، هدف سه گلوله قرار گرفت و جان سپرد.

پرونده قتل او مانند سایر کشته شدگان پس از انتخابات، هنوز گشوده نشده، بسته شد. خانواده او حتی برای خاکسپاری‌اش نیز با مشکلات فراوانی مواجه بودند.

مادر اشکان سهرابی درباره ماجرای اهدای پیراهن توسط کریمی به پسرش گفته است: «پسر من آقای کریمی را به عنوان فوتبالیست خیلی دوست داشت و از طرفداران ایشان بود. من این مطلب را به اطلاع ایشان رساندم. آقای کریمی هم وقتی این را شنیده بودند پیراهن شالکه خود را تقدیم پسر من کردند.»

اما همین اهدای پیراهن، به مذاق رسانه‌های حکومتی خوش نیامد و در برخی سایت‌ها از جمله سایت روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران، به شدت به کریمی حمله شده و ضمن هشدارهای غیر مستقیم، او را فتنه گر نامیدند.

مادر اشکان سهرابی در این باره گفته است: «فکر نمی‌کنم این مساله ربطی به آن‌ها داشته باشد که بخواهند در آن دخالت کنند و نظر بدهند. من می‌خواهم به علی کریمی بگویم که واقعاً جوانمرد هستند.»

مادر اشکان سهرابی، این اقدام کریمی را سیاسی نمی‌داند. او می‌گوید: «این هدیه اصلا جنبه سیاسی ندارد که بخواهند کریمی را اذیت کنند. فرزند من یک پرسپولیسی بود و آقای کریمی و مهدوی کیا را دوست داشت. هدیه آقای کریمی هم قدردانی از یک طرفدار بوده است. دلیلی وجود ندارد که بخواهند ایشان را زیر سوال ببرند و یا مورد انتقاد قرار دهند. من در مقابل ملت ایران از آقای کریمی و روح بلندی که دارند و توجهی که به پسر من داشتند تشکر می‌کنم.»

رفیق دردهای بابک معصومی
بابک معصومی کاپیتان سابق تیم ملی فوتسال ایران پس از مدت‌ها مبارزه با سرطان، سرانجام از دنیا رفت.

سال گذشته وقتی علی کریمی را به جرم آب خوردن در ماه رمضان از باشگاه استیل آذین اخراج کردند، معصومی در مصاحبه‌ای گفت: «مردم باید بدانند زمانی که پزشکان از من قطع امید کرده بودند، فقط علی کریمی بود که با سخاوتش مثل همیشه تمام هزینه‌های بیمارستان مرا پرداخت کرد. با هزینه او از یک اتاق عمومی به اتاق اختصاصی رفتم و تمام هزینه‌های مربوط به درمانم را هم او پرداخت کرد.»

تا قبل از این مصاحبه معصومی، کسی از این ماجرا مطلع نبود. جالب آنکه بسیاری از مسئولین ورزش بار‌ها با حضور در بیمارستان، مقابل دوربین‌های تلویزیونی و عکاسان رسانه‌ها، وعده کمک به معصومی را داده بودند. اما پس از پخش ویدئو‌ها در تلویزیون و چاپ عکس‌ها، وعده‌های خود را فراموش کردند.

کریمی وعده‌ای نداد. بی‌سر و صدا و به دور از دوربین‌ها فقط به آنچه احساسات انسانی‌اش ایجاب می‌کرد، عمل کرد. او حتی قصد داشت معصومی را برای معالجه به آمریکا بفرستد اما شرایط ادامه درمان در ایران مهیا شد.

بلندقد‌ترین مرد ایران
قد یک جوان بیمار، به خاطر عملکرد نامناسب غدد داخلى و تشخیص نادرست پزشکان بسیار بیشتر از حد متعارف رشد کرده بود. حال آنکه او که اهل شمال ایران است، به لحاظ مالى هم در شرایطى نبود که از پس هزینه هاى سنگین عمل جراحى برآید.

مرتضى مهزاد در گفتگوى خود با نشریه‌ای محلى از آرزو‌هایش یاد کرده و داشتن یک دستگاه کامپیو‌تر و ملاقات با على کریمى را رویاهای خود دانسته بود.

علی کریمی با اطلاع از این موضوع، در رستورانى در خیابان سئول‌‌، صحنه‌های زیبایی را رقم زد. عکسی که کریمی این جوان بلندبالا را در آغوش گرفته، در رسانه‌ها منتشر شد. گرچه رسانه‌ای شدن این مسئله برخلاف میل کریمی و صرفاً به دلیل پیشگام شدن یک برنامه تلویزیونی در ملاقات کریمی و مهزاد رخ داد.

اما پس از آن ملاقات، کسی متوجه نشد کریمی تا چه اندازه در شاد کردن دل مرتضی مهزاد پیش رفته است.

لباس تیم ملی دختران
تیم ملی فوتبال دختران زیر ۱۹ سال ایران که راهی رقابت‌های مقدماتی قهرمانی آسیا شده بود، مهناز امیر شقاقی را به عنوان سرمربی بالای سر خود می‌دید.

او در مصاحبه‌ای گفت: «علی کریمی نسبت به فوتبال بانوان توجه خاصی دارد. او یک الگوی ورزشی برای ارتقای روحیه بازیکنان است و جدا از این موضوع، کریمی امکانات و لوازم مورد نیاز ما را تامین کرد.»

کریمی باز هم ترجیح داد در این مورد صحبتی نکند، امیر شقاقی اما از صحبت‌ها و اقدامات روحیه‌بخش مرد سال سابق فوتبال آسیا خبر داد و گفت: «کریمی نمی‌خواست نامش مطرح شود، او برای بازیکنان ما فقط یک شرط گذاشت. کریمی گفت به شرطی این کمک‌ها را انجام می‌دهد و ادامه خواهد داد که تیم ما گل بزند و مقام بیاورد.»

این مصاحبه نیز با واکنش تند مسئولین فدراسیون فوتبال مواجه شد. آن‌ها به بی‌توجهی متهم شده و از نگاه رسانه‌ها، در تامین البسه تیم ملی دختران ایران کوتاهی کرده بودند.

با هنرمندان
علی کریمی روابط خوبی با برخی هنرمندان و بازیگران سینما دارد. در تمرینات و گاهی روی سکوهای ورزشگاه می‌توان او را همراه با یکی از بازیگران سریال‌های تلویزیونی دید.

احمدرضا پورمخبر بازیگر طنز سینمای ایران نیز به شدت مورد علاقه علی کریمی بود. این بازیگر توانا روابط جالبی با کریمی داشت.

یکی از نشریات از دیدارهای کریمی و پورمخبر نوشت. با این توضیح که وقتی گفتگویشان به پایان می‌رسد، پورمخبر در بیرون خانه‌اش وانتی را می‌بیند که برخی لوازم منزل در آن گنجانده شده و هدیه‌ای از سوی علی کریمی است.

پورمخبر فقط یک نمونه است از هنرمندانی که علی کریمی به طرز جالبی حتی هوای آن‌ها را نیز دارد.
منبع: مهدی‌رستم‌پور دويچه‌وله

منشور بی‌اخلاق اخلاق بی‌منشور

۲۷ آبان ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

من البته آدم اهل ورزش و پی‌گیر اخبار ورزشی نیستم اولا، و سعی فراوان هم می‌کنم که مثل اهالی جاهل عربستان در آستانه ظهور اسلام، هنگامی که صدای بلند صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران بلند می‌شود، پنبه‌های قایم در گوشم فرو کنم که مبادا صدای این سفیر رحمت به گوشم بخورد که رحمت شامل حالم شود ثانیا.
زهی سعادت که این جهالت.

اما «برنامه۹۰» و «عادل‌خان فردوسی‌پور» به قول نویسنده «تاریخ بیهقی»: از لونی دگر است و ارزش جهالت به جان خریدن دارد.

گمان می‌کنم که «عادل»خان مشروح کامل گفت‌وگوهای نود را در سایت نود قرار داده باشد که می‌توانید بخوانید. اما عجالتا برایتان بگویم که این هفته مهمانان ویژه «نود» آقایان «عزیز محمدی» که نمی‌دانم در فدراسیون فوتبال چه سمتی دارد، «شاه حسینی» که به شرح قبلی ایضا اما می‌دانم که، تحصیل‌کرده حقوق است و آشنا به ادبیات حقوقی و «امیر حاج‌رضایی» که در فدراسیون هیچ سمتی ندارد و کار‌شناس فوتبال هست و قبلا هم فوتبالیست بوده‌است، به‌علاوه این‌که یک شخصیت مودب و دوست‌داشتنی است بر خلاف خیلی از اهالی فوتبال.

خوب حالا برویم سر موضوع برنامه که بر سر «منشور اخلاقی ورزش عموما و فوتبال خصوصا» بود.
قبل از ورود به بحث عرض کنم که همین‌طور که بار‌ها در طول بحث آقای «فردوسی‌پور» فرمودند، در این‌که در ورزش کشور ما موارد متعدد بی‌اخلاقی و سوء‌رفتار در اکثر رده‌های بازی‌گری، مدیریت، مربی‌گری و … وجود دارد و این موارد متاسفانه منشا الگوبرداری بعضی از جوانان و طرف‌داران ورزش هم می‌شود، شکی نیست.
از طرف دیگر هم می‌توان به ضرس‌قاطع گفت؛ تنظیم‌کنندگان «منشوراخلاقی» با حسن‌نیت فوق‌العاده به قصد حذف و تعدیل بی‌اخلاقی‌های موجود به چنین اقدامی دست یازیده‌اند.

اما آن‌چه در تنظیم این منشور مورد غفلت قرار‌گرفته و از سال‌های اول انقلاب نیز تا کنون این غفلت جزء لاینفک برنامه‌های از این دست بوده‌است، اینست که تا کنون بیشترین تلاش بانیان خیر پاک‌سازی فضای عمومی جامعه و در مورد اخیر ورزش، از بی‌اخلاقی و فساد موجود، توجه به جنبه‌های بازدارنده جرم و بی‌اخلاقی و فساد بوده و در مورد بسترسازی برای حذف بستر‌ها و شرایطی که امکان بذرافشانی، بارداری و نهایتا ظهور و بروز جرم و فساد را باعث می‌شوند کمترین توجه صورت نگرفته و منشوری تنظیم نشده است.

شکی نیست تا زمانی که فرهنگ‌سازی برای تربیت کودکان و جوانان و ایجاد دبستان‌های فرهنگ که هزینه‌های کمتری را طلب می‌کند، در دستور کار متولیان فرهنگ عمومی قرار نگیرد، بازدارندگی که هزینه‌های چندین برابری را نیازمند است، نه‌تنها کمترین نتیجه و سود را نخواهد داشت، که خود نیز عامل بروز ناهنجاری و خلاف خواهد شد.

در مورد «منشوراخلاقی» اخیر که در مورد ورزش کشور طی یک‌سال گذشته تنظیم آن دستور کار فرهنگ‌بانان ورزش کشور بوده‌است، متاسفانه آن‌چه مورد غفلت قرار گرفته «اخلاق» است که خود را در نقیصه‌های اخلاقی و تناقضات فراوان حقوقی به وضوح نشان می‌دهد.
البته از متولیان امور امروز انتظاری غیر از این نمی‌توان داشت. وقتی آقای «امیرحاج‌رضایی» داماد و برادرزاده «طیب‌حاج‌رضایی» پیش‌کسوت فوتبال و مرد مودب و اخلاقی ورزش و کار‌شناس فوتبالی صدا و سیما از آقای «عزیز محمدی» سوال می‌کند که، آیا همه مشکلات ورزش کشور حل شده و فقط مدل مو، ریش و آرایش ورزش‌کاران معضل هست؟، آدمی بلافاصله به یاد سخنان حکیمانه و البته رای‌جمع‌کنانه ریاست محترم جمهور نهم می‌افتد که «این‌قدر مشکل داریم که نمی‌رسیم به مدل مو و اصلاح جوانان‌مان کاری داشته باشیم» و بلافاصله پس از نشستن بر صندلی ریاست، سر و کله گشت ارشاد آقای «احمدی‌مقدم» باجناق آقای رییس از راه می‌رسد.

دغدغه کار‌شناس فوتبال اما خلف وعده و سوء‌استفاده شبیه مورد یادشده نیست. اما تنظیم منشور، قرارداد و ابزارهایی که ورزش‌کار را محکوم به رعایت مسائل اخلاقی و حقوق شهروندی و رفتاری، خارج از محیط‌های ورزشی می‌کند، و در صورت نافرمانی و تخلف تنبیهات و محرومیت‌هایی را برایش به‌دنبال دارد، که تجویز و صدور آن فقط و فقط بر عهده مقامات قضایی است، به آسانی می‌تواند به یک نافرمانی عمومی مدنی در درازمدت منجر شود.

به عنوان مثال دقت کنید که در متن منشور کلیه مربیان ورزش موظف به تست اعتیاد شده‌اند. شایسته است تنظیم‌کنندگان منشور فقط یک‌ساعت گشتی حول و حوش دادگاه‌های خانواده بزنند تا آثار مششع و البته اخلاقی تست اعتیاد هنگام ازدواج را مشاهده نمایند.
قابل توجه است که نود درصد خانواده‌هایی که برای نجات جان خودشان از دست همسر معتاد به دادگاه مراجعه می‌نمایند، برگه تست منفی اعتیاد را در پرونده خود دارند.

در طول برنامه فوق دوبار از طریق تلفن با آقای دکتر «آقانیا» استاد حقوق دانشگاه تهران، ورزش‌کار و اولین کسی که به تدوین حقوق ورزشی توجه داشته تا جایی‌که عنوان رساله دکترایش «حقوق ورزشی» بوده‌است گفت‌وگو شد. آقای دکتر ضمن بیان کاستی‌های متعدد منشور و موارد متعدد تخلف از قانون اساسی، حقوق مدنی و فرمان هشت ماده‌ای امام و … به نکته تکان‌دهنده و دردآوری اشاره کرد.
وی ضمن اشاره به گنجاندن مواردی مربوط به «سحر» و «جادو» در منشور از آقایان پرسید: «چه خوب است شما که به چنین نیروهایی معتقد و مسلط هستید، در بازی‌های بین‌المللی بر علیه رقبا از آن استفاده کنید.»
وی همچنین گفت کاری نکنید که در ابتدای هزاره سوم، مردم دنیا به ما بخندند.

عرض کردم «معجزه{ات} هزاره سوم» بیش از این‌هاست.

اشاره به بی‌اخلاقی‌های موجود در حوصله این مقال نیست. اجازه بدهید اشاره کنم که بی‌اخلاقی میهمانان برنامه کار را به جایی رساند که اواخر برنامه رودرویی شدید آقایان «عزیز محمدی» و «شاه‌حسینی» با وساطت موی سفید آقای «حاج رضایی» ختم به خیر شد.

بزرگ‌ترین ابزار در هدایت تمامی اقشار به سمت شهروندان اخلاقی و قانونی، توزیع قدرت، ثروت، امکانات و … آزادی به شکل عادلانه در بین تمامی مردم است. چیزی که این‌روز‌ها بیش از پیش مورد غفلت قرار گرفته‌است.

تصور کنید چنان‌چه مفاد این منشور قابلیت وسیع اجرا پیدا کند، در بین مربیان کسانی که بیشترین تخلف از شمول این منشور را خواهند داشت، آقایان «علی دایی» مربی محبوب و مورد احترام ریس‌جمهور و آقای «محمد مایلی‌کهن» مربیی که بیشترین تعریف بسیجی و اخلاق به نام او تعریف می‌شود و آقای «فیروز کریمی» کسی که قبل از مربی ورزش یک افسر ارشد بازنشسته نیروی انتظامی «ایران» است، و کسی که کمترین تخلفات از شمول این منشور به نام او ثبت شود احتمالا آقای «افشین قطبی» خواهد بود. یعنی یک ایرانی که در یک کشور کمونیستی آمریکایی یعنی «کره جنوبی» بزرگ شده است.

به قول «سلحشور»: این یعنی کشک.

پی‌نوشت: بعدها متوجه شدم «احمدی‌مقدم» باجناق آقای «احمدی‌نژاد» نیست.

هواپیمایی که سقوط کرد مال زامبیا بود

۵ مرداد ۱۳۷۵ بدون دیدگاه

در سال ۱۹۹۳ هوایمای حامل تیم ملی فوتبال «زامبیا» در حال پرواز به سمت سنگال بود تا در رقابت‌های انتخابی جام جهانی ۱۹۹۴شرکت کند، اما در طول مسیر دچار سانحه شد و تمام ۳۰ مسافر آن از جمله ۱۸ بازیکن تیم ملی آن کشور جان‌ِشان را از دست دادند.

نزدیک به یک‌سال بعد، «عباس بهراوان» گزارش‌گر فوتبال و مجری برنامه‌های تلوزیونی ایران یک مسابقه فوتبال بین یک تیم آفریقایی غیر از «زامبیا» را گزارش می‌کرد و به اشتباه فکر کرد تیمی که هواپیمایش سقوط کرده همین تیم بوده و در وصف این‌که چه زود توانسته‌اند تیم جدیدی را احیا و روانه مسابقات کنند داد سخن می‌داد، غافل از آن‌که تیمی که هواپیمای‌ِشان سقوط کرده و همه بازی‌کنان آن مرده بودند، «زامبیا» بود نه تیم مورد نظر نظر آقای گزارش‌گر تلوزیون ایران.