بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘فن بیان’

معلمی که تلاش می‌کند دنیا جای قشنگ‌تری برای زندگی باشد

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

«محمد پیام بهرام‌پور» حالا باید ۲۵ ساله باشد. شاید کم‌تر از یک‌ماه باشد که از سایت جدید خود رونمایی کرده و بخش عمده‌ای از آموزش‌ها و دوره‌های قبلی را روی سایت جدید بارگزاری و به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار داده است.

بهرام‌پور که بیشتر با عنوان «مربی و مدرس فن بیان و سخنرانی» شناخته می‌شود، و بیزنس شخصی خود را هم بر همین محور بنا کرده، مهم‌ترین ارزش و رسالت زندگی خود را اصلاح ساختار آموزش کشور، و ترمیم فاصله و خلاء آموزش‌های کاربردی و مهارت‌های زندگی تعریف کرده و بر همین اساس هم دوره‌ها و کارگاه‌های مختلفی طراحی و برگزار کرده است.

شعار و پیام اصلی مجموعه «+۱» یا «بیشتر از یک‌ نفر»، که «بهرام‌پور» آن‌را اداره می‌کند و در تمام سخن‌رانی‌ها و کارگاه‌های آموزشی او با تکرار مورد تاکید قرار می‌گیرد این است: «ما تلاش می‌کنیم، دنیا جای به‌تر و قشنگ‌تری برای زندگی باشد.»


من حدود سه سال است که با «بهرام‌پور» و مجموعه «+۱» آشنا شده‌ام و در چندین دوره از کلاس‌ها و کارگاه‌های آن شرکت کرده، و با افتخار خود را عضو این مجموعه و با افتخار بیشتر، شاگرد «محمدپیام بهرام‌پور» می‌دانم.

بهرام‌پور که به تازگی ۲۵ ساله شده است، یک «معلم» به معنی واقعی کلمه است. «معلمی» که آرزو دارد سر هر چهار راهی در کشور، یک موسسه آموزش باشد که مهارت‌های زندگی و ارتباطی آموزش می‌دهند.
روزت مبارک محمد‌پیام بهرام‌پور عزیز!

هوش کلامی، ارتباط موثر

۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

کسی که متولی روابط عمومی موسسه‌ای، (دولتی یا خصوصی) می‌شود، باید به اکثر قواعد «هوش کلامی» و «ارتباط موثر» آگاه و مسلط باشد. تنها دانستن فن بیان خوب، یا مهارت آشنایی با پتانسل‌های یک مدیای (رسانه) ارتباطی (فایل صوتی، ویدئو، گرافیک، نویسندگی‌ و کارتون کاریکاتور و … و فایل‌های چند رسانه‌ای) بسنده نمی‌کند، و باید حواسش باشد، محتوایی که تولید می‌کند، اگر نقدکننده هست، حتما توهین‌کننده نباشد.

طراح این اثر هنری، طراح خوبی بوده و با ظرافت، از ظرفیت‌های زبان گرافیک بهره‌گرفته و پیامی خلق کرده است که با رسانایی بالا، این پیام را به جامعه هدف منتقل می‌کند که «آب نیست» و باید در مصرف آب صرفه‌جویی کنیم.


مطئنا اثر این پیام یا مدیا، خیلی موثرتر از یک سخنرانی علمی است که در آن اطلاعات دقیقی در مورد کمبود آب و بحرانی‌بودن آن و … با کمک اعداد و ارقام و آمار مستند ارائه و برگزار می‌شود. این مدیا اما از «برد مفید» بهره گرفته و به «برد موثر» خود اندکی کم‌توجهی کرده است.

هوش کلامی توصیه می‌کند در استفاده از کلمات باید نهایت دقت و وسواس را داشت. جمله معروف تفاوت تاثیر بین کلمات «بفرما و بشین و بتم…» را حتما شنیده و تفاوت آن را می‌دانید. به همان اندازه هم بین عبارت «متوجه نمی‌شوید» و «نمی‌فهمید» تفاوت هست و این تفاوت گاهی برد موثر پیام شما را به‌شدت کاهش با افزایش می‌دهد که در این مثال کاهش داده است.

«نمی‌فهمید» در قاموس ادبیاتی جامعه، معنی نادانی و حکم توهین را دارد و وقتی می‌خواهیم به کسی نقد کنیم که آب را زیاد مصرف نکند، باید حواس‌ِمان باشد، که توجه‌دادن ما حکم توهین نداشته باشد و حکم نقد مودبانه باشد.
این عدم توجه می‌تواند به نتیجه عکس منجر شود.

حرکت هنگام سخنرانی

۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

عموما استایل یا مدل ایستادن یا حرکت‌کردن یک سخنران که به سخنرانی دعوت شده و خودش در تعیین محل سخنرانی دخالتی نداشته، دست خودش نیست و دست کسانی است که او را به سخنرانی دعوت کرده‌اند.

با این حال اغلب آدم‌ها و برگزارکنندگان مراسم‌ها، آنقدر انعطاف دارند که اگر از آن‌ها درخواست شود، برخی تغییرات و جابه‌جایی‌ها را در دیزاین برنامه خود انجام دهند. خصوصا وقتی سخنران اعلام کند که با وجود این تغییرات بهتر می‌تواند سخنرانی کند و نتیجه سخنرانی‌اش حتما با اعمال این تغییرات بهتر خواهد شد.

پس با این وصف من درباره شرایطی سخن می‌گویم که می‌توانیم فضای سخنرانی خود را پیش از شروع مدیریت کنیم.

تا کنون اکثر سخنرانی‌ها، چه رسمی و چه مذهبی، ــ به حز سخنرانی روحانیون که از روی منبر انجام می‌شود ــ از پشت یک تریبون ایستاده که میکروفون روی آن و تاج گلی هم در کنار آن قرار دارد، انجام می‌شده‌است.

این مدل سخنرانی فاقد حرکت و ایستا، مزایایی دارد و معایبی و توصیه می‌کنم تا آن‌جا که امکان دارد قید مزایای آن را بزنید و به فکر سخنرانی غیر ساکن و متحرک باشید.

اگر پشت تریبون باشید، احتمالا اندکی از اضطراب خود را به راحتی می‌توانید از دید مخاطب مخفی کنید. ضمن این‌که می‌توانیند متن سخنرانی خود را هم به‌دور از چشم مخاطبان روی تریبون کنار میکروفون بگذارید و هر از گاهی با نگاهی به آن، دغدغه فراموش‌کردن سخنانتان را نداشته باشید. ضمنا لرزش دست و پا به آسانی پشت تریبون گم می‌شود و کسی متوجه اضطراب ما نیست.

با همه این مزایا که البته فقط برای آن‌ها که اضظراب سخنرانی جلو جمع دارند، مزایا حساب می‌شود، سخنرانی بدون حرکت و پشت تریبون چند ضعف عمده دارد که بر روند و نتیجه یک سخنرانی خوب تاثیر به‌شدت منفی می‌گذارد.

اول از همه این‌که بیش از ۸۰ درصد از مانور و فضا برای زبان بدن را از دست می‌دهیم و حذف‌شدن زبان بدن از سخنرانی، باعث می‌شود، بخشی از پیام ناقص به مخاصب منتقل شود.

به گفته اسپنسر کلی (Spencer Kelly) استاد روان‌شناسی و یکی از مدیران مرکز زبان و ذهن «دانشگاه کلگیت»: «حرکات بدن در زمان سخنرانی صرفا بخش جانبی کلام ما نیستند، بلکه یکی از بخش‌های اساسی آن هستند.»

بحث دیگر این است که در سخنرانی ایستا و پشت تریبون، مخاطبین همه به یک نقطه که محل ایستادن سخنران است خیره می‌شوند و این خیره‌شدن و فقدان حرکت کم‌کم، باعث خستگی چشم و خواب‌آلودگی می‌شود و ناخودآگاه ذهن مخاطب توجه‌اش از اصل سخنرانی به سمتی دیگر رفته وحواسش پرت می‌شود.

اما وقتی روی سن در حرکت هستید، علاوه بر این‌که مردمک چشم‌ها مسیر حرکت و توقف، و حرکت دوباره سخنرانی را دنبال می‌کند، و از این بابت هوشیار می‌ماند، خودِ گام برداشتن و حرکت دست‌ها و سایر فاکتور‌های زبان بدن، به ایجاد انرژی بیشتر به فضای سخنرانی و سرحال آوردن مخاطبان و دنبال‌کردن سخنرانی کمک شایان توجهی می‌کند.

دقت داشته باشیم که به همان اندازه که نگاه خیره می‌تواند به خستگی چشم منجر شود، حرکت زیاد هم به همین شکل به خستگی مخاطب منجر می‌شود. باید گام‌های آرام به طرفین سن برداشت، هر از گاهی توقف کرد و برای برداشتن گام و حرکت بعدی هم بهانه‌ای در سخن داشت.

بحث دیگر این است که تلاش کنیم مسیر حرکت ما تقریبا نقطه میانی متمایل به مخاطبان روی سن باشد و خیلی از انتهای سن استفاده نکنیم که حس ترس از مخاطب را تداعی می‌کند.

گاهی هم می‌توان برای زمان‌های خیلی کوتاهی برای ایجاد جو صمیمی با مخاطبان، از سن پایین آمد و بین مخاطبان رفت. در این وضعیت حواسمان باشد که نخست دوربین را از دست می‌دهیم، و بعد اگر سالن دوطبقه باشد،‌ دید مخاطبان طبقه بالا، یا اگر سالن فاقد شیب باشد،‌ دید افرادی که انتهای سالن نشسته‌اند دچار مشکل می‌شود و باید سریع روی سن برگشت.

آبراهام لینکلن

۲۴ فروردین ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

«آبراهام لینکلن» در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹، در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد. تحصیلات رسمی او احتمالاً فقط ۱۸ ماه آموزش، آن هم به وسیله معلمان غیر‌رسمی بوده است. در واقع، او خودآموخته بود، هر کتابی كه می‌توانست، قرض می‌گرفت و می‌خواند. بر انجیل، آثار «ویلیام شکسپیر»، تاریخ انگلستان و تاریخ آمریکا کاملاً مسلط بود و خود شیوه‌ای بسیار ساده برای سخن‌گفتن برگزید که حضار را متحیر می ساخت. روزی کتابی کهنه و موش خورده از شرح زندگی واشنگتن بدست آورد، آن‌را با دقت فراوان خواند و به‌قدری شیفته آن شد که شاید اساس فکری و شخصیت ترقی‌جوی آبراهام متاثر از آن باشد.


«لینکلن» اگرچه شانزدهمین رئیس‌جمهور آمریکا و نخستین رئیس‌جمهور از حزب جمهوری‌خواه این کشور بود، و با قدرت قانون برده‌داری را در آمریکا لغو کرد و سرانجام هم جانش را بر سر همین اقدام از دست داد، اما شهرت برجسته و دیگر او سخنوری و چیره‌طبعی و تسلط او بر کلام است که نام او را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین سخنرانان در دنیا ثبت کرده است. 

وی اگرچه در رقابت‌های انتخاباتی ۱۸۵۶از «فریمونت» دیگر نامزد حزب جمهوری‌خواه شکست خورد، ولی همین سخنوری و قدرت کلام و تسلط قوی او در مناظرات انتخاباتی باعث شد در سمت معاون بالقوه وی به محبوبیت فراوانی در میان افکار عمومی آمریکا دست یابد. و توانست در کنوانسیون جمهوری‌خواهان برای رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۸۶۰ به کسب نامزدی این حزب نایل آید و بالاخره در این انتخابات به پیروزی برسد.  

لینکلن در جوانی اکثرا صبح زود زود خود را به دادگاهی که در ۱۸ مایلی منزلش تشکیل می‌شد، می‌رسانید و با دقت به سخنان قاضیان و دادستان و متهمان گوش می‌داد. همین مشاهده و دقت او به قوی‌تر شدن دید و قوت زبان و سخندانی غنی او کمک فراوان می‌کرد.

او كه در خانواده ای فقیر پا به دنیا گذاشت، در تمام طول زندگیش با ناكامی مواجه شد. در هشت دوره انتخابات شكست خورد و دو بار در كار تجارت ناكام ماند و به درهم ریختگی روانی دچار شد. بارها امكان داشت كه از همه چیز دست بشوید و تسلیم شود، اما چنین نكرد و بزرگ‌ترین رئیس جمهور در تاریخ آمریكا شد.

در نخستین روزی كه می‎رفت تا نطق افتتاحیه‎ خود را در مجلس سنای آمریكا ارائه دهد، درست موقعی كه داشت از جا برمی‎خاست تا به طرف تریبون برود، اشراف‌زاده‌ا‎ی بلندشد و گفت: «آقای لینكلن، هر چند شما بر حسب تصادف پست ریاست جمهوری این كشور را اشغال كرده‎اید، اما فراموش نكنید كه همیشه به همراه پدرتان به منزل ما می‎آمدید تا كفش‎های خانواده‎ ما را تعمیر كنید و در این جا خیلی از سناتورها كفش‎هایی به پا دارند كه پدر شما آن‎ها را ساخته است. بنابراین، هیچ‌گاه اصل خود را از یاد نبرید.»

این مرد فكر می‎كرد با این كار او را تحقیر می‎كند؛ اما انسان‎های بزرگ فراتر از تحقیرند. «لینكلن» پاسخ‌داد: «من از شما سپاس‌گزارم كه درست پیش از ارائه اولین خطابه‎ام به مجلس سنا، مرا به یاد پدرم انداختید. پدرم چنان طینت زیبایی داشت، چنان هنرمند خلاقی بود كه هیچ‌كس قادر نبود كفش‎هایی به این زیبایی بدوزد. من خوب می‎دانم كه هر كاری هم انجام دهم، هرگز نمی‎توانم آن‌قدر كه او آفرینش‎گر بزرگی بود، رئیس‌جمهور بزرگی باشم. من نمی‎توانم از او پیشی بگیرم. در ضمن، می‎خواهم به همه‎ شما اشراف‌زادگان خاطرنشان سازم، اگر كفش‎های ساخت دست پدرم پاهایتان را آزار می‎دهد، من هم این هنر را زیر دست او آموخته‎ام. البته من كفاش قابلی نیستم، اما حداقل می‎توانم كفش‎هایتان را تعمیر كنم. كافی است به من اطلاع بدهید تا خودم شخصاً به منزلتان بیایم.»
سكوتی سنگین بر فضای مجلس حكمفرما شد.
 
لینکلن چشم‌های کم‌فروغی داشت، صورت تکیده و ریش‌های غالبا پریشانی که انگار با شانه بیگانه بودند و لب‌ بالایی‌اش که سبیل و مو نداشت و تاثیر منفی می‌گذاشت روی جذابیت ظاهری او. با این‌همه اما نام «لینکلن» در تاریخ سخنوری دنیا برجسته است. او قهرمان بود و هیچ‌گاه اسیر یاس و ناامیدی نشد. وی در سال ۱۸۶۰ و در سن ۵۱ سالگی به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد و در سال ۱۸۶۵، در آغاز دومین دوره ریاست جمهوری خود به قتل رسید

نحوه ارائه مهم‌تر از محصول


به سن و اطلاعات و صدق و کذب گفته‌های این پسربچه ۱۰ ساله کاری ندارم. بحث بر سر نوع ارائه است. این پسربچه به بیش از ۹۰ درصد اصول و تکنیک‌های فن بیان مسلط است و همین تسلط کمک می‌کند که ارائه او فوق‌العاده باشد و اگر برفرض، محصول یا ادعاهای او دور یا خالی از واقعیت هم باشد، نوع ارائه او، آن‌را به‌شدت باورپذیر می‌کند.

عرض کردم در مورد صدق و کذب یا صحت و سقم ادعاهای این کودک قضاوت نمی‌کنم. ولی فرض بگیرید که کسی در سنی بالا که به لحاظ سنی باورپذیری آن بسیار بیشتر باشد، این ادعاها را مطرح کند، اما نتواند به‌خوبی این پسربچه حرف بزند. بدون‌شک در ارائه محصول یا باورپذیرکردن ادعاهای خود ناموفق خواهد بود.

در این ویدئوی کوتاه، در حرف و سخن و دست‌های این پسربچه لرزش و تپق و اشتباه نیست، به‌موقع روی برخی کلمات تاکید می‌کند و روی برخی دیگر برای کمک به تاکید، توقف و مکث می‌کند. این یعنی «لحن» و شدت تاثیر آن‌را خوب بلد است. در سخنانش تکیه‌کلام یا توقف‌های اضافی (به جز یک مورد) نیست.

جدای از تکنیک‌های گفتاری، «زبان بدن» خوبی دارد، و به‌رغم صغر سن، حرکت دست‌ها و چشم‌ها، ارتباط چشمی با مجری برنامه و نحوه نشستن او که کمی به جلو متمایل‌ و به گارد مجری نزدیک‌شده، همه حکایت از مهارت‌های خوب او در فن بیان و یک ارائه قوی دارد.

گذاشتن ساعد روی میز برنامه را در اصول اجرا خطا می‌دانند. شاید این‌که این پسربچه ساعدهای خود را روی میز گذاشته به‌خاطر کوچکی جثه قابل اغماض باشد، اما بخش عمده این خطا متوجه مجری برنامه است، که ساعدهایش به‌رغم جثه بزرگ روی میز قرار دارد.
البته این‌روزها اغلب مجری‌ها به این اصل توجه نمی‌کنند و خطای گذاشتن ساعد روی میز، تقریبا در میان همه مجری‌ها عمومی شده‌است.

از ظرفیت داستان در سخنرانی غافل نشوید

اگر می‌خواهید سخنران خوبی باشید و مخاطب پای منبر و سخن شما، چرت نزند، با بغل‌دستی درگوشی صحبت نکند، بی‌حوصله‌گی نشان ندهد و به قولی مستمعی باشد که شما را بر سر ذوق آورد، باید شما هم بلد باشید مستمع را بر سر شوق آورید.

بر سر شوق‌آوردن مستمع و شنونده و مخاطب، یکی از مهم‌ترین ابزارش ضمن تسلط بر فنون بلاغت و سخنوری، تسلط بر حکایت و داستان و روایت است. سخن‌ران باید همیشه گنجینه فراوانی از داستان‌ها و روایت‌ها و لطایف را در حافظه خود داشته باشد و متناسب با موضوع سخن، از آن‌ها استفاده کند.

اکسیر روایت، چنان جذابیتی دارد که بی‌حوصله و بی‌ذوق‌ترین مخاطب را بر سر شوق می‌آورد و توجه همه را به سخنران جلب و جذب می‌کند.

با این وصف باید دست سخنران همیشه از حکایت پر باشد تا به محض این‌که حس کرد حواس مخاطبین دارد پراکنده می‌شود، دوباره با روایت تازه‌ای حواس‌ را به سمت خود جذب و هوش مخاطب را برای موضوع و سخن بیدار کند.

 اگر علاقه دارید سخنران خوبی باشید، کتاب‌های پرحکایت و البته با حکایت‌های مستند، دقیق و درست را بخوانید و اضافه بر آن، در هر جای نکته، روایت، داستان زیبا، حکایت یا مطلب جذابی شنیدید، بلافاصله آن‌را یادداشت کرده و با نوشتن مجددا آن در دفترچه یادداشت‌ها، کانال، وبلاگ و بارتعربف آن، آن را ملکه ذهن خود کنید.

 یک تکته به‌قول معروف کنکوری هم بگویم که هرسخن جایی و هرنکته مکانی دارد. حواس‌مان باشد چه حکایتی را در کجا بخوانیم و به‌قولی در وقت پاگشایی منزل نو، حکایت: «هرکه آمد عمارتی نو ساخت/ رفت و منزل به دیگری سپرد» را نخوانیم که کوس بی‌آبرویی خودمان را زده، و تشت بی‌سوادی خود را از بام انداخته‌ایم.

من روی این وب‌سایت به فراخور، حکایت‌ها و روایت‌هایی را که تلاش می‌کنم حتی‌المقدور مستند و موثق باشد، با ذکر منبع آن منتشر کرده و می‌کنم که همه آن‌ها با برجسب کشکول در دسترس مخاطبین گرامی قرار دارد.

فراموش‌کردن را مدیریت کنید

حتما فیلم کوتاه شعرخوانی دکتر «علی‌اکبر ولایتی» وزیر اسبق امور خارجه، در یک برنامه تلوزیونی را دیده‌اید که در هنگام خواندن شعری از حافظ، بعد از یکی دو بیت، مصرع دوم یک بیت یادش می‌رود و هرچه تلاش می‌کند یادش نمی‌آید.

خیلی از رقبای سیاسی این بنده خدا، بارها و بارها این فایل صوتی را با کنایه و طنز و حتی گاهی با تمسخر و تحقیر بازنشر می‌کردند که مثلا ببینید این آقا وزیر بوده و یک شعر را نمی‌تواند حفظ کند.
خیلی از این طنز و تمسخرها هم البته از طرف کسانی وارد می‌شد/می‌شود، که در همه عمر شاید یک غزل را حفظ نکرده‌اند.

فراموشی امری طبیعی است و برای همه انسان‌ها، بارها و بارها اتفاق می‌افتد و ابدا هم در مورد آقای ولایتی، ربطی به ترس از دوربین و استرس استودیو، یا خدای ناکرده اتهام بی‌سوادی که بعضی در این فقره متوجه او می‌کنند ندارد.

ممکن است این اتفاق(فراموش‌کردن بیتی از شعر یا بخشی از سخنرانی) برای همه ما و در جاهای مختلف پیش بیاید. به قول معروف، کره عرش پایین نیامده و دنیا زیرش به رو نمی‌شود. باید آرام بود و بدون استرس و بدون این‌که اجازه دهیم بار روانی این فراموشی بر روی ادامه کار و گفت‌‌وگو یا مثلا شعرخواندن، سخن‌رانی یا اجرای برنامه ما تاثیر بگذارد، آن‌را مدیریت کنیم.

ساده‌ترین و به‌ترین راه، اعتراف به آن‌ست و عذرخواهی ار مخاطبین. مثلا فرض بگیریم در حال خواندن شعری هستیم که در میانه شعر بیتی یا مصرعی یادمان نمی‌آید، بلافاصله خیلی ساده و با آرامش استرس به‌وجود آمده را مدیریت، و با اعلام این‌که بقیه شعر یادم نمی‌آید، از مخاطبین عذرخواهی و مثلا ادامه می‌دهیم که: «خوب! شعر یادم رفت، اما برویم سراغ ادمه سخن، یا برنامه یا ….» به همین سادگی، شاید لازم باشد طنز مختصری هم چاشنی این اعتراف و عذرخواهی کنیم تا بار روانی را از خودمان به مخاطب منتقل کنیم.

این‌را هم برای خالی‌نبودن عریضه بگویم که آقای دکتر ولایتی زمانی ظاهرا در سازمان ملل سخن‌رانی داشته. آن‌جا باید سخن‌رانی را از روی متن خواند. مجاهدین برنامه‌‌ریزی می‌کنند که یک نفر متن سخن‌رانی وی را بدزد و مثلا او را کنف کنند. جالب است تا متن را طرف می‌دزد، ولایتی از جیبش نسخه دوم متن را درمی‌آورد و به سخن‌رانی ادمه می‌دهد.

با این وصف کسی که در عالی‌ترین سطح و پشت بزرگ‌ترین تریبون و جلو بزرگ‌ترین دوربین‌های دنیا بدون استرس سخن‌رانی کرده و غزل حافظ خوانده هم گاهی مطلبی یادش می‌رود و این طبیعی است و طبیعی‌تر که آن‌را مدیریت می‌کند.

اضافه کنم که این فراموش‌کردن مطلب و بیت و … فقط در موراد استنثنایی پذیرفتنی است و اگر قرار باشد، تکرار شود و به قاعده تبدیل شود، بهتر است آدم به جای سخن‌رانی برود شلغم‌کاری یاد بگیرد یا شیشه‌بری و … به جای سخن‌رانی.

فضای محل سخن‌رانی خود را مدیریت کنید

نخستین‌بار که جلو جمع سخن گفتم، دقیقا شب کریسمس ۱۹۹۹ میلادی بود. البته قبل از آن بگویم در کودکی و در کلاس اول ابتدایی هم یک‌بار رفتم برای دانش‌آموزان دبستانی که در آن درس می‌خواندم، سرود «خمینی ای امام» را اجرا کردم. اما آن‌روز تنها نبودم و در کنار «حسین صادقی» دیگر شاگرد آن دبستان که کلاس سوم یا چهارم بود و تمام سرود را از حفظ و با قدرت اجرا می‌کرد، ایستاده بودم. در واقع من سرود را نه اجرا که با او هم‌خوانی می‌کردم و تپق و فراموش‌کردن‌های من، بین خواندن عالی او گم می‌شد. ولی الان که تقریبا ۴۰ سال از آن می‌گذرد، هنوز لرزیدن دست و پایم را دقیقا با همان حس به یاد دارم. ولی همان جسارت به من اعتماد به‌نفس نسبی داد که بعدها کمی راحت‌تر به سمت کار اجرا و سخن‌رانی و … بروم.

برگردیم بر سر شب کریسمس. پیشنهاد سخن‌رانی با خودم بود. نشستی هفتگی بین دوستان جوان ما برگزار می‌شد و در آن یک ساعت قرآن می‌خواندند و خداحافظ. من پیشنهاد کردم در کنار قرائت قرآن، هر هفته یک نفر درباره موضوعی مطالعه کند و اندکی برای جمع سخن بگوید. درزی را در کوزه انداختند و گفتند چراغ اول را خودت روشن کن.
***
هفته‌نامه «شلمچه» توقیف و آیت‌الله‌العظمی «بیات زنجانی» هم بازداشت شده بود. این دو موضوع را برای سخن انتخاب کردم و اطلاعاتی در مورد آن‌ها کسب کردم و به خانه میزبان رفتم. از لحظه ورود استرس بر تمام وجودم غلبه کرده و هرچه به زمان پایان قرائت و آغاز سخن‌رانی نزدیک می‌شدیم، تپش قلبم بیش‌تر می‌شد.

ژاکت سفید یقه اسکی پوشیده بودم. قبل از سخن یکی از دوستانم گفت: مبارک باشد خبریه؟
بهانه پیدا شد. پیش از شروع سخن، جمع را برانداز و کردم و آب دهنم را قورت دادم و خیلی آرام و شمرده گفتم: عبدالرضا می‌پرسد خبریه که من ژاکت سفید پوشیده‌ام؟ خدمت شما عرض کنم که به هزار‌و نهصد و نود و نهمین سال تولد عیسی مسیح، پیامبر صلح وارد شدیم. اول تبریک می‌گویم و دوم چه بهانه‌ای برای سفید‌پوشی از این بهتر؟

ناگهان همه بچه‌ها به خنده و شوخی افتادند و نظام نشست با این ترفند به‌دست من آمد و آرامش بر تمام وجود و سخنم حاکم شد. به راحتی ظرف ۱۰ دقیقه درباره هردو موضوع سخن گفتم.

این تجربه خوبی بود. ابتدای سخن نتوانی مخاطب را مدیریت کنی بازنده‌ای و تمام. ولو «لینکلن» باشی.
برای مدیریت مخاطب، سخن‌ران تا حد امکان باید قبل از شروع، فضای فیزیکی محل سخن‌رانی را حتی در شرایط خالی‌بودن ورانداز کند. دقیقا ورانداز. یعنی برود پشت تریبونی که قرار است یک یا چند ساعت دیگر از پشت ‌آن برای مخاطبین سخن بگوید بایستد، و خوب فضای سالن و تمام زوایای آن‌را مشاهده کند.

دیده‌اید در بازی فوتبال، زننده پنالتی برای آخرین‌بار می‌رود خودش توپ را برمی‌دارد و دوباره روی نقطه پنالتی می‌گذارد؟ این کار علاوه بر آن‌که برای تقویت اعتماد به‌نفس زننده پنالتی و کمی تخریب روحیه دروازه‌بان انجام می‌شود، یک تست یا سنجیدن شرایط هم هست. زننده فاصله خود را با توپ و با نقطه پنالتی چک می‌کند و به اندازه کافی از توپ فاصله می‌گیرد تا با اطمینان دوباره به سمت توپ گام بردارد و آن‌را شلیک کند. هنگامی که عقب‌عقب می‌آید، تمام فضای دروازه و کیفیت ایستادن دروازه‌بان را ورانداز می‌کند. همه این‌ها به اقتدار او کمک می‌کند.

چک‌کردن فضای فیزیکی سالن دقیقا به همین شکل به سخن‌ران روحیه و اعتماد به‌نفس لازم را می‌دهد و خاطرش جمع می‌شود که فاصله‌اش با مخاطب چه‌قدر است، فضای سالن چه‌قدر است و … .

البته شرایط سخن‌رانی‌ همه‌جا یک‌جور نیست. یکی در سالن سخن‌رانی می‌کند، یکی در منزل. یکی از بالا به مخاطب مسلط است، و یکی هم‌عرض و در کنار مخاطبین و … هر کسی به فراخور شرایط باید فضای سخن‌گفتن خود را از طریق تست و چک کردن فضای سخن‌رانی و کاهش بار روانی آن پیش از آغاز به سخن مدیریت کند.

زندگی، ورای هر محدودیتی

۳۱ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

در این فیلم، علاوه بر آن‌که به شیواترین شکل داستان انسانی که در هیجانی‌ و بهترین دوره جوانی هردوپایش را از دست می‌دهد، اما امید را از دست نمی‌دهد و زندگی،ورزش و نشاط را از زوایه‌ای دیگر پی‌می‌گیرد، را روایت می‌کند، نمونه یک سخن‌رانی موفق و قوی هم هست.

❇️ اعتماد به نفس: مسلما انجام سخن‌رانی روی استیج ted ‌و در میان آدم‌های بزرگ دنیا، کار دشواری است و شاید آموخته‌ترین آدم‌ها در حوزه سخن‌رانی هم در چنین موقعیتی دچار لغزش شوند. اما با همه سختی، انجام آن سخت‌تر از اسکی با پاهای مصنوعی نیست. پس آدمی که با تمرین به مهارت سخت اسکی با پای مصنوعی دست یافته، اعتماد‌به‌نفس لازم برای سخن‌رانی در چنین جایگاهی را به‌راحتی دارد و به روانی، بدون لرزش دست و پا و صدا و ترس و استرس سخن‌رانی می‌کند.
آدمی که کارها با استاندارد بالا را به راحتی انجام دهد، ناخودآگاه اعتماد‌ به نفسش در مورد انجام کارها با استاندارد پایین‌تر قوی می‌شود.

✅ روایت: سخن‌ران، سخن‌رانی خود را با داستان آغاز می‌کند. اکسیر روایت و داستان یکی از بهترین روش‌ها برای شروع سخن‌رانی و به مرور تسلط و مدیریت کل سخن‌رانی و فضا است. دقت کنیم به چه راحتی سخن گفتن را آغاز می‌کند و به آسانی ادامه می‌دهد و به پایان می‌رساند.

❇️ احساسات: خیلی خوب از احساسات رقیق مخاطبین، زمانی که دارد داستان قطع‌شدن پاها و پایان رویاهایش را می‌گوید، کمک می‌گیرد. حتی خودش کنترلش را از دست می‌دهد و به بغض و گریه می‌افتد، اما این فضا‌سازی احساسی برای این‌که اصل داستان را تاثیرگذارتر کند لازم است.

✅ طنز: بعد از احساسات خیلی خوب از طنز کمک می‌گیرد و ضمن خندان مخاطبین و جلب توجه آن‌ها با فاکتور طنز، با قدرت القا می‌کند که می‌توان به سادگی به بزرگ‌ترین مسائل زندگی خندید.

🍀این فیلم و سخن‌رانی کوتاه، یک مدیای فوق‌العاده و با قدرت تاثیر بالا برای انتقال پیام امید و شادمانی، و نگاه مثبت به زندگی با همه سختی‌هاست.

خوب سخن بگوییم

۲ مرداد ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

بیان خوب به آدمی امتیاز ویژه می‌بخشد. تصور کنید در جمعی حضور دارید که افراد با سطح سواد، سن، جنس و با مسؤلیت‌های مختلف حضور دارند و هر کسی هم به تناسب و به قدر وقتی که در اختیارش قرار می‌دهند، سخنی ساز می‌کند.

در این بین مخاطبین و شنوندگان، به سواد، سن، جنس و شغل یا مسؤلیت افراد خیلی توجه نمی‌کنند. بیش‌ترین توجه، متوجه کسی می‌شود که بتواند در وقت مقرر، مفهوم مورد نظر خود را با بیان شیوا، صحیح، دقیق و با تسلط ادا کند. این خوب سخن‌گفتن و مورد توجه مخاطبین و جمع قرارگرفتن، خود فرصت‌های جدید‌ی پیش پای گوینده می‌گذارد. ادامه ی نوشته