بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘روزنامه‌نگاری’

به افتخار مردم کاشان

می‌پرسم، آیا این سرمایه‌گذاری برای شما سودمند است؟ درپاسخ می‌گوید: تا سود را چه تعبیر کنیم. اگر منظور از سود صرفاً پول باشد، شاید نه اما اگر سود، خدمت به شهروندان و کمک به ارتقا و دست‌یابی به جایگاهی که کاشان در تاریخ داشته و با آن فاصله گرفته باشد، البته که این سرمایه‌گذاری سودمند است و ما را همراهی می‌کند.

پروفسور «حسین خدمت» فوق‌تخصص بیماری‌های گوارش و کبد، که در جایگاه رئیس هیات‌مدیره شرکت «وندای کی آشیان» مجتمع چندمنظوره تجاری، تفریحی، فرهنگی – ورزشی و اقامتی «کاشان مال» نشسته، علاوه بر آن که پزشکی حاذق و خوش‌نام است، فوق‌العاده بر کلام و ادبیات مسلط است و نسبت به ظرافت‌های تجارت و بیزینس که به حضور در آن تصمیم گرفته آگاهی و احاطه دارد و در پاسخ به پرسش‌ها با دقت و با استناد به استانداردهای روز جهان، به نمایندگان عالی رسانه‌های کاشان درباره جزییات، اهداف و چشم‌اندازهای پروژه پاسخ می‌گوید.

مجموعه تجاری- بازرگانی، تفریحی، فرهنگی، ورزشی، اقامتی و کانون برندینگ مدرن و کاشان مال، در حاشیه بلوار امام رضا کاشان، و در همسایگی تمدن ۷ هزار ساله سیلک در زمینی به مساحت ۵ هزار مترمربع و در ۱۰ طبقه (۴ طبقه زیر زمین و ۶ طبقه فوقانی) و چند بلوک ساخته شده است. مجموعه‌های تفریحی آبی شامل پارک آبی، استخر جداگانه مردانه و زنانه، سونا و جکوزی به‌علاوه انبار سردخانه‌ها، برخی سالن‌های ورزشی و پارکینگ‌های مجموعه در طبقات زیرین قرار دارد و مجموعه‌های فروشگاهی و تجاری، رستوران‌ها، فست‌فود و نوشیدنی‌ها، سینما، هتل و سالن‌های چندمنظوره فرهنگی، شهربازی کودکان و برخی دیگر از سالن‌های ورزشی در طبقات فوقانی.

به گفته رئیس هیات‌مدیره، شرکت فاز نخست مجموعه شامل فروش‌گاه، شهربازی کودکان، مجموعه فست فود، نوشیدنی‌ها و رستوران در طبقات هم‌کف تا سوم تا پایان سال‌جاری به بهره‌برداری می‌رسد.

پیش از ظهر یک جمعه معتدل پاییزی نمایندگانی از پورتال خبری کاشان و آران و بیدگل، کاشان نیوز، روزنامه اصفهان زیبا و ضمیمه گردشگری آن، هفته‌نامه‌های آرمان، کاشان امروز، جوان کویر، و نسل فردا به دعوت شرکت «وندای کی آشیان» از بخش‌های مختلف آماده و در حال ساخت مجموعه بازدید کردند و مهندس «سید علی صالحی» آرشیتکت و طراح و مجری عمارت مجموعه، در هر بخش و طبقه، مشخصات و استاندارهای خاص که برای طراحی و ساخت سازه و همچنین خرید دستگاه‌ها و سخت‌افزارهای آن اعمال شده را به نمایندگان رسانه ارائه داد.

پس از این بازدید نمایندگان رسانه‌ها در سالن اجتماعات در یک کنفرانس خبری با حضور اعضا هیات‌مدیره شرکت و مشخصاً پرفسور «حسین خدمت» رئیس‌ هیات‌مدیره شرکت «وندای کی آشیان» شرکت کردند.

کاشان حالا با افتخار صاحب یک مجموعه چند‌منظوره بازرگانی- تجاری، فرهنگی، تفریحی- ورزشی، و اقامتی منطبق با دقیق و به‌روزترین تجهیزات و امکانات سخت و نرم‌افزاری روز دنیا شامل یک مجموعه فروش‌گاهی زنجیره‌ای بزرگ که کالاهای برندهای معتبر ملی و بین‌المللی را در چند حوزه خوراک، کیف و کفش و پوشاک، گوشی و رایانه و محصولات دیگر نمایندگی می‌کند، یک سالن با مدرن‌ترین و به‌روزترین امکانات ورزشی تفریحی، آموزشی و بازی برای کودکان در کنار سالن حرفه‌ای بولینگ و بیلیارد حرفه‌ای و مجزا، استخرهای مجهز و مدرن شنا، سونا، جکوزی، اسباب و سالن اختصاصی پارک و تفریحات آبی، سالن‌های فست فود و رستوران‌های مجزا با منو و دستورات غذایی ایرانی و فرنگی با برند معتبر و استانداردهای نوین حوزه خوراک و غذا در کنار چند سالن سینما و همایش‌های فرهنگی با ظرفیت‌های متفاوت در کنار یک هتل پنج ستاره شده است که به گفته رئیس هیات مدیره شرکت «وندای کی آشیان» به عنوان مدیر عالی مجتمع «کاشان مال» فاز نخست این مجموعه شامل مجتمع فروش‌گاهی در طبقه همکف شهربازی کودکان در طبقه اول، غرفه‌های فست‌فود در طبقه سوم نهایتاً تا پایان سال جاری گشایش یافته و به بهره‌برداری می‌رسد و فازهای بعد شامل تکمیل پارکینگ‌های طبقاتی خودرو، سالن‌های ورزشی و تفریحات آبی فاز اول و دوم هتل و سالن‌های فرهنگی و همایش‌ها به مرور نهایتاً تا پایان سال ۹۶ گشایش یافته و به بهره‌برداری نهایی خواهد رسید.

رئیس هیات مدیره شرکت، در نشست میزبانی نمایندگان رسانه‌های منطقه کاشان و آران و بیدگل و اصفهان با بیان این‌که این نخستین نشست غیررسمی شرکت می‌باشد، از رسانه‌ها به عنوان یک گروه مرجع که طیف وسیعی از مخاطبان تاثیرگذار را نمایندگی می‌کنند نام برد و تاکید کرد: برای ما مهم بوده است که دوستان رسانه‌ای در سطح منطقه بزرگ کاشان که می‌توانند بازخوردهای مثبت بدهند، پیش از گشایش و بهره‌برداری از مجموعه و بخش‌های تکمیل‌شده و در حال تکمیل، از آن بازدید کنند و در جریان فرایند احداث مجموعه از ابتدا تاکنون قرار بگیرند.

در اغلب استانداردها حتی در سطح ملی نخستین هستیم.
خدمت با تاکید بر این که مجموعه «کاشان مال» در اغلب شاخص‌ها در سطح ملی واجد بالاترین استانداردها و جایگاه نخست است. درباره هدف از تأسیس چنین مجموعه‌ای گفت: برای بنده و برای سایر سرمایه‌گذاران چه آن‌ها که اهل کاشان هستند و چه آن‌ها که علایق مشترکی آن‌ها را به کاشان وصل می‌کند، مهم‌ترین و نخستین هدف و دغدغه انجام کاری برای کاشان و در شان کاشان در مسیر توسعه پایدار بوده است. ما می‌خواهیم گامی مؤثر برای احیاء جایگاه باستانی برتر کاشان که در هزاران سال پیش به عنوان نماینده معتبر برند ابریشم و کاشی و صنعت جهانی معروف بوده برداشته باشیم.

رئیس هیأت مدیره «وندای کی آشیان» با تأکید بر این که در این مسیر به همراهی و حمایت همه شهروندان کاشان خصوصاً رسانه‌ها نیاز داریم اظهار داشت: پس از آن‌که نیت دوستان برای انجام کاری برای کاشان مشخص شد، تحقیقات میدانی مفصل برای این‌که در منطقه با توجه به ظرفیت‌ها، خلاء چه مجموعه یا خدماتی حس می‌شود در دستور کار قرارگرفت و پس از مطالعات بنیادین با توجه به ظرفیت‌های بالای تاریخی و باستانی، و قابلیت‌های ویژه اقلیتی و فرهنگی و گردشگری منطقه، ایجاد و احداث چنین مجموعه‌ای تأیید و تصویب شد و بلافاصله اقدامات برای نهایی‌کردن پروژه آغاز شد.

خدمت افزود: برای آن که سرمایه‌گذاری در بهترین شکل و با رعایت بالاترین استانداردهای مدرن دنیا و با کمترین میزان خطا صورت بگیرد، پیش از آغاز عملیات عمرانی یک تیم کارشناسی با نمایندگان خدمات مشابه شبیه شرکت‌های فروش‌گاه‌های زنجیره‌ای، هایپر مارکت، فست‌فود، و رستوران و هتل در عالی‌ترین سطوح ملی و بین‌المللی مشاوره‌ای کارشناسی صورت داده و طرح نهایی با جایابی در تاریخ ۲۳ دی‌ماه ۹۱ کلنگ عملیات اجرایی پروژه در همین زمین که الان ساختمان بنا شده به زمین زده شد و پروژه استارت خورد.

به سرمایه‌گذاری به عنوان این که پول ارزش و اعتبار بیاورد نگاه کرده‌ایم
وی در پاسخ به پرسش یکی از رسانه‌ها در مورد میزان سرمایه‌گذاری و پیش‌بینی سود، با بیان این‌که تاکنون ۶۰ میلیارد تومان سرمایه‌گذاری شده و پیش‌بینی می‌شود سقف سرمایه‌گذاری به ۱۰۰ میلیارد تومان برسد تصریح کرد، بستگی دارد سود را چه چیزی تعریف کنیم و ما چه چیزی تعریف کرده باشیم. ما به سرمایه‌گذاری به این عنوان که پول بیاورد نگاه نکرده‌ایم. ما به سرمایه‌گذاری به عنوان این‌که پول ارزش و اعتبار بیاورد نگاه کرده‌ایم. بنابراین هدف نخست سود به معنای پول نیست. هدف نخست کاشان و اعتبار برای کاشان و ارتقاء فرهنگ اجتماعی منطقه است که ما به پیش از نیمی از آن رسیده‌ایم و امیدواریم رسانه‌ها در معرفی اهداف فرهنگی و چشم‌اندازهای مجموعه ما را همراهی کنند.

معاونت اسبق دانشگاه علوم پزشکی کاشان، با اشاره به این‌که تمام استانداردها در تمام حوزه‌های فرهنگی، تفریحی- ورزشی، خدماتی، اجتماعی، خوراکی اعم از خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها و هتل، بالاتر از سطح کاشان و حتی سطح استان است خاطر‌نشان کرد: حتی بعضی از استانداردها در سطح ملی هم فقط در یکی از دو مجموعه شاخص در تهران رعایت می‌شود. به عنوان مثال استاندارد «haccp» که در سراسر دنیا معتبر است برای فودکورت و مجموعه رستورانی این مجموعه لحاظ شده است.

تمام کارکنان مجموعه آموزش‌های حرفه‌ای فرا می‌گیرند
خدمت در پاسخ به پرسش یک رسانه که پرسید، چه ضمانتی برای خدمات متناسب با ستارهای هتل این مجموعه وجود دارد؛ اظهار داشت: به تازگی دادن ستاره به هتل‌ها عمدتاً تابع چک‌کردن خدمات در تمام حوزه‌هاست. به عنوان مثال نیروهایی که در هتل استخدام و مشغول به کار خواهند شد. آموزش‌های استانداردی برای کار در هتل را در تهران فرا می‌گیرند. البته تمام نیروهای مجموعه در تمام سطوح و مشاغل. پس از موفقیت در آزمون و مصاحبه ورودی و پیش از آغاز کار، دوره‌های خاص آموزشی را طی خواهند کرد که بعضی از دوره‌ها در تهران و بعضی در کاشان برگزار می‌شود.

فوق‌تخصص حاذق و مشهور بیماری‌های گوارش و کبد در پاسخ به یک پرسش که چرا با توجه به حرفه پزشکی، در بخش سلامت سرمایه‌گذاری نکردید، با تاکید بر هدف نخستین که سودآوری هدف نبوده در حالی که سرمایه‌گذاری در بخش سلامت قطعاً با سودآوری تضمین شده همراه است تاکید کرد: تصمیم داشتیم کاری برای کاشان بکنیم که خلاء آن در کاشان حس می‌شد و به‌نظر می‌رسد کاشان در حال حاضر خلاء سرمایه‌گذاری در حوزه درمان ندارد.

رئیس هیأت‌مدیره وندای کی آشیان، در پاسخ به پرسش دیگری در مورد تضمین ماندگاری نیروی انسانی خاطر‌نشان کرد، در حال حاضر نیروهای انسانی در بخش صندوق‌داری، فروشندگی و حسابداری پس از مصاحبه پذیرفته و در حال آموزش هستند. در این بخش و سایر بخش‌ها نیروی انسانی با ۳ برابر ظرفیت مورد نیاز با هزینه مجموعه آموزش خواهند دید و از بین آن‌ها شاخص‌ترین نیروها به استخدام نهایی در خواهند آمد و مشمول حقول و مزایا خواهند شد. از طرفی با توجه به ایده جدید بازاریابی که حق را به کارمندان می‌دهد، برای نیروهای استخدامی بالاترین استانداردها در حوزه حقوق، مزایا و امتیازات در نظر گرفته شده و در کنار خدمات مطلوبی که برای پرداخت در نظر گرفته‌شده تعهدات لازم نیز برای ماندگاری از پرسنل پیش از شروع کار اخذ می‌شود.
منتشر شده در صفحه کسب و کار شماره صفر کاشان امروز

نقد اسفدیاری بر فراستی مدح شبیه ذم بود

حرف‌های «شهاب اسفندیاری» در برنامه هفت، نه نقد برنامه، نه نقد مجری و نه نقد «مسعود فراستی» که به نظر من برعکس، تایید همه بود ولی از زاویه خاص خودش.
شهاب اسفندیاری سینما خوانده در یک دانشگاه خارجی هم تحصیل کرده، ایران هم که درس می‌خواند، یک دانشجویی معمولی نبود و خیلی بیشتر از حد یک دانشجو فعال و منظم بود و البته پرکار. مشتی از خروار نظم و دقت و پشتکار خوب، وبلاگ او است که بیش از یک دهه فعال و به‌روز است و در‌‌ همان آدرسی که بود ماند و رنگ و لعاب و ادمین خصوصی و … عوض نکرد و بیشتر از رنگ و لعاب حواسش به محتوای حرفه‌ای نوشته‌ها و آداب وبلاگ‌نویسی بود.
شهاب اسفندیاری در برنامه هفت
با این‌همه عقیده و علمی که در صغر یاد و با آن خو گرفته، چون نقش حجر در ذهن و زبانش مانده و خیلی جا‌ها مانع از این بوده که واقعیت‌ها را ببینید.
یک حقیقت خیلی‌خیلی مهم که درباره او و مسعود فراستی وجود دارد، این‌ست که هردو آن‌ها فقط منتقد بوده‌اند و هستند و به نظر می‌آید خواهند ماند. این دو و البته خیلی شبیه این‌ها، به قول معروف کنار گود نشسته‌اند و به نحوه لنگ‌کردن حریف ایراد می‌گیرند و البته ایراد گرفتن ــ و نه نقد کردن ــ کار خیلی راحتی است و می‌شود تقریبا از عهده هر کس برمی‌آید. و ناگفته پیداست که املای نانوشته غلط ندارد. فراستی و اسفندیاری اگر مردند بپرند وسط گود تا مشخص شود چند مرده حلاج‌اند.

از تولستوی ظاهرا باید باشد که گفته: منتقدین ادبی آدم‌هایی هستند که از آفرینش یک اثر ناچیز محروم‌اند. این جمله در مورد این دو نفر صدق می‌کند البته با تفاوت‌های زیاد که عرض می‌کنم.
مثل داستان نقاشی که از مردم خواست عیب‌های نقاشی‌اش را ضربدر بزنند و تمام نقاشی ضربدر شد و وقتی گفت یک نقاشی مثل آن بکشند هیچ‌کس نتوانست.

اسفندیاری البته برخلاف فراستی، تحصیل‌کرده است و یک دوره‌ای از تحصیل را هرچند کوتاه در خارج از ایران و در یک محیط دانشگاهی کمی متفاوت سپری کرده. هم تحصیل‌کرده‌بودن و هم تجربه شرایط تحصیل و زندگی در یک کشور دیگر، آدم را به‌نوعی آبدیده‌ می‌کند و باعث می‌شود منطق بر رفتار آدمی بشتر حاکم باشد و رفتار سنجید‌تر باشد.
زبان اسفندیاری به تعبیر قرآن «لین» است بر خلاف فراستی که زبانش همیشه تند و خشن است وابدا به خودش اجازه نمی‌دهد نرمی و لطافت ببینید. و دیگر این‌که برخلاف فراستی که دیکتاتوری در بیان و نظرش حکم‌فرماست، اسفندیاری این قابلیت را دارد که قبول کند، همه حقیقت نزد او نیست و ممکن است اشتباه کند و نظرش وحی منزل نیست.

با این همه اما در برنامه هفت اسفندیاری با آن دفاعی که از «وحید جلیلی» و به دنبال آن «مجید مجیدی» و «ابرهیم حاتمی‌کیا» کرد، و از طرف یکی به نعل و یکی به میخ‌ زدن‌ در نقد فراستی و برنامه هفت و باز غلبه مدح بر نقد و ذم، خیلی هم آش دهن‌سوزی نبود و من متعجبم بعضی ذوق‌زده این تعریف‌ها را نقد پنداشته و آن‌را در بوغ و کرنا کرده‌اند.

آخرین حرف دلم را در مورد اسفندیاری بزنم که در کنار کارهای خوبش، یادداشتی هم نوشت در مورد ممانعت از سخنرانی حسن خمینی در حرم مطهر با عنون «پایان دوران آقازاده‌ها» که بسیار قابل‌توجه و از کارهای شجاعانه و نیکوی او بود.

گاف مومیایی

۱۲ مرداد ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

 در روزهای نخستین مردادماه، شایعه‌ای مبنی بر کشف یک جسد مومیایی شده در همدان، و در برخی موراد در باشت در شبکه‌های اجتماعی در گستره وسیعی منتشر شد.

دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۵ خبرگزاری مهر از قول مدیرکل میراث فرهنگی، گردش‌گری و صنایع دستی استان همدان، این خبر را تکذیب کرد.

یک روز بعد از این تکذیبیه، خبرگزاری صداوسیما سه‌شنبه ۵ مردادماه ۹۵ عین شایعه را با رویکرد تایید و با ادبیاتی سرشار از غلط‌های ویرایشی و نگارشی به این شکل  منتشر کرد: «طبق نسخه قدیمی بر روی پوست میش نقشه تونلی در وسط تپه باستانی هگمتانه را که با ساروج پلمپ شده بوده را باز کردند و در حفاری و کاوش باستان‌شناسی که سه روز به طول انجامید جسد مومیایی‌شده از دوران ماد‌ها کشف شده که احتمالاً از نوادگان پادشاه دیاکو است. نام این مومیایی «موبانا» است که احتمال می‌رود ملکه «ماندانا» مادر کوروش کبیر باشد.»

 بلافاصله سایت‌ها و رسانه‌های زیادی از جمله جام‌جم آنلاین، فردانیوز، آفتاب نیوز، دانشجو آنلاین، خبرداغ، بروز‌ترین، ملیون، آسمان‌‌دیلی، کاسپین، پیک‌نت و حتی سایت سازمان مجاهدین خلق، این خبر را عینا از روی دست خبرگزاری صدا‌وسیما رونویسی و با آب و تاب منتشر کردند.

این خبر آن‌قدر حساسیت داشت و آن‌قدر مهم بود و آن‌قدر هم منابع مورد وثوق و در دسترس پیرامون آن وجود داشت، که رسانه‌های فریب‌خورده به سادگی می‌توانستند این‌‌گونه دستپاچه نشوند و این‌قدر شتاب‌زده چنین خبری را آن‌هم با آن غلط‌های ویرایشی فاحش، از روی دست هم رونویسی و بازنشر نکنند و در دام شایعه نیفتند.

 این خبر برای آن‌که بدیهی‌ترین شاخص‌های یک خبر صحیح را داشته باشد، حتما لازم بود از قول منابعی در محدوده جغرافیایی حادثه (مثلا استاندار همدان)، یا منابعی مربوط به حوزه خبر (مثلا مدیر کل میراث فرهنگی استان)، نقل و گزارش می‌شد.

وقتی منبع اولیه بدون توجه به این اصل اساسی تنها به نقل خبرنگار خود اعتماد می‌کند و خبری با آن سطح از حساسیت را بدون کمترین توجه و ویرایش منتشر می‌کند، و رسانه‌های بازنشر کننده نیز در عین بی‌توجهی به این اصل، آن‌را بازنشر می‌کنند، مسلم است که چنین گاف فاجعه‌‌باری هم باید در انتظار این جامعه خبری و رسانه‌ای باشد.

اما نکته متاثرکننده و خسارت‌بار برای خبر، رسانه و حوزه‌ اطلاع‌رسانی آنست که، به‌رغم آن‌که خبرگزاری صداوسیما، یک روز پس از تکذبییه خبرگزاری مهر مرتکب گاف خبری و خطا شده و یک شایعه تکذیب شده را در قالب خبر مستند منتشر کرده و رسانه‌‌های متعددی نیز از روی دست آن خبرگزاری خبر را رونویسی و بازنشر کرده‌اند، و در حالی‌که ایرنا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی مجددا مجبور به تکذیب خبر در چهارشنبه ۷ مردادماه شده، اما هیچ‌یک از رسانه‌های منتشرکننده خبر دروغ، حاضر به پذیرش خطای خود، عذرخواهی از مخاطبین و جامعه خبری و توجه به تکذیبیه‌های متعدد نشده‌اند و هیچ‌کدام هیچ تکذیبیه‌ای را در این مورد منتشر نکرده‌اند.

گاف رسانه‌ای داستان دلارهای پرویز پرستویی

۲۱ اسفند ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

داستانی که در مورد دلارهای رهاشده در خیابان منسوب به «پرویز پرستویی» به‌تازگی به شکل انبوه در رسانه‌ها بازنشر می‌شود، سرگذشت شخص دیگری بوده که در یک بد‌اخلاقی و گاف رسانه‌ای به نام بازی‌گر مطرح سینمای ایران منتشر و بازنشر شده است.

«حمید حسامی» در واکنش به این گاف رسانه‌ای در صفحه خود در شبکه اجتماعی فیس‌بوک نوشته‌است: «ده‌ها خبرگزاری، یک متن ثابت را منتشر کرده‌اند که طی آن ادعا شده پرویز پرستویی (هنرمند سر‌شناس کشور) در صفحۀ اینستاگرام خود خاطرۀ پخش‌شدن دلار‌هایش در خیابان و جمع‌کردن آن توسط مردم را نقل کرده است!.
این خبر و خاطره، علاوه بر سایت‌های مختلف در کانال‌ها و گروه‌های وسیعی از تلگرام نیز بشدت در حال بازنشر است!.
من بدون تحقیق مطمئنم (یا حداقل امیدوارم) که آقای پرستویی چنین ادعایی نکرده‌اند و ادامه ی نوشته

یک بام و دو هوای ایرنا

ایرنا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، شنبه ۲۱ آذرماه، در مطلبی با تیتر «گاردین: گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری/وریست‌پروری وهابیت سعودی و تلاش کنگره برای محدودکردن ایرانیان»، به مطلبی در روزنامه انگلیسی «گاردین» اشاره‌کرده که در آن نویسنده به اعمال محدودیت‌های جدید کنگره آمریکا در قبال ایرانیان، و شهروندان آمریکایی که به ایران سفر می‌کنند، واکنش منفی نشان داده است.

نکته جالب توجه و تاسف در بازنشر این مطلب «گاردین» در خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی اینست که یادداشت گاردین را «احمد صدری» جامعه‌شناس ایرانی‌ و استاد دانشگاه «لیک فارست» نوشته و طی یکی‌دو روز گذشته با استقبال شایان‌توجه ایرانیان در سراسر دنیا، بار‌ها این‌طرف و آن‌طرف بازنشر و در شبکه‌های اجتماعی همرسان شده‌است. اما در بازنشر خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران، مطلقا اشاره‌ای به نام نویسنده یادداشت نشده و نا‌م این استاد ایرانی مسلمان شیعه از مطلب «گاردین» فاکتور گرفته شده است.

به لحاظ قواعد رسانه‌ای، ایرادی بر کار ایرنا نیست. چون به منبع اصلی که «گاردین» باشد رفرنس داده شده، اما این کم‌لطفی در حق استاد «احمد صدری» به هیچ روی قابل توجیه نیست. این‌ موضوع وقتی برجسته‌تر خود را نشان می‌دهد که وقتی «سید حسین موسویان» یادداشتی در هر یک از نشریه‌های خارج از کشور منتشر می‌کند، ایرنا مطلب را با برجسته‌کردن شخصیت «موسویان» و بها‌دادن به نوشته با رویکرد برجسته‌کردن شخصیت نویسنده بازشر و منشر می‌کند. (+) (+) (+) (+)

به حقوق مولف احترام بگذاریم

«رادیو فردا» گزارشی در مورد خروج نیروهای سپاه پاسداران از سوریه به نقل از «بلومبرگ» تنظیم و منتشر کرده‌است.
در این گزارش متن «بلومبرگ» که به زبان اصلی بوده، ترجمه و با حذف و اضافه اطلاعاتی که مفید مخاطبان رادیوفردا باشد، و با ارجاع به بعضی از خبرهایی که خود این سایت پیش از این منتشر کرده، و با لینک منتشر شده‌است.

سایت خبری «نگام» که به تازه‌گی وارد دنیای رسانه و خبر شده و هنوز شخصیت رسانه‌ای‌اش قوام نگرفته و زمان برای شناختن و قضاوت درباره شخصیت حرفه‌ای مدیران و گردادنندگانش زود است، عین گزارش رادیو فردا را کپی و بدون ذکر منبع و بدون تغییری خاص بارنشر کرده است. بی‌توجهی کامل به حق مولف و قانون کپی‌رایت. کاری خلاف اخلاق به معنای عام کلمه و خلاف اخلاق حرفه‌ای و رسالت رسانه به معنای خاص.

نوشتن گزاره «به گزارش رادیو فردا» در ابتدای گزارش، هیچ هزینه‌ای را بر دوش این سایت بار نمی‌کرد، اما به لحاظ حرفه‌ای و اخلاقی تاثیر قابل‌توجهی در افزایش مقبولیت و برد رسانه‌ای این سایت در شروع کار داشت و دارد.
«نگام» تازه‌کار است و این‌گونه خطا از آن‌ها در صورتی که تکرار نشود پذیرفتنی و قابل بخشش است،

اما شوربختانه دقیقا همین کار را روزنامه اینترنتی «روز آنلاین» انجام داده که در این حوزه پیش‌کسوت است و قدمتی قابل توجه دارد.
عذر بد‌تر از گناه این‌که روز آنلاین حتی فکت‌ها و لینک‌های گزارش رادیو فردا را پاک نکرده و مطلب را از صفحه «رادیو فردا» کپی و مستقیم در صفحه خود پیست کرده است.
این خطا از «روز آنلاین» با آن سابقه و قدمت، انصافا بی‌سابقه، غیرموجه و با آن‌همه استاد و همکار برجسته کمی دور از انتظار و نابخشودنی بود و هست.

به حریم خصوصی احترام بگذاریم

«ابراهیم نبوی» با شوخی و جدی بازی شترمرغی می‌کند. نه می‌شود فهمید کی با شوخی حاضر است بپرد، نه کی با جدی حاضر است بار ببرد. این درست نیست. این رویه خطرناک است. شاید «نبوی» ادعا کند که دست خودش نیست و آن‌قدر زیاد و پشت سر هم طنز نوشته که ناخواسته رگه‌هایی از طنز به ادبیات جدی و نوشته‌های مورد استناد او وارد می‌شود. شکی نیست. حق با اوست. ولی می‌شود و حتما باید آدم وسواس بیش‌تری در حوزه‌ای که می‌تواند منجر به سلاخی فضیلت‌ها شود، به خرج دهد.

«نبوی» به‌تازه‌گی در واکنش به استعفای «مهدی کوچک‌زاده» چهره جنجالی و خبرساز مجلس نهم، مطلبی نوشته که مشخص نیست طنز است یا جدی. اما هر چه باشد در این نوشته از حدود اخلاق و فضیلت‌ خارج شده و به حریم خصوصی و شخصی فردی ورود غیراخلاقی و غیرشرعی کرده است.

این‌که «کوچک‌زاده» با سکوت، یا جار و جنجال، حضور یا غیبت، ادب یا توهین، یا هر شکلی دیگر در طول دوران نمایندگی خود به ملت ایران و نسلی که وی در دوران آن‌ها نماینده بوده خیانت کرده، جای تردید نیست.
نیز شکی نیست که نتایج خیانت «کوچک‌زاده» و امثال «کوچک‌زاده» شامل حال نسل‌های بعدی هم خواهد شد.

با این همه اما خیانت عمومی او در مقام یک وکیل پارلمان، ربطی به شخصیت فردی و حریم خصوصی او ندارد و او از آن حیث که انسان است می‌تواند گناه و خطاکار در حوزه فردی و در چهارچوب شخصیت و خانه و خانواده خود باشد و از این حیث ربطی به «ابراهیم نبوی» و مخاطبان او ندارد که ایشان می‌ می‌خورد یا گلاب! نماز می‌خواند یا آواز غنایی! خواب است یا بیدار… الخ.

اگر یاد بگیریم که انسان‌ها حق دارند در حریم خصوصی و شخصی خود آزاد باشند، و اگر خطا و گناهی کردند که نتیجه آن متوجه عموم نیست، حتما و حتما در روزی که به نام «یوم‌الحساب» نام‌گذاری و تعریف شده، به حساب آن‌ها رسیدگی خواهد شد و آن‌و قت هم مسؤل رسیدگی من و «ابراهیم نبوی» و دیگران نیستم و خدا هست، شاید قسمت عمده‌ای از مشکلات ما دست‌کم در حوزه اخلاق مرتفع خواهد شد و پس آن‌گاه بستر آرامش را می‌شود روی این توجه و اعتبار پهن کرد.

یک نکته تکمیلی هم برای آن‌ها که احتمالا ان‌قلت بیاورند که همه زندگی و تفکر کوچک‌زاده و امثال‌هم در سرک کشیدن به زندگی خصوصی دیگران گذشته، بگویم که دلیل نمی‌شود چون دیگران بد هستند ما هم بد باشیم و دلیل نمی‌شود چون دیگران بلایی سر ما آوردند، ما هم مجاز باشینم آن بلا بر سر آن‌ها یا دیگران بیاوریم.

پی‌نوشت: بعد از انتشار مطلب متوجه شدم نوشته ابراهیم نبوی مال الان نیست و مال ۱۰ سال پیش است و در واکنش به استعفای این‌روز‌های «کوچک‌زاده» نوشته نشده.

با دروغ همراه نشویم

وب‌سایتی با عنوان «خبرگزاری ایرانشهر» روز گذشته در خبری همراه با انتشار چند عکس نیمه‌عریان از یک زوج جوان در کشوری غیر از ایران، مدعی شد که این عکس‌ها متعلق به دختر یکی از فرماندهان عالی‌رتبه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران است.

بلافاصله دو سایت که یکی عمر و اعتبارکی در بین رسانه‌ها دارد و دیگری نورسیده است و هنوز زبانش برای سنجش اعتبار بازنشده، با ذوق‌زدگی عکس و خبر را بازنشر نمودند.

در یک نگاه ساده می‌شد با احتمال بسیار بالا حدس زد که این عکس‌ها، با آن اندازه از عریانی نزد دختر، نمی‌تواند متعلق به فرزند یک فرمانده عالی‌رتبه و مشهور سپاه باشد. نه این‌که چنین چیزی ممکن نباشد ــ که هست ــ اما بسیار بعید و دور از ذهن.

با این وصف پیش از توجه به توصیه‌ و مرام‌نامه‌های رسانه‌ای، عقلانی‌ترین رفتار آنست که آدم نسبت به صحت این خبر و عکس، اندکی تردید به خرج داده و در بازنشر آن کمی تامل کند و دنبال اعتبار منبعی باشد که خبر را منتشرکرده و اگر اعتبار منبع تاییدشد، احتمال خطا در منابع معتبر را هم لحاظ کند و باز هم اندکی بیشتر در بازنشر تامل و تردید کند.

همه این تاملات را موخر بر اصلی اساسی و ارزش‌مند که معتقد است باید به حریم خصوصی شهروندان احترام گذاشت عرض می‌کنم و با این پیش‌فرض بحث می‌کنم که بازنشرکنندگان اصلا نمی‌خواهند به این اصل اخلاقی توجهی داشته باشند، والا با قبول و توجه به این اصل بحث من به قول فلاسفه «از حیز انتفاع ساقط است.»

با این همه اما منتشر‌کننده اولیه عکس و خبر، بدون کم‌ترین توجه به اصول حرفه‌ای رسانه و خبر، خبر و عکسی را منتشرکرده بود که یا در صحت آن تردید داشت، یا با شیطنت و با نیت سوء و به قصد تخریب شخص، سازمان یا نظام سیاسی، عکس و خبر کذبی را منتشر کرده بود.

بازنشرکنندگان ثانویه هم نه عنایت مختصری به عقلانیت نشان‌داده بودند، نه به اصول مرام‌نامه رسانه‌‌‌ای، و خبر را بازنشر کرده‌اند.

به فاصله کم‌تر از یک روز سایت خبرگزاری ایرانشهر، بدون کم‌ترین توضیح، اصلاحیه یا عذرخواهی از مخاطبین یا سوژه مورد بحث، عکس و خبر را از خروجی خود حذف کرده‌است. اما عکس در یک رسانه و عکس و خبر به نقل از ایرانشهر در رسانه دیگر موجود است و حالا از منابع ثانویه کپی، بازنشر و دست‌به‌دست می‌شود.

حالا رسانه‌های جاعل منتشرکننده این دروغ پیش از همه در چاهی گرفتار می‌شوند که خود برای دیگران کنده بودند. اما در این فقره آن‌ها که به عمق چاه سقوط می‌کنند، تنها رسانه‌های جاعل و دروغ‌ساز و بازنشرکنندگان نیستند، در چنین شرایطی همه آن‌ها که در مخالفت با شخص، سازمان یا نظام سیاسی با جاعلان همداستان هستند، اما به قواعد اخلاقی وفادارند نیز در خطر سقوط به چاه قرار دارند.

برای جلوگیری از خطر این‌گونه رسانه‌ها، گروه‌ها و افراد، باید با مشاهده چنین جعلیاتی، بلافاصله آن‌را تکذیب و توصیه عمومی کرد که از بازنشر آن خودداری شود.

جدای از زیان سیاسی چنین اشتباهاتی برای یک جریان سیاسی خاص، کم‌ترین زیانی که از این دروغ‌سازی‌ و شایعه‌پراکنی‌ها متوجه جامعه می‌شود، لطمه‌خوردن اعتماد عمومی جامعه در نگاه کلان و افزایش ریسک اعتماد نزد همه شهروندان در تعامل با یک‌دیگر، و در نتیجه کندی کنش مثبت اجتماعی است. رخوت و افسرگی عمومی و اجتماعی همه جامعه را فرا می‌گیرد و ترمیم چنین وضعی زمان و هزینه بسیار می‌برد.

از حول «خبر» در دام «شایعه» نیفتیم

تلاش رسانه‌ها برای این‌که نخستین باشند و خبر دست اول را زود‌تر از سایر رسانه‌ها به دست بیاورند و منتشرکنند، به ذات رسانه برمی‌گردد و رسانه‌ای که به این نکته ذاتی بی‌توجه یا کم‌توجه باشد، به‌سادگی در گردونه رقابت با سایر رسانه‌ها کم‌آورده و پرونده‌اش بسته می‌شود. این خصلت ذاتی هیچ عیبی فی‌نفسه ندارد مگر آن‌که ملاحظات دیگری در کار باشد.

اما با این‌همه رسانه‌های معتبر و بزرگ همیشه تلاش می‌کنند این سرعت در انتشار خبر و نخستین رسانه و منبع سایر رسانه‌ها بودنشان، حتما با فاکتور «دقت» و «صحت» هم توام و همراه باشد. بنابراین اگر خبری را دریافت کردند که نیاز به تایید بیشتری داشت، کمی در انتشار آن تامل می‌کنند و در فاصله این تامل، به سرعت با یکی دو منبع تماس می‌گیرند تا صحت خبر دریافتی برایشان محرز شود، پس آن‌گاه اقدام به انتشار خبر می‌کنند.

تردیدی نیست از آن‌جا که عالم رسانه با مدیریت انسانی سروکار دارد، طبعا از خطاهای انسانی هم به دور نیست و با لحاظ‌کردن وسواس و دقت‌ فراوان، بازهم هراز گاهی، گاف یا خطا گریزناپذیر است و البته راه اصلاح آن‌هم تعبیه‌شده که باید بلافاصله خبر اشتباه یا شایعه منتشرشده را اصلاح‌کرد و برای مخاطب توضیح داد و او را از اشتباه بیرون آورد.

با همه این‌ها اما بعضی وقت‌ها خطاهایی اتفاق می‌افتد که نه ناشی از خطاهای متعارف انسانی در نقل و دریافت خبر، که از «از حول حلیم در دیگ افتادن» خبر می‌دهد و این مدل خطا یا گاف، بیش از یک خطای متعارف می‌تواند با آبروی رسانه بازی کند.

تابناک ساعت ۵۰: ۱۹ عصر پنج‌شنبه ۲۸ آبان‌ماه در خبری با عنوان «قتل قهرمان پرورش اندام کشور تایید شد»، به نقل از بخش ورزشی خود خبری را تایید کرد که به گفته‌‌ همان گزارش «مورد تردید قرار گرفته‌بود» و حالا این رسانه ادعا می‌کرد تردید‌ها برطرف شده و خبر تایید می‌شود.

گذشته از تایید خبر یک قتل، تابناک در چکیده‌ای که در پیشانی خبر خود برای این اتفاق نوشته بود مدعی شد: «بابک محمدی اهل سنندج که غیر از ورزش حرفه‌ای، خوانندگی هم می‌کرد دیروز به قتل رسید.» این یعنی این رسانه در فاصله آن تردید تا این تایید، اندکی هم در مورد پیشینه شخصیت مقتول کسب اطلاع کرده و آن تایید و این اطلاع نمی‌تواند از منبعی موهوم کسب شده باشد.

بلافاصله تعداد قابل‌توجهی از رسانه‌ها با توجه به ارزش هیجانی و خبری این خبر و تایید، خبر را به نقل از تابناک پوشش دادند.

تنها ۶ ساعت پس از انتشار این خبر، ایسنا در ۲۳: ۲ دقیقه بامداد جمعه در تکذیبه‌ای بر این خبر، گزارش داد که نه‌تنها «بابک محمدی» به قتل نرسیده، بلکه اصلا در میان قهرمانان پرورش اندام کشور، قهرمانی به این نام وجود ندارد و عکس قهر‌مان پرورش‌اندامی که با نام جعلی «بابک محمدی» منتشرشده، عکس «علی‌ اکبری» یکی از ورزش‌کاران پرورش اندام است که در سلامت کامل به‌سر می‌برد.

این‌که تابناک ورزشی از چه منبعی تاییده خبر قتل یک قهرمان پرورش‌اندام را می‌گیرد، و چه منبعی برای تابناک توضیح می‌دهد که این قهرمان علاوه بر ورزش حرفه‌ای خوانندگی هم می‌کرده و با توجه به این‌که پیرامون یک قهرمان ورزشی آن‌همه منبع موثق برای تایید یک خبر مردد یا شایعه آن‌هم خبری که به حیات و ممات یک انسان ربط دارد وجود دارد، و همه آن منابع در دسترس رسانه‌‌ی معتبری چون تابناک هست و این رسانه به جای مراجعه به آن‌ها به منبعی که نه‌تنها موثق نیست که تخیل و توهمات شبیه به چاخان هم دارد مراجعه می‌کند، پرسش‌هایی است که باید تابناک به آن پاسخ بدهد.

انتشار چنین اخباری، بدون توجه به مراتب دقت و صحت آن، جدای از لطمه‌زدن به آرامش جامعه، اعتماد مخاطبین نسبت به اعتبار رسانه را به‌شدت کاهش‌داده و دچار لطمه‌ای می‌کند که ترمیم آن اگر ممکن باشد با فرصت و هزینه بسیار همراه است.

می‌توان رسانه نخست بود. می‌توان مبنع برای بسیاری از رسانه‌ها بود و سریع‌تر از اغلب رسانه‌ها به اخبار دست‌یافت و منتشرکرد. اما اندکی دقت و تامل در تایید اخبار، سرمایه عظیمی برای اعتبار رسانه و اعتماد مخاطب فراهم می‌کند.

بی‌اعتنایی به قواعد نوشتن خبر

۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ بدون دیدگاه

«بالا‌ترین» را بالا و پایین می‌کردم که چشمم خورد به خبر «محکومیت جاسوس ایرانی در اسراییل به ۷ سال زندان.» لینک را باز کردم ببینم چی هست. در ایران اگر کسی متهم به جاسوسی برای اسراییل شود، بعید است به کمتر از حبس ابد محکوم شود. مجازات ناچیز موردی مشابه در اسراییل برایم جالب بود.

خبر از «صدای آمریکا» بود. بی‌اعتنایی به ابتدایی‌ترین استانداردهای نوشتن خبر باعث شد از خیر خبر بگذرم و برگردم به بالا‌ترین.

چند صفحه بعد همین خبر را این‌بار از «بی‌بی‌سی» دیدم. لینک را باز کردم تا خبرنویسی رسانه‌ی حرفه‌ای «بی‌بی‌سی» را ببینم و آن‌را با «صدای آمریکا» مقایسه کنم و بعد شاید یادداشتی بنویسم در مقایسه یک خبر واحد با دو تحریر متفاوت از دو رسانه. با کمال تعجب دیدم‌‌ همان نگارش «صدای آمریکا» در «بی‌بی‌سی» با تغییراتی اندک کپی شده است. بدون کمترین توجه به اصول، قواعد و استاندارد‌های متعارف خبرنویسی.

در تیتر خبر از واژه «جاسوس ایران» استفاده شده. این تیتر «بی‌طرفی» رسانه را زیر سؤال می‌برد؛ شخص موردنظر به جاسوسی متهم‌شده و محکومیت وی هنوز تایید نهایی نشده‌است. اگرچه وکیل متهم حکم را منصفانه خوانده و گفته قصد شکایت به دادگاه تجدید‌نظر را ندارد.

پاراگراف بعد از لید به جای پوشش خبر مربوط به تیتر، پیشینه خبر «یعنی بازداشت متهم جاسوسی در سال ۲۰۱۳ را پوشش داده است. این رعایت نکردن مدل «هرم وارونه» در خبرنویسی. شاید خیلی مهم نباشد، اما مهم‌تر از آن استفاده از عنوان احترام‌آمیز «آقا» برای «علی منصوری» است که خلاف اصول حرفه‌ای نوشتن خبر است.
عناوین احترام‌آمیز «آقا، خانم، جناب، ملکه و…» با رعایت اصولی مخصوص به خود رسانه‌ها، فقط در مورد افراد عالی‌رتبه آن‌هم با رعایت مراتبی موجه است. این اشکال تا پایان خبر سه‌بار دیگر در مورد «علی منصوری»، یک‌بار در مورد وکیل وی و یک‌بار هم در مورد «نتانیاهو» تکرار می‌شود.

همچنین نام کوچک «علی منصوری» تا پایان خبر چندین‌بار تکرار می‌شود، در حالی که براساس قواعد خبرنویسی نام و نام خانوادگی کامل سوژه یا منبع خبر فقط در پاراگراف اول یا لید آمده و در پاراگراف‌های بعد، فقط به نوشتن نام خانوادگی آن‌ها بسنده می‌شود.

«بی‌بی‌سی» تلاش زیادی برای رعایت استاندارد‌های خبر داشته است. همین تلاش به‌علاوه روی‌کرد علمی و همراهی پایاپای با تکنولوژی روز و به‌قولی «آپدیت» بودن، اعتبار قابل‌توجهی برای این رسانه در سطح جهان فراهم کرده است.
بی‌توجهی به اصول حرفه‌ای نوشتن خبر می‌تواند لطمه شدیدی به اعتماد مخاطبین یک رسانه بزند و فقدان یا کم‌کاری «دیده‌بانی‌ خبر» در یک رسانه می‌تواند در درازمدت به کاهش اعتبار یک رسانه منجر شود.

 

alimoslehi.blog.ir