بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘بهبود فردی’

زندگی، ورای هر محدودیتی

۳۱ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

در این فیلم، علاوه بر آن‌که به شیواترین شکل داستان انسانی که در هیجانی‌ و بهترین دوره جوانی هردوپایش را از دست می‌دهد، اما امید را از دست نمی‌دهد و زندگی،ورزش و نشاط را از زوایه‌ای دیگر پی‌می‌گیرد، را روایت می‌کند، نمونه یک سخن‌رانی موفق و قوی هم هست.

❇️ اعتماد به نفس: مسلما انجام سخن‌رانی روی استیج ted ‌و در میان آدم‌های بزرگ دنیا، کار دشواری است و شاید آموخته‌ترین آدم‌ها در حوزه سخن‌رانی هم در چنین موقعیتی دچار لغزش شوند. اما با همه سختی، انجام آن سخت‌تر از اسکی با پاهای مصنوعی نیست. پس آدمی که با تمرین به مهارت سخت اسکی با پای مصنوعی دست یافته، اعتماد‌به‌نفس لازم برای سخن‌رانی در چنین جایگاهی را به‌راحتی دارد و به روانی، بدون لرزش دست و پا و صدا و ترس و استرس سخن‌رانی می‌کند.
آدمی که کارها با استاندارد بالا را به راحتی انجام دهد، ناخودآگاه اعتماد‌ به نفسش در مورد انجام کارها با استاندارد پایین‌تر قوی می‌شود.

✅ روایت: سخن‌ران، سخن‌رانی خود را با داستان آغاز می‌کند. اکسیر روایت و داستان یکی از بهترین روش‌ها برای شروع سخن‌رانی و به مرور تسلط و مدیریت کل سخن‌رانی و فضا است. دقت کنیم به چه راحتی سخن گفتن را آغاز می‌کند و به آسانی ادامه می‌دهد و به پایان می‌رساند.

❇️ احساسات: خیلی خوب از احساسات رقیق مخاطبین، زمانی که دارد داستان قطع‌شدن پاها و پایان رویاهایش را می‌گوید، کمک می‌گیرد. حتی خودش کنترلش را از دست می‌دهد و به بغض و گریه می‌افتد، اما این فضا‌سازی احساسی برای این‌که اصل داستان را تاثیرگذارتر کند لازم است.

✅ طنز: بعد از احساسات خیلی خوب از طنز کمک می‌گیرد و ضمن خندان مخاطبین و جلب توجه آن‌ها با فاکتور طنز، با قدرت القا می‌کند که می‌توان به سادگی به بزرگ‌ترین مسائل زندگی خندید.

🍀این فیلم و سخن‌رانی کوتاه، یک مدیای فوق‌العاده و با قدرت تاثیر بالا برای انتقال پیام امید و شادمانی، و نگاه مثبت به زندگی با همه سختی‌هاست.

خیال‌بافی

۱۹ مرداد ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

چوپانی هر روز مزد چوپانی خود را از صاحب گله، ظرفی روغن می‌گرفت و روغن‌ها را در کوزه‌ای که بالای سرش آویزان کرده‌بود، می‌ریخت.
شبی غرق در خیالات خود تصور کرد که کوزه از روغن پر شده و او می‌برد بازار و می‌فروشد، و با پول آن برای خودش گوسفند می‌خرد، گوسفندهایش زادوولد می‌کنند و گلّه می‌شوند و او روغن گوسفند‌هایش را می‌فروشد و آقای خودش می‌شود. بعد زن می‌گیرد و بچه‌دار می‌شود و اگر بچه‌اش شیطنت کرد، با همین چویدست ادبش می‌کند و درد حالی که در خیال خود مشغول ادب‌کردن بچه‌ شیطانش بود، چوبدست را بلند کرد و چوبدست ناغافل خورد به کوزه روغن آویزان بر سقف و همه روغن بر سر و روی و لباس چوپان نگون‌بخت ریخت و همه نتایج و مزد چندماه کارش از بین رفت.

این داستان که به زبان ساده مرز بین خیال‌بافی منفی و رویای مثبت را نشان می‌دهد و زیان‌های خیال‌بافی را با زبان داستان روایت می‌کند را «المنفلوطی» ادیب مصری به شکل بالا نقل می‌کند. اما در «کلیله‌و‌دمنه» هم با همین مضمون اما به شکل دیگری آمده‌است که بازرگانی که کارش تجارت روغن بود هر روز به درویش همسایه‌اش یک ظرف روغن می‌داد و درویش با روغن‌‌های جمع شده چنین خیال‌بافی کرد.

می‌توان رویای مثبت برای موفقیت داشت و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی و تلاش کرد و موفق هم شد.
در نقطه مقابل آن خیال‌بافی، می‌تواند دام و تله‌ای پیش روی انسان باشد که همین داشته‌های موقت امروز را هم از آدم بگیرد.
موفقیت علاوه بر ذهن مثبت؛ نقشه راه و برنامه دقیق و تلاش درست هم می‌خواهد.

با بوی بد دهان چه‌ کنیم

بوی بد دهان، یک عارضه طبیعی است که اگرچه بیشتر در افرادی که توجهی به بهداشت فردی؛ خصوصا بهداشت دهان و دندان ندارند مشاهده می‌شود، اما هیچ انسانی در هیچ جایگاه و پایگاه اجتماعی نمی‌تواند ادعا کند و مطمئن باشد که از شر این عارضه آزاردهنده خلاص شده است و هیچ زمانی این مشکل را نخواهد داشت.

سه کانون احتمالی برای ایجاد بوی بد در دهان در آدم شناسایی شده و مورد توجه است. دهان و دندان، حلق و حنجره و سینوس‌‌های بینی و معده و مجاری گوارشی.
توجه به بهداشت دهان و دندان و مسواک‌کردن دندان‌ها به طور صحیح، یعنی مسواک‌زدن رو و پشت دندان‌ها و لثه‌ها، کشیدن مسواک روی دندان‌ها به‌شکل عمودی که ریشه‌های مسواک به بیرون آمدن مانده گوشت و غذاها در فاصله بین دو دندان‌ کمک کند، کشیدن خیلی آرام مسواک در فاصله بین لب‌ها و دندان‌ها برای خارج کردن ته مانده احتمالی غذا که می‌تواند در فضای گرم دهان بوی بد تولید کند، می‌تواند تا اندازه‌ای زیادی به آدم اطمینان‌خاطر بدهد که بازدم من به احتمال زیاد بدبو نیست.

همچنین استفاده از تخ دندان و مسواک‌کردن روی زبان برای تمیزشدن سطح زبان از قارچ‌های تولید‌کننده بوی بد هم کمک بسیار زیادی به تنفس و دهان خوش‌بو می‌کند.
در کنار همه این‌ها مراجعه دوره‌ای به دندان‌پزشک و چکاب دوره‌ای سلامت دندان‌ها نباید فراموش شود. همیشه فاسد‌شدن یک دندان، با اخطار سیاه‌شدن یا درد همراه نیست، و ای بسا که چندین وقت است یک یا چند دندان ما خراب شده و هیچ علامت و هشداری هم غیر از بوی بد دهان که اتفاقا خود ما قادر به تشخیص آن نیستیم، از این خراب‌شدن دریافت نمی‌کنیم. معاینه دوره‌ای دندان‌پزشک بهترین کمک برای این تشخیص و جلوگیری از ادامه و افزایش آن است.

دهان خشک یکی از راه‌ها و دلایل تولید بوی بد در دهان است. برای حل این مساله، نوشیدن روزانه ۱۰ لیوان آب به ترشح بیشتر بزاق دهان کمک می‌کند و علاوه بر آن‌ باعث مرطوب بودن همیشگی تارهای حنجره و صدای مناسب هم می‌شود. نوشیدن روزانه ۱۰ لیوان آب مزیت‌های بسیار بیشتر دیگری هم دارد که با اندکی جست‌وجو می‌توان به آن پی برد و با انگیزه بیشتری به این عادت توجه نشان داد.

در مورد بوی بد دهان و دندان که از مشکلات گواراشی با حلق و بینی ناشی می‌شود حتما باید به پزشک مراجعه کرد.

دانش بشری تاکنون راهی برای تشخیص این مساله از طرف خود شخص پیدا نکرده‌است. همه راه‌ها از جمله لیس‌زدن مچ و بو کردن آن، راه قطعی نیست و موارد نقض و خطای بسیار دارد. در این شرایط بهترین و مطمئن‌ترین راه، کمک‌گرفتن از یک دوست، یک همراه، یک همکار و خلاصه یک فرد است و باید شرم را کنار گذاشته و از طرف مقابل خود بپرسید که آیا بازدم من بدبو هست یا خیر.
مطمئنا کمی خجالت‌کشیدن برای طرح این پرسش، به مراتب کم‌هزینه‌تر از این است که طرف مقابل به سختی هم‌صحبتی با ما را تحمل کند و از آن بدتر، تصمیم به قطع یا کاهش شدید همکاری و همراهی و هم‌صحبتی با ما بگیرد.

نرم‌افزار مدیریت زمان و کار

نرم‌فزار wunderlist یک نرم‌افزار کاربردی مناسب برای افرادی است که به نظم در زندگی خود اهمیت ویژه‌ای می‌دهند.

واندرلیست نرم افزار مدیریت زمان
در این نرم‌افزار می‌توان به تعداد کافی و مورد نیاز، لیست‌های مختلف کاری مثل لیست ملاقات‌ها، لیست اقدامات در دست اجرا، لیست خرید‌ها، لیست دوره‌های آموزشی و کلاس‌ها، لیست داستان‌ها و حکایت‌های جذاب که می‌خوانم، و خلاصه هر لیستی که مورد نیاز هرکسی هست را تعریف کرد و در آن نوشت.

واندرلیست نرم‌افزار مدیریت زمان
بعد از نوشتن لیست شما می‌توانید برای آن‌ها تاریخ تنظیم کنید تا در موقع اجرا به شما از طریق هشدار و ایمیل اطلاع بدهد که امروز مثلا نوبت انجام فلان کار در فلان لیست است. به این‌منظور پس از ثبت برنامه در لیست موزد نظر، تاریخ عملیاتی‌شدن آن‌را تنظیم و لیست را به‌روزرسانی می‌کنید.

برای این‌کار پس از ثبت یک کار، لحظاتی دست‌ِتان را روی کار ثبت‌شده نگه دارید تا آیکن تقویم بالای صفحه، سمت راست ظاهر شود. حالا مطابق تصویر شماره ۲، روی آیکن تقویم که با پیکان درشت نمایش داده‌شده کلیک می‌کنیم. بلافاصله منوی کشویی مطابق تصویر شماره ۳ باز می‌شود.

واندرلیست نرم‌افزار مدیریت زمان
در این منو با انتخاب گزینه سفارشی، زمان مورد نظر خود برای انجام کار را به تاریخ میلادی برابر با تاریخ شمسی که برای انجام کار در نظر گرفته‌اید، تنظیم و لیست را یه به‌روز رسانی می‌کنید. مثلا من برای پرداخت قسط وام خانوادگی، باید سوم تیرماه اقدم کنم. سوم تیرماه برابر تقویم میلادی ۲۴ ژوئن است که من آن‌را مطابق تصویر شماره ۴ انتخاب و لیست work ‌را در میان بقیه لیست‌هایم با این برنامه به‌روزرسانی کرده‌ام.

واندرلیست نرم‌افزار مدیریت زمان
بعد از این در زمان مشخص‌شده، نرم‌افزار انجام این‌کارها را به شما اعلام می‌کند یا یک ایمیل هشدار به ایمیلی که برای نرم‌افزار تعریف کرده‌اید می‌فرستد. فقط دقت داشته‌باشیم، باید در تبدیل‌کردن تاریخ میلادی به شمسی دقت بیشری داشته باشیم.

این نرم‌افزار علاوه بر اندروید و اپل، نسخه ویندوز هم دارد و روی لب‌تاپ و کامپوتر‌های رومیزی هم قابل نصب است و می‌توان اکانت خود را از هردو طریق مدیریت کرد.

برای نصب این نرم‌افزار به آدرس https://www.wunderlist.com شده و هر نسخه‌ای که لازم داشتید را دانلود و نصب، و از آن استفاده کنید.

ذهن هم به اندازه تن، به ورزش نیاز دارد

سال‌ها قبل که کارمند بانک بودم، وقتی «سِتوانسیون» یا صورت‌حساب موجودی صندوق را به رئیس شعبه می‌دادم تا تایید و امضا کند، رئيس بدون کمک‌گرفتن از ماشین‌حساب و با کمک ذهن، صورت‌حساب دست‌کم ۱۰ ستونی را محاسبه، تایید و امضا می‌کرد.
نکته جالب این‌که برخی مواقع صورت‌حسابی که من چندبار با کمک ماشین‌ حساب جمع گرفته و نوشته بودم اشتباه داشت، و رئیس شعبه با محاسبه ذهنی و بدون کمک ماشین حساب، اشتباه من‌را متوجه می‌شد و تذکر می‌داد که مثلا جمع مبالغ ستون‌ها باید فلان باشد، که من اشتباه نوشته بودم و باید اصلاح می‌کردم.

همان زمان، همین آقای رئيس به من توصیه می‌کرد که برای جلوگیری از ضعیف‌شدن ذهن، به‌علاوه تقویت توان محاسبه ذهنی و حافظه، تا آن‌جا که می‌توانم از ماشین حساب استفاده نکنم، و من با این توجیه غلط که؛ علم دستگاهی ساخته که کار آدم را راحت می‌کند، به این توصیه توجهی نمی‌کردم.
بعد از گذشت سال‌ها حالا می‌بینم؛ همان‌گونه که استفاده دائمی از ماشین و ابزارهای کمکی جسمی، به تنبلی جسم و در نهایت بیماری جسم منجر می‌شود و توصیه می‌شود که در کنار استفاده از خودرو و سایر ابزارها، ورزش و نرمش هم برای سلامتی ضروری است، استفاده مطلق از ابزارهای کمکی ذهنی هم، به‌شدت ذهن را تنبل و کند و درنهایت بیمار می‌کند، و برای کمک به تقویت ذهن هم باید مغز را نرمش و ورزش داد.

مثلا دقت کنیم؛ وقتی بیش از اندازه از حافظه گوشی موبایل استفاده و به آن اطمینان می‌کنیم و به‌دلیل این اعتماد زیاد، هم تلاشی برای به‌خاطر سپردن شماره تماس‌های مورد نیاز و دوستان نمی‌کنیم، و هم شماره‌ها را مثل سابق در دفتری یادداشت نمی‌کنیم، اگر ناگهان گوشی خود را گم کنیم، یا کل اطلاعات گوشی از جمله همه شماره‌تلفن‌ها با ورود یک ویروس پاک شود، اخلال‌ اساسی در قول و قرارها و تماس‌ها می‌افتد، و تا دوباره ریکاوری و بازیابی شویم، کلی خسارت دیده‌ایم. این مثال بخشی ملموس از زیان‌های بی‌توجهی به حافظه و ذهن است.
شماره‌های گوشی موبایل و ماشین حساب، دو مثال معمولی از تنبلی ذهن، و عدم توجه به ورزش‌دادن مغز هستند. مغز هم مثل دیگر اعضای بدن، برای تقویت، سلامتی و کارایی بالا، به تمرین و نرمش و ورزش منظم نیاز دارد. تمرکز بیش از اندازه به ابزارهای الکترونیکی، بدون توجه به نیازهای طبیعی مغز، به کند‌ذهنی، کم‌شدن حافظه، تاخیر در تمرکز و یادآوری، پیرذهنی زودرس و … منجر می‌شود.

شطرنج بازی‌کردن، حل جدول، بازی سودکو، تلاش برای حفظ کردن شماره تماس دوستان علاوه بر ثبت آن در دفتر تلفن گوشی، گرفتن شماره تماس‌ها از روی عددهای گوشی تلفن و عدم مراجعه به دفتر تلفن،‌ تلاش برای انجام برخی از محاسبات عددی بدون کمک گرفتن از ماشین حساب و … یه تمرین، نرمش و ورزش ذهن کمک می‌کند.

با تمرین و نرمش ذهن، می‌توان علاوه بر کمک‌گرفتن از ابزارهای مدرن، و استفاده درست از آن‌ها، از بخشی از عوارض آن که تنبلی ذهنی هست هم در امان ماند.

اطلاعات روی کارت‌های بانکی خود را جایی یادداشت کنید

بارها برای همه ما پیش آمده که لوام و اشیاء خود را گم کرده‌ایم. فلش‌مموری، موبایل، سررسید، … و خصوصا کارت‌های بانکی را.
گم‌شدن کارت بانکی را وقتی متوجه می‌شویم که بار دیگر به آن محتاج می‌شویم و هرچه این جیب و‌ آن جیب و … را می‌گردیم، خبری از آن نیست. یا خدای‌ناکرده زمانی متوجه می‌شویم که پیامکی دریافت می‌کنیم که فلان مقدار از کارت شما کم شد در حالی که خودمان خریدی نکرده‌ایم و کارت را برای خرید به اعضای خانواده هم نداده‌ایم.

نخستین اقدامی که تا بازشدن بانک و مراجعه برای مسدودکردن و گرفتن کارت جدید، به ذهن‌مان می‌رسد، اینست که موقتا از طریق اینترنت موجودی را به حساب دیگری منتقل کنیم، یا اقدامات امنیتی دیگر را از طریق دسترسی اینترنتی یا موبایلی انجام دهیم. اما وقتی از طریق درگاه اینترنت وارد حساب خود می‌شویم، تازه متوجه می‌شویم برای انتقال وجه یا اقدامی دیگر، به یکی دو مورد اطلاعات روی کارت از جمله کد «cvv2»، و تاریخ انقضای کارت نیاز هست که متاسفانه نه آن‌ها را حفظ کرده‌ایم و نه جایی یادداشت کرده‌ایم.

از آن‌جا که موقع خرید، یا جابجایی وجه از طریق اینترنت، به شکل فیزیکی از کارت استفاده نمی‌کنیم و فقط به اطلاعات درج شده روی آن نگاه می‌کنیم، حواس‌ِمان نیست که به‌خاطر نسپردن یا یادداشت‌نکردن این اطلاعات می‌تواند مشکل‌ساز شود و زمانی متوجه می‌شویم که کارت فیزیکی موجود نیست و گم شده است.

این سهل‌انگاری در موارد نادر می‌تواند به سرقت موجودی حساب منجر شود اما در شرایط عادی قابلیت ایجاد استرس و نگرانی تا بازشدن و مراجعه به بانک را به همراه دارد که می‌توان با یادداشت کردن چند مورد اطلاعات روی کارت در جایی امن، با خیال راحت در مواقع لازم به آن مراجعه و از آن استفاده کرد.

پی‌نوشت ۱:من در نخستین روز سال نو، کارت‌ بانک سپه را گم‌ کردم و وقتی به پنل اینترنتی مراجعه کردم تا موجودی را به حساب دیگری منتقل کنم، تازه حواسم جمع شد که به این اطلاعات که جایی یادداشت نکردم نیاز دارم و بانک هم چند روزی تعطیل بود. البته استرس من به اندازه شما نبود به اندازه خودم بود یعنی ۵۰ هزار تومان کل دار و ندار ما!!!

پی‌نوشت ۲: من از خدمات موبایل‌بانک تاکنون استفاده نکرده‌ام و نمی‌دانم سازوکار آن‌ها هم شبیه اینترنت هست و به اطلاعات روی کارت نیاز هست یا نه.

اگر ما مطالعه کنیم، چه کسی «شب‌های برره» ببیند؟

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

همه ما که به دو جوانک برنامه «دورهمی» «مهران مدیری» که بلد نبودند یک غزل «حافظ» یا «سعدی» را درست بخوانند خندیدیم، خودمان چه‌قدر بلدیم حافظ و سعدی بخوانیم؟ و اگر خوب بلدیم و هنر مطالعه و شعر‌خواندن‌مان خوب است، آیا اگر در شرایط آن دو بنده خدا قرار بگیریم، دست‌پاچه نمی‌شویم و اصطلاحا حافظه‌‌امان سفید نمی‌شود؟

پایین‌یودن سرانه مطالعه در ایران، یک واقعیت تلخ اجتماعی است، و آثار زیان‌بار این‌ واقعیت هم به عریان‌‌ترین شکل در همه جامعه مشهود است، و اگر آن دو جوانک هم خوب می‌توانستند، سعدی و حافظ بخوانند،‌ باز نقض‌کننده این واقعیت نمی‌توانست باشد.
اما پرسش این‌است که در به‌وجود ‌آمدن این وضعیت، چه کسی، چه نهادی یا چه شرایطی دخیل و مقصراند؟

شاید اغلب شما، فایل تصویری از یک روحانی شوخ‌طبع، که در آن روحانی یادشده به لهجه شیرین مشهدی و با طنز و شوخی، خیلی از رفتارهای نامطلوب اجتماعی ما، از جمله فقدان مطالعه در ایران را زیر سؤال می‌برد، دیده‌اید.
اگر خاطرتان باشد، در آن فایل، روحانی یادشده، در توضیح این پرسش که شماها مطالعه نمی‌کنید، توضیح می‌داد که اگر شما مطالعه کنید، پس چه کسی برود «شب‌های برره» ببیند؟

آقای «مهران مدیری» در برنامه دور‌همی یادشده، همچنین در بخشی ار سریال «شوخی کردم» مدام این پرسش را مطرح می‌کند که چقدر مطالعه می‌کنیم و چرا مطالعه نمی‌کنیم؟ پاسخ ساده به آقای مدیری پاسخ همان روحانی شوخ‌طبع است: اگر ما مطالعه کنیم، چه کسی دورهمی و شب‌‌های برره ببیند؟

بدون تردید یکی از عوامل مهم بی‌توجهی ما به مطالعه، تلوزیون و از جمله برنامه‌هایی است که همین آقای «مهران مدیری» که امروز کاسه داغ‌تر از آش شده باعث و بانی آن هستند. و از آن جمله سریال لوس «شب‌های برره» که فاقد بدیهی‌ترین شاخصه‌های یک برنامه تلوزیون ملی بود.
اما امروزه تهیه‌کننده و منتفع اصلی این برنامه در یک فرار به جلو دست پیش می‌گیرد که اصطلاحا پس نیفتد، و از موضع حق‌به‌جانب تمام تقصیر‌های خود را بر سر دو جوانک بدشانس خالی می‌کند و خود را اهل و مدافع مطالعه نشان می‌دهد. اما حقیقت آنست که هزینه‌های ملیاردی که باید صرف ساختن برنامه‌های تشویقی برای مطالعه، یا طراحی برنامه‌های مبتکرانه و علمی برای افزایش سرانه مطالعه در کشور می‌شد، صرف آقای مدیری و دوستان ایشان و ساخت برنامه‌های آبکی مثل شب‌های برره شد، تا نه تنها سرانه مطالعه افزایش پیدا نکند، بلکه آن سرانه متوسطی هم که وجود داشت، همراه با شعور اجتماعی و عمومی جامعه سقوط کند، تا مردم به‌جای مطالعه و کتاب، تکیه‌کلام‌های یخ آقای مدیری را یاد بگیرند و فرهنگ گفتاری نازلی بر ادبیات گفتاری جامعه حاکم شود.

شکی نیست که به قول آن روحانی شوخ‌طبع، وقتی مزاج مردم، به شب‌های برره عادت کرد، جایی برای گفتمان مطالعه و کتاب و جست‌وجو نمی‌ماند، و الگوهای رفتاری جوانان و نوجوانان جامعه، به‌جای باباگوریو، بینوایان و هوگو و سعدی و حافظ و قائم‌مقام فراهانی و ملک‌الشعرا، می‌شود: یاورطغرل و بگوری و شیرفرهاد و سالارخان و … و کودکانمان به جای «ای دیو سپید پای در بند» یا «کس چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب» و «هر نفسی که فرو می‌رود، ممد حیات است و چون برمی‌آید مفرح ذات» و … «ووی‌گولنزج» و «کته‌کله» و «قازقولنگ» و … یاد می‌گیرند و این‌ها می‌شود تکیه‌کلام و ادبیات و افتخارشان.

همه باید بخوانیم و بیاموزیم و تقصیر بپذیریم و هریک به سهم خود در ترمیم این عقب‌ماندگی و پر کردن این خلا تلاش کنیم.

خطای کوچک بزرگان، بزرگ دیده می‌شود

۲۴ آبان ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

«مصطفی ملکیان» یک متفکر معنوی و اخلاقی است. او با ارباب سیاست و حکومت و شرع متفاوت است. از چنین آدمی توقع و انتظار می‌رود، رفتاری اخلاقی و معنوی داشته باشد.

ملکیان در همه سخنرانی‌های خود و از جمله در آخرین سخن‌رانی شام‌گاه سه‌شنبه ۲۴ آبان‌ماه ۹۵ در مسجد «میرنشانه» کاشان تاکید می‌کند/کرد، که آدمی محدودیت‌ها و نقص‌ها و ضعف‌هایی ذاتی دارد و همین محدودیت‌ها و ضعف‌ها مانع کامل مطلق بودن انسان است. چیزی که در ادبیات وحیانی و درون‌دینی از آن به «عصمت» تعبیر می‌شود و بنا بر اعتقاد شیعه، از خلقت آدم ابو‌البشر تا کنون بیش از ۱۴ نفر لیاقت ذاتی این مقام را نداشته‌اند و بقیه انسان‌ها حتی انبیا ــ منهای خاتم‌الانبیا ــ با نسبت‌های متفاوت، این مقام از دسترس‌شان دور بوده است.

بنابراین از ملکیان توقع این‌که معصوم یا کامل مطلق باشد نیست و صرف «متفکر معنوی و اخلاقی»بودن ایشان، نمی‌تواند بهانه و دلیل باشد که توقع داشته باشیم انسان ــ فرشته باشد.

ملکیان هم مثل همه انسان‌ها خشمگین و عصبانی می‌شود، اما در مقیاسی بسیار کم‌تر و متفاوت با انسان‌های معمولی، و به همین نسبت در معرض سایر خطا و اشتباهات انسانی هست و قرار می‌گیرد و ممکن است مرتکب شود، اما باز در مقیاسی کوچک و متفاوت.

با این وصف از این متفکر معنوی و اخلاقی که به حق و شایستگی جایگاه ارزنده‌ای به عنوان یک الگو نزد شاگردان و همراهان خود پیدا کرده و دارد، توقع نمی‌رود که در یک سخن‌رانی عمومی، متاثر از ناراحتی از خطای آشکار یک مقام سیاسی، به رفتاری شبیه همان مقام دست یازدیده و در عملی مقابله به مثل گونه، همان شخص را با ادبیات نادرست خودش خطاب کند.

به نظر می‌رسد این خطا که در شام‌گاه ۲۴ آبان‌ماه در سخنان استاد در میرنشانه کاشان اتفاق افتاد، شایسته تعمق و تدبر و به گمان من عذرخواهی و اصلاح است.

توسل به ادبیات ناشایست در کلام یک متفکر معنوی، ضریب نفوذ کلام، تاثیر و برد موثر سخنان او را به میزان قابل‌توجهی کاهش می‌دهد.
ممکن است آقای ملکیان، با اتخاذ مشی فروتنی و خاک‌ساری بگوید که متفکر معنوی نیست و توقعی ندارد که کلامش نفوذ داشته باشد. البته که چنین ادعایی با مشی و منش ایشان هم‌خوان نیست و قطعنا این ادعا ناشی از خاک‌ساری ایشان است.

ملکیان با توجه به قدرت تحلیل و بیان و نگاه دقیق ناشی از نبوغ ذاتی و خدادادی و در سایه زندگی پاکیزه و مطالعه، تحقیق، تجربه و تدبر فراوان، به شخصیتی موثر و متنفذ و صاحب ایده با هوادارن فراوان تبدیل شده که می‌تواند در صورت محافظت از این گوهر و ودیعه، منشا تاثیر و تغییرات مثبت در سطحی به مراتب فراتر از یک جغرافیای ملی خاص باشد و توسل به چنین ادبیاتی اگر چه خطای آن‌چنان بزرگی نیست، اما ادب از همگان نیکو است و از ملکیان نیکوتر.

حضرت صادق (ع) به یکی از یارانش می‌فرماید: «یا شقرانی، ان‌الحسن من کل احد حسن، وانه منک احسن لمکانک منا. وان‌القبیح من کل احد قبیح وانه منک اقبح (۶)

ای شقرانی! نیکویی از هرکه صادر شود نیکو است ولی از تو بهتر است به دلیل [انتساب] جایگاهت نسبت به ما و جدا زشتی از هر کس زشت و قبیح است ولی همان قبیح اگر از تو سر زند زشت‌تر است.»

خطای کوچک ایشان از زاویه بیرون بزرگ‌تر از آن‌که هست می‌نماید و از منظر درون هم می‌تواند آفت مختصری بر جان معنویت او باشد و در صورتی‌که آفت‌زدایی و اصلاح نشود، قابلت تکثیر و تبدیل به خطاهای بزرگ‌تر شدن دارد.

بین شخصی که یک جایگاه سیاسی دارد و گاهی برای حمله به رقبای سیاسی خود به ادبیات نادرستی متوسل می‌شود، با یک متفکر معنوی و اخلاقی که منادی شادزیستن انسان در پرتو پروزه «عقلانیت و معنویت»است، قطعنا باید تفاوت باشد و بین ادبیات آن‌ها هم.
قطعنا از طراح و مبتکر پروژه عقلانیت و معنویت توقع و انتظار می‌رود که ادبیاتی پاکیزه، اخلاقی و معنوی داشته باشد که خداوند به پیغمبر بزرگ اسلام فرمود: تو را مبعوث کردم برای اتمام مکارم اخلاق.

پوشیدن لباس غیرمتعارف در شان وکیل دادگستری نیست

ما یک شرایط ایده‌آل و آرمانی داریم، یک دنیای واقعی. این دو را باید از هم تفکیک، و با توجه به مختصات خاص هر شرایط، رفتار کرد و آن‌ها را با هم قاطی نباید کرد.
این‌که من لباسی با شعار خاص که بیان‌گر اعتراض من است بپوشم و در شرایط و فضای خاصی برای نشان‌دادن و بیان اعتراضم حاضر شوم، تقریبا متعلق به یک شرایط آرمانی، و ایده‌آلی است که در دنیای پیرامون ما موجود نیست و اگر من چنین کنم ممکن است نتایج معکوس به‌دنبال داشته باشد و به نوعی نقض‌غرض منجر شود.
من ابدا قصد دفاع از بازداشت آقای «نجفی» وکیل دادگستری یا رد و تایید اتفاقات مربوط به آن را ندارم. اما حقیقت این‌ است که دنیایی که آدم بتواند در آن همه آزادی‌های مشروع و قانونی را به بهترین شکل ممکن داشته باشد، یک مدینه فاضله یا آرمان‌شهر است که به قول فلاسفه «ممتنع‌الوجود» نیست، اما به قولی سخت‌یاب یا «بعید‌الوجود» است.

این به معنای آن نیست که حالا که «بعید‌الوجود» است، پس ما نشانه‌ها و اشاره‌ها و مقدمات آن‌را هم خراب و خیال خود را راحت کنیم. نه ابدا این‌گونه نیست، بلکه ما وظیفه داریم با شناسایی نشانه‌های آن به سمت ساختن این «آرمان‌شهر» حرکت کنیم و به هر میزان که بیشتر به انگاره‌های اصلی و واقعی آن نزدیک شدیم، قطعنا آرامش و آزادی و نهایتا سعادت ما هم بیشتر خواهد شد، اما مطلق و صددرصدی نخواهد بود.

هر صنف برای خودش ساختار و قاعده و برای اعضایش دستورالعمل رفتاری و چهارچوب اخلاقی خاص دارد و برای تخطی از آن هم مجازاتی تعیین شده است. صنف وکلا هم از این قاعده مستثنی نیست و حتی برای پوشش و نصب اتیکت خاص بر لباس هم قاعده و دستور‌العمل دارد.

این قاعده البته مربوط به زمانی است که آن‌ها در کسوت وکالت هستند. والا در زمان غیر این، می‌توانند هرگونه که خواستند لباس بپوشند و رفتار کنند. اما این حق به معنی آن نیست که مثلا با لباس زیر در خیابان تردد کنند، یا لباس‌هایی بپوشند که در عرف معنی نوعی لودگی می‌دهد و صرفا آدم‌های لوده آن‌را می‌پوشند. یا مثلا روی لباس‌های متعارف نوعی نوشته و نشانه‌هایی باشد، که در شان یک وکیل دادگستری نباشد. این‌ها قطعنا به‌ شان شخصیتی آدم، فارغ از این‌که قاعده کانون و صنف باشد یا نباشد هم لطمه می‌زند و به‌ شان فردی که مسؤلیت برحسته‌ای در پذیرش وکالت آدم‌های خاص بر عهده گرفته، به طریق‌اولی لطمه بیشتری می‌زند.

البته اگر فردی از قاعده و دستو‌رالعمل خاص صنف خود تخطی کرد، تنبیه آن پروسه و نظام‌مندی خاصی دارد که در حوصله این نوشتار نیست، اما بازداشت آقای «نجفی» مشمول و مستند به این قاعده نیست.

با این وصف می‌توان گفت؛ رفتار آقای «نجفی» در پوشیدن تیشرتی که روی آن عبارت «عاشوری ۸۸» که قطعنا حساسیت‌زا هست و برای او که موکلینش شایبه اتهام امنیتی داشته‌اند، حساسیت‌زا‌تر، کار قابل‌دفاعی نیست و من ضمن این‌که آرزو می‌کنم با توجه به این‌که این کارشان دست‌کم جرم نبوده به‌زودی از بازداشت آزاد شود، آرزو هم می‌کنم که ایشان به شان و شخصیت خود و حوزه‌ای که به آن تعلق دارد کمی بیشتر واقف و به بدیهیات رفتاری آن متعهد باشد.

علی کریمی کیست؟

«علی کریمی» یکی از پدیده‌های فوتبال کشور است. اما شهرت وی تنها به زمین فوتبال محدود نمی‌شود. درباره شخصیت ورزشی و اجتماعی علی کریمی نظر «مهدی رستم‌پور» را جویا شدیم.

از معدود نام‌هایی که پرسپولیسی‌ها و استقلالی‌ها بر سرش توافق دارند، علی کریمی است. در ورزش‌گاه‌ها، هنگام بازی‌های لیگ یا ملی، بیش از همه تشویق می‌شود. در سایت‌ها و وبلاگ‌ها، در مقایسه با بقیه ورزش‌کاران ایران بیشترین توجه به اوست.

اقدامات و فعالیت‌های اجتماعی‌ علی کریمی، در سایت‌های عمومی مثل فیس‌بوک یا سایت بالا‌ترین، مورد اقبال گسترده کاربران قرار می‌گیرد. وقتی چند بازیکن تیم ملی تصمیم به استفاده از مچ‌بند سبز می‌گیرند، او بلند‌ترین نوارهای سبز را انتخاب می‌کند و به جای یک دست، دور هر دو دستش می‌پیچد.

کریمی برخلاف سایر چهره‌های مشهور فوتبالی، اهل حضور در برنامه‌های صداوسیما نیست. ضمن این‌که هیچ‌وقت در مصاحبه‌هایش از جمله‌های رایجی مثل «مردم خودشان همه چیز را می‌دانند» استفاده نمی‌کند. جمله‌ای که برخی چهره‌های فوتبالی تقریباً در تمام مصاحبه‌های خود بکار می‌برند.

کریمی هرگز درباره مسائل مالی مصاحبه نکرده. او حاضر نیست چک و سفته‌هایی که از تیم‌های باشگاهی گرفته اما وصول نشده‌اند را مقابل دوربین‌های تلویزیونی نمایش بدهد. بروز رفتارهای غیر‌متعارف و شنا‌کردن در جهت مخالف آب، از مشخصه‌های «محمدعلی کریمی پاشاکی» است.

به طور مثال، در شرایطی که برخی بازیکنان فصل استیل‌آذین همچنان پیگیر مطالبات خود از این باشگاه هستند، علی کریمی قبل از پایان فصل قبل، باقی مانده مبلغ قراردادش را بخشید. او گفت مسئولین باشگاه حق و حقوق من را در امور خیریه خرج کنند.

صاحب نظران عرصه ورزش بار‌ها یادآور شده‌اند که پهلوانی محدود به گود زورخانه نیست. یک ورزشکار مردم دار، الزاماً کشتی گیر یا باستانی کار نیست.

تعریف عام پهلوانی عبارت است از دستگیری از ضعیفان، کمک به همنوعان، کرنش نکردن در برابر قدرت و یکرنگی و صداقت در عملکرد و گفتار.

از این منظر، علی کریمی را می‌توان حائز مشخصه‌هایی دانست که او را به این صفت ستوده شده در فرهنگ ایرانیان نزدیک می‌کند.
در این گزارش به نمونه‌هایی از رفتارهای علی کریمی اشاره شده است. عملکردی که صرف نظر از رفتار پهلوانانه در فرهنگ ایران زمین، در عرف بین المللی نیز رفتار جوانمردانه یک سوپر استار، در خارج از محیط ورزش است.

برخی از فعالیت‌های انسان دوستانه این فوتبالیست محبوب ایرانی در زیر آمده است. اقداماتی که گاهی چندان عاری از خطر نیز نبوده‌اند.

کودکان و سالمندان بی‌سرپرست
در منطقه محروم پیشوای ورامین، در موسسه‌ای به نام «خانه سازندگان فردا» حدود ۱۲۰ نفر زندگی می‌کنند. از بچه‌های بی‌سرپرست گرفته تا سالمندان. این مجموعه هیات امنایی دارد که متشکل از افراد خیر، تحصیل کرده و اساتید دانشگاه‌ است.

بین اعضای هیات امنا، یک فوتبالیست نیز به صورت افتخاری حضور دارد. شرط حضورش این بود که کسی متوجه نشود آنجا فعالیت می‌کند اما یکی دیگر از اعضای این موسسه خیریه، نام او را افشا کرد.

این فوتبالیست کسی نیست غیر از علی کریمی. برنج سالیانه این موسسه را تامین می‌کند. کمک‌های نقدی، پوشاک و تهیه کولر برای آن منطقه بسیار گرم از دیگر اقدامات کریمی است.

به گفته بیژن معتمدی، علی کریمی همچنین رختشوی خانه مدرن و بسیار گرانقیمتی را نیز خریداری کرده و به این موسسه اهدا کرده است.

غیر از ارسال کمک، هر وقت فرصت کند سری به آنجا می‌زند و با بچه‌ها، فوتبال گل کوچک بازی می‌کند. ماجراهای مشابه فراوانی در زندگی علی کریمی وجود دارد که همه آن‌ها توسط دیگران افشا شده است.

تجلیل از کشته‌شدگان پس از انتخابات
ماجرای اهدای پیراهن باشگاه شالکه به «اشکان سهرابی»، آخرین نمونه از اتفاقاتی است که در عرصه‌هایی خارج از محیط ورزش، توسط علی کریمی رقم خورده است. او پشت این پیراهن نوشته است: «تقدیم به زنده یاد اشکان سهرابی که همیشه برای ما زنده خواهد ماند.»

اشکان سهرابی ۲۰ ساله بود. دانشجوی مهندسی و دارای ‌دان ۲ تکواندو. او در روز ۳۰ خرداد ۸۸ در جریان تظاهرات مسالمت آمیز مردم در تقاطع بوستان سعدی و خیابان رودکی تهران، هدف سه گلوله قرار گرفت و جان سپرد.

پرونده قتل او مانند سایر کشته شدگان پس از انتخابات، هنوز گشوده نشده، بسته شد. خانواده او حتی برای خاکسپاری‌اش نیز با مشکلات فراوانی مواجه بودند.

مادر اشکان سهرابی درباره ماجرای اهدای پیراهن توسط کریمی به پسرش گفته است: «پسر من آقای کریمی را به عنوان فوتبالیست خیلی دوست داشت و از طرفداران ایشان بود. من این مطلب را به اطلاع ایشان رساندم. آقای کریمی هم وقتی این را شنیده بودند پیراهن شالکه خود را تقدیم پسر من کردند.»

اما همین اهدای پیراهن، به مذاق رسانه‌های حکومتی خوش نیامد و در برخی سایت‌ها از جمله سایت روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران، به شدت به کریمی حمله شده و ضمن هشدارهای غیر مستقیم، او را فتنه گر نامیدند.

مادر اشکان سهرابی در این باره گفته است: «فکر نمی‌کنم این مساله ربطی به آن‌ها داشته باشد که بخواهند در آن دخالت کنند و نظر بدهند. من می‌خواهم به علی کریمی بگویم که واقعاً جوانمرد هستند.»

مادر اشکان سهرابی، این اقدام کریمی را سیاسی نمی‌داند. او می‌گوید: «این هدیه اصلا جنبه سیاسی ندارد که بخواهند کریمی را اذیت کنند. فرزند من یک پرسپولیسی بود و آقای کریمی و مهدوی کیا را دوست داشت. هدیه آقای کریمی هم قدردانی از یک طرفدار بوده است. دلیلی وجود ندارد که بخواهند ایشان را زیر سوال ببرند و یا مورد انتقاد قرار دهند. من در مقابل ملت ایران از آقای کریمی و روح بلندی که دارند و توجهی که به پسر من داشتند تشکر می‌کنم.»

رفیق دردهای بابک معصومی
بابک معصومی کاپیتان سابق تیم ملی فوتسال ایران پس از مدت‌ها مبارزه با سرطان، سرانجام از دنیا رفت.

سال گذشته وقتی علی کریمی را به جرم آب خوردن در ماه رمضان از باشگاه استیل آذین اخراج کردند، معصومی در مصاحبه‌ای گفت: «مردم باید بدانند زمانی که پزشکان از من قطع امید کرده بودند، فقط علی کریمی بود که با سخاوتش مثل همیشه تمام هزینه‌های بیمارستان مرا پرداخت کرد. با هزینه او از یک اتاق عمومی به اتاق اختصاصی رفتم و تمام هزینه‌های مربوط به درمانم را هم او پرداخت کرد.»

تا قبل از این مصاحبه معصومی، کسی از این ماجرا مطلع نبود. جالب آنکه بسیاری از مسئولین ورزش بار‌ها با حضور در بیمارستان، مقابل دوربین‌های تلویزیونی و عکاسان رسانه‌ها، وعده کمک به معصومی را داده بودند. اما پس از پخش ویدئو‌ها در تلویزیون و چاپ عکس‌ها، وعده‌های خود را فراموش کردند.

کریمی وعده‌ای نداد. بی‌سر و صدا و به دور از دوربین‌ها فقط به آنچه احساسات انسانی‌اش ایجاب می‌کرد، عمل کرد. او حتی قصد داشت معصومی را برای معالجه به آمریکا بفرستد اما شرایط ادامه درمان در ایران مهیا شد.

بلندقد‌ترین مرد ایران
قد یک جوان بیمار، به خاطر عملکرد نامناسب غدد داخلى و تشخیص نادرست پزشکان بسیار بیشتر از حد متعارف رشد کرده بود. حال آنکه او که اهل شمال ایران است، به لحاظ مالى هم در شرایطى نبود که از پس هزینه هاى سنگین عمل جراحى برآید.

مرتضى مهزاد در گفتگوى خود با نشریه‌ای محلى از آرزو‌هایش یاد کرده و داشتن یک دستگاه کامپیو‌تر و ملاقات با على کریمى را رویاهای خود دانسته بود.

علی کریمی با اطلاع از این موضوع، در رستورانى در خیابان سئول‌‌، صحنه‌های زیبایی را رقم زد. عکسی که کریمی این جوان بلندبالا را در آغوش گرفته، در رسانه‌ها منتشر شد. گرچه رسانه‌ای شدن این مسئله برخلاف میل کریمی و صرفاً به دلیل پیشگام شدن یک برنامه تلویزیونی در ملاقات کریمی و مهزاد رخ داد.

اما پس از آن ملاقات، کسی متوجه نشد کریمی تا چه اندازه در شاد کردن دل مرتضی مهزاد پیش رفته است.

لباس تیم ملی دختران
تیم ملی فوتبال دختران زیر ۱۹ سال ایران که راهی رقابت‌های مقدماتی قهرمانی آسیا شده بود، مهناز امیر شقاقی را به عنوان سرمربی بالای سر خود می‌دید.

او در مصاحبه‌ای گفت: «علی کریمی نسبت به فوتبال بانوان توجه خاصی دارد. او یک الگوی ورزشی برای ارتقای روحیه بازیکنان است و جدا از این موضوع، کریمی امکانات و لوازم مورد نیاز ما را تامین کرد.»

کریمی باز هم ترجیح داد در این مورد صحبتی نکند، امیر شقاقی اما از صحبت‌ها و اقدامات روحیه‌بخش مرد سال سابق فوتبال آسیا خبر داد و گفت: «کریمی نمی‌خواست نامش مطرح شود، او برای بازیکنان ما فقط یک شرط گذاشت. کریمی گفت به شرطی این کمک‌ها را انجام می‌دهد و ادامه خواهد داد که تیم ما گل بزند و مقام بیاورد.»

این مصاحبه نیز با واکنش تند مسئولین فدراسیون فوتبال مواجه شد. آن‌ها به بی‌توجهی متهم شده و از نگاه رسانه‌ها، در تامین البسه تیم ملی دختران ایران کوتاهی کرده بودند.

با هنرمندان
علی کریمی روابط خوبی با برخی هنرمندان و بازیگران سینما دارد. در تمرینات و گاهی روی سکوهای ورزشگاه می‌توان او را همراه با یکی از بازیگران سریال‌های تلویزیونی دید.

احمدرضا پورمخبر بازیگر طنز سینمای ایران نیز به شدت مورد علاقه علی کریمی بود. این بازیگر توانا روابط جالبی با کریمی داشت.

یکی از نشریات از دیدارهای کریمی و پورمخبر نوشت. با این توضیح که وقتی گفتگویشان به پایان می‌رسد، پورمخبر در بیرون خانه‌اش وانتی را می‌بیند که برخی لوازم منزل در آن گنجانده شده و هدیه‌ای از سوی علی کریمی است.

پورمخبر فقط یک نمونه است از هنرمندانی که علی کریمی به طرز جالبی حتی هوای آن‌ها را نیز دارد.
منبع: مهدی‌رستم‌پور دويچه‌وله