بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘کاشان’

آزادی مطبوعات و توسعه‌یافتگی

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ بدون دیدگاه

سه سال پیش، فرماندار وقت کاشان از «هفته‌نامه آرمان» به دادگاه مطبوعات شکایت کرد. دکتر «محمد امینی» مدیرمسئول این هفته‌نامه جایی گفته بود که به‌دلیل این‌که وقت و حوصله حضور در دادگاه نداشتم، جرم ناکرده را پذیرفتم و از فرماندار وقت کاشان عذرخواهی کردم تا ایشان از شکایت خود صرف‌نظر کند، اما مرغ فرماندار یک‌ پا داشت و آرمان به دادگاه رفت. نکته جالب تو‌جه این‌که در دادگاه تبرئه شد. البته پس از آن‌که وقت و انرژی زیادی از مدیر مسئول آن گرفت و فرماندار یادشده، کم‌تر از یک‌سال نماند و بدون تودیع و معارفه از فرمانداری کاشان رفت. در شرایطی که شایعاتی نزدیک به توثیق از احضار او به دادگاه خبر می‌داد.


امروز ۱۳ اردیبهشت‌ماه برابر با سوم ما مه میلادی، روز جهانی آزادی مطبوعات است.

«رسانه» به عنوان رکن چهارم دموکراسی، یکی از ابزار‌های لازم «توسعه» همه‌جانبه است، اما وجود رسانه‌های متعدد مکتوب یا آنلاین، یا شمارگان بالای نشریات چاپی در یک جامعه نمی‌تواند به‌تنهایی تضمین‌کننده توسعه باشد. بلکه شرط ضروریِ کارآیی این ابزار؛ «آزاد بودن» آن‌ در ایفای نقش نظارتی و رساندن صدای شهروندان به گوش دولت‌مردان است.

بدیهی است که هر دولتی، حساسیت‌ها و شرایط ویژه‌ای برای حفاظت از برخی از داده‌ها و اطلاعات خود داشته باشد و از رسانه‌ها بخواهد این حساسیت‌ها را در اطلاع‌رسانی خود لحاظ کنند.
اما تعمیم این خط قرمز، به بدیهی‌ترین حقوق و تکالیف رسانه‌ها، مانع از انجام بخش عمده‌ای از وظایف آن‌ها می‌شود.

آزادی مطبوعات می‌تواند ضمانتی برای رسانه‌ها و مطبوعات برای نشان‌دادن بهترین و کم‌هزینه‌ترین مسیر‌ها به یک جامعه برای تحقق توسعه، و در سایه آن پیگیری و احقاق حقوق شهروندان و دولت‌مردان توامان باشد، و فقدان آن‌ اگرچه در کوتاه‌مدت شاید به سود ظاهری اقلیتی در راس قاعده هرم مدیریتی یک کشور باشد، اما در نهایت، به زیان شهروندان،‌ دولت‌مردان و جامعه و کشور خواهد بود

تفاوت توسعه‌یافتگی در جامعه‌ای که به رسانه و آزادی آن بها داده، و در جامعه‌ای که به آن بها نداده را، فارغ از یک کشور و جامعه بزرگ، حتی در مناطق کوچک‌تر و خردتر جامعه همه می‌شود رصد کرد و دید.

اصفهان بدون شک از کاشان، به نسبتی بالاتر از مرکز استان‌بودن، توسعه‌یافته‌تر است. به همان میزانی که متولیان اداره این کلان‌شهر، با سواد رسانه، ارزش رسانه و ارزش آزادی آن آشنا هستند و در مقابل رسانه‌ها، تحمل بالاتری دارند، و کاشان به همان اندازه که متولیان آن تحمل کم‌تری نسبت به رسانه‌ها دارند از توسعه دور است.

وقتی سطح تحمل یک مسئول آن‌اندازه پایین است که بر شکایت خود از رسانه‌ای که خطا نکرده پافشاری می‌کند و رسانه را راهی دادگاه می‌کند، و بعد از رفع اتهام از مدیریت رسانه، حتی یک عذرخواهی ساده هم نمی‌کند، می‌شود متوجه شد چرا در اغلب شاخص‌ها، این اندازه از توسعه فاصله داریم.
منتشرشده در مشکات‌‌آنلاین این‌جا

چه کسی چراغ نخست را برمی‌افروزد

۲۰ بهمن ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

 «حجت نظری» فرزند فرمانده شهید لشگر ۲۵ کربلا و جوان‌ترین عضو شورای شهر تهران است. وی در عین حال بیشترین حضور در فضای مجازی را دارد و تا آن‌جا که زمان و فرصت داشته باشد، با سایر کاربران این شبکه‌ها بر سر مسائل شهری در حال گفتمان و تعامل است و نتیجه این تعامل را در تذکرات خودش در صحن شورا طرح و منتقل می‌کند و نکته جالب‌تر این‌که صفحه اینستاگرام او، غالبا از نطق‌ها و تذکرات او در صحن شورا گزارش زنده پخش، یا دست‌کم بخش‌هایی از نطق‌هایش را منتشر می‌کند.

او همین دیروز پنج‌شنبه ۱۹ بهمن‌ماه در تویتتر خود نوشت: «یکی از شهروندان وظیفه‌شناس امروز به من اطلاع داد که عده‌ای درحال قطع درختان مجتمع پلیس واقع در محله نازی‌آباد هستند. طی تماس با شهردار منطقه۱۶ توانستیم از ادامه این فاجعه جلوگیری کنیم. حدود ۴۰درخت قطع شده پی‌گیری قضایی می‌کنیم.»

وی سپس در پاسخ کاربری که پرسیده بود: «اگر توی شهر دیگه‌ای درخت‌ها رو بی‌دلیل قطع کنن به کی و کجا باید اطلاع بدیم؟» پاسخ داد: «علی‌الاصول شورا و شهرداری مسئول مستقیم کار است. اما دادستانی، اداره محیط زیست، اداره منابع طبیعی هم متولی هستند. در رأس همه این‌ها «ان‌جی‌او»‌های فعال شهری و محیط زیستی هم می‌توانند ورود کنند.»

این تعامل ملموس باعث‌شده دیوار بی‌اعتمادی بین شهروندان و پارلمان شهری به مرور کوتاه‌تر شده و این مدل ارتباطی تقریبا دارد تبدیل به یک مدل گفتمانی غالب تبدیل می‌شود به‌طوری‌که عدم حضور یک دولت‌مرد ــ چه در قامت عضو پارلمان شهری یا نماینده پارلمان کشوری، و یا حتی وزرات ــ در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند به‌عنوان نقطه ضعف آن‌ها تلقی شود.

البته صرف داشتن یک اشتراک در شبکه‌های اجتماعی تامین‌کننده مقصود نیست، این‌که فرد زمانی از روز خود را به گفت‌وشنود با صاحب‌نظران خارج از سیستم، و شهروندان اختصاص بدهد و نظرات سازنده آنان را به مراجع تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز منتقل کند، تامین‌کننده مقصود خواهد بود.

چند سال پیش یک فعال سیاسی، به فرماندار سابق کاشان پیشنهاد داد که در شبکه‌ اجتماعی فیس‌بوک اشتراکی برای خود ایجاد نموده و از طریق آن مستقیم با شهرواندان ارتباط برقرار کند.

شبکه اجتماعی فیس‌بوک در آن‌زمان فیلتر بود و نگاه مثبتی هم به آن از طرف حاکمیت وجود نداشت.

این‌ها شاید بهترین بهانه را برای فرماندار یادشده فراهم کرد که به این پیشنهاد توجهی درخور نشان نداده و با کم‌محلی از کنار آن عبور کند.

امروزه اما اکثر دولت‌مردان عالی نظام در تمام شبکه‌های اجتماعی اشتراک و حضوری فعال دارند و از قبل حضور آن‌ها گفتمان‌ها و تعامل‌های سازنده‌ای هم بین اهل نظر و شهروندان با دولت‌مردان شکل‌گرفته که نتایج مبارک آن به مرور خود را در فرایند گذار به سمت توسعه همه‌جانبه نشان خواهد داد.

دولت‌مردان کاشان، اعم از نماینده مجلس، فرماندار، شهردار و اعضای شورای شهر و غیره اما کماکان علاقه‌ای ندارند با این موج مدرن ارتباطی همراه شوند و ارتباط فعالی با شهروندان در شبکه‌های اجتماعی داشته باشند، و خیلی خود را ملزم به استفاده از لوازم و ابزار مدرن توسعه نمی‌دانند و ترجیح می‌دهند دایره گفت‌وگو را به کریدورهای بسته محیط‌های اداری خود محدود کنند.

به همان اندازه که این فضا‌ها محدود و بسته و حلقه‌ها بسته‌تر باشد، سازمان شهری هم از توسعه فاصله خواهد داشت.
اما توسعه‌نیافتگی نمی‌تواند مانع حضور فعال شبکه‌های اجتماعی باشد.

کریدورهای بسته و محدود، سال‌هاست شیشه‌ای‌شده. در این میان خبری پشت پرده‌ها نمی‌ماند اما، زیان این فقدان تعامل را سازمان شهری می‌بیند.

آیا دولت‌مردان امروز حاضرند تاوان این خطا را بپردازند و به ابزار تعامل با شهروندان ملتزم خواهند شد؟

باید منتظر ماند و دید از بین این‌همه مسؤل چه کسی چراغ نخست را برمی‌افروزد و نشان می‌دهد که اهل سازوکارهای ارتباط و مدریت مدرن را شناخته و به لوازم آن ملتزم می‌ماند.
منتشرشده در مشکات آنلاین این‌جا

بم لرزید

شکافت فرق زمین و سپیده‌دم لرزید
چه شد مگر که ستون‌های کاخ غم لرزید

مگر که مرثیه‌ای سر کند هزاران بند
خبر رسید به کاشان و محتشم لرزید

خبر چو نامه به بال کبوتران آویخت
سحر به سوی خراسان شد و حرم لرزید

چهل ستون دل اصفهان ترک برداشت
شنید چون که در آن سوی ارگ بم لرزید

“زدور باده به جان راحتی رسان ساقی”
کنون که خط فرودین جام جم لرزید

قلم به کار تغزل به دست شاعر بود
غزل به رنگ مصیبت شد و قلم لرزید

چنین که لرزه بر اندام آسمان افتاد
سرم تنم بدنم دامنم دلم لرزید

از این مصیبت تنها شما نلرزیدید
فلک به جان عزیزانتان قسم لرزید

دلم خراب خرابات نغمه‌ی بمی‌ات
به زیر خاک چه خواندی که زیر و بم لرزید

تمام نشریه‌ها صبح شنبه لرزیدند
خبر درشت و کوتاه بود …. بم لرزید ….
سعید بیابانکی

«تعزیت آفتاب» نیازی به بیلبورد تبلیغی ندارد

«کانون فرهنگی امام حسین» (ع) مسجد «میرنشانه» کاشان، سوگواری برای حضرت‌ اباعبدالله‌الحسین (ع) با رویکرد جدید، مبتنی بر توجه به جنبه‌های معرفت‌شناسانه و زیباشناختی مغفول‌مانده آن ــ چنانکه پیام‌رسان عاشور حضرت زیبب‌کبری (س) فرموده‌اند که: «مارایت الا جمیلا» ــ را در سال ۱۳۸۳ با طراحی برنامه «تعزیت آفتاب» و با شکلی کاملاً متفاوت برای دهه سوم محرم هرسال راه‌اندازی کرد.

با حذف برخی از برنامه‌های متعارف در سایر هیئت مذهبی و با دعوت از سخنرانان مطرح که از چهره‌های برجسته آکادمیک منطقه و کشور بودند و همچنین برگزاری نمایش‌گاه‌های کتاب در کنار برنامه اصلی، به‌علاوه ایجاد فرصت پرسش و پاسخ حاضران با سخنران در مورد جنبه‌های خاص حرکت امام حسین، سویه معرفتی و عقلانی این برنامه به شکل بارزی معرفی و برجسته‌ شد.

با توجه به عطش شدید نسل معاصر مذهبی نسبت به این وجوه مغفول مانده از قیام امام حسین (ع) در طول سالیان متمادی، این برنامه به‌مرور با اقبال عمومی بیشتر خصوصاً نزد نسل جوان مواجه و هرسال باشکوه و عظمت بیشتری برگزار شد و می‌شود.

از نموده‌های برجسته این اقبال و عظمت، می‌توان به قبول دعوت و حضور استاد «مصطفی ملیکان» حکیم و سخنران مطرح و برجسته کشور در آیین سال گذشته این برنامه اشاره کرد که مهر تائید دیگری بر قوت برنامه‌های تعزیت آفتاب بود.

سال گذشته دوستی در مورد اقبال بسیار زیاد شهروندان و سوگ‌واران حسینی، به این برنامه، فقدان برنامه اطعام و نذر غذایی در این برنامه را به‌عنوان یکی از وجوه مثبت مورداشاره قرار داده و نوشته بود: بااین‌وجود مشخص است سوگ‌وارانی که به این برنامه می‌آیند، نه گرسنه اطعام که گرسنه معرفت حسینی هستند و سفره چنین معرفتی را درست و به‌جا پیداکرده‌اند.

با این وصف آیا برنامه «تعزیت آفتاب» که با رویکرد معرفت‌شناسانه حرکت امام حسین (ع) کار خود را آغاز و مخاطب کمی و کیفی خود را بدون نیاز به تبلیغ‌های متعارف و نام مداحان برجسته و … پیداکرده است، نیازی به هزینه سنگین برای تبلیغات و بیلبورد میدانی، آن‌هم با آن قیمت دریکی از گران‌ترین و اصلی‌ترین میدان‌های شهر دارد؟

به اعتقاد بنده ندارد؛ اما اجازه بدهید به یک پاسخ پیش‌فرض نگفته هم پاسخ دهم که اگر عده‌ای ادعا کنند این تابلو رایگان بوده و کسی خواسته نذر کند و پاسخ‌هایی ازاین‌دست، باید گفت ابتدا نذر کننده بهتر است نذر خود را درجاهایی که اولویت بیشتری دارد هزینه کند و دوم نام و عظمت تعزیت آفتاب به همین بلند است که بدون هزینه تبلیغاتی مخاطب خود را جذب کرده. این تبلیغ می‌تواند خشت اول کج‌شدن بنای معرفتی‌ای باشد که مرحوم «حاج حسن شویدیان» با خون‌دل پایه‌گذاری و بناکرده است.

منتشرشده در کاشان‌نیوز این‌جا

جایگاه واقعی کاشان در عرصه بین‌المللی کجاست

استاندار اصفهان در آیین تودیع و معارفه شهردار کاشان‌، در بخش از سخنان خود گفت: «کاشان باید در چهار سال آینده به جایگاه واقعی خود در عرصه بین‌المللی برسد.»
نخست این‌که جایگاه واقعی کاشان در عرصه بین‌المللی کجاست؟ چه کسی این جایگاه را تعریف و احصا کرده یا خواهد کرد؟ برای تعریف این جایگاه ازنظر کارشناسان فرهنگ و معماری و جایگاه‌شناسی و از همه مهم‌تر کاشان‌شناسی، استفاده‌شده یا خواهد شد؟

فارغ از همه این پرسش‌ها، کم‌ترین تردید وجود ندارد که ۴ سال پیش هم در آیین تودیع و معارفه شهردار قبل و خیلی از چهار سال پیش و پیش‌ترها در آیین‌های تودیع و معارفه مقامات مسئول در سطح فرمانداری و شهرداری کاشان، خیلی‌ها که شاید در جایگاه استاندار، پایین‌تر یا بالاتر بوده‌اند، همین «باید» را با تحکم اما شاید به‌شکلی دیگر به‌کاربرده‌اند، و این دور باطل چهار یا چند سال دیگر ادامه داشته و دوباره یکی دیگر آمده و ضرب‌الاجل زمانی دیگری برای رسیدن کاشان به یک جایگاه حالا در شأن ملی بوده یا بین‌المللی تعریف کرده و بعد هم مثل همیشه در بر همان پاشنه چرخیده که می‌چرخیده است.

با این وصف دست‌کم اگر در چهار سال گذشته موانعی برای رسیدن به این جایگاه وجود داشته و کاشان به‌خاطر آن موانع درجا زده است که اکنون استاندار محترم با تحکم می‌فرمایند؛ کاشان در ۴ سال آینده «باید» برسد. بدون شک شهروندان این حق را دارند که از بالاترین مقام اجرایی استان بپرسند که نقش حضرت‌عالی در این درجازدن، مستقیم و غیرمستقیم چه بوده است؟

بعید می‌دانم آقای استاندار که البته کارنامه قابل دفاع و ارزش‌مندی در مدیریت اجرایی استان در ۴ سال گذشته داشته‌ و دارند، بخواهند به استناد این کارنامه قابل دفاع، خود را مبری از هرگونه خطا بدانند. به‌هرحال نقش نیرو و اهرم‌هایی که خارج از اراده و کنترل استانداری و یا گاهاً شخص آقای استاندار است، بی‌تأثیر در برخی از ناموفقیت‌ها و درجازدن‌ها نیست.

اما جدای از نقش اهرم‌هایی که از کنترل و اراده استاندار یا استانداری خارج است، گاهی استاندار خود مستقیماً تصمیمی می‌گیرد و دستوری می‌دهد و خط‌مشیی اتخاذ می‌کند که بعداً متوجه می‌شود ای‌کاش این تصمیم را نمی‌گرفت، این دستور را صادر نمی‌کرد و این خط‌مشی را اتخاذ نمی‌کرد؛ و این زمانی است که نتایج منفی هر یک از این اقدام‌ها آشکار شده است.

بدون تردید با این تحکم در سخنان آقای استاندار، مشخص می‌شود که در ۴ سال گذشته یک جای کار می‌لنگیده و نتایج آن الآن مشخص‌شده. تردیدی هم نیست که کل دوره ۴ سال گذشته دوره استانداری آقای استاندار کامل بوده و ایشان کاملاً بر اوضاع اشراف داشته‌اند.

بااین‌وجود یک پرسش ساده و در ادامه آن یک درخواست ساده‌تر را می‌توان مطرح کرد: آقای استاندار می‌توانند قدری صمیمانه و بدون تعارف بگویند کجا باید چه‌کار می‌کردند که نکردند؟ و کجا باید چه‌کار را نمی‌کردند که کردند که رسیدن به جایگاه واقعی کاشان در سطح بین‌المللی و ملی دستکم ۴ سال با تأخیر مواجه شده است؟

و یک درخواست ساده که آیا ممکن است در ۴ سال آینده اندکی بیشتر مراقبت نمایند تا هزینه‌هایی که می‌توانست ساخت تأسیس زیرساخت‌های مهم و بنیادین برای افزایش بهره‌وری، حقوق شهروندی، مبلمان مناسب شهری، محیط‌زیست، آموزش شهروندی و فرهنگ توسعه و … شود، صرف جدول‌کاری اشتباه و گودبرداری از یک خیابان و پر کردن آن پس از یک سال با هزینه‌های گزاف و بی‌توجهی صرف شهردار به خیرخواهی و نظر کارشناسان نشود؟

منتشرشده در کاشان نیوز این‌جا

آدرس درست بود، اما خبر نداشت «محمد‌حسین» آسمانی شده

۱۷ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

«پل‌نو» خرمشهر که می‌خواستند با هم خداحافظی کنند، به او گفته‌ بود: هروقت کاشان آمدی، آدرس روستای وادقان را بپرس و وقتی که به وادقان رسیدی سراغ مصلحی‌ها را بگیر «می‌آورنت در خانه»

۳۵ سال از آن تاریخ می‌گذرد. «علی برازنده» از تبریز به اصفهان می‌آید و تصمیم می‌گیرد این‌بار هرطور که شده سراغی از هم‌خدمتی سابقش بگیرد.

همان‌طور که «محمدحسین» به او آدرس داده، سراغ وادقان را می‌گیرد. به میدان ورودی روستا که می‌‌رسد، سراغ مصلحی‌ها را می‌گیرد. مردم روستا جوان ۳۰ ساله‌ای را به او معرفی می‌کنند؛ جوانی که از نگاه او، «کپی برابر اصلِ» محمد‌حسین است.

برازنده می‌گوید: وقتی جوان را دیدم ذوق‌زده شدم. خاطرات‌مان با محمدحسین به‌سرعت از جلو چشمانم گذشت و احساس کردم چند قدمی بیشتر با او فاصله ندارم.

با «روح‌الله مصلحی» خوش‌و‌بش می‌کند و از او می‌پرسد: شما با آقا «محمدحسین مصلحی» نسبتی دارید؟
روح الله پاسخ می‌دهد: بله؛ پدرمه.
برازنده خودش را به روح‌الله معرفی می‌کند و از او می‌خواهد با هم به سراغ پدرش بروند.

جوان وادقانی نمی‌داند باید چه کند؟ کسی از تبریز آمده و می‌گوید هم‌رزم پدر اوست و حالا می‌خواهد پدری را ببینید که «سال‌هاست فقط نامش بالای سر اوست».
روح الله مصلحی می‌گوید پدرش سال‌هاست شهیدشده اما این پاسخ برای کسی که به اشتیاق دیدار رفیق کیلومترها تا وادقان آمده باورکردنی نیست.


«علی برازنده تبریزی» که در تصویر دست شهید «محمدحسین مصلحی» روی شانه اوست، جمعه گذشته ۱۷ شهریور‌ماه، مهمان خانواده شهید محمدحسین مصلحی بود.

برازنده می‌گوید: فکر کردم شوخی می‌کند. فرزند شهید مصلحی هم‌سنگر پدر را به عمویش معرفی می‌کند. همین که برازنده قیافه «حسن مصلحی» را می‌بیند، او را در آغوش می‌کشد و می‌گوید «من علی هستم. شناختی؟ خرمشهر؟ پل نو؟ علی برازنده تبریزی؟»

برازنده همه نشانی‌هایی را که احساس می‌کند می‌تواند یادآور دوستی قدیمی‌شان باشد به سرعت ردیف می‌کند و در نهایت پاسخ می‌شنود «من حسن هستم. خرمشهر نبودم. حسین خرمشهر بود. او سال‌ها قبل شهید شد.»

مسافر تبریزی با شنیدن این پاسخ هاج‌و‌واج می‌ماند. بغض راه را بر واژه‌ها می‌بندد. به گلزار شهدای وادقان می‌آید. «علی برازنده» نام حک‌شده روی سنگ قبر را می‌خواند: «شهید محمد حسین مصلحی، تاریخ شهادت ۱۶ مرداد ۶۷».
سکوت سنگینی جمع را فرا می‌گیرد. کنار قبر می‌نشیند. دستش را روی سنگ می‌کشد، اشک از گوشه چشمان او و روح‌الله جاری می‌شود.

او می‌گوید «محمد حسین» آدرس را درست داده بود، اما نگفته بود که قرار است «آسمانی شود».
منتشرشده در کانال تلگرامی مجله فرهنگی وادقان

آقای منصوری! استان کاشان پیش‌کش، کاشان ۴ ماه است فرماندار ندارد

آقای منصوری به‌تازه‌گی در نطقی در مجلس شورای اسلامی به وزیر کشور متذکر شده است که بیش از این در استان‌شدن کاشان تعلل نکند.

واقعیت این‌است که اگر تلاش نمایندگان مردم کاشان در ۹ دوره مجلس شورای اسلامی، بیش از آن‌که مصروف استان‌شدن کاشان شود، بر توسعه همه‌جانبه همین شهرستان متمرکز می‌شد، کاشان الان یک استان بالقوه با پیشرفت بسیار بیشتر از آن‌چیزی بود که از استان‌شدن آن انتظار می‌رود.

طی ۳۵ سال گذشته بیش‌ترین تلاش تمام نمایندگان اعتدالی، اصلاح‌طلب، اصول‌گرا و مستقل کاشان و آران و بیدگل در مجلس شورای اسلامی، با هزینه بسیار، بر استان‌شدن کاشان متمزکز بوده، اما شوربختانه همه تلاش‌ها با هزینه‌هایی بسیاری که برای منطقه کاشان داشته، ناکام و بدون نتیجه بوده است.

قطعاً وقتی همه فکر و ذکر یک نماینده در راس هرم مدیریتی یک شهر، و سایر مسؤلین به تبع آن در قاعده و بدنه هرم مدیریتی، متوجه یک مسئله باشد، و آن مسئله به اصلی‌ترین دغدغه تبدیل شود، ناخواسته و ناخودآگاه سایر مسائل و دغدغه‌ها مورد بی‌توجهی با کم‌توجهی قرارگرفته و مشمول بی‌مهری می‌شوند. یکی از بنیادی‌ترین دلایل فاصله عمیق کاشان از توسعه، در کنار سایر دلایل، همین دلیل و مسئله است.

به عنوان یک مصداق مشخص: دقت کنیم که دو شهرستان کاشان و آران و بیدگل، در مقایسه با اغلب شهرستان‌های کشور، با تاخیری غیرموجه و نسبتا طولانی شاهد تغییر فرمانداران خود بودند که از دولت قبل بر سرکار مانده بودند. پیش از آن‌که بحث ناکارآمدی فرماندار مطرح باشد، با فرض کارآمدبودن یک فرماندار، اما وقتی وی با برنامه‌های ریس‌جمهور منتخب و تازه مردم هماهنگ نباشد، نتیجه می‌شود ساز مخالف با ریتم و آهنگی که دولت تازه برای توسعه کشور کوک کرده و مردم هم به آن رای داده‌اند. بگذریم از این‌که دو فرماندار سابق شهرستان‌های کاشان و آران و بیدگل، تا چه اندازه نا‌کارآمد بودند و در دولت هماهنگ با خودشان هم حکم ساز مخالف را داشتند.

کاشان با تاخیر زیادی و با حرف و حدیث های فراوان شاهد جای‌گزینی فرمانداری شد که دست برقضا از فرماندار دولت دهم هم واپس‌گرا‌تر و ناکارآمد‌تر بود. دست‌کم یک‌سال زمان، سرمایه و انرژی مردم نگون‌بخت این شهر هزینه شد، تا مسؤلین مربوطه متوجه این ناشی‌گری در انتخاب خود شده و فرماندار را مستعفی کنند!

اما از زمان استفای فرماندار سابق تاکنون که نزدیک به ۴ ماه می‌گذرد، شهر عملا بدون فرمان و سکان‌دار است و ناگفته مشخص است که این مسئله تا چه پایه می‌تواند برای سرنوشت یک شهر مخاطره‌انگیز باشد.

در چنین شرایطی اولویت نخست شهر کاشان پیش از استان‌شدن (که درخواستی موجه و شایسته توجه و تذکر است) انتخاب یک فرماندار است تا شاکله اداری و اجرایی و اجتماعی شهر از بلاتکلیفی خارج شود.

با این وصف شایسته است نماینده محترم مردم کاشان و آران و بیدگل در مجلس ابتدا اخطار و تذکر لازم به وزیر کشور در مورد بدون فرماندار بودن شهر را بدهد و مقدمات تسریع در انتخاب فرماندار در آستانه شرایط حساس انتخابات ــ که حق قانونی و گرفتنی مردم است ــ را فراهم کند و سپس به فکر استان‌شدن شهرستان و منطقه باشد که اندکی دور از دسترس است و زمان برای تذکر و اخطار آن به اندازه کافی وجود دارد.

از موارد فوق که بگذریم می‌ماند این‌که کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه باشد و احتمالا مانعی پیش‌رو؟! و اگر چنین است، نمی‌بایست نماینده مردم موضوع را با موکلین خود بی‌پرده در میان بگذارد؟
منتشر شده در کاشان نیوز این‌جا

وب‌سایت ورزش و جوانان کاشان در آفساید

چهار روز از برگزاری یک جشنواره ورزشی در سطح ملی در کاشان می‌گذرد و در تمام این چهار روز وب‌سایت اداره ورزش و جوانان کاشان، تنها به پوشش خبر برگزاری این تورنمت ملی در روز نخست اکتفا کرده و دیگر خبری از سایر اتفاقات اصلی این جشنواره در این سایت نیست.

آخرین خبر وب‌سایت اداره ورزش و جوانان شهرستان کاشان، که شنبه ۲۸ شهریور ساعت۱۶: ۹ بر روی این سایت قرار گرفته، خبر میزبانی کاشان برای برگزاری دومین دوره مسابقات فوتسال روستاییان کشور است که در‌‌ همان روز شنبه آغاز شده و تا کنون سه روز از برگزاری بازی‌های آن سپری شده است، اما از آن تاریخ تا کنون از سه روز برگزاری این جشنواره قابل‌توجه و مهم در نوع خود و نتایج بازی‌های انجام شده، در این سایت هیچ خبری نیست.

این کم‌کاری غیر‌قابل‌توجیه در شرایطی صورت می‌گیرد که روابط عمومی اداره یادشده، طی چند سال گذشته برنامه‌ای برای ارسال خبر به رسانه‌های شهری و کشوری نداشته و در پاسخ به تقاضای رسانه‌ها برای ارسال خبر، آن‌ها را به وب‌سایت اداره ارجاع می‌داده است.

موضوع از جایی اهمیت خاص پیدا می‌کند که مخاطبین اخبار ورزشی میزبان بالایی در بین کاربران اخبار رسانه‌‌ها دارند و مدام برای دنبال‌کردن اخبار ورزشی مورد علاقه خود، به رسانه‌ها مراجعه می‌کنند.

از طرفی در شرایطی که کاشان با افتخار میزبان تعداد قابل‌توجهی ورزش‌کار از سراسر کشور است و هواداران این تیم‌ها در شهر مبدا، به منظور دریافت اخبار بازی‌های هم‌شهریان خود، بنابر قاعده رسانه‌های شهر مقصد و میزبان را چک می‌کنند، این قصور ضمن آن‌که می‌تواند شایستگی کاشان برای میزبانی این رقابت‌ها را زیر سؤال ببرد، و در درازمدت نیز نمره منفی در شایستگی کاشان برای میزبانی سایر رقابت‌های ورزشی منظور شود، به اعتبار رسانه‌های کاشان، اعتبار اداره ورزش و جوانان، و در کل به اعتبار شهرستان نیز لطمه می‌زند.

به همه این‌ها اضافه کنیم که بعضی از اداره‌ها و بعضی از واحد‌های اداری به استثنا مواقع خاص که ناگهان با حجم بالایی از کار و مراجعه و پاسخ‌گویی مواجه می‌شوند، در اغلب روزهای سال اوقات آرامی را سپری می‌کنند و با توجه به آرام‌بودن شرایط در سایر زمان‌های سال، توقع عمومی همه اینست که در موقع خاص کار خود را با کمیت، کیفیت و دقت به‌تر و بیش‌تری انجام دهند.

به عنوان مثال روابط عمومی اداره ورزش و جوانان در اعلب شهر‌ها به استثنای مراکز استان‌ها، اغلب اوقات‌ِشان به آرامی سپری می‌شود و همه توقع دارند که در عوض آن آرامش همیشه‌گی، در چنین مواقعی وظیفه ذاتی خود، که اطلاع‌رسانی از اتفاقات مجموعه مدیریتی خود هست را به نحو شایسته انجام دهند.

طی سه روزی که از برگزاری مسابقات فوتبال روستایی کشور در کاشان می‌گذرد، به استثنا سایت «کاشان آنلاین» که راسا با اعزام خبرنگار به محل برگزاری این رقابت‌ها، خبر آن‌را پوشش داده و «کاشان نیوز» که به نقل از «کاشان آنلاین» اخبار این جشنواره مهم را بازنشر کرده، هیچ رسانه دیگری خبری از برگزاری این جشنواره و نتایج آن‌را پوشش نداده است.

این کم‌کاری قطعنا می‌تواند برای اعتبار ورزشی، رسانه‌ای و اجتماعی کاشان نقطه ضعف محسوب و نتایج منفی به دنبال داشته باشد.

منتشرشده در کاشان نیوز این‌جا

اصلاح‌طلبان دیگر حاضر نیستند تنوری که از آن نان اصلاح‌طلبان در نمی‌‌آید را گرم کنند

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست / پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
آقای دکتر «احمد شیرزاد» عضو «شورای مرکزی حزب مشارکت» که به دعوت جمعی از اصلاح‌طلبان کاشانی در کاشان حضور داشت، طی سخنان کوتاهی وضعیت موجود کشور در زمینه مسایل سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، و علمی را تشریح و اعلام کرد متاسفانه در هیچ‌یک از زمینه‌ها در حال حاضر وضعیت مطلوبی وجود ندارد و با این تصویر و این شرایط چشم‌انداز روشنی برای آینده نیز نمی‌توان متصور شد.

این استاد دانشگاه سپس با ارائه مصادیق ومثال‌هایی به تبیین وضیعیت موجود و عوامل بوجودآورنده آن اشاره کرد.

دکتر «شیرزاد» در زمینه سیاست خارجی با اشاره به چالش‌های متعدد پیش‌آمده طی سه سال اخیر بین ایران و اکثر کشورهای جهان و تصویب چهار قطعنامه علیه ایران بزرگ‌ترین افتخار سیاست خارجی دولت نهم را «هورا کشیدن ‌ <هوگو چاوز> به نفع ایران» خواند، و اعلام کرد: چنان‌که عقلای قوم به فکر چاره نباشند وضیعت هر لحظه بد‌تر از این خواهد شد.

وی پس از آن‌که اظهارداشت در زمینه‌های اقتصادی و فرهنگی مصادیق آن‌قدر عیان است که حاجت به بیان نیست، در زمینه اخلاقی با اشاره قراردادن مورد «مدرک تحصیلی» دکتر «علی کردان» و حواشی متعدد این اتفاق نتیجه‌گیری کرد: اگرچه با توجه به شواهد موجود به لحاظ اخلاقی بستر مناسبی برای سقوط جامعه به پرتگاه‌های اخلاقی فراهم شده است، اما باید از آنان‌که مشعل موضوع «کردان» را در بد‌ترین شرایط موجود روشن نگه داشتند تشکر کرد، زیرا این موضوع تلنگر بزرگی بود به آنان‌که با شتاب به سمت پرتگاه می‌رفتند.

این تحصیل کرده «فیزیک هسته‌ای» پس از آن به تشریح موضوع «انرژی هسته‌ای» و بحث‌های پیرامون آن پرداخت و ضمن سخنرانی و همچنین پس از پایان سخنرانی در پاسخ به سوالی اظهار داشت: با توجه به شواهد و معیارهای دقیق علمی وضعیت «انرژی هسته‌ای» کشور با آن‌چه ادعا می‌شود تفاوت فاحشی دارد.

وی برای اثبات ادعای خود ادعا کرد بار‌ها از مدعیان پیشرفت‌های علمی در زمینه «انرژی هسته‌ای» تقاضای مناظره رودررو نموده که هر بار به‌دلیلی واهی امتناع نموده‌اند.

دکتر «شیرزاد» عضو شورای مرکزی «مشارکت» در این سخنرانی با تعریف سه نوع بازی انتخاباتی به تشریح نظر حزب متبوع خود در مورد انتخابات ریاست جمهوری آینده پرداخت.
وی گفت یرای یک بازی با ۳ پیش‌فرض روبه‌رو هستیم: ۱ ــ بازی  برد ۲ ‌‌ــ بازی باخت ۳ ــ  بازی باخت با اطلاع از نتیجه اما بازی برای سرمایه‌گذاری (استراتژی)

این نماینده سابق مجلس پس از تشریح سه فرض موجود؛ انتخابات مجلس هفتم و هشتم را برای اصلاح‌طلبان از نوع دوم (بازی باخت) و بازیی که از تنور گرم اصلاح‌طلبان نان برای اصول‌گرایان درآمد خواند. انتخابات ریاست‌جمهوری ۷۶ را در شکل از نوع سوم (استراتژی) اما در نتیجه از نوع اول (برد) خواند و اعلام کرد: اصلاح‌طلبان دیگر حاضر نیستند تنوری که از آن نان اصلاح‌طلبان در نمی‌‌آید (بازی باخت) را گرم کنند.

وی با احترام به تما م کاندید‌اهای ریاست جمهوری آینده آعلام کرد: کف خواسته‌های ما برای شرکت در انتخابات آینده، مخالفت تام و تمام با رای‌آوردن آقای دکتر «احمدی‌نژاد» و سقف آرزوی‌مان رای‌آوردن آقای «خاتمی» است و بدین منظور موتورهای خود را از هم‌اکنون روشن نموده‌ایم.