بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘مصطفی ملکیان’

از ممنوعیت مخالف خودمان دفاع نکنیم

۱۵ بهمن ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

نقل می‌کنند پیش از انقلاب وقتی آقای «حاج کافی» برای سخن‌رانی کاشان می‌آمد، علاوه بر آن‌که مسجد میدان‌گاه آقا جا نبود، همه فضاهای اطراف مسجد و از جمله پشت‌بام‌ ساختمان‌های مشرف به مسجد هم پر از جمعیت می‌شد. این در حالی بود که وقتی شهید آیت‌الله «مطهری» به مدرسه عالی علوم برای سخن‌رانی دعوت شده‌بود، سخن‌رانی ایشان خیلی خلوت بود آن‌چنان‌که سالن هم پر نشده بود.

این از مصیبت‌های ما بود که ذائقه مردم ما به‌شدت میل به شنیدن، داستان‌سازی‌های عوامانه مرحوم «حاج کافی» داشت، و میلی به شنیدن سخنان حکیمانه استاد شهید مرتضی مطهری نداشت.

 سال‌ها از آن زمان گذشته و در مردم و ذائقه آن‌ها تغییر محسوسی ایجاد شده است. البته هنوز اگر حجت‌السلام «مهدی دانشمند» سخن‌ران باشد و لپ کلام‌اش در تعریف «غیرت»، «زنده‌باد خروس» باشد، مردم اشتیاقی به منبر او نشان می‌دهند، اما این به آن معنی نیست که سخنرانی استاد »مصطفی ملکیان» خلوت باشد. مردم پابه‌پای تغیرات زمانه رشد کرده و بالیده‌اند و بهتر از قبل می‌دانند کجا و پای کدام منبر باید «حرف خوب» شنید.

 با این وصف ممنوع‌المنبر کردن حجت‌الاسلام «دانشمند»، خطیب مشهور این سال‌ها کار درستی نیست. مهدی دانشمند، حاج کافی آپدیت شده است. نسخه تحت ویندوز آن مرحوم و این روحانی، هم #رائفی_پور است. وجه مشترک همه این‌ها این است که «خوب حرف می‌زنند» اما «حرف خوب نمی‌زنند». اتوپیا یا مدینه فاضله‌ای که این‌ها از آن سخن می‌گویند، از فضیلت اخلاقی و «عقل» تهی، و بر پایه «نقل» بنا شده است.

در این جامعه‌ی موهوم که هر نوع هرج‌ومرجی تجویز می‌شود، خیلی راحت می‌شود ادعا کرد در طعامی به جای نمک، عرق جوراب زوار امام حسین (ع) را می‌ریزند و نه کسی از حاضرین اعتراض می‌کند، نه از پاسبانان حریم ائمه علیهم‌السلام. یا خیلی راحت می‌شود به نام غیرت مانورهای جنسی یک خروس را به عنوان «غیرت» ستود و روی منبر فریاد زد «زنده‌باد خروس» و کسی هم لازم نداند که برای حفظ حرمت منبر اعتراض کند.

✅ من نه پامنبری این روحانی بوده و هستم، و نه علاقه‌ای به سخنان او دارم، و نه حتی میانه‌ای با آن‌ها می‌توانم داشته باشم که این روحانی مرشد آن‌هاست. در عین حال اما با محدودیت و ممنوعیت او و هرکسی دیگری مخالفم.

 نخست حق آزادی بیان ایجاب می‌کند، در شرایطی که سخنان و بیان ایشان، مخل آرامش شهروندی و امنیت کشور نیست، نباید مانع آزادی بیان او شد و باید هم اجازه داد که او حرف و نظر خود را آزادنه بیان کند، و هم حاکمیت موظف است امنیت سخن‌رانی و بیان او را تامین کند.

 از طرفی بر اساس قاعده «ان‌الانسان حریص علی ما منع» معتقدم که همین منع و ممنوعیت بی‌دلیل حکم «سرکانگبینی است که صفری می‌فزاید» و به نتیجه عکس منجر می‌شود و افراد بیشتری علاقه‌مند می‌شوند که بررسی کنند ببینند این بنده خد چه حرفی برای گفتن داشته که ممنوع شده.

از طرفی این آدم‌ که خوب حرف می‌زند بالاخره شاید حرف‌های خوبی هم بزند و بعید نمی‌دانم که این ممنوعیت به خاطری یکی دو کلمه حرف خوبی بوده‌است که ایشان زده و ربطی به خرافات سخنان او ندارد.

دیهیمی، ملکیان، کامو و اخلاق

 «خشایار دیهیمی» در حوزه کتاب و کلمه و قلم و ترجمه و … آدم بزرگ و ارزش‌مندی است. مهربان و ساده و صمیمی هم هست. تازگی‌ها هم در سوگ «نازنین» دختر جوانش نشسته که آیینه تمام‌نمای پدر و مترجمی توانا بود.

 با این همه اما آقای دیهیمی حق ندارد بدون دلیل یا مثلا به دلیل سوگ‌واربودن (البته اشاره کرده که به سوگ‌وار بودنش ربط ندارد)‌ در فضای عمومی به کسی توهین کند و او را بی‌شرف و بی‌اخلاق بنامد. می‌شود و بلکه ضروری است که دیگران را نقد کنیم، اما توهین به دیگران (هر کسی باشد) کاری غیراخلاقی و ناپسند است و این کار از طرف آقای دیهیمی نکوهیده‌تر.
آقای «دیهیمی» امروز در صفحه فیس‌بوک خود با انتشار پست کوتاهی نوشته که مصطفی ملکیان حق ندارد درباره «آلبر کامو» حرف بزند. او ملکیان را بی‌شرف خوانده و نوشته ملکیان نباید از اخلاق سخن بگوید، چون به ادعای ایشان با اخلاق بیگانه است. در انتها هم نوشته: «اگر فکر می‌کنید بیراه می‌گویم اعتراض کنید.»

مصطی ملکیان فرشته نیست، او هم خطا می‌کند. این‌جا در نقد او نوشته‌ام. اما، آقای دیهیمی به‌جای نقد رفتار، نوشتار یا گفتار آقای ملکیان، فقط اتهام زده که او بی‌شرف است و او نباید درباره کامو اظهارنظر کند. انگار که حق اظهارنظر در مورد کامو در انحصار آقای دیهیمی است.

یکی از برترین فضیلت‌های اخلاقی، پوشاندن خطای دیگر انسان‌ها و نادیده برگزارکردن آن‌ها (مگر خطایی که به جامعه لطمه بزند) است. این‌که بگوییم ملکیان نسبتی با اخلاق ندارد و دلایل این حرف را بعدا خواهم زد، خود امری غیراخلاقی و مفسده است.

«تعزیت آفتاب» نیازی به بیلبورد تبلیغی ندارد

«کانون فرهنگی امام حسین» (ع) مسجد «میرنشانه» کاشان، سوگواری برای حضرت‌ اباعبدالله‌الحسین (ع) با رویکرد جدید، مبتنی بر توجه به جنبه‌های معرفت‌شناسانه و زیباشناختی مغفول‌مانده آن ــ چنانکه پیام‌رسان عاشور حضرت زیبب‌کبری (س) فرموده‌اند که: «مارایت الا جمیلا» ــ را در سال ۱۳۸۳ با طراحی برنامه «تعزیت آفتاب» و با شکلی کاملاً متفاوت برای دهه سوم محرم هرسال راه‌اندازی کرد.

با حذف برخی از برنامه‌های متعارف در سایر هیئت مذهبی و با دعوت از سخنرانان مطرح که از چهره‌های برجسته آکادمیک منطقه و کشور بودند و همچنین برگزاری نمایش‌گاه‌های کتاب در کنار برنامه اصلی، به‌علاوه ایجاد فرصت پرسش و پاسخ حاضران با سخنران در مورد جنبه‌های خاص حرکت امام حسین، سویه معرفتی و عقلانی این برنامه به شکل بارزی معرفی و برجسته‌ شد.

با توجه به عطش شدید نسل معاصر مذهبی نسبت به این وجوه مغفول مانده از قیام امام حسین (ع) در طول سالیان متمادی، این برنامه به‌مرور با اقبال عمومی بیشتر خصوصاً نزد نسل جوان مواجه و هرسال باشکوه و عظمت بیشتری برگزار شد و می‌شود.

از نموده‌های برجسته این اقبال و عظمت، می‌توان به قبول دعوت و حضور استاد «مصطفی ملیکان» حکیم و سخنران مطرح و برجسته کشور در آیین سال گذشته این برنامه اشاره کرد که مهر تائید دیگری بر قوت برنامه‌های تعزیت آفتاب بود.

سال گذشته دوستی در مورد اقبال بسیار زیاد شهروندان و سوگ‌واران حسینی، به این برنامه، فقدان برنامه اطعام و نذر غذایی در این برنامه را به‌عنوان یکی از وجوه مثبت مورداشاره قرار داده و نوشته بود: بااین‌وجود مشخص است سوگ‌وارانی که به این برنامه می‌آیند، نه گرسنه اطعام که گرسنه معرفت حسینی هستند و سفره چنین معرفتی را درست و به‌جا پیداکرده‌اند.

با این وصف آیا برنامه «تعزیت آفتاب» که با رویکرد معرفت‌شناسانه حرکت امام حسین (ع) کار خود را آغاز و مخاطب کمی و کیفی خود را بدون نیاز به تبلیغ‌های متعارف و نام مداحان برجسته و … پیداکرده است، نیازی به هزینه سنگین برای تبلیغات و بیلبورد میدانی، آن‌هم با آن قیمت دریکی از گران‌ترین و اصلی‌ترین میدان‌های شهر دارد؟

به اعتقاد بنده ندارد؛ اما اجازه بدهید به یک پاسخ پیش‌فرض نگفته هم پاسخ دهم که اگر عده‌ای ادعا کنند این تابلو رایگان بوده و کسی خواسته نذر کند و پاسخ‌هایی ازاین‌دست، باید گفت ابتدا نذر کننده بهتر است نذر خود را درجاهایی که اولویت بیشتری دارد هزینه کند و دوم نام و عظمت تعزیت آفتاب به همین بلند است که بدون هزینه تبلیغاتی مخاطب خود را جذب کرده. این تبلیغ می‌تواند خشت اول کج‌شدن بنای معرفتی‌ای باشد که مرحوم «حاج حسن شویدیان» با خون‌دل پایه‌گذاری و بناکرده است.

منتشرشده در کاشان‌نیوز این‌جا

خطای کوچک بزرگان، بزرگ دیده می‌شود

۲۴ آبان ۱۳۹۵ بدون دیدگاه

«مصطفی ملکیان» یک متفکر معنوی و اخلاقی است. او با ارباب سیاست و حکومت و شرع متفاوت است. از چنین آدمی توقع و انتظار می‌رود، رفتاری اخلاقی و معنوی داشته باشد.

ملکیان در همه سخنرانی‌های خود و از جمله در آخرین سخن‌رانی شام‌گاه سه‌شنبه ۲۴ آبان‌ماه ۹۵ در مسجد «میرنشانه» کاشان تاکید می‌کند/کرد، که آدمی محدودیت‌ها و نقص‌ها و ضعف‌هایی ذاتی دارد و همین محدودیت‌ها و ضعف‌ها مانع کامل مطلق بودن انسان است. چیزی که در ادبیات وحیانی و درون‌دینی از آن به «عصمت» تعبیر می‌شود و بنا بر اعتقاد شیعه، از خلقت آدم ابو‌البشر تا کنون بیش از ۱۴ نفر لیاقت ذاتی این مقام را نداشته‌اند و بقیه انسان‌ها حتی انبیا ــ منهای خاتم‌الانبیا ــ با نسبت‌های متفاوت، این مقام از دسترس‌شان دور بوده است.

بنابراین از ملکیان توقع این‌که معصوم یا کامل مطلق باشد نیست و صرف «متفکر معنوی و اخلاقی»بودن ایشان، نمی‌تواند بهانه و دلیل باشد که توقع داشته باشیم انسان ــ فرشته باشد.

ملکیان هم مثل همه انسان‌ها خشمگین و عصبانی می‌شود، اما در مقیاسی بسیار کم‌تر و متفاوت با انسان‌های معمولی، و به همین نسبت در معرض سایر خطا و اشتباهات انسانی هست و قرار می‌گیرد و ممکن است مرتکب شود، اما باز در مقیاسی کوچک و متفاوت.

با این وصف از این متفکر معنوی و اخلاقی که به حق و شایستگی جایگاه ارزنده‌ای به عنوان یک الگو نزد شاگردان و همراهان خود پیدا کرده و دارد، توقع نمی‌رود که در یک سخن‌رانی عمومی، متاثر از ناراحتی از خطای آشکار یک مقام سیاسی، به رفتاری شبیه همان مقام دست یازدیده و در عملی مقابله به مثل گونه، همان شخص را با ادبیات نادرست خودش خطاب کند.

به نظر می‌رسد این خطا که در شام‌گاه ۲۴ آبان‌ماه در سخنان استاد در میرنشانه کاشان اتفاق افتاد، شایسته تعمق و تدبر و به گمان من عذرخواهی و اصلاح است.

توسل به ادبیات ناشایست در کلام یک متفکر معنوی، ضریب نفوذ کلام، تاثیر و برد موثر سخنان او را به میزان قابل‌توجهی کاهش می‌دهد.
ممکن است آقای ملکیان، با اتخاذ مشی فروتنی و خاک‌ساری بگوید که متفکر معنوی نیست و توقعی ندارد که کلامش نفوذ داشته باشد. البته که چنین ادعایی با مشی و منش ایشان هم‌خوان نیست و قطعنا این ادعا ناشی از خاک‌ساری ایشان است.

ملکیان با توجه به قدرت تحلیل و بیان و نگاه دقیق ناشی از نبوغ ذاتی و خدادادی و در سایه زندگی پاکیزه و مطالعه، تحقیق، تجربه و تدبر فراوان، به شخصیتی موثر و متنفذ و صاحب ایده با هوادارن فراوان تبدیل شده که می‌تواند در صورت محافظت از این گوهر و ودیعه، منشا تاثیر و تغییرات مثبت در سطحی به مراتب فراتر از یک جغرافیای ملی خاص باشد و توسل به چنین ادبیاتی اگر چه خطای آن‌چنان بزرگی نیست، اما ادب از همگان نیکو است و از ملکیان نیکوتر.

حضرت صادق (ع) به یکی از یارانش می‌فرماید: «یا شقرانی، ان‌الحسن من کل احد حسن، وانه منک احسن لمکانک منا. وان‌القبیح من کل احد قبیح وانه منک اقبح (۶)

ای شقرانی! نیکویی از هرکه صادر شود نیکو است ولی از تو بهتر است به دلیل [انتساب] جایگاهت نسبت به ما و جدا زشتی از هر کس زشت و قبیح است ولی همان قبیح اگر از تو سر زند زشت‌تر است.»

خطای کوچک ایشان از زاویه بیرون بزرگ‌تر از آن‌که هست می‌نماید و از منظر درون هم می‌تواند آفت مختصری بر جان معنویت او باشد و در صورتی‌که آفت‌زدایی و اصلاح نشود، قابلت تکثیر و تبدیل به خطاهای بزرگ‌تر شدن دارد.

بین شخصی که یک جایگاه سیاسی دارد و گاهی برای حمله به رقبای سیاسی خود به ادبیات نادرستی متوسل می‌شود، با یک متفکر معنوی و اخلاقی که منادی شادزیستن انسان در پرتو پروزه «عقلانیت و معنویت»است، قطعنا باید تفاوت باشد و بین ادبیات آن‌ها هم.
قطعنا از طراح و مبتکر پروژه عقلانیت و معنویت توقع و انتظار می‌رود که ادبیاتی پاکیزه، اخلاقی و معنوی داشته باشد که خداوند به پیغمبر بزرگ اسلام فرمود: تو را مبعوث کردم برای اتمام مکارم اخلاق.