بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘قتل’

شناعت و قتل

۲۰ بهمن ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

و نیز از حوادث دیگر، طفل امردی برای استجابت دعا به بقعه امام‌زاده جعفر وارمین پناه می‌برد. متولی امام‌زاده که مرد لاطی بوده، به آن طفل می‌گوید که: وضع التجاء و ارتجاء‌ آن نیست. می‌باید دست و پای خود را محکم به طناب ببندی و طنابی را هم به‌گردن استوار کنی، و سر طناب را به ضریح.

طفل بیچاره فریب خورده. متولی دست و پای او را محکم می‌بندد، و گردنش را هم به‌ضریح بسته، آن‌وقت تنبانش را هم در می‌آورد و به او می‌سپوزد. طفل در تقلا که خود را از دست آخوند رها کند، طنابی که به گردنش بسته بود، او را خفه می‌کند. آخوند بعد از اتمام عمل، می‌بیند هم لواطی کرده، و هم قتل‌نفسی. متولیان دیگر از اطراف خبر شده آخوند را می‌گیرند و حالا در حبس است.
منبع: روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه ص ۸۷۵

از حول «خبر» در دام «شایعه» نیفتیم

تلاش رسانه‌ها برای این‌که نخستین باشند و خبر دست اول را زود‌تر از سایر رسانه‌ها به دست بیاورند و منتشرکنند، به ذات رسانه برمی‌گردد و رسانه‌ای که به این نکته ذاتی بی‌توجه یا کم‌توجه باشد، به‌سادگی در گردونه رقابت با سایر رسانه‌ها کم‌آورده و پرونده‌اش بسته می‌شود. این خصلت ذاتی هیچ عیبی فی‌نفسه ندارد مگر آن‌که ملاحظات دیگری در کار باشد.

اما با این‌همه رسانه‌های معتبر و بزرگ همیشه تلاش می‌کنند این سرعت در انتشار خبر و نخستین رسانه و منبع سایر رسانه‌ها بودنشان، حتما با فاکتور «دقت» و «صحت» هم توام و همراه باشد. بنابراین اگر خبری را دریافت کردند که نیاز به تایید بیشتری داشت، کمی در انتشار آن تامل می‌کنند و در فاصله این تامل، به سرعت با یکی دو منبع تماس می‌گیرند تا صحت خبر دریافتی برایشان محرز شود، پس آن‌گاه اقدام به انتشار خبر می‌کنند.

تردیدی نیست از آن‌جا که عالم رسانه با مدیریت انسانی سروکار دارد، طبعا از خطاهای انسانی هم به دور نیست و با لحاظ‌کردن وسواس و دقت‌ فراوان، بازهم هراز گاهی، گاف یا خطا گریزناپذیر است و البته راه اصلاح آن‌هم تعبیه‌شده که باید بلافاصله خبر اشتباه یا شایعه منتشرشده را اصلاح‌کرد و برای مخاطب توضیح داد و او را از اشتباه بیرون آورد.

با همه این‌ها اما بعضی وقت‌ها خطاهایی اتفاق می‌افتد که نه ناشی از خطاهای متعارف انسانی در نقل و دریافت خبر، که از «از حول حلیم در دیگ افتادن» خبر می‌دهد و این مدل خطا یا گاف، بیش از یک خطای متعارف می‌تواند با آبروی رسانه بازی کند.

تابناک ساعت ۵۰: ۱۹ عصر پنج‌شنبه ۲۸ آبان‌ماه در خبری با عنوان «قتل قهرمان پرورش اندام کشور تایید شد»، به نقل از بخش ورزشی خود خبری را تایید کرد که به گفته‌‌ همان گزارش «مورد تردید قرار گرفته‌بود» و حالا این رسانه ادعا می‌کرد تردید‌ها برطرف شده و خبر تایید می‌شود.

گذشته از تایید خبر یک قتل، تابناک در چکیده‌ای که در پیشانی خبر خود برای این اتفاق نوشته بود مدعی شد: «بابک محمدی اهل سنندج که غیر از ورزش حرفه‌ای، خوانندگی هم می‌کرد دیروز به قتل رسید.» این یعنی این رسانه در فاصله آن تردید تا این تایید، اندکی هم در مورد پیشینه شخصیت مقتول کسب اطلاع کرده و آن تایید و این اطلاع نمی‌تواند از منبعی موهوم کسب شده باشد.

بلافاصله تعداد قابل‌توجهی از رسانه‌ها با توجه به ارزش هیجانی و خبری این خبر و تایید، خبر را به نقل از تابناک پوشش دادند.

تنها ۶ ساعت پس از انتشار این خبر، ایسنا در ۲۳: ۲ دقیقه بامداد جمعه در تکذیبه‌ای بر این خبر، گزارش داد که نه‌تنها «بابک محمدی» به قتل نرسیده، بلکه اصلا در میان قهرمانان پرورش اندام کشور، قهرمانی به این نام وجود ندارد و عکس قهر‌مان پرورش‌اندامی که با نام جعلی «بابک محمدی» منتشرشده، عکس «علی‌ اکبری» یکی از ورزش‌کاران پرورش اندام است که در سلامت کامل به‌سر می‌برد.

این‌که تابناک ورزشی از چه منبعی تاییده خبر قتل یک قهرمان پرورش‌اندام را می‌گیرد، و چه منبعی برای تابناک توضیح می‌دهد که این قهرمان علاوه بر ورزش حرفه‌ای خوانندگی هم می‌کرده و با توجه به این‌که پیرامون یک قهرمان ورزشی آن‌همه منبع موثق برای تایید یک خبر مردد یا شایعه آن‌هم خبری که به حیات و ممات یک انسان ربط دارد وجود دارد، و همه آن منابع در دسترس رسانه‌‌ی معتبری چون تابناک هست و این رسانه به جای مراجعه به آن‌ها به منبعی که نه‌تنها موثق نیست که تخیل و توهمات شبیه به چاخان هم دارد مراجعه می‌کند، پرسش‌هایی است که باید تابناک به آن پاسخ بدهد.

انتشار چنین اخباری، بدون توجه به مراتب دقت و صحت آن، جدای از لطمه‌زدن به آرامش جامعه، اعتماد مخاطبین نسبت به اعتبار رسانه را به‌شدت کاهش‌داده و دچار لطمه‌ای می‌کند که ترمیم آن اگر ممکن باشد با فرصت و هزینه بسیار همراه است.

می‌توان رسانه نخست بود. می‌توان مبنع برای بسیاری از رسانه‌ها بود و سریع‌تر از اغلب رسانه‌ها به اخبار دست‌یافت و منتشرکرد. اما اندکی دقت و تامل در تایید اخبار، سرمایه عظیمی برای اعتبار رسانه و اعتماد مخاطب فراهم می‌کند.

ضرورت توجه به امنیت از نگاهی کلان

۴ مرداد ۱۳۹۴ بدون دیدگاه
با حادثه تاسف‌انگیز قتل دکتر «پیرزاده»، پرونده قتل‌های سریالی پزشکان در سال ۸۹ و حاشیه‌های مربوط به آن بار دیگر در خاطره افکار عمومی زنده شد.
سرنوشت پرونده قتل چند پزشک در آن زمان، و علت‌ها و دلایل روانشناختی و جامعه‌شناختی آن هیچ‌گاه مشخص و اعلام نشد.در حاشیه خبر آن حوادث، سخن از طرحی ــ که خوشبختانه روی کاغذ ماند و امکان اجرا و عمل نیافت ــ به میان آمد که توصیه می‌کرد پزشکان برای دفاع از خود در برابر حوادث مشابه احتمالی، مجاز به همراه‌داشتن و استفاده از شوکر و گاز فلفل باشند. حتی زمانی برای ثبت‌نام پزشکان برای دریافت وسایل یادشده از دفاتر مشخصی در نیروی انتظامی هم اعلام شد.

این طرح که متاسفانه علاوه بر نیروی انتظامی، سازمان نظام پزشکی هم مدافع آن بود، با عدم استقبال جامعه پزشکی در همان مرحله طرح و اعلام ماند و امکان ادامه و اجرا پیدا نکرد.

این طرح ناشیانه که خلاء‌های قانونی و امنیتی بسیار زیاد داشت و مشخص بود که درصورت اجرا و عملی‌شدن، نه‌تنها کمکی به افزایش امنیت در جامعه پزشکی نمی‌کند، که ناخواسته ناامنی را به دیگر حوزه‌ها هم تسری می‌داد، صرفا نقش پاک‌کردن صورت‌ مسئله به‌جای حل مشکل را داشت.

با فرض وجود خطر، ناامنی فقط متوجه جماعت پزشک نبود و سایر افراد و شخصیت‌ها هم می‌توانستند به همان اندازه در معرض تهدید و ناامنی قرار داشته باشند، و ناگفته پیداست که نمی‌شد برای امنیت همه شهروندان، نسخه مسلح‌کردن آن‌ها به وسایل دفاع شخصی از جمله شوکر و گاز فلفل یا اشک‌آور که ابزار اختصاصی پلیس برای تامین امنیت شهروندان جامعه و استفاده از آن فقط در مواقع اضطراری است، را پیچید.

حادثه قتل تاثر‌انگیز مرحوم دکتر «پیرژاده» بار دیگر لزوم توجه ویژه به مقوله امنیت از منظر کلان و مطالعه دقیق، جامعه‌شناسانه  و کارشناسی علل و عوامل حوادثی از این دست را یادآوری می‌‌کند.

شانه از زیر بار مسئولیت خالی‌کردن، انگشت اتهام را به سمت دیگری گرفتن و توپ را در زمین نهاد دیگر انداختن، همه و همه حکم پاک‌کردن صورت مسئله به‌جای چاره‌اندیشی صحیح و مناسب برای حل مشکل و توجه ساختاری به مقوله «امنیت» است.

اگرچه در حادثه قتل دکتر «پیرزاده» قربانی یک پزشک است و از این منظر فعلا جامعه پزشکی داغ‌دار و محل توجه است، اما ناامنی و خطر بالقوه می‌تواند همه جامعه را یکسان تهدید کند.

چاره‌اندیشی عاجل نیاز ضروری جامعه است. تامین امنیت جامعه، تنها وظیفه یک نهاد و دو نهاد که در این مقوله مسؤلیت مستقیم دارند نیست، این مقوله به فراخور گسترگی حوزه، به چند مرجع و نهاد دیگر نیز ارتباط دارد. ضرورت بررسی موضوع و مطالعه شرایط موجود به‌دور از هیچان و در جوی عاری از احساسات و توجه کلان به زیرساخت‌های امنیتی، علاوه بر ارگان و نهادهای مسئول، توجه و عنایت بیش‌تر بعضی از نهادها در سطوح عالی نظام در قانون‌گذاری، اجرا و پیش‌گیری را هم طلب می‌کند.
منتشرشده در روزنامه قانون این‌جا