بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘شهرداری کاشان’

تاوان «کاشانه» برای «کاشان»

 تئوری‌های مدیریتی تئوری‌های ریاضی، یا به قولی دودوتا چهارتا نیست که مطلق و قابل تعمیم به همه زمان‌ها و مکان‌ها باشد. نسبی است. یک تئوری در یک حوزه جغرافیایی مثبت، و در حوزه جغرافیایی دیگر ممکن است منفی باشد و جواب ندهد یا جواب عکس بدهد. تئوری دیگری ممکن است در این زمان مثبت باشد، اما در زمانی دیگر منفی.

اما هستند تئوری‌هایی که درصد شمول آن‌ها هم در حوز‌ه‌های جغرافیایی متفاوت، هم در دوران‌های زمانی متفاوت، تقریبا ثابت هستند و بارها در بوته آزمایش میزان درستی خود را نشان داده‌اند و می‌توان این تجربه و تئوری‌ها را بدون دادن هزینه آزمون و خطای مجدد به‌کاربست و نتیجه گرفت.

یک نمونه از این تجربه‌ها، تجربه نسبت «توسعه» و «رسانه» است. یعنی هرجا رسانه قوی‌تر بود، میزان توسعه بالاتر و هرجا رسانه ضعیف بود، فاصله آن جامعه از توسعه دورتر.

باید توجه داشت که معنی رسانه در این مدل، رسانه‌ به معنای درست، و رسانه‌هایی است که صدای مردم هستند و نقش آینه را برای حاکمان دارند که حاکمان در آن رسانه‌ها نقش خود را ببینند و اگر نقش ایراد داشت، آن را اصلاح کنند، نه این‌که آینه اگر نقش آن‌ها را درست و دقیق معرفی کند، از ایراد نقش خود ناراحت شده و آینه را بشکنند. بلکه بروند و خود را اصلاح کنند.

جوامع توسعه‌نیافته یک آلترناتیو جعلی برای این تجربه درست کرده‌اند و آن این‌که؛ خودشان به تعداد بالا برای خودشان رسانه و آینه درست کرده‌اند که آن‌گونه که دلشان می‌خواهد نقش خودشان را در ‌آن ببینند و از طرفی هم در شاخص‌های توسعه، به این فاکتور استناد کرده و خود را توسعه‌یافته معرفی کنند. خطایی که فقط به بازتولید نقش بد و خطا در خطا منجر می‌شود و نهایتا می‌شود «سرهنگ قذافی» و «لیبی» و «کتاب سبز»ی که برای او نعوذبالله حکم کتاب آسمانی را داشت.

جدای از این مدل کشورها که زیاد می‌شناسیم، اجازه بدهید به یک نمونه از دل یک جامعه به‌اصطلاح توسعه‌یافته که توسعه‌یافتگی‌اش بادکنکی بود و با یک سوزن ترکید اشاره کنم تا نمونه روشن‌تری باشد.

اگر خاطرمان مانده باشد، در ۵۰ سال گذشته، خبرگزاری‌های معتبر دنیا ۴ خبرگزاری بزرگ یونایتدپرس، اسوشیتدپرس، فرانس‌پرس و خبرگزاری تاس بود. در بین این خبرگزار‌ها تنها خبرگزاری که اخبار خود را رایگان در اختیار رسانه‌ها می‌گذاشت، خبرگزاری دولتی اتحاد جماهیر شوروی یعنی همین «تاس» بود.

الان از آن خبرگزاری نشانی یا خبری جایی هست؟ از کشور باصطلاح توسعه‌یافته اتحاد جماهیر شوروی چطور؟
لطفا ملانقطی ایراد نگیرید که فرانس پرس یا دو خبرگزاری آمریکایی دیگر هم شاید دولتی باشند، اما معنای دولتی‌بودن یکی با دیگری زمین تا آسمان فرق می‌کند.

با این وصف یک تجربه مدیریتی قابل توسعه و تعمیم به اغلب مکان‌ها و زمان‌ها می‌تواند این باشد که اگر دنبال توسعه به معنای واقعی آن باشیم، ابتدا باید رسانه داشته باشیم و بعد تا آ‌ن‌جا که ممکن است رسانه‌ها باید توسط مردم مدیریت و طراحی شوند.

«کاشانه» یک رسانه دولتی بود که فقط آمده‌بود تا نقش متولیان شهرداری کاشان را آن‌گونه که خودشان دلشان می‌خواست نشان دهد. به همین دلیل حالا حالاها کاشان تاوان این خطا را خواهد داد.

توقف ادامه این برنامه از طرف هرکس که باشد، یک کار درست و ارزش‌مند بوده و امیدواریم که این توقف موقتی نباشد.
عیب می جمله گفته شد، حسن آن نیز بگویم که طراحی ارزش‌مند، مدل رسانه‌ای قوی، و اجرای عالی کارگزاران فنی این برنامه بسیار عالی و ارزش‌مند بود و جای امیدواری است که این‌ مجموعه همین طراحی و تجربه قوی را در راستای تریبون و رسانه مردم با مدیریت خودشان فعال کنند.
منتشرشده در مشکات آنلاین این‌جا

از فرهنگ‌سرا تا سیرک

۱۵ مرداد ۱۳۸۷ بدون دیدگاه

نمی‌دانم چند سال پیش بود، شاید ۱۰ یا ۱۲ سال که «شهرداری‌ کاشان» با تبلیغات گسترده اعلام کرد که ساختمان کشتارگاه سابق این شهر تغییر کاربری داده و از این پس ساکنان اطراف این ساختمان از سروصدا و مسایل مرتبط با فرهنگ دام‌داری و کشتار، رهایی خواهند یافت و به‌جای آن، ساختمان تبدیل به «فرهنگ‌سرا» می‌شود تا مردم کاشان هم از نعمت آموزه‌های نوین «شهروندی» در قالب «فرهنگ‌ نوین» که رسالت آن در همه اعصار و قرون بر عهده اهالی «فرهنگ» و «هنر» بوده‌است، بهره‌مند شوند.

در این راستا نخستین متولیان و در واقع بنیان‌گذاران «فرهنگ‌سرای‌ مهر» اقدام به تشکیل کلاس‌های آموزشی هنری و فرهنگی و همچنین حمایت از طیف وسیعی از هنرمندان و اهالی فرهنگ نموده، هرگونه حمایت و مساعدت سخت‌افزاری و نرم‌افراری لازم از این طیف به‌عمل آمد.

به‌عنوان نمونه می‌توان به حمایت همه‌جانبه «شهردار» و مسولین فرهنگی شهرداری از «انجمن شاعران جوان کاشان» و ابتکار وزین «قوالی‌خوانی» هر هفته یک‌بار در کاشان توسط تنها استاد قوالی معاصر «مرشد ترابی» و… در آن دوره اشاره کرد.

اما به هیچ روی قابل باور نیست که با یک تعویض مدیریت در حوزه «شورای‌ شهر» و «شهرداری» تمام اقدامات انجام‌گرفته و تعریف‌شده فوق، آن‌چنان دست‌خوش تغییر شود که به جای پیش‌رفت در حوزه فرهنگ، آن‌چنان سیر قهقرایی شود که یک‌بار دیگر اهالی محله اطراف «فرهنگ‌سرا» احساس کنند ظاهرا قرار است همه چیز به حال اول برگردد و کشتارگاه در قالبی جدید فعال شود.

شایسته است مسولین محترم شهر و خصوصا دست‌اندرکاران فرهنگ متوجه باشند: سیرک و آزار و اذیت حیوانات هیچ تعریف زیبایی در حوزه فرهنگ ندارد و بهتر است این متولیان به جای درآمدزآیی از طریق سیرک به فکر درآمدزآیی از راه‌های تعریف شده «بیلبوردهای تبلیغاتی سطح شهر» و… بوده و از اهدا این منابع درآمدی که متعلق به همه مردم شهر هست، به افراد و گروه‌های خاص خودداری نمایند.