مصوبه‌ی بندتنبانی

۱۴ شهریور ۱۳۹۶

 روش تصویب لوایح در حزب «ایران نوین» در زمان ریاست «مهندس ریاضی» چنین بود:
در هنگام اعلام رای‌گیری در مجلس، نماینده‌ها به لیدر فراکسیون نگاه می‌کردند. اگر او از جا بلند می‌شد، اعضای فراکسیون «ایران نوین» هم برمی‌خاستند و لایحه تصویب می‌شد، و اگر او هم‌چنان در جایش می‌نشست، معلوم بود که تصویب لایحه منظور نظر نیست، لذا آن‌ها هم از جا بر نمی‌خاستند.

 در مورد یکی از لوایح در حزب تصمیم گرفته‌شد به‌علتی به آن رای داده نشود.
روزی‌که قرار بود لایحه در مجلس مطرح شود، بعد از نطق‌های قبل از دستور، لایحه در دستور کار قرارگرفت و طبق آیین‌نامه، نمایندگان موافق و مخالف شروع به سخن‌رانی کردند.

 آن‌روز وزیری که در مجلس کنار «مهندس خواجه‌نوری» نشسته بود، اورا به حرف گرفت، به‌طوری‌که «خواجه‌نوری» به‌کلی از جرئیات مجلس غافل ماند.
فصل تابستان بود. هوا گرم بود و کولر مجلس درست کار نمی‌کرد. «خواجه‌نوری» برای آن‌که کمی هوا به بدن خود برساند، از جای برخاست و شروع به هوادادن به داخل لباس‌َش کرد. از قضا، بلندشدن «خواجه‌نوری» مصادف‌شد با لحظه‌ای که «مهندس ریاضی» اعلام رای کرده‌بود.

اکثریت نمایندگان که طبق معمول مشغول صحبت با یک‌دیگر بودند، به‌محض این‌که مجلس اعلام رای کرد، به لیدر چشم دوختند. «خواجه‌نوری» ایستاده‌بود. (البته برای خنک‌شدن) پس آن‌ها هم مانند بچه‌های حرف‌شنو از جا بلند شده ایستادند.
«مهندس ریاضی» بدون آن‌که زحمت شمارش افراد را به خود بدهد، پتک را روی تریبون زد و با صدای بلند گفت: «تصویب شد.»

 تازه این‌جا بود که «خواجه‌نوری» متوجه شد که هوادادن لباس و خنک‌کردن نیمه پایین بدن، باعث چه اشتباه سیاسی بزرگی شده. ولی کار از کار گذشته بود و عرق شلوار لیدر فراکسیون، باعث تصویب لایحه‌ای شد که قرار بود تصویب نشود.

منبع: شبه‌خاطرات ــ مرحوم دکتر علی بهزادی

 

دیگر تماس ناشناس نداشته باشید

۱۴ شهریور ۱۳۹۶

اگر ⁣اپلیکیشن True Contact را روی گوشی خود نصب کنید، نام تمام تماس‌گیرندگان ناشناس را متوجه خواهید شد، اما این احتمال که تماس‌گیرندگان با شما هم به دفترچه تلفن گوشی شما دسترسی داشته باشند هست.

اپلکیشن True Contact به شما کمک می‌کند دیگر تماس ناشناس نداشته باشید. شما با نصب این اپلیکیشن، به دیتابیسی از تمام دفترچه تلفن‌های موجود متصل می‌شوید، در همین حال دفترچه تلفن شما هم در دیتابیس این نرم‌افزار ذخیره می‌شود و در اختیار دیگر کاربران قرار می‌گیرد.

 با این وصف اگر می‌خواهید نام و شماره‌تلفن‌های ثبت‌شده روی گوشی شما، وارد دیتابیس این نرم‌افزار نشود، از نصب آن خودداری کنید و دنبال شناسایی تماس‌گیرنده‌های ناشناس نباشید.

 من به خاطر این‌که دفترچه تلفن گوشی‌ام در این نرم‌افزار ذخیره نشود، از نصب و تست آن خودداری کردم، اما نمی‌دانم این نرم‌افزار چگونه نام‌های متفاوت ثبت‌شده برای یک شماره را به کاربر دیگر معرفی می‌کند. مثلا یکی شماره همسرش با نام «عشق من» در دفترچه تلفنش ثبت کرده و برادر همین همسر با نام «خواهر». این نرم‌افزار کدام نام را به دیگر کاربران معرفی می‌کند؟ نمی‌دانم.

برنامه‌های Nomberbook social ، holaa و True Caler سه برنامه دیگری هستند که می‌توانید با نصب آن‌ها روی اسمارت فون خود، دیگر تماس ناشناس نداشته باشید.

 

به بهانه روز جهانی عکاسی

۲۸ مرداد ۱۳۹۶

۱۹ اگوست یا اوت، به عنوان روز جهانی عکاسی نام‌گذاری شده است. بیش از ۱۶۰ سال پیش، نخستین دوربین عکاسی را ناصرالدین شاه قاجار به ایران آورد و شاید بتوان با اندکی تسامح، نخستین عکاس ایرانی را همین ناصرالدین شاه دانست، که خیلی از عکس‌هایی که او گرفت یا انداخت، امروزه به عنوان نخستین عکس‌های ایران در موزه‌های داخل و خارج نگه‌داری می‌شود.

فعل عکاسی را با مصدرمرکب «عکس‌انداختن»، به معنی انداختن سایه سوژه روی نگاتیو (فیلم) معنا و معرفی می‌کردند. به مرور زمان این مصدر به «عکس‌گرفتن» تغییر یافت.

امروزه اغلب مردم جهان با استفاده از دروبین‌های حرفه‌ای یا آماتور دیجیتال یا دوربین‌های دیجیتال گوشی‌های همراه خود، هر لحظه از هر صحنه و اتفاق و منظره‌ای بلافاصله عکاسی و آن‌را ثبت می‌کنند.

اما فرایند عکاسی، تا قبل از ظهور دوربین‌های دیجیتال، به این سرعت و سادگی نبود. اولا دوربین عکاسی یک کالای لوکس و هنر عکاسی یک هنر منحصر به افراد خاص بود که در دسترس همه‌کس نبود. در دوربین‌های آنالوگ، عکس توسط عکاس روی فیلم‌های نگاتیو که تعداشان محدود به ۱۲ یا ۲۴، بود ثبت می‌شد. بنابراین شما فقط می‌توانستی از یک منظره ۱۲ یا ۲۴ عکس ثبت کنی و برای ادامه باید فیلم عوض می‌کردی.

ظهور، ثبوت و چاپ نگاتیو‌ها هم کار هرکس نبود و باید پس از ثبت فیلم‌ها را به مراکز محدود این‌کار می‌دادند. آن‌ها فیلم‌ها را در تاریک‌خانه در محلول شیمیایی ظهور می‌زدند، پس از زمانی بسیار اندک و حساس که برای ظهور نیاز بود، در محلول ثبوت می‌زدند تا تصویر (عکس) ظاهرشده ثابت شود و سپس نگاتیو را خشک کرده و چاپ می‌کردند. این فرایند چند روز طول می‌کشید.

نکته اقتصادی: kodak بزرگ‌ترین شرکت تولید‌کننده فیلم‌ها و تجهیزات دوربین‌های آنالوگ، که شاید حدود یک قرن بر این بازار سیطره داشت، با ظهور دوربین‌های دیجیتال و بی‌توجهی و عدم همراهی با دنیای جدید عکاسی، از چرخه اقتصاد حذف شد.

اثر جمع

۲۷ مرداد ۱۳۹۶

«اثر جمع» اثری است که شما ناخواسته روی یک جمع می‌گذارید، یا یک جمع روی شما می‌گذارد. مثلا در یک جمع، از همه می‌خواهند خاطره‌ای تعریف کنند، غالبا همه خاطره‌ای تقریبا شبیه یا با عناصر مشابه خاطره‌ای که نفر اول تعریف کرد خاطره خود را تعریف می‌کنند.

 وزیر امور اقتصادی و دارایی دولت دوازدهم، رسما درخواست کرده کسی برای تبریک وزرات او؛ بنر ننویسید، دسته‌گل نیاورد و آگهی به رسانه‌ها ندهد. ناخواسته تعداد قابل‌توجهی از بنرها، دسته‌گل‌ها و آگهی‌های تبریک برای سایر وزرا هم فاکتور گرفته می‌شود.

 نمی‌گویم اصلا نخواهد بود. خواهد بود اما اولا در مقیاس خیلی کم و دوم انگشت‌نما و رسوا خواهند شد آن‌ها که همرنگ جماعت نشدند، و سال‌های سال، این اقدام مثبت مهندس «کرباسیان» به‌عنوان خشت اول یک اقدام درست، انسانی و ارزش‌مند مورد یادآوری قرار خواهد گرفت.

 پی‌نوشت۱: نیازی به توضیح نیست که همیشه همرنگ‌جماعت‌بودن مثل این مورد خوب نیست.
 یی‌نوشت۲: اصلا مهندس کرباسیان را نمی‌شناسم، این نکتهِ درستِ مدیریتی در رفتارش مد نظرم بود.

 

گربه میرزا نوروز!!

۲۴ مرداد ۱۳۹۶

می‌گویند در زمان عباسیان، گربه‌ای در خانه‌ای زندگی می‌کرده که اهل خانه از دست گربه به شدت عاصی بوده‌اند.
 آخرالامر تصمیم می‌گیرند آن را سوار تکه چوبی کنند و در دجله رها سازند. جریان آب دجله چوب را به سمت قصر می‌برد و خلیفه از قضا، گربه را می‌یابد و چون احتمال می‌دهد که کار انسانی بوده باشد، دستور می‌دهد حکمی بنویسند با مهر خلیفه و بر گردن گربه بیاویزند که هر کس به این گربه دست بزند فلان و فلانش می‌کنیم. امضا ولی‌امر بغداد!

گربه هم به طریقه همه گربه‌ها مستقیم به خانه بازمی‌گردد و جماعتی را از دیدن روی خود مشعوف می‌سازد!
اهل خانه حکم را که می‌بینند اسباب و وسایل‌شان را جمع می‌کنند و بیرون خانه می‌ریزند و خودشان هم همان بیرون خانه اتراق می‌کنند.

باز هم از قضا! خلیفه از آن جا رد می‌شده و این وضعیت را می‌بیند و از علتش می‌پرسد. آن‌ها هم توضیح می‌دهند. در پایان توضیح نیز این جمله را می گویند: قبلا که حکم خلیفه نداشت زورمان نمی‌رسید حالا که با حکم او برگشته دیگر این ماییم که باید برویم. مطابق داستان خلیفه دستور دل‌جویی می‌دهد.
منبع: فیس‌بوک هادی بیات با اندکی تغییر

Categories: کشکول Tags:

به بهانه روز جهانی چپ‌دست‌ها

۲۲ مرداد ۱۳۹۶

 امروز ۱۳ اگوست یا اوت، روز جهانی چپ‌دست‌هاست. به‌شکل طبیعی، مغز همه ما طوری طراحی‌شده که فرمان‌های عصبی برای انجام کارهای اصلی را به دست و پای راست ارسال می‌کند و با دست چپ فقط کارهای کمکی برای دست راست را می‌توانیم انجام دهیم. مثل برداشتن و جابه‌جاکردن یک سطل یا کالا.

اما اقلیتی از مردم جهان هستند،‌ که برخلاف این روند طبیعی، ذهن‌شان طوری برنامه‌ریزی‌شده که کارهای اصلی مثل نوشتن، غذا‌خوردن، مسواک‌زدن، کار با موش‌واره در رایانه و هرنوع فعالیتی که با تمرکز بر روی یک دست باید انجام شود را با دست چپ انجام می‌دهند.
 این‌که این اقلیت اکثرا باهوش‌ترین آدم‌ها هستند نمی‌دانم تا چه اندازه می‌تواند دقیق باشد، اما من یک برادر چپ‌دست دارم، که در سال‌های ابتدایی دبستان، به توصیه معلمش تلاش و تمرین کرد و الان همه کارهایی که با تمرکز بر روی یک دست باید انجام دهد را می‌تواند با دو دست انجام دهد یعنی هم با دست راست می‌نویسد هم با دست چپ، اما در ورزش با پای چپ بهتر مثلا فوتبال بازی می‌کند. این نشان می‌‌دهد که طراحی ذهنی طبیعی چپ را می‌توان با تمرین تغییر داد.

همه ابزارها و امکانات، خصوصا در اماکن عمومی برای زندگی راست‌دست‌ها طراحی شده (مثل صندلی‌هایی که زیردستی آن در سمت راست است) و این بنده‌های خدا، برای استفاده از این ابزارها و امکانات خیلی با سختی مواجه می‌شوند.

 خیلی زمان برد تا دنیا متوجه شود که برای راحتی این‌ اقلیت باید امکانات و ابزارهایی خاص تولید کرد که البته هنوز همه‌گیر نشده است.

روانشناسان توصیه می‌کنند برای افزایش خلاقیت و کارایی بیشتر هردو سمت مغز، بخشی از کارهای روزانه فردی مثل مسواک‌زدن، غذا‌خودن و … را، راست‌دست‌ها با دست چپ، و چپ‌دست‌ها با با دست راست، انجام دهند. برای آن‌که اندکی متوجه سختی‌های این عده بشویم و ضمنا کمکی هم به فعال‌شدن خلاقیت خود کرده باشیم، برخی از کارهای روزانه را با دست چپ انجام بدهیم.

برای آن‌که «نیکی» از بین نرود

۲۰ مرداد ۱۳۹۶


ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ (ﻉ) ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﯽ؟
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﻋﺮﺽ‌ﮐﺮﺩ: ﻣﻦ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺷﺘﺮ ﻭ ﺑﺰ ﻭ … ﻫﺴﺘﻢ. ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺘﺮﻫﺎﻳﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻦ ﭘﺪﺭ این‌ها کرد، ﭘﺪﺭﺷﺎﻥ ﺷﺘﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺯﺩ ﻭ ﺷﺘﺮ ﻣﺮﺩ، ﻭ ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﺷﺎﻥ ﺿﺮﺑﻪ ﺯﺩﻡ ﻭ ﺍﻭ ﻣﺮﺩ.
ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ (ع) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺑﺮ ﺗﻮ ﺣﺪ ﺭﺍ ﺍﺟﺮﺍ می‌ﮑﻨﻢ.
ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﻫﻴﺪ. ﭘﺪﺭﻡ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﮐﻮﭼﮑﻢ ﮔﻨﺠﯽ ﺑه‌ﺠﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ‌است. ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺍ ﺑﮑﺸﻴﺪ، ﺁﻥ ﮔﻨﺞ ﺗﺒﺎﻩ می‌شود، ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﻫﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺗﺒﺎﻩ خواهد شد.
ادامه ی نوشته

تلفن همراه

۱۹ مرداد ۱۳۹۶

 ۲۳ سال پیش در چنین روزی، ۱۹ مردادماه ۷۳، نخستین سیم‌کارت موبایل عرضه، و تلفن همراه با پیش‌شماره ۰۹۱۱ در ایران با محدوه آنتن‌دهی📶 بسیار محدود، فعال شد.

 ارائه سیم‌کارت در آن روز‌ها بسیار محدود و با نام‌نویسی از قبل و قرعه و انتظار همراه بود. به‌همین دلیل نام‌نویسی برای خط تلفن همراه در آن زمان به یک تجارت و شغل تقریبا پول‌ساز بدل شد و هر کس که توانایی مالی داشت، به‌تناسب وضع مالی، چند خط ثبت‌نام می‌کرد تا شانس خود را در قرعه بالاتر ببرد و بتواند با فروش خط‌‌‌ها در بازار آزاد سود بیشتری نصیب خود کند.

کمتر از ۵ سال بعد از این تاریخ، با افزایش امکانات زیر‌ساختی و گسترش محدوده آنتن‌دهی📶 به سراسر کشور، عرصه سیم‌کارت گسترش و شتاب بیشتری یافت و پس از آن‌که «تالیا» به عنوان نخستین اپراتور واگذاری سیم‌کارت‌های اعتباری به بازار تلفن همراه وارد شد، کم‌کم تلفن همراه از حالت یک کالای لوکس و گران خارج و به خدماتی عمومی و در دسترس‌تر تبدیل شد.تا جایی که امروزه اغلب، چندین خط تلفن همراه دائمی و اعتباری از چند اپراتور دارند.

 اغلب شبکه‌های اجتماعی نوین امروز از جمله تلگرام، اینستاگرام، واتس‌اپ و … بر بستر همین تلفن همراه شکل گرفته و فعالیت می‌کنند

خیال‌بافی

۱۹ مرداد ۱۳۹۶

چوپانی هر روز مزد چوپانی خود را از صاحب گله، ظرفی روغن می‌گرفت و روغن‌ها را در کوزه‌ای که بالای سرش آویزان کرده‌بود، می‌ریخت.
شبی غرق در خیالات خود تصور کرد که کوزه از روغن پر شده و او می‌برد بازار و می‌فروشد، و با پول آن برای خودش گوسفند می‌خرد، گوسفندهایش زادوولد می‌کنند و گلّه می‌شوند و او روغن گوسفند‌هایش را می‌فروشد و آقای خودش می‌شود. بعد زن می‌گیرد و بچه‌دار می‌شود و اگر بچه‌اش شیطنت کرد، با همین چویدست ادبش می‌کند و درد حالی که در خیال خود مشغول ادب‌کردن بچه‌ شیطانش بود، چوبدست را بلند کرد و چوبدست ناغافل خورد به کوزه روغن آویزان بر سقف و همه روغن بر سر و روی و لباس چوپان نگون‌بخت ریخت و همه نتایج و مزد چندماه کارش از بین رفت.

این داستان که به زبان ساده مرز بین خیال‌بافی منفی و رویای مثبت را نشان می‌دهد و زیان‌های خیال‌بافی را با زبان داستان روایت می‌کند را «المنفلوطی» ادیب مصری به شکل بالا نقل می‌کند. اما در «کلیله‌و‌دمنه» هم با همین مضمون اما به شکل دیگری آمده‌است که بازرگانی که کارش تجارت روغن بود هر روز به درویش همسایه‌اش یک ظرف روغن می‌داد و درویش با روغن‌‌های جمع شده چنین خیال‌بافی کرد.

می‌توان رویای مثبت برای موفقیت داشت و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی و تلاش کرد و موفق هم شد.
در نقطه مقابل آن خیال‌بافی، می‌تواند دام و تله‌ای پیش روی انسان باشد که همین داشته‌های موقت امروز را هم از آدم بگیرد.
موفقیت علاوه بر ذهن مثبت؛ نقشه راه و برنامه دقیق و تلاش درست هم می‌خواهد.

خلعت و بوریا

۱۸ مرداد ۱۳۹۶
مردی به دیوان محاسبات هارون‌الرشید راه یافت. دفتری را گشود. در یکی از صفحات آن نوشته شده بود: «چهارصدهزار دینار بابت بهای خلعت جعفر برمکی.»
دفتر را ورق زد. در صفحه دیگر چنین نوشته شده بود: «ده قیراط جهت خرید بوریا برای سوزاندن جسد جعفر!»
وقتی به تاریخ این دو نوشته دقیق‌تر شد، فهمید که فقط چهار روز بین این دو اتفاق فاصله بود.

محمود حکیمی ـ هزار و یک حکایت تاریخی ـ جلد دوم ـ صفحه ۹۶