بایگانی

بایگانی دی

هر ردصلاحیتی سیاسی و جناحی نیست

«صادق زیباکلام» که پیش‌قراول بردباری سیاسی و علاقه‌مند به کاهش تنش سیاسی در هر دو حوزه خارجی و داخلی است، به تازه‌گی در یادداشتی که در روزنامه آرمان منتشر کرده، در واکنش به رد صلاحیت «حمید رسایی» برای حضور در انتخابات مجلس دهم، آن‌را خلاف «اصلاح‌طلبی» معرفی و آرزو کرده است که شرایطی فراهم شود تا رسایی هم بتواند خود را در معرض سنجش رای و نظر مردم قرار بدهد.

در خیرخواهی آقای زیباکلام چه در این فقره برای آقای رسایی و چه برای نگاه کلان او به داستان رد و تایید صلاحیت‌ها در انتخابات تردیدی نیست و از این منظر آقای زیباکلام شایسته تقدیر است.
اما این‌که رد صلاحیت آقای رسایی عملی خلاف اصلاح‌طلبی ــ چه به معنای یک منش سیاسی و چه به‌ معنای عام منفعتی که در صلح و اصلاح نهفته ــ باشد، البته کلام آقای دکتر زیباکلام اندکی قابل تامل و نقد است.

ردصلاحیت آقای رسایی به‌دلیل داشتن پرونده قضایی پیش از آن‌که توسط هیئت اجرایی تهران احراز و اعلام شود، از قبل در گفت‌وگویی توسط رئیس هیأت بدوی رسیدگی به تخلفات نهاد ریاست‌ جمهوری و با اشاره به دو نماینده که پرونده قضایی دارند، بدون ذکر نام مورد اشاره قرار گرفته بود.

رسایی اما در واکنش به سخنان ریس هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات نهاد ریاست جمهوری، دست به خودافشاگری زده و افشا کرده‌بود که یکی از این نماینده‌ها ایشان است و پس از این افشاگری، آقای «اشرفی اصفهانی» از نام و پرونده ایشان پرده برداشت و اعلام کرد که با وجود آن پرونده آقای رسایی صلاحیت شرکت در انتخابات را ندارد و صلاحیت او از همان موقع ردشده تلقی می‌شد.

با این وصف ردصلاحیتی که مستند به اسناد تایید و نهایی‌شده محاکم قضایی است، را خلاف اصلاح‌طلبی دانستن، جای نقد و تامل دارد و بلافاصله این پرسش مطرح می‌شود که اگر قرار باشد این‌ مدل از رد صلاحیت را هم به نابردباری تقلیل بدهیم و بازی جناحی بدانیم، پس فلسفه وجود محاکم قضایی در تعقیب مجرمین و هیئت‌های اجرایی برای تشخیص صلاحیت مجرمین چیست؟

آقای زیباکلام اما در خطای آشکار دیگری در همین سخنان، یک معامله سیاسی مبتذل را با رسایی مطرح و ابراز امیدواری کرده است که همان‌طور که ایشان به رد صلاحیت آقای رسایی اعتراض کرده، رسایی هم به ردصلاحیت احتمالی اصلاح‌طلبان توسط هیئت‌های اجرایی و نظارت اعتراض کرده و مساعدت کند تا همه بتوانند خود را به یک‌سان در مقابل سنجش مقبولیت و رای مردم قرار بدهند.

اولا به‌‌ همان اندازه که اعتراض آقای زیباکلام نافذ نیست و نتیجه مستقیمی برای آقای رسایی ندارد، قطعنا اعتراض آقای رسایی هم نمی‌تواند به نفع اصلاح‌طلبان ردصلاحیت‌شده نافذ بوده و منشا اثر باشد.

اما فارغ از این ایراد، اصولا تفاوت ذاتی بین دلیل ردصلاحیت آقای رسایی و رد صلاحیت اصلاح‌طلبان وجود دارد و آن این‌که اصلاح‌طلبان به جرم ناکرده ردصلاحیت می‌شوند و می‌شود حدس قوی هم زد که آقای رسایی به‌رغم متهم و محکوم‌بودن، اما در نهایت تایید صلاحیت می‌شود و تلاش اصلاح‌طلبان برای تایید صلاحیت رهی به بهاستان نداشته و نخواهد داشت.

حقوق‌بشر و حقوق «شیخ‌نمر» منافاتی با هم ندارد

«شیخ نمر» اعدام شد، به همین سادگی.
اگر سازمان‌های مدافع حقوق بشر مستقل در سراسر دنیا، نسبت به این تصمیم دولت عربستان ــ که یک سالی در اجرای آن دست‌دست می‌شد ــ دخالت کرده و نسبت به آن موضع انتقادی صریح می‌گرفتند، بعید بود این اقدام به این سادگی اتفاق بیفتد و ضمن آن‌که خون انسانی به‌سادگی ریخته شود، تبعات بعدی آن نیز گریبان‌گیر جامعه انسانی و انسا‌های مظلوم دیگر شود.

نمی‌گویم که سازمان‌های حقوق بشری در این مورد در انفعال کامل بودند. نه اقدامات و مخالفت‌ها و موضع‌گیری‌هایی هم داشته‌اند، اما آن‌گونه که باید و شایسته بود، قوی و با برد قابل‌توجه و موثر عمل نکردند و در نهایت، نتیجه ضعف موضع‌گیری باعث شد تا صبح روز گذشته این روحانی برجسته شیعی در عربسان به تیر کینه و تعصب گرفتار آمده و جان بر سر آرمانش بگذارد.

فراموش نکنیم؛ مادامی که انسان‌ها با معیارهای خاص طبقه‌ و دسته‌بندی‌ می‌شوند و این دسته‌بندی مبنای ارزش‌گذاری و دفاع از جان و حقوق آن‌ها هم می‌شود، و مثلا اگر انسانی در دسته (الف) بود، باید از جان و حقوقش دفاع کرد و اگر در دسته (ب) بود، لزومی به دفاع احساس نشود، «حقوق بشر» دم‌بریده و ناقص و در حد ادعا است و رهی به دهی نمی‌برد.

فراموش نکنیم اگر این دسته‌بندی‌ها مبنای قضاوت و دفاع واقع شد، همه ما مدعیان دفاع از حقوق بشر، پیش از آن‌که مدافع باشیم، متجاورز هستیم و عمیقا باید باور داشت، پیش از آن‌که متجاورز باشیم، قربانی هستیم.

«شیخ نمر» فارغ از علایق و عقاید دینی و جدای از مواضع فردی، یک انسان بود و به صرف انسان‌بودن باید با حکم اعدام او مخالفت، و با هدایت افکار عمومی باید دولت عربستان را وادار به عقب‌نشینی از اجرای حکم اعدام او می‌کردند.

تردیدی نیست، نتایج این اقدام سودمندی ویژه‌ای برای کل جامعه انسانی در جهان فارغ از طبقه‌بندی‌های مرسوم داشت و شوربختانه باید اذعان کرد، در شرایط فعلی اعدام او نتایج خسارت‌باری برای جامعه انسانی به بار خواهد آورد.
مرتبط:
بهانه بیگانگان نباشیم