بایگانی

بایگانی آذر

با دروغ همراه نشویم

وب‌سایتی با عنوان «خبرگزاری ایرانشهر» روز گذشته در خبری همراه با انتشار چند عکس نیمه‌عریان از یک زوج جوان در کشوری غیر از ایران، مدعی شد که این عکس‌ها متعلق به دختر یکی از فرماندهان عالی‌رتبه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران است.

بلافاصله دو سایت که یکی عمر و اعتبارکی در بین رسانه‌ها دارد و دیگری نورسیده است و هنوز زبانش برای سنجش اعتبار بازنشده، با ذوق‌زدگی عکس و خبر را بازنشر نمودند.

در یک نگاه ساده می‌شد با احتمال بسیار بالا حدس زد که این عکس‌ها، با آن اندازه از عریانی نزد دختر، نمی‌تواند متعلق به فرزند یک فرمانده عالی‌رتبه و مشهور سپاه باشد. نه این‌که چنین چیزی ممکن نباشد ــ که هست ــ اما بسیار بعید و دور از ذهن.

با این وصف پیش از توجه به توصیه‌ و مرام‌نامه‌های رسانه‌ای، عقلانی‌ترین رفتار آنست که آدم نسبت به صحت این خبر و عکس، اندکی تردید به خرج داده و در بازنشر آن کمی تامل کند و دنبال اعتبار منبعی باشد که خبر را منتشرکرده و اگر اعتبار منبع تاییدشد، احتمال خطا در منابع معتبر را هم لحاظ کند و باز هم اندکی بیشتر در بازنشر تامل و تردید کند.

همه این تاملات را موخر بر اصلی اساسی و ارزش‌مند که معتقد است باید به حریم خصوصی شهروندان احترام گذاشت عرض می‌کنم و با این پیش‌فرض بحث می‌کنم که بازنشرکنندگان اصلا نمی‌خواهند به این اصل اخلاقی توجهی داشته باشند، والا با قبول و توجه به این اصل بحث من به قول فلاسفه «از حیز انتفاع ساقط است.»

با این همه اما منتشر‌کننده اولیه عکس و خبر، بدون کم‌ترین توجه به اصول حرفه‌ای رسانه و خبر، خبر و عکسی را منتشرکرده بود که یا در صحت آن تردید داشت، یا با شیطنت و با نیت سوء و به قصد تخریب شخص، سازمان یا نظام سیاسی، عکس و خبر کذبی را منتشر کرده بود.

بازنشرکنندگان ثانویه هم نه عنایت مختصری به عقلانیت نشان‌داده بودند، نه به اصول مرام‌نامه رسانه‌‌‌ای، و خبر را بازنشر کرده‌اند.

به فاصله کم‌تر از یک روز سایت خبرگزاری ایرانشهر، بدون کم‌ترین توضیح، اصلاحیه یا عذرخواهی از مخاطبین یا سوژه مورد بحث، عکس و خبر را از خروجی خود حذف کرده‌است. اما عکس در یک رسانه و عکس و خبر به نقل از ایرانشهر در رسانه دیگر موجود است و حالا از منابع ثانویه کپی، بازنشر و دست‌به‌دست می‌شود.

حالا رسانه‌های جاعل منتشرکننده این دروغ پیش از همه در چاهی گرفتار می‌شوند که خود برای دیگران کنده بودند. اما در این فقره آن‌ها که به عمق چاه سقوط می‌کنند، تنها رسانه‌های جاعل و دروغ‌ساز و بازنشرکنندگان نیستند، در چنین شرایطی همه آن‌ها که در مخالفت با شخص، سازمان یا نظام سیاسی با جاعلان همداستان هستند، اما به قواعد اخلاقی وفادارند نیز در خطر سقوط به چاه قرار دارند.

برای جلوگیری از خطر این‌گونه رسانه‌ها، گروه‌ها و افراد، باید با مشاهده چنین جعلیاتی، بلافاصله آن‌را تکذیب و توصیه عمومی کرد که از بازنشر آن خودداری شود.

جدای از زیان سیاسی چنین اشتباهاتی برای یک جریان سیاسی خاص، کم‌ترین زیانی که از این دروغ‌سازی‌ و شایعه‌پراکنی‌ها متوجه جامعه می‌شود، لطمه‌خوردن اعتماد عمومی جامعه در نگاه کلان و افزایش ریسک اعتماد نزد همه شهروندان در تعامل با یک‌دیگر، و در نتیجه کندی کنش مثبت اجتماعی است. رخوت و افسرگی عمومی و اجتماعی همه جامعه را فرا می‌گیرد و ترمیم چنین وضعی زمان و هزینه بسیار می‌برد.

از حول «خبر» در دام «شایعه» نیفتیم

تلاش رسانه‌ها برای این‌که نخستین باشند و خبر دست اول را زود‌تر از سایر رسانه‌ها به دست بیاورند و منتشرکنند، به ذات رسانه برمی‌گردد و رسانه‌ای که به این نکته ذاتی بی‌توجه یا کم‌توجه باشد، به‌سادگی در گردونه رقابت با سایر رسانه‌ها کم‌آورده و پرونده‌اش بسته می‌شود. این خصلت ذاتی هیچ عیبی فی‌نفسه ندارد مگر آن‌که ملاحظات دیگری در کار باشد.

اما با این‌همه رسانه‌های معتبر و بزرگ همیشه تلاش می‌کنند این سرعت در انتشار خبر و نخستین رسانه و منبع سایر رسانه‌ها بودنشان، حتما با فاکتور «دقت» و «صحت» هم توام و همراه باشد. بنابراین اگر خبری را دریافت کردند که نیاز به تایید بیشتری داشت، کمی در انتشار آن تامل می‌کنند و در فاصله این تامل، به سرعت با یکی دو منبع تماس می‌گیرند تا صحت خبر دریافتی برایشان محرز شود، پس آن‌گاه اقدام به انتشار خبر می‌کنند.

تردیدی نیست از آن‌جا که عالم رسانه با مدیریت انسانی سروکار دارد، طبعا از خطاهای انسانی هم به دور نیست و با لحاظ‌کردن وسواس و دقت‌ فراوان، بازهم هراز گاهی، گاف یا خطا گریزناپذیر است و البته راه اصلاح آن‌هم تعبیه‌شده که باید بلافاصله خبر اشتباه یا شایعه منتشرشده را اصلاح‌کرد و برای مخاطب توضیح داد و او را از اشتباه بیرون آورد.

با همه این‌ها اما بعضی وقت‌ها خطاهایی اتفاق می‌افتد که نه ناشی از خطاهای متعارف انسانی در نقل و دریافت خبر، که از «از حول حلیم در دیگ افتادن» خبر می‌دهد و این مدل خطا یا گاف، بیش از یک خطای متعارف می‌تواند با آبروی رسانه بازی کند.

تابناک ساعت ۵۰: ۱۹ عصر پنج‌شنبه ۲۸ آبان‌ماه در خبری با عنوان «قتل قهرمان پرورش اندام کشور تایید شد»، به نقل از بخش ورزشی خود خبری را تایید کرد که به گفته‌‌ همان گزارش «مورد تردید قرار گرفته‌بود» و حالا این رسانه ادعا می‌کرد تردید‌ها برطرف شده و خبر تایید می‌شود.

گذشته از تایید خبر یک قتل، تابناک در چکیده‌ای که در پیشانی خبر خود برای این اتفاق نوشته بود مدعی شد: «بابک محمدی اهل سنندج که غیر از ورزش حرفه‌ای، خوانندگی هم می‌کرد دیروز به قتل رسید.» این یعنی این رسانه در فاصله آن تردید تا این تایید، اندکی هم در مورد پیشینه شخصیت مقتول کسب اطلاع کرده و آن تایید و این اطلاع نمی‌تواند از منبعی موهوم کسب شده باشد.

بلافاصله تعداد قابل‌توجهی از رسانه‌ها با توجه به ارزش هیجانی و خبری این خبر و تایید، خبر را به نقل از تابناک پوشش دادند.

تنها ۶ ساعت پس از انتشار این خبر، ایسنا در ۲۳: ۲ دقیقه بامداد جمعه در تکذیبه‌ای بر این خبر، گزارش داد که نه‌تنها «بابک محمدی» به قتل نرسیده، بلکه اصلا در میان قهرمانان پرورش اندام کشور، قهرمانی به این نام وجود ندارد و عکس قهر‌مان پرورش‌اندامی که با نام جعلی «بابک محمدی» منتشرشده، عکس «علی‌ اکبری» یکی از ورزش‌کاران پرورش اندام است که در سلامت کامل به‌سر می‌برد.

این‌که تابناک ورزشی از چه منبعی تاییده خبر قتل یک قهرمان پرورش‌اندام را می‌گیرد، و چه منبعی برای تابناک توضیح می‌دهد که این قهرمان علاوه بر ورزش حرفه‌ای خوانندگی هم می‌کرده و با توجه به این‌که پیرامون یک قهرمان ورزشی آن‌همه منبع موثق برای تایید یک خبر مردد یا شایعه آن‌هم خبری که به حیات و ممات یک انسان ربط دارد وجود دارد، و همه آن منابع در دسترس رسانه‌‌ی معتبری چون تابناک هست و این رسانه به جای مراجعه به آن‌ها به منبعی که نه‌تنها موثق نیست که تخیل و توهمات شبیه به چاخان هم دارد مراجعه می‌کند، پرسش‌هایی است که باید تابناک به آن پاسخ بدهد.

انتشار چنین اخباری، بدون توجه به مراتب دقت و صحت آن، جدای از لطمه‌زدن به آرامش جامعه، اعتماد مخاطبین نسبت به اعتبار رسانه را به‌شدت کاهش‌داده و دچار لطمه‌ای می‌کند که ترمیم آن اگر ممکن باشد با فرصت و هزینه بسیار همراه است.

می‌توان رسانه نخست بود. می‌توان مبنع برای بسیاری از رسانه‌ها بود و سریع‌تر از اغلب رسانه‌ها به اخبار دست‌یافت و منتشرکرد. اما اندکی دقت و تامل در تایید اخبار، سرمایه عظیمی برای اعتبار رسانه و اعتماد مخاطب فراهم می‌کند.