بایگانی

بایگانی مهر

در شماره ۱۶۸هفته‌نامه «چلچراغ» صفحه ۱۳مقاله‌ای چاپ شده است با عنوان «سرسلسه عشق و جنون» در لید مقاله نویسنده، آقای «پیربابایی» به عنوان یکی از مولوی‌شناسان معروف معرفی شده است. با هم قسمتی از مقاله را مرور می‌کنیم:

…. به گمان نگارنده -….. -دختر خانمی که اخیرا اشعار معروفی می‌گوید و ظاهرا هم نابیناست به شدت تحت تاثیر اشعار مولاناست چه به لحاظ تماتیک و چه به لحاظ وزن. به عنوان مثال او در شعری سروده است:
تو رو چی‌جوری بکشم
تو رو چی جوری بکشم
نیست مداد مخملی
که طبق قوالب شعر فارسی در بحر؛ فعلاتن، فعلاتن، فعولن، مفعول (؟؟؟؟) سروده شده است. حالا همین قالب را در چهارپاره‌ای از مولوی بررسی می‌کنیم:
هنگام سپیده‌دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه‌گری
یعنی که نمودند در آیینه صبح
یک شام دگر زعمرو تو بی‌خبری……..)
اولا: صحیح بیت آخر چنین است: از عمر شبی گذشت و تو بی‌خبری.
ثانیا: وزن نه بحر ترانه خانم «حیدرزاده» ‌ فعلاتن… الخ نیست.
ثالثا: وزن معرفی شده اشتباه است.
رابعا: وزن رباعی: «لاحول‌ولاقوت‌الا‌بالله» است.
خامسا وازهمه مهم‌تر: اصلا رباعی فوق ــ نه چهار پاره ــ از «مولوی» نیست و از رباعیات معروف «خیام» است.
از «عمو‌زاده خلیلی» چنین سهل‌انگاری بعید است.
تابعد
پی‌نوشت: بعد متوجه شده‌ام که مطلب طنز بوده و من گاف داده‌ام

دین افیونی

«افیون» در جیب راست من لانه کرده‌است
فرهنگ‌های جیبی لغت
«افیون» را بد معنی کرده‌اند
«دین» در جیب چپ من آشیانه دارد
فرهنگ‌ها «دین» را بد
ترجمه کرده‌اند
«دین» «افیون» توده‌هاست

Categories: شعر Tags: ,