بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘طنز’

دانشمندان و فضای مجازی!

این فضای مجازی با این سرعت و فرمانی که دارد می‌رود به احتمال زیاد و در آینده‌یی نه چندان دور فضای واقعی را زیر خواهد گرفت و یا حداقلش این است که جمعیت آن از جمعیت فضای واقعی بیشتر خواهد شد.
حالا بیایید فرض کنیم که این فضای کذایی کمی قبل‌تر از عصر ما مثلا در زمان مصر و یونان و ایران باستان شکل گرفته بود آن‌وقت جهان چه شکلی می‌شد؟
کسی نمی‌داند. شاید آن موقع که ارشمیدس خودش را در خزینه آب انداخت به جای آنکه حواسش به حجم سرریز شده آب باشد بیشتر به فکر گرفتن سلفی و فرستادن آن به پیجی بود که فالورهایش احتمالا سقراط آن هم با اسم soghratttt2017 (چون قاعدتا ایرانیان باستان با بقیه مشتقات سقراط قبلا پیجی ساخته‌اند) و بقراط و اقلیدس و بطلمیوس و ارسطو بودند و شاید هم از ترس پخش شدن فیلم منشوری‌اش (برهنه بیرون دویدن از حمام) در فضای مجازی، تشخیص می‌داد که اصلا کشفی انجام ندهد چرا که به هر حال باید درک کنیم که او هم خانواده دارد! و یا همین افلاطون که از فرط بی‌کاری و وقت زیاد کتابی بیهوده به نام جمهور نوشت، از دنبال کنندگان حرفه‌یی صفحه‌ی شخصی سقراط با همان اسم soghratttt2017 بود و پای هر عکس، یک قلب قرمز می‌گذاشت و می‌نوشت:« وای! مرسی! مثل همیشه عالی»! و اصلا هم کاری نداشت که یک مَن جمهور چقدر کره دارد. فقط حواسش به تاریخ انقضای بسته‌یی بود که از شرکت «یونان اول» خریده بود!
از یونان که به اروپا بیاییم وضعیت دانشمندان آنجا هم دست کمی از دیگر دانشمندان فضای مجازی ندارد؛ مثلا مالتوس به جای پی بردن به فاجعه‌ی جمعیتی کره زمین و ارائه راهکارهایی برای کاهش جمعیت، یک وب سایت داشت که در آن راه‌های افزایش اعضای واقعی کانال را به بهترین قیمت عرضه می‌کرد!
در این میان شاید اوضاع برای نیوتون از همه جالب‌تر است. وقتی که او با خانواده‌اش بساط جوجه را در زیر درخت سیب پهن کرده و آن سیب مشهور درست می‌خورد وسط صفحه گوشی اپل نیوتون و نیوتون بی‌چاره به جای فکر کردن در مورد علت فرو افتادن سیب، ضمن از ریشه درآوردن آن درخت با آن سیب کرم زده معیوبش، بلافاصله در پاشاژ علاء الدین انگلیس دنبال یک قاب ضد ضربه نشکن بود والبته قابی که لوگوی سیب شرکت اپل را کور نکند! با این‌حال همه‌ی دانشمندان هم که آلوده‌ی این فضا می‌شدند اما هیچ‌کس دوست نداشت که مخابرات محله زکریای رازی دارای پورت خالی ADSL باشد و اجازه بدهند تا کشفش را بکند!
روح‌الله عسکری

پای ریگ در کفش دامادی

۲۳ شهریور ۱۳۸۷ بدون دیدگاه
قبل‌التحریر: در مورد «درستکاری سیاسی» «علی‌فلاحیان» بیشتر خواهیم نوشت.

می‌گویم: درست که من هنوز خیلی کودک و کوچک هستم. به سن تکلیف، ازدواج و قانون نرسیده‌ام. به قول بعضی، حالا اول چلچلی و به قول بعضی دیگر اول اللی‌تللیمان است. درست! اما از قدیم و ندیم گفته‌اند و چه خوب گفته‌اند که: ترس برادر مرگ است. و من می‌ترسم اگر زود برای ازدواج اقدام نکنم، بلا‌به‌دور! بلابه‌دور! بلایی بر سرم بیاید و تا بروم بجنبم، سرم را روی خشت خام بجنبانند که: یا فلان ابن فلان اسمع افهم.. الخ.

اصلا می‌ترسم نصف دینم کامل نشده بمیرم. یا «کام از دل بر نیامده جان از تن براید»

خواجه رندان، «حافظ شیراز» می‌گوید:
«رقص بر شعر‌ِ تر و ناله نی خوش باشد/خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند»
و چرا من از توفیق نگار و رقص و دست و……. محروم باشم؟

بگذریم. این ترس‌ها و ترس‌های زیاد دیگری که درج آن‌ها از حوصله این مقال خارج است، بنده را بر آن داشت: «بسته پیشنهادی» خود را به محضرتان تقدیم نموده، دست گدایی‌ام دراز و منتظر مساعدت. خصوصا از جمعیت بزرگ‌وار نسوان. و اما:
محتویات «بسته پیشنهادی»
بدینوسیله اینجانب: ریگ۳۶ ساله دارای مدرک تحصیلی دیپلم، بی‌کار، اهل کشور ایران که: اخیرا (یعنی ظرف همین سه سال اخیر) به بمب (ببخشید) انرژی هسته‌ای دست پیدا کرده (که کپی مدارک مصدق آن نیز نزد «موسویان» موجود است) آمادگی کامل خود را برای امر مهم ازدواج اعلام می‌نمایم.
من خیلی سخت‌گیر نیستم اما از باب رعایت سنت‌های مرسوم چند شرط مختصر.
و اما شروط و شرایط:
۱-خیلی مهم نیست که تا به حال تجربه ازدواج دارد یا نه؟ یا این‌که از همسر قبلی‌اش طلاق گرفته یا همسر قبلی‌اش او را طلاق داده. مهم اینست که: فرق سهم فعلی کشور ایران از «دریای خزر» و ثروت‌ها و منابع آن، با سهم کشور ایران قبل از «دعای فرج» و ثروت‌ها و منابع آن قبل از دعای مذکور را بداند. این‌که مثلا عروس‌ها و پری‌های دریایی دریای خزر طلاق گرفتند یا طلاقشان دادیم؟

۲ ــ خیلی مهم نیست که بچه دارد یا نه؟ یا اصلا چند بچه دارد؟ مهم اینست که: نسل اسلام در چنین شرایط حساسی احتیاج مبرم به افزایش نسل دارد. آیا توانایی بارداری‌های متعدد برای افزایش سربازان اسلام، به جهت حملات احتمالی دشمن را خواهد داشت. (تربیت آن‌ها خیلی مهم نیست)

۳ ــ خیلی مهم نیست که بساز است یا نه؟ مهم اینست که فرق بین «مسجد مقدس جمکران» و صحن عمومی سازمان ملل را بداند.

۴ ــ خیلی مهم نیست که سر چند شوهر قبل از من را خورده و راهی گورشان کرده؟ مهم اینست که مرا به سمت گور سرازیر نکند. (توضیح اضافی) رای به «خاتمی» مرا به گور می‌فرستد. رای به «مخملباف» کشور مرا.

۵ ــ خیلی مهم نیست خوشگی یا زشتی؟ (من خیلی به این چیز‌ها گیر نمی‌دهم) اما مهم است که فرق بین سفره ایضا دوشیزه‌های خوشگل «لبنان» و «فلسطین» را با سفره‌ها و دوشیزه‌های ترشیده ایران را بداند. ضمنا بداند، نفت آن‌قدر‌ها نیست که سر سفره ما برسد. ما می‌توانیم به جای نان و نفت: نان و پنیر یا نان و مرغ و مسما و…… الخ بخوریم و جوش به دل مردم لبنان کنیم که نان و نفت می‌خورند. (توضیح اضافی) من نمی‌دانم چرا این‌ها نفت می‌خورند و این‌قدر خوشگلند و مردم ما مسما و این‌همه…..

۶ ــ خیلی مهم نیست از هر انگشتش صد هنر ببارد و در فنون متعدده مثل: کوزه‌گری، رفوگری، رفوزه‌گری، نگارگری، انگشت‌نگاری از اتباع بیگانه و……. الخ دیپلم داشته باشد. اما خداییش خیلی مهم است «دکترای افتخاری» داشته باشد فقط از «آکسفورد». جای دیگر باشد قبول نمی‌کنم.

۷ ــ خیلی مهم نیست که دقیقه به ساعت به درآمد ناچیز من گیر بدهد. اما مهم است فرق نفت ۷دلار با نفت ۱۴۷دلار را بداند.

۸ ــ خیلی مهم نیست اهل سینما و سینما رفتن باشد یا نباشد. اما این دیگه خداییش نامردیه که: خبر نداشته باشه: «دهنمکی» و «کیمیایی» هر دو «مسعودند» اما این کجا؟ و آن کجا؟

۹ ــ خیلی مهم نیست که: اهل شعر و ادبیات و فرهنگ و این‌جور چیز‌ها باشد. اما بد نیست فرق بین «فرهنگ‌سرا» و «کشتارگاه» را بداند.

۱۰ ــ و اما خیلی هم مهم نیست که خیلی مهم باشد. برای عروسی همگی تشریف بیاورید. پذیرایی با: کتک. چوب. چماغ. کیـــــــــــــــــــــــک زرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت‌ها:
در مورد: «درستکاری سیاسی» آقای «علی فلاحیان» بیشتر خواهیم نوشت.