بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘سخنرانی’

از ظرفیت داستان در سخنرانی غافل نشوید

اگر می‌خواهید سخنران خوبی باشید و مخاطب پای منبر و سخن شما، چرت نزند، با بغل‌دستی درگوشی صحبت نکند، بی‌حوصله‌گی نشان ندهد و به قولی مستمعی باشد که شما را بر سر ذوق آورد، باید شما هم بلد باشید مستمع را بر سر شوق آورید.

بر سر شوق‌آوردن مستمع و شنونده و مخاطب، یکی از مهم‌ترین ابزارش ضمن تسلط بر فنون بلاغت و سخنوری، تسلط بر حکایت و داستان و روایت است. سخن‌ران باید همیشه گنجینه فراوانی از داستان‌ها و روایت‌ها و لطایف را در حافظه خود داشته باشد و متناسب با موضوع سخن، از آن‌ها استفاده کند.

اکسیر روایت، چنان جذابیتی دارد که بی‌حوصله و بی‌ذوق‌ترین مخاطب را بر سر شوق می‌آورد و توجه همه را به سخنران جلب و جذب می‌کند.

با این وصف باید دست سخنران همیشه از حکایت پر باشد تا به محض این‌که حس کرد حواس مخاطبین دارد پراکنده می‌شود، دوباره با روایت تازه‌ای حواس‌ را به سمت خود جذب و هوش مخاطب را برای موضوع و سخن بیدار کند.

 اگر علاقه دارید سخنران خوبی باشید، کتاب‌های پرحکایت و البته با حکایت‌های مستند، دقیق و درست را بخوانید و اضافه بر آن، در هر جای نکته، روایت، داستان زیبا، حکایت یا مطلب جذابی شنیدید، بلافاصله آن‌را یادداشت کرده و با نوشتن مجددا آن در دفترچه یادداشت‌ها، کانال، وبلاگ و بارتعربف آن، آن را ملکه ذهن خود کنید.

 یک تکته به‌قول معروف کنکوری هم بگویم که هرسخن جایی و هرنکته مکانی دارد. حواس‌مان باشد چه حکایتی را در کجا بخوانیم و به‌قولی در وقت پاگشایی منزل نو، حکایت: «هرکه آمد عمارتی نو ساخت/ رفت و منزل به دیگری سپرد» را نخوانیم که کوس بی‌آبرویی خودمان را زده، و تشت بی‌سوادی خود را از بام انداخته‌ایم.

من روی این وب‌سایت به فراخور، حکایت‌ها و روایت‌هایی را که تلاش می‌کنم حتی‌المقدور مستند و موثق باشد، با ذکر منبع آن منتشر کرده و می‌کنم که همه آن‌ها با برجسب کشکول در دسترس مخاطبین گرامی قرار دارد.