بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘دسته‌بندی نشده’

روزی به عنوان «روز جهانی وب ثبت» نشده است

۱۱ مرداد ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

‌چند سایت ایرانی از جمله نصر سال گذشته و فیست‌نیوز، امسال سه‌شنبه ۱۰ مردادماه همزمان با نخستین روز از ماه اگوست میلادی را بدون ارجاع به منبع یا سند خاصی، به‌عنوان «روز جهانی وب» معرفی کرده‌اند. این در حالی است که نه در جست‌وجوی گوگل و نه در دانشنامه آزاد «ویکی پدیا» که معمولا روزه‌های جهانی را با سوایق خاص آن ثبت می‌کند، خبری از این روز نیست.

با مراجعه به سایت یونسکو و در بخش روزهای جهانی، برای ماه اگوست فقط سه روز ۹ اگوست روز جهانی بومیان جهان، ۱۲ اگوست روز بین‌المللی جوانان، و روز ۲۳ اگوست به‌عنوان روز بین‌المللی برای به‌یادآوردن و لغو برده‌داری ثبت شده‌است، و روز دیگری در این ماه به‌عنوان «روز جهانی وب» ثبت نشده است. ادامه ی نوشته

«آلنده» و «فرانکو» آنقدر هم مستبد و جلاد نبودند

این مطلب را دقیقا ۴ سال پیش استاد «مرتضی مردیها» در واکنش به جمله معروف «حسن روحانی» در مناظره‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری دهم که گفته بود: «من سرهنگ نیستم، من حقوق‌دان هستم»،‌ روی فیس‌بوک خود با سرخط: «روبسپیر یک حقوقدان بود و بناپارت یک نظامی. دشوار نیست فهم اینکه کدامیک چه کرد.» منتشر کرد.

فهم این‌که تبلیغات و سیاست و زمان‌شناسی برای حمله به رقیب و بیشترین استفاده از کم‌ترین فضا، خاص فضای آن است و باید در کانتکست خودش مورد بررسی قرار بگیرد، کار دشواری و البته موضع و موضوع من برای بازنشر این نوشته و ارزش‌گزاری برای شخصیت حسن روحانی یا رقیب او نیست. موضوع من برای بازنشر این نوشته، اظهارنظر صریح استاد «مردیها»، خلاف یک باور عمومی و تقریبا پذیرفته‌شده تاریخی است که می‌شود گفت به‌نوعی تنفرزدایی می‌کند از دو شخصیت، که تاریخ نام آن‌ها را به عنوان دیکتاتور و مستبد ثبت‌کرده، در حالی که آقای «مردیها» معتقد است این قضاوت تاریخ نادقیق و ناشی از غلبه یک نحله خاص از روشنفکری چپ، بر روایت تاریخ است که تعمدا جریان درست را به نفع شوروی سوسیالیستی منحرف می‌کردند.

این‌که چه اندازه می‌تواند حق با استاد «مردیها» باشد، محل ماقشه است، اما این‌که جریان‌‌هایی خصوصا با استفادها از پروپاگاندای شوروی سوسیالیستی سابق، مسیر روایت و قضاوت تاریخ را به انحراف می‌کشیدند، محل مناقشه و شک نمی‌تواند باشد.

نوشته استاد مردیها دقیقا از روی فیس‌بوک ایشان:
در جریان مناظره ها هم یکی از کاندیداها با افتخار از این که نظامی نبوده سخن گفت. در حالی که آدمها (برای قضاوتهای مهم درباره آنها) به نظامی و غیرنظامی تقسیم نمیشوند، به خوب و بد (از نظر اخلاقی) و کارآمد و ناکارآمد (از منظر حرفه ای) تقسیم می شوند.
به مورد خاص ایران یا مصر در شرایط فعلی کاری ندارم. اما به لحاظ تاریخی مواردی که در آن نظامیان بسیار موفق تر از غیرنظامیان عمل کرده اند و حتی همچون یک نجات دهنده ظهور کرده اند کم نیست. از ژنرال رضا پهلوی تا ژنرال آتاتورک و حتی از ژنرال فرانکو (اسپانیا) تا ژنرال پینوشه (شیلی).
این ممکن است برخی را برآشوبد که چطور چنین چیزی ممکن است در حالی که شماری از ابرروشنفکران جهان (از آرتور کوستلر تا ارنست همینگوی) با حضور در اسپانیا و پوشیدن لباس سربازی علیه ارتش فرانکو جنگیدند تا از این افتخار تاریخی در دفاع از جمهوری مقابل دیکتاوری نظامی برخوردار شوند. همانطور که از زمان کودتای پینوشه علیه آلنده در شیلی، این واقعه همواره همچون دلیل قطعی و جامعی علیه جنایت امپریالیسم از طریق نظامیان کودتاگر ارائه می شده است. پاسخ من این است که آنچه در اسپانیا جمهوری خوانده میشد تلاش کمونیستها برای درست کردن حکومتی طرفدار شوروی در اسپانیا بود در حالی که فرانکو گرایشات مترقی و توسعه گرا داشت؛ چیزی نه چندان دور از این هم در شیلی بود. ولی غلبه گفتاری جریان روشنفکری به خوبی توانسته بود این حقایق را تا حدی وارونه جلوه دهد.
این هم البته جای تأمل دارد که سیاسیون حرفه ای از کوبیده شدن همردیفهای نظامی خود (که در شرایط خاصی ممکن است رقیب آنها باشند) بهره می برند. اما جا دارد که ما هوشیار باشیم. میزان، اخلاق و کارآمدی است نه اسم و عنوان. هیچ دلیلی در دست نیست که یک حقوقدان یا یک ادیب به صرف حقوقدان یا ادیب بودن، برای حکومت کردن، گزینة بهتری از یک ژنرال باشد. باید دلایل بیشتری ارائه کرد. روبسپیر یک حقوقدان بود و بناپارت یک نظامی. دشوار نیست فهم اینکه کدامیک چه کرد. از قضا نظامیان چون با واقعیت دست و پنجه نرم می کنند و مدیریت بحران کرده اند، بعضاً شانس بیشتری برای درک درد و درمان دارند تا بسیاری از کسانی که از مدرسه به کاخ ریاست می آیند.
کودتا واقعه خوبی نیست چون حکایت از یک بحران دارد. اما این به معنای آن نیست که وقوع کودتا همیشه یک خبر بد است. کودتا معمولا حکایت از ناکارآمدی دارد، حتی اگر حکومت وقت مشروع باشد. و ناکارآمدی گاه بهترین دلیل نامشروعیت یک مشروعیت ناتوان است.