بایگانی

بایگانی نویسنده

تنبیه طویله

۳۱ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

«فتحعلی‌خان کاشانی» ملقب به «صبا» از شعراء بزرگ و معروف و ملک‌الشعرا «فتحعلی‌شاه قاجار» بوده است.
فتحعلی‌شاه گاهی شعر هم می‌گفته و «خاقان» تخلص می‌کرده، و چون سواد نداشته، دیگران اشعار را برایش درست می‌کردند.

 روزی فتحعلی‌شاه شعری را که ساخته بود، برای «ملک‌الشعرا صبا» خواند و از او پرسید: شعر چگونه بود؟ شاه انتظار داشت صبا اشعار او را فوق‌العاده تمجید و تحسین کند.

صبا بی‌ملاحظه گفت: شعری است خالی از مضمون و پوچ.
فتحعلی‌شاه چنان از این گفته‌ برآشفت که فورا امر داد او را برده، در سر آخور طویله بسته، جلوش قدری کاه بریزند.

 جمعی از درباریان وساطت کرده، آزادش ساختند. پس از چندی دوباره فتحعلی‌شاه شعری ساخته برای ملک الشعراء خواند و از او نظر خواست. صبا هیچ نگفت و به‌طرف در خروجی رفت. شاه از این حرکت نابهنگام صبا متعجب شد و و پرسید: کجا می‌روی؟

 صبا جواب داد: طویله قربان! فتحعلی‌شاه از گفته او خندید و ازو بازخواستی ننمود.

منبع: تصحیح و تعلیقات خداوندنامه ي صباي كاشانی ــ زینب حمدیان به‌نقل از شرح رجال ایران ج۳ ص ۷۳ش و مجموعه لطایف ص۷۷

زندگی، ورای هر محدودیتی

۳۱ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

در این فیلم، علاوه بر آن‌که به شیواترین شکل داستان انسانی که در هیجانی‌ و بهترین دوره جوانی هردوپایش را از دست می‌دهد، اما امید را از دست نمی‌دهد و زندگی،ورزش و نشاط را از زوایه‌ای دیگر پی‌می‌گیرد، را روایت می‌کند، نمونه یک سخن‌رانی موفق و قوی هم هست.

❇️ اعتماد به نفس: مسلما انجام سخن‌رانی روی استیج ted ‌و در میان آدم‌های بزرگ دنیا، کار دشواری است و شاید آموخته‌ترین آدم‌ها در حوزه سخن‌رانی هم در چنین موقعیتی دچار لغزش شوند. اما با همه سختی، انجام آن سخت‌تر از اسکی با پاهای مصنوعی نیست. پس آدمی که با تمرین به مهارت سخت اسکی با پای مصنوعی دست یافته، اعتماد‌به‌نفس لازم برای سخن‌رانی در چنین جایگاهی را به‌راحتی دارد و به روانی، بدون لرزش دست و پا و صدا و ترس و استرس سخن‌رانی می‌کند.
آدمی که کارها با استاندارد بالا را به راحتی انجام دهد، ناخودآگاه اعتماد‌ به نفسش در مورد انجام کارها با استاندارد پایین‌تر قوی می‌شود.

✅ روایت: سخن‌ران، سخن‌رانی خود را با داستان آغاز می‌کند. اکسیر روایت و داستان یکی از بهترین روش‌ها برای شروع سخن‌رانی و به مرور تسلط و مدیریت کل سخن‌رانی و فضا است. دقت کنیم به چه راحتی سخن گفتن را آغاز می‌کند و به آسانی ادامه می‌دهد و به پایان می‌رساند.

❇️ احساسات: خیلی خوب از احساسات رقیق مخاطبین، زمانی که دارد داستان قطع‌شدن پاها و پایان رویاهایش را می‌گوید، کمک می‌گیرد. حتی خودش کنترلش را از دست می‌دهد و به بغض و گریه می‌افتد، اما این فضا‌سازی احساسی برای این‌که اصل داستان را تاثیرگذارتر کند لازم است.

✅ طنز: بعد از احساسات خیلی خوب از طنز کمک می‌گیرد و ضمن خندان مخاطبین و جلب توجه آن‌ها با فاکتور طنز، با قدرت القا می‌کند که می‌توان به سادگی به بزرگ‌ترین مسائل زندگی خندید.

🍀این فیلم و سخن‌رانی کوتاه، یک مدیای فوق‌العاده و با قدرت تاثیر بالا برای انتقال پیام امید و شادمانی، و نگاه مثبت به زندگی با همه سختی‌هاست.

قانون خودتان بود

۳۱ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

✅ به تاریخ یک‌شنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۱۲، رای محکومیت «تیمورتاش» را این‌گونه خواندند:
«تیمورتاش محکوم است به پنج سال حبس مجرد، و تادیه ۹ هزار لیره، دویست هزار ریال به خزانه دولت. به تاریخ ۱۳۱۲/۴/۱۴ لطفی، یکانی، عقیلی»

❇️ وقتی رای را اعلام کردند؛ «تیمورتاش» که تا آن وقت سرش را روی عصا با دو دست تکیه داده بود؛ سربلند کرد و گفت: «این است رای محکمه؟ خیلی ظالمانه است!»

✅ «لطفی» جواب داد: «این‌‌ همان قانونی است که شما و «داور» و «نصرةالدوله» به نام قانون محاکمه وزرا، با عجلهٔ هرچه تمام‌تر از مجلس گذراندید.
دیگر تیمورتاش جوابی نداد.

⬅️منبع را فراموش کرده‌ام. ولی با توجه به این‌که از دفتر دست‌نوشته‌های زندان است، به احتمال قریب به‌یقین باید از کتاب «شبه‌خاطرات» مرحوم دکتر «علی بهزادی» باشد.

زغال روسفید

۲۳ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه
زغال خوب
رفیق بد
رفیق خوب
زغال بد

 خوب و بد ندارد
زغال و رفیق در همند

روسفیدی اما
فقط
به رفیق یک‌رنگ می‌ماند

علی مصلحی

فیس‌بوک باکس «پیوندهای اجتماعی» را به صفحه نخست خود اضافه کرد

۲۰ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

شبکه اجتماعی فیس‌بوک، جعبه پیوندهای اجتماعی، که معرفی‌کننده نام یا نام‌های کاربری، کاربران فیس بوک در دیگر شبکه‌های اجتماعی است، را به صفحه اول کاربران خود اضافه کرد.

در این جعبه امکان معرفی پروفایل‌های کاربر در شبکه‌های اجتماعی معروف مثل گوگل، اسکایپ، توییتر، اینستاگرام، یوتیوب، تامبلر، لینکداین و … و معرفی وب‌سایت‌های شخصی وجود دارد. چند شبکه اجتماعی دیگر نیز که در ایران و خیلی از کشورها شهرت چندانی ندارند، قابلیت ثبت و معرفی‌شان در فیس‌بوک هست، اما امکان ثبت پروفایل تلگرام در فیس‌بوک وجود ندارد.
البته امکان ثبت و معرفی همه این شبکه‌ها در تنظیمات کاربری فیس‌بوک از قبل وجود داشت، اما باکس آن برای نمایش عمومی در صفحه نخست این شبکه وجود نداشت که ظاهرا از امروز ۱۱ سپتامبر به صفحه نخست این شبکه اجتماعی اضافه شده است.

اطلاعات مربوط به پیوندهای اجتماعی را می‌توان از مسیر؛ ویرایش نمایه، اطلاعات پایه و تماس، وب‌سایت‌ها و پیوندهای اجتماعی در این شبکه اجتماعی و از طریق فهرست کشویی تنظیم کرد. سپس به‌شکل خودکار نام‌های کاربری و لینک دسترسی به آن‌ها به باکس صفحه نخست اضافه می‌شود.

#️⃣هشتگ بزنیم

۲۰ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

در همه #شبکه‌_های_اجتماعی و خصوصا کانال‌های تلگرامی، #هشتگ کاربرد بالا و سودمندی، هم برای مدیران و ادمین‌های این شبکه‌ها و کانال‌های تگرامی، هم برای کاربران آن‌ها دارد. خصوصا کانال‌‌های تلگرامی که مطالب زنجیره‌ای منتشر می‌کنند.

من مطالب یک کانال تلگرامی که فایل‌های صوتی کتاب‌خوانی منتشر می‌کند را دنبال می‌کنم. الان قسمت هشتم از یک کتاب را منتشر کرد و من برای یافتن قسمت‌های قبلی این کتاب، مجبور شدم کلی توی کانال ایشان به قبل اسکرول کنم و در انبار کاه دنبال سوزن بگردم. در حالی که اگر ایشان، زیر پست‌های مربوط به این کتاب، هشتگ نام این کتاب را می‌زد، من خیلی راحت فایل‌های قبلی را دسته‌بندی‌شده در این کانال پیدا می‌کردم .مثل یافتن سوزن در سوزن‌دانی نه در انبار کاه.

هشتگ، کلمات کلیدی یک مطلب یا پست است. مثلا فرض بگیریم دنبال مطلبی می‌گردیم که قبلا آن‌را خوانده‌ایم، اما حزئیات آن دقیقا در ذهن‌ِمان نیست و منبع آن‌را هم فراموش کرده‌ایم. برای یافتن این مطلب، چه کلماتی را در گوگل جست‌وجو می‌کنیم؟ همین کلمات، کلمات کلیدی هستند که باید در نوشته‌ها برچسب‌زده و در شبکه‌های اجتماعی برای زنجیرشدن به مطالب مشابه #هشتگ شوند.

در نسخه دسکتاب شبکه‌های اجتماعی حواس‌ِمان باشد، وقتی می‌خواهیم در هشتگ، از آندرلاین (خط_فاصله) استفاده کنیم، باید زبان صفحه کلید انگلیسی باشد، والا کلمات هشتگ‌شده به‌هم چسبیده نمایش داده‌شده و در #توییتر به زنجیره هستگ‌ها لینک نمی‌شود.

ارتباط بین دو نیمکره مغز

۱۹ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

مرکز فرماندهی و هدایت رفتارهای ریاضی و منطقی که با دقت همراه است، در نیم‌کره چپ مغز قراردارد، و افرادی که بیشتر اهل دقت و محاسبه و منطق و ریاضی هستند، از این بخش مغز خود استفاده می‌کنند.

مرکز فرماندهای رفتارهای رویایی که با خلاقیت و آفرینش و هنر و تخیل همراه است، و نتایح آن آثار هنری و ادبی و شعر و موسیقی و … می‌شود، در نیم‌کره راست مغز قرار دارد، و هنرمندان، بیشتر از بخش راست مغز خود استفاده می‌کنند.

اگر آدمی بتواند به‌نوعی از هردو نیم‌کره مغز خود کمک بگیرد کارایی بهتر و بالاتری خواهد داشت. روانشناسان برای افزایش کارایی مغز و کمک‌گرفتن از ظرفیت هر دو بخش، به راست‌دست‌ها توصیه می‌کنند، بخشی از کارهای روزانه خود مثل غذاخوردن، مسواک‌زدن، و گاهی مثلا نوشتن را با دست چپ انجام دهند تا به ارتباط دو بخش راست و چپ مغز و افزایش بهره‌وری کمک کند.

چون ورق برگردد

۱۷ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

«فضل‌بن‌يحيی» [برمکی] را پسری به‌دنيا آمد و شاعران در تهنيت آن اشعاري سرودند. فضل، «محمدبن زيد دمشقی» را احضار کرد. گفت: از تو مي‏خواهم در ولادت پسرم شعري بخوانی.
[محمد] گويد: من دو بيت خواندم که يکی را می‏نويسم: «و يفرح بالمولود من آل برمک‏ و لا سيما ان کان من ولد الفضل»‏ (مردم شاد مي‏شوند به سبب تازه مولودی از برمکيان، مخصوصاً که او فرزند فضل باشد.)

فضل صد هزار درهم به من داد که ملک «عقار» خريدم و صاحب ثروت شدم. روزی به حمام رفتم و کيسه‏‌کش خواستم. پسر زيبايي را فرستادند. در اثناي کيسه‌کشيدن، من اين شعر را زمزمه می‌کردم.
ناگهان اين پسر افتاد و غش کرد. به صاحب حمام اعتراض کردم که جوان صرعی را فرستاده‏‌ای! گفت: اين جوان سال‌هاست در اين حمام است. چنين حالتی از او ديده نشده.

سرانجام به هوش آمد. گفتم: چرا اين چنين شدی؟ پرسيد: گوينده‏‌ی اين بيت کيست؟ گفتم: منم. پرسيد: برای چه کسی گفته‏‌ای؟ گفتم: برای پسر «فضل‌بن‌يحيي». گفت: می‌دانی آن پسر کجاست؟ گفتم: نمی‌دانم.
گفت: آن پسر منم.
محمد گويد: حالم منقلب شد.

منابع: منتخب التواريخ، معجم‌الرجال، و تتمة‌المنتهی. هریک داستان را به گونه‌ای شرح داده‌اند اما جوهر هرسه یکی است.

عرفی شیرزای و صله‌ناگرفته از مولی علی (ع)

۱۴ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

 معروف‌است که «عرفی‌شیرازی» شعر معروف را در وصف بارگاه حضرت علی (ع) سروده بود و بار‌ها می‌خواند و می‌گفت؛ من صله خود را از امیر خواهم گرفت، اما خبری نمی‌شد! شعر «عرفی» این بود:
«این بارگاه کیست که گویند بی‌هراس کای اوج عرش سطحِ حضیضِ تو را مماس»

یک سرِشب، در زیر رواق بارگاه نشسته و شعر خود را زمرمه می‌کرد. در همین وقت دید یک درویش روستائی شمعی به‌دست گرفت و بر مزار علی روشن کرد و طلب صله نمود درحالی‌که رقصان می‌خواند:
«شمع می‌سوزم برایت یا امیرالمومنین قد این گلدسته‌هایت یا امیرالمومنین!»
هنوز شعرش تمام نشده بود که یک قندیل طلا از بالای سقف‌‌ رهاشد و یک راست افتاد توی دامن روستائی شعرخوان!
خادم حرم گفت: این صله تست بردار و برو! روستائی رفت.

 «عرفی» که همه این منظره را دیده بود، آهسته روبه ضریح کرد و گفت:
«یا امیرالمومنین! سید اوصیا هستی، و امام اتقیا هستی، و منصوص از قِبلِ خدا هستی، و معصوم از همه زلت و خطا هستی، و صاحب نام بر عرش خدا هستی و پدر ائمه هدی هستی و شاگرد مصطفی هستی، اما… شعر بلد نیستی!»😁

منبع:‌سنگ هفت قلم ــ باستانی‌پاریزی
سایر داستان‌های جالب را با کشکول روی همین وب‌سایت دنبال کنید.

گر اشک نمی‌کرد مدد…

۱۴ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه

دیشب ز تب عش تو افروخته بودم/گر اشک نمی‌کرد مدد، سوخته بودم
استاد ابوالحسن ورزی