خانه > ادبیات, شعر, کشکول > مضمون‌پردازی با سوهان قم و حاج حسین و پسران

مضمون‌پردازی با سوهان قم و حاج حسین و پسران

۲۸ آذر ۱۳۹۶

با مضمون «سوهان حاج حسین و پسران» و «سوهان قم» و قرابت آن با لب و قند و شیرینی و مراعات‌نظیری از این دست، تعدادی از شاعران معاصر مضمون‌پردازی‌های شیرینی کرده‌اند که جالب و قابل‌توجه است.

نخستین مضمون‌پردازی متعلق به «حسام بهرامی» است که در غزلی با مطلع:
آرام کسی ردشده اما ضربانش
باید بنویسم غزلی تا هیجانش …
سروده‌است:‌
از روی لب توست که در حاشیه‌ی قم
هی شعبه زده حاج‌حسین و پسرانش

 مضمون آفریده و ایجاد که شد، به‌نام خالق نخستین سند می‌خورد و آفرینش‌های بعدی حتی اگر بهتر از آفرینش نخستین باشند، اصل و پایه هنرنمایی خود را مدیون آفرینش نخستین هستند. با این وصف، مضمون «سوهان قم و حاج حسین و پسران» متعلق به «حسام بهرامی» است که الحق زیبا هم آفریده و سروده است.

«مهدی نوروزی بهار» دومین شاعری است که با همین مضمون در غزلی با مطلع:
چشمان تو برهم‌زده بازار جنان را
پیغمبری آموخته موسای شبان را
سروده‌است:
بازار قم از نُقل لبت رو به کسادی است
بیچاره نکن حاج حسین و پسران را

در توییتر این بیت را خواندم که نام شاعر برای آن قید نشده بود و با عرض پوزش از بی‌ادب مصرع دوم:
⁣اگر از قند لبت حومه قم شعبه سوهان بزنی
پوز این حاج حسین و پسران را تو چه آسان بزنی.
و این بیت که در یک وبلاگ بود و باز نام شاعر را نداشت:
وقتی که تو رفتی و لبت نیست، به قرآن
لنگ است بساط ِ قم و این صنعت ِ سوهان

البته پیش از همه این‌ها، «محمدعلی جوشایی» در غزلی سروده بود:
ای لب ترد تو شیرین‌تر ز سوهان قمی
من حسادت می‌کنم وقتی که بین مردمی
و باز پیش‌تر از این‌ها هم یک کارتونیست، کارتونی درباره انحصار برخی‌ها بر بازار کشیده بود که سوژه کارتون، حاج حسین و پسران بود و همه عناصر کارتون حتی دود ماشین‌ها «دود حاج حسین و پسران» بود.

✅ و اما غزل حسام بهرامی:
آرام کسی رد شده اما ضربانش
باید بنویسم غزلی تا هیجانش…

عطر خوش نعنای تو در حلقه‌ای از دود
سرگیجه‌ی این شهر، من و نقش‌جهانش

آواز بیاتی و چه خوب است که یک شب
عریان بشوی در وسط جامه‌درانش

از روی لب توست که در حاشیه‌ی قم
هی شعبه زده حاج حسین و پسرانش

این شعر فقط تاب و تب ردشدنت بود
چیزی که عیان است چه حاجت به بیانش

دنباله‌ی موهای تو بر صفحه‌ی کاغذ
آرام کسی ردشده اما ضربانش…

❇️ و غزل مهدی نوروزی:
چشمان تو برهم‌زده بازار جنان را
پیغمبری آموخته موسای شبان را

آشوب به پا کن همه‌ی شهر به‌گوشند
یا شوربزن یا بدران جامه‌دران را

بازار قم از نقل لبت رو به کسادی است
بیچاره نکن حاج حسین و پسران را

این عکس رخ توست که بر ماه نشسته
نشنیده ولی بچه‌پلنگ این جریان را

بر عهد تو دل‌بسته و دل خوش به تو کرده
حافظ که رهاکرده همه مغبچگان را

کافر شده هرکس که تورا دیده به محراب
با یاد تو «قلوش» غلیان کرده اذان را

آن‌را که عیان است چه حاجت به بیانش
بوی خوشت اینبار عیان کرده بیان را

کانال تلگرام کاریزما و کلام