الا تدارک ماه صیام باید کرد

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷

جابر تواضعی/ نمی‌خواهم نوستالژی‌بازی دربیاورم. ولی ماه رمضان‌های قدیم عطر داشت، بو داشت، طعم داشت. نگرفتن روزه‌اش سخت‌تر بود از گرفتنش. جدای از حرف دیگران، واقعاً حس می‌کردی از چیزی محروم شده‌ای. وقتی پای سفره «این دهان ب‍‍ستی دهانی بازش‍‍د…» و «لب فروبند از طعام و از شراب…» شروع می‌شد، احساس غبن و افسوس به سراغت می‌آمد. این‌ها بود، دکان زهد و ریا هم بود. طرف یازده ماه از هرکاری در جهت آزار ملت کوتاهی نمی‌کرد و حالا یک ماه دائم‌الذکر لنگ نمی‌شد.

حالا چندسالی است ملت بیش‌تر می‌دانند با خودشان چند چندند. بعضی‌ها عذر شرعی دارند و بعضی جور می‌کنند. ولی همه بر این نکته اتفاق نظر دارند که با روزه گرسنه‌شان می‌شود. اگر قدیم به خودشان زحمت می‌دادند و سحری می‌خوردند و فرداش از حد شهر خارج می‌شدند که روزه باز کنند، حالا دیگر نمی‌کنند. خب این شفافیت. باعث می‌شود در مصرف بنزین هم صرفه‌جویی شود و محیط زیست کم‌تر آلوده شود.

دکان زهد و ریا البته مثل همیشه برپا هست و گویا این تنها دکانی است که هیچ‌وقت از رونق نمی‌افتد. شاهدش این قصیده «قاآنی شیرازی» است که شباهت اسمش با «خاقانی» آدم را به اشتباه می‌اندازد که مال قرن ششم و همان طرف‌ها باشد. ولی از کلمه «قائم‌مقام»ی که آورده، کاشف به عمل آمد که هم‌دوره قصیده‌سرایان دربار «فتحعلی شاه» و «محمدشاه» خودمان بوده و حتی اوایل دوران شاه شهید را هم درک کرده. از همین شعرش برمی‌آید که در عین شوخ‌طبعی اعصاب درست‌وحسابی هم نداشته. مخصوصاً آن‌جا که می‌گوید: «طناب در گلوی شیخ شهر باید بست». اما غیر از این‌ها سند محکمی است که آن موقع هم ملت از دست زاهدان ریاکار اعصاب درستی نداشته‌اند.

حالا اگر خواستید آن را بخوانید، قبلش نگاهی هم به این «کلمه‌ها و ترکیب‌های تازه» بیندازید:
خیرالاَنام: بهترین موجودات، لقب پیامبر/ حَرون: سرکش؛ نافرمان/ دست به کش: دست‌به‌سینه/ اقتحام: نیندیشیده به کاری پرداختن.

الا تدارک ماه صیام باید کرد
خلاف عادت شرب مدام باید کرد

به مصلحت دوسه‌روزی نماز باید کرد
ز می قعود و به تقوی قیام باید کرد

ز بانگ زیروبم مقریان بدآواز
به خویش عیش شبانگه حرام باید کرد

ز بهر حفظ سلامت، جز این علاجی نیست
که گوش هوش به وعظ امام باید کرد

امام را چو به منبر درآید از در وعظ
لقب خلیفه خیرالانام باید کرد

ز می‌کشان به‌صراحت گریز باید جست
به زاهدان به‌ضرورت سلام باید کرد

هزار مفسده خیزد ز ازدحام عوام
به زهد، چاره این ازدحام باید کرد

به نزد مفتی در هرکجا که بنشیند
ستاده دست‌به‌کش احترام باید کرد

به هرچه گوید، تسلیم صرف باید بود
به هرچه خواند تصدیق تام باید کرد

خوش آمدی که به بهتر خواص کس نکند
کنون ز بیم به کم‌تر عوام باید کرد

چو چنگ و جام، همه ننگ‌ و نام داد به باد
یکی ز نو طلب ننگ و نام باید کرد

به بزم رندان گیسوی چنگ و بربط را
شبی پریشان در سوگ جام باید کرد

ز فرط رندی ما آن غزال وحشی بود
به زهد و تقویش این ماه رام باید کرد

به شام عید نماید چو ماه نو ابرو
نظر نخست به ماهی تمام باید کرد

بدان دو طره عاشق‌کشی که می‌دانی
بسان حبل متین، اعتصام باید کرد

طناب در گلوی شیخ شهر باید بست
روانه‌اش بر قائم‌مقام باید کرد

به هوشیاری و مستی رهی است چون به خدا
ازین دو کار ندانم کدام باید کرد

ولی طبیعت از آن‌جا که سرکش است و حَرون
ز حکمتش به سر اندر لجام باید کرد

نه در طریقه رندی حریص باید بود
نه در صلاح و ورع اقتحام باید کرد
منبع: کانال نویسنده

معیار حق و باطل

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

«طه حسین» ادیب و نویسنده معروف مصری معاصر، در کتاب «علی و بنوه» (۱) داستان مردی را نقل می‌کند که در جریان جنگ «جمل» دچار تردید می‌شود، با خود می‌گوید: چطور ممکن است شخصیت‌هایی از طراز «طلحه» و «زبیر» برخطا باشند؟!

درد دل خود را با خود علی (ع) در میان می‌گذارد و از خود علی می‌پرسد که مگر ممکن است چنین شخصیت‌های عظیم، بی‌سابقه ای بر خطا روند؟

علی به او می‌فرماید: «انک لملبوس علیک، ان الحق و الباطل لا یعرفان باقدار الرجال، اعرف الحق تعرف اهله، و اعرف الباطل تعرف اهله»؛ تو سخت در اشتباهی، تو کار واژگونه کرده‌ای، تو به جای این‌که حق و باطل را مقیاس عظمت و حقارت شخصیت‌ها قرار دهی، عظمت‌ها و حقارت‌ها را که قبلا با پندار خود فرض کرده‌ای، مقیاس حق و باطل قرار داده‌ای. تو می‌خواهی حق را با مقیاس افراد بشناسی! برعکس رفتار کن! اول خود حق را بشناس، آن وقت اهل حق را خواهی شناخت، خود باطل را بشناس، آن وقت اهل باطل را خواهی شناخت، آن وقت دیگر اهمیت نمی‌دهی که چه کسی طرف‌دار حق است، و چه کسی طرف‌دار باطل، و از خطابودن آن شخصیت‌ها در شگفت و تردید نخواهی بود.

«طه حسین» پس از نقل جمله‌های بالا می‌گوید: «من پس از وحی و سخن خدا، جوابی پرجلال‌تر و شیواتر از این جواب ندیده و نمی‌شناسم
[۱] . علی و فرزندان، ‌ص ۴۰٫
منبع :مرتضی مطهری- سیری در نهج البلاغه- صفحه ۲۰-۱۸

روزه گرفتن یا نگرفتن؛ مسئله این نیست

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

یکی از شاخصه‌های «کاریزماتیک بودن» و توصیه‌های «بهبود فردی»، این است که به حریم خصوصی و شخصی دیگران ورود نکنیم و در مورد مسائل شخصی، دیگران را مورد پرسش قرار ندهیم.

یکی از مهم‌ترین وجوه حریم خصوصی و فردی، حوزه اعتقادی افراد است و درست نیست که از افرادی که با آن‌ها سر و کار داریم، بپرسیم که از منظر عقیدتی چگونه هستند. مگر آن‌که شرایطی پیش بیاید که ناگزیر از کنجکاوی باشیم.

این‌که آدمی که با من و شما حشر و نشر دارد، روزه می‌گیرد یا نه؟ یا اصلا به روزه‌گرفتن اعتقاد دارد یا نه، امری است که کاملا به خود افراد ربط دارد و برای خودشان مهم است و نباید محل کنجکاوی ما باشد.

اگر معتقدیم که روزه برای بدن مفید است و نتایج معنوی بسیار دارد، و روزه می‌گیریم، به خودمان ربط دارد. و اگر معتقدیم که روزه برای بدن ضرر دارد و روزه نمی‌گیریم، باز به خودمان ربط دارد و سود و زیان‌اش هم به خودمان می‌رسد.

بنابراین کاری نداشته باشیم که هم‌راه ما،‌ هم‌کار ما، هم‌سایه ما، هم‌سفر ما و … آیا روزه می‌گیرد یا نه!!

اما روزه‌گرفتن علاوه بر آن‌که یک وجه کاملا خصوصی و فردی دارد، یک وجه اجتماعی هم دارد و آن این‌که در ماه رمضان نباید در انظار عمومی اقدام به خوردن و نوشیدن کرد. جدای از آن‌که روزه می‌گیریم یا نه، یا دیگران روزه می‌گیرند یا نه، باید به این وجه احتماعی این مناسک احترام گذاشت و در این ایام در انظار از خوردن و نوشیدن اجتناب کرد.

 

تأثیر منفی آتش‌زدن پرچم در سیاست خارجی

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

نعمت احمدی__ پس از خروج ترامپ از برجام، واکنش‌های زیادی به این اقدام نابخردانه «دونالد ترامپ» صورت گرفت. اقدامی که تنها از سوی چند کشور عربی حاشیه خلیج‌فارس و اسرائیل مورد تمجید و تقدیر واقع شد، در حالی که متحدان اروپایی ایالات‌متحده، نقدهای زیادی به این تصمیم وارد کردند.

از سویی در داخل کشور نیز، اتفاقاتی رخ داد که از جمله آن‌ها می‌توان به آتش‌زدن پرچم آمریکا و «برجام» در صحن مجلس اشاره کرد. اقدامی که از اساس اشتباه بود و تبعات بین‌المللی فراوانی می‌تواند به همراه داشته باشد.

از همین رو نکاتی به نظر نگارنده می‌رسد که بیان می‌کنم. نخست باید دید اول‌بار که موضوع برجام پیش آمد و مذاکرات اولیه با پادرمیانی «عمان» شروع‌شد، ایران در چه شرایطی قرار داشت؟ شش قطعنامه ذیل فصل هفتم شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران تصویب شده بود. این بدان معنا بود که کشوری خاطی و متمرد است به دلیل آنکه صلح جهانی را به خطر انداخته، ذیل فصل هفتم در مورد آن تصمیم‌گیری خواهد شد.

اجماعی جهانی علیه ایران برقرار شد به این صورت که حتی چین و روسیه که متحد ایران بودند هم در جبهه مقابل قرار گرفته و ایران شرایط سیاسی نامناسبی در جهان داشت. مذاکراتی که ۲۳ ماه طول کشید و با انتخابات ایران، ریاست جمهوری روحانی و روی کار آمدن دولت تدبیر و امید مصادف شد.

این مذاکرات وجهه ایران در جهان را بالا برد و نشان داد که تیم مذاکره کننده ایران تیمی از نظر سیاسی قدرتمند است. برای اولین بار رسانه‌های جهان مطالبی را از ایران مخابره می‌کردند که نشان می‌داد ایران بازیگر قدرتمندی در منطقه است و از توان سیاسی و مذاکره بالایی نیز برخوردار است.

امروز با وجود آنکه با خروج ترامپ از برجام، وضعیت ویژه‌ای برای ایران پیش آمده، اما اتحادیه اروپا در مقابل آمریکا و کنار ایران ایستاده است. به محض اتمام سخنرانی ترامپ، موگرینی با عصبانیت حرف زد و گفت ما نسبت به برجام پایبندیم و اتحادیه اروپا با تمام توان برجام را حفظ خواهد کرد.

نخست‌وزیر انگلیس «ترزا می» نیز که ذاتاً متحد آمریکاست، «آنگلا مرکل» صدراعظم آلمان و «امانوئل مکرون» رئیس‌جمهور فرانسه هم پایبندی خود به برجام را اعلام کرده‌اند. این شرایطی ایدئال برای ایران است. اتحادیه اروپا متوجه شده که آمریکای ترامپ درصدد تضعیف اروپاست. برجام تعهد و توافقی بین‌المللی است که به امضا شش کشور بزرگ دنیا رسیده و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم آن را تأیید و امضا کرده است.

اروپا بزنگاهی قانونی پیش رو دارد که جدایی راه خود از آمریکا را به منصه ظهور برساند. باید این شرایط را به فال نیک گرفت و از اختلاف بین آمریکا و اتحادیه اروپا بر علیه ترک تازی ترامپ استفاده کرد. باید هوشیارانه عمل کنیم و از حرکاتی که در دنیا بار منفی برای کشور دارد برحذر باشیم.

پرسش این است که آیا آتش زدن پرچم آمریکا یا متن برجام در مجلس کار درستی است یا خیر؟ زمانی که رئیس‌جمهور می‌گوید ما در برجام خواهیم ماند و رهبری هم می‌گویند باید از اروپایی‌ها تضمین بگیریم و در برجام بمانیم، حرکت نمایندگان تندرو چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟

آزادی مطبوعات و توسعه‌یافتگی

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

سه سال پیش، فرماندار وقت کاشان از «هفته‌نامه آرمان» به دادگاه مطبوعات شکایت کرد. دکتر «محمد امینی» مدیرمسئول این هفته‌نامه جایی گفته بود که به‌دلیل این‌که وقت و حوصله حضور در دادگاه نداشتم، جرم ناکرده را پذیرفتم و از فرماندار وقت کاشان عذرخواهی کردم تا ایشان از شکایت خود صرف‌نظر کند، اما مرغ فرماندار یک‌ پا داشت و آرمان به دادگاه رفت. نکته جالب تو‌جه این‌که در دادگاه تبرئه شد. البته پس از آن‌که وقت و انرژی زیادی از مدیر مسئول آن گرفت و فرماندار یادشده، کم‌تر از یک‌سال نماند و بدون تودیع و معارفه از فرمانداری کاشان رفت. در شرایطی که شایعاتی نزدیک به توثیق از احضار او به دادگاه خبر می‌داد.


امروز ۱۳ اردیبهشت‌ماه برابر با سوم ما مه میلادی، روز جهانی آزادی مطبوعات است.

«رسانه» به عنوان رکن چهارم دموکراسی، یکی از ابزار‌های لازم «توسعه» همه‌جانبه است، اما وجود رسانه‌های متعدد مکتوب یا آنلاین، یا شمارگان بالای نشریات چاپی در یک جامعه نمی‌تواند به‌تنهایی تضمین‌کننده توسعه باشد. بلکه شرط ضروریِ کارآیی این ابزار؛ «آزاد بودن» آن‌ در ایفای نقش نظارتی و رساندن صدای شهروندان به گوش دولت‌مردان است.

بدیهی است که هر دولتی، حساسیت‌ها و شرایط ویژه‌ای برای حفاظت از برخی از داده‌ها و اطلاعات خود داشته باشد و از رسانه‌ها بخواهد این حساسیت‌ها را در اطلاع‌رسانی خود لحاظ کنند.
اما تعمیم این خط قرمز، به بدیهی‌ترین حقوق و تکالیف رسانه‌ها، مانع از انجام بخش عمده‌ای از وظایف آن‌ها می‌شود.

آزادی مطبوعات می‌تواند ضمانتی برای رسانه‌ها و مطبوعات برای نشان‌دادن بهترین و کم‌هزینه‌ترین مسیر‌ها به یک جامعه برای تحقق توسعه، و در سایه آن پیگیری و احقاق حقوق شهروندان و دولت‌مردان توامان باشد، و فقدان آن‌ اگرچه در کوتاه‌مدت شاید به سود ظاهری اقلیتی در راس قاعده هرم مدیریتی یک کشور باشد، اما در نهایت، به زیان شهروندان،‌ دولت‌مردان و جامعه و کشور خواهد بود

تفاوت توسعه‌یافتگی در جامعه‌ای که به رسانه و آزادی آن بها داده، و در جامعه‌ای که به آن بها نداده را، فارغ از یک کشور و جامعه بزرگ، حتی در مناطق کوچک‌تر و خردتر جامعه همه می‌شود رصد کرد و دید.

اصفهان بدون شک از کاشان، به نسبتی بالاتر از مرکز استان‌بودن، توسعه‌یافته‌تر است. به همان میزانی که متولیان اداره این کلان‌شهر، با سواد رسانه، ارزش رسانه و ارزش آزادی آن آشنا هستند و در مقابل رسانه‌ها، تحمل بالاتری دارند، و کاشان به همان اندازه که متولیان آن تحمل کم‌تری نسبت به رسانه‌ها دارند از توسعه دور است.

وقتی سطح تحمل یک مسئول آن‌اندازه پایین است که بر شکایت خود از رسانه‌ای که خطا نکرده پافشاری می‌کند و رسانه را راهی دادگاه می‌کند، و بعد از رفع اتهام از مدیریت رسانه، حتی یک عذرخواهی ساده هم نمی‌کند، می‌شود متوجه شد چرا در اغلب شاخص‌ها، این اندازه از توسعه فاصله داریم.
منتشرشده در مشکات‌‌آنلاین این‌جا

نگاهی به تاریخ مطبوعات در ایران

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

اگر بخواهیم به روزنامه نگاهی تاریخی داشته باشیم، می‌توانیم تا قریب به ۹۰۰ سال پیش به عقب برگردیم.
در آغاز سده پنجم هجری و سلطنت سلطان محمود غزنوی در غزنین روزنامه‌ای به نام «ایام» منتشر می‌شد. حتی نقل است که در زمان «سزار»، روزنامه‌ای به نام «اکتادیورنای» به طور خطی دست‌نوشته و در فرانسه اخبار ادبی «نوول لیترر» شامل افسانه‌ها و قطعه‌های نظم و نثر و قصائد ستایش‌گران هیات حاکم روز در دسترس مردم قرار می‌گرفت. این روزنامه‌ها در واقع کارنامه شهریار عصر را در بر داشت تا مردم آن‌ها را بخوانند و کارهای انجام‌شده را بدانند.

گفته می‌شود نخستین روزنامه چاپی ایران، در دوره سلطنت «محمدشاه قاجار» تاسیس شد. روزنامه‌ای که توسط «میرزا صالح شیرازی» منتشر می‌شد.
از سوی دیگر «ارومیه» را نخستین شهرستانی می‌دانند که در تاریخ روزنامه‌نگاری ایران صاحب روزنامه شد.
«وقایع اتفاقیه» که گاه با عنوان نخستین روزنامه‌ی ایرانی از آن یاد می‌شود، با این توصیف سومین روزنامه تاریخ ایران به سبک و شکل امروزی است که تاریخ دقیق آن برمی‌گردد به سال سوم پادشاهی «ناصرالدین‌شاه» یعنی ۱۱۹۰ ه ق. این نشریه هفتگی زیر نظر «میرزا تقی‌خان امیر نظام» آغاز به کار کرد.

روزنامه‌های دولتی و ملتی
در سال ۱۲۷۷ هجری قمری که «میرزا ابوالحسن‌خان نقاش‌باشی» ملقب به «صنیع‌الدوله» بر انتشارات دولتی و طبع روزنامه‌نگاری نظارت داشت، روزنامه وقایع اتفاقیه پس از ۳ سال انتشار با نام جدید «دولت علیه ایران» شروع به فعالیت کرد. روزنامه “دولت علیه ایران”، روزنامه‌ای مصور بود که در آن تصاویر بزرگان مملکت، درباریان و شاهزادگان با دقت زیاد به چاپ می‌رسید. خود این نشریه بعد از مدتی انتشار به «روزنامه دولتی» تغییر نام داد. انتشار این روزنامه تا سال ۱۳۲۴ قمری تحت عنوان ایران ادامه داشت و بعد از مدتی وقفه در سال ۱۳۲۹ قمری با نام روزنامه رسمی دولت ایران منتشر شد.

در سال ۱۲۸۳ هجری قمری روزنامه دیگری به نام روزانه ملتی در تهران انتشار یافت. منظور از واژهٔ «ملتی» نشان‌دادن تمایز آن روزنامه از روزنامه دولتی بود. نخستین نشریه روزانه (یعنی روزنامه به معنی واقعی کلمه) در ایران به‌نام «خلاصة الحوادث» در سال ۱۳۱۶ قمری در تهران منتشر شد. این روزنامه چهار صفحه‌ای بود و اخبار خبرگزاری «رویترز» را که به قصد هندوستان مخابره می‌شد باز‌تاب می‌داد.

روزنامه‌های وطن و طلوع نیز از دیگر روزنامه‌های مهم منتشر شده تا پیش از مشروطیت هستند. بعد از استقرار مشروطیت چهار روزنامه به نام‌های “مجلس”، “ندای وطن”، “حبل‌المتین” و “صبح صادق”، هر روز در ایران منتشر می‌شد.

دوران مشروطه
در دوره مشروطیت بیداری افکار عمومی به سرعت و شدت اوج گرفت و روزنامه‌ها نفوذی عظیم و سهم مهمی در تجدید حیات اندیشه‌های مردم داشتند.
از روزنامه‌های مهم دوره مشروطیت که تأثیر زیادی بر افکار عمومی داشتند می‌توان به “صور اسرافیل” و “ایران نو” اشاره کرد.

درپی اعلام فرمان مشروطیت تعداد و تیراژ مطبوعات افزایش زیادی یافت همان‌طورکه شمارگان روزنامه “مساوات” که از جراید مهم و مؤثر انقلاب مشروطه شمرده می‌شد به ۳ هزار، روزنامه “صور اصرافیل” به ۵ هزار، روزنامه “مجلس” به تدریج از ۷ هزار به ۱۰ هزار و روزنامه “انجمن ملی” به ۵ هزار نسخه رسید.

به هنگام صدور فرمان مشروطیت تنها ۲۰ روزنامه و نشریه در ایران منتشر می‌شد. اما در پی اعلام این فرمان و در مدت زمان مانده از سال ۱۳۲۴ قمری، ۹۲ نشریه شامل ۶۴ عنوان در تهران، ۹ عنوان در اصفهان، ۶ عنوان در تبریز، ۴ عنوان در همدان، لاهیجان و ارومیه هر کدام دو عنوان و کرمانشاه، شیراز، مشهد، بندر انزلی و شهر ری هر کدام یک عنوان، منتشر می‌شد.

آموزش روزنامه‌نگاری در ایران
در سال ۱۳۱۷دوره آموزش روزنامه‌نگاری به شکل آکادمیک در ایران نخستین بار توسط روزنامه اطلاعات و دانشکده حقوق و مدیریت دانشگاه تهران برگزار شد.

سید فرید قاسمی، پژوهش‌گر مطبوعات درباره نخستین دوره‌های آموزش روزنامه‌نگاری در ایران و سیر آن در دهه‌های بعدی می‌گوید: بنگاه روزنامه‌نگاری به عنوان اولین مرکز آموزش روزنامه‌نگاری، پس از برگزاری یک دوره و به دنبال رویدادهای شهریور ۱۳۲۰ برچیده شد.
دهه ۲۰ نیز بیشتر به هم‌اندیشی صنفی سیاسی گذشت تا به آموزش. دهه ۳۰ رقابت مطبوعاتی سبب توجه به مقوله آموزش روزنامه‌نگاری شد. مدیر وقت کیهان به همراه مدیر اتحاد ملل و دیگران به فکر برگزاری دوره‌هایی در دانشگاه تهران افتادند و مدیر روزنامه اطلاعات هم ۳ دوره کارآموزی ۲ ماهه برای جذب نیروهای مستعد برگزار کرد. کوشش دانشگاهی آموزشی به دانشگاه تهران و موسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی در دهه ۴۰ ختم می‌شود. بیشترین دوره‌های کوتاه مدت را در آن دهه روزنامه اطلاعات و مجله توفیق برگزار کردند. در دهه ۵۰ دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی متولی دانشگاهی آموزش بود و وزارت اطلاعات و جهانگردی بیشتر دوره‌های کوتاه مدت را برگزار کرد.
منبع: عصر پرس با اندکی تلخیص و تغییر

معلمی که تلاش می‌کند دنیا جای قشنگ‌تری برای زندگی باشد

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷

«محمد پیام بهرام‌پور» حالا باید ۲۵ ساله باشد. شاید کم‌تر از یک‌ماه باشد که از سایت جدید خود رونمایی کرده و بخش عمده‌ای از آموزش‌ها و دوره‌های قبلی را روی سایت جدید بارگزاری و به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار داده است.

بهرام‌پور که بیشتر با عنوان «مربی و مدرس فن بیان و سخنرانی» شناخته می‌شود، و بیزنس شخصی خود را هم بر همین محور بنا کرده، مهم‌ترین ارزش و رسالت زندگی خود را اصلاح ساختار آموزش کشور، و ترمیم فاصله و خلاء آموزش‌های کاربردی و مهارت‌های زندگی تعریف کرده و بر همین اساس هم دوره‌ها و کارگاه‌های مختلفی طراحی و برگزار کرده است.

شعار و پیام اصلی مجموعه «+۱» یا «بیشتر از یک‌ نفر»، که «بهرام‌پور» آن‌را اداره می‌کند و در تمام سخن‌رانی‌ها و کارگاه‌های آموزشی او با تکرار مورد تاکید قرار می‌گیرد این است: «ما تلاش می‌کنیم، دنیا جای به‌تر و قشنگ‌تری برای زندگی باشد.»


من حدود سه سال است که با «بهرام‌پور» و مجموعه «+۱» آشنا شده‌ام و در چندین دوره از کلاس‌ها و کارگاه‌های آن شرکت کرده، و با افتخار خود را عضو این مجموعه و با افتخار بیشتر، شاگرد «محمدپیام بهرام‌پور» می‌دانم.

بهرام‌پور که به تازگی ۲۵ ساله شده است، یک «معلم» به معنی واقعی کلمه است. «معلمی» که آرزو دارد سر هر چهار راهی در کشور، یک موسسه آموزش باشد که مهارت‌های زندگی و ارتباطی آموزش می‌دهند.
روزت مبارک محمد‌پیام بهرام‌پور عزیز!

هوش کلامی، ارتباط موثر

۷ اردیبهشت ۱۳۹۷

کسی که متولی روابط عمومی موسسه‌ای، (دولتی یا خصوصی) می‌شود، باید به اکثر قواعد «هوش کلامی» و «ارتباط موثر» آگاه و مسلط باشد. تنها دانستن فن بیان خوب، یا مهارت آشنایی با پتانسل‌های یک مدیای (رسانه) ارتباطی (فایل صوتی، ویدئو، گرافیک، نویسندگی‌ و کارتون کاریکاتور و … و فایل‌های چند رسانه‌ای) بسنده نمی‌کند، و باید حواسش باشد، محتوایی که تولید می‌کند، اگر نقدکننده هست، حتما توهین‌کننده نباشد.

طراح این اثر هنری، طراح خوبی بوده و با ظرافت، از ظرفیت‌های زبان گرافیک بهره‌گرفته و پیامی خلق کرده است که با رسانایی بالا، این پیام را به جامعه هدف منتقل می‌کند که «آب نیست» و باید در مصرف آب صرفه‌جویی کنیم.


مطئنا اثر این پیام یا مدیا، خیلی موثرتر از یک سخنرانی علمی است که در آن اطلاعات دقیقی در مورد کمبود آب و بحرانی‌بودن آن و … با کمک اعداد و ارقام و آمار مستند ارائه و برگزار می‌شود. این مدیا اما از «برد مفید» بهره گرفته و به «برد موثر» خود اندکی کم‌توجهی کرده است.

هوش کلامی توصیه می‌کند در استفاده از کلمات باید نهایت دقت و وسواس را داشت. جمله معروف تفاوت تاثیر بین کلمات «بفرما و بشین و بتم…» را حتما شنیده و تفاوت آن را می‌دانید. به همان اندازه هم بین عبارت «متوجه نمی‌شوید» و «نمی‌فهمید» تفاوت هست و این تفاوت گاهی برد موثر پیام شما را به‌شدت کاهش با افزایش می‌دهد که در این مثال کاهش داده است.

«نمی‌فهمید» در قاموس ادبیاتی جامعه، معنی نادانی و حکم توهین را دارد و وقتی می‌خواهیم به کسی نقد کنیم که آب را زیاد مصرف نکند، باید حواس‌ِمان باشد، که توجه‌دادن ما حکم توهین نداشته باشد و حکم نقد مودبانه باشد.
این عدم توجه می‌تواند به نتیجه عکس منجر شود.

حرکت هنگام سخنرانی

۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

عموما استایل یا مدل ایستادن یا حرکت‌کردن یک سخنران که به سخنرانی دعوت شده و خودش در تعیین محل سخنرانی دخالتی نداشته، دست خودش نیست و دست کسانی است که او را به سخنرانی دعوت کرده‌اند.

با این حال اغلب آدم‌ها و برگزارکنندگان مراسم‌ها، آنقدر انعطاف دارند که اگر از آن‌ها درخواست شود، برخی تغییرات و جابه‌جایی‌ها را در دیزاین برنامه خود انجام دهند. خصوصا وقتی سخنران اعلام کند که با وجود این تغییرات بهتر می‌تواند سخنرانی کند و نتیجه سخنرانی‌اش حتما با اعمال این تغییرات بهتر خواهد شد.

پس با این وصف من درباره شرایطی سخن می‌گویم که می‌توانیم فضای سخنرانی خود را پیش از شروع مدیریت کنیم.

تا کنون اکثر سخنرانی‌ها، چه رسمی و چه مذهبی، ــ به حز سخنرانی روحانیون که از روی منبر انجام می‌شود ــ از پشت یک تریبون ایستاده که میکروفون روی آن و تاج گلی هم در کنار آن قرار دارد، انجام می‌شده‌است.

این مدل سخنرانی فاقد حرکت و ایستا، مزایایی دارد و معایبی و توصیه می‌کنم تا آن‌جا که امکان دارد قید مزایای آن را بزنید و به فکر سخنرانی غیر ساکن و متحرک باشید.

اگر پشت تریبون باشید، احتمالا اندکی از اضطراب خود را به راحتی می‌توانید از دید مخاطب مخفی کنید. ضمن این‌که می‌توانیند متن سخنرانی خود را هم به‌دور از چشم مخاطبان روی تریبون کنار میکروفون بگذارید و هر از گاهی با نگاهی به آن، دغدغه فراموش‌کردن سخنانتان را نداشته باشید. ضمنا لرزش دست و پا به آسانی پشت تریبون گم می‌شود و کسی متوجه اضطراب ما نیست.

با همه این مزایا که البته فقط برای آن‌ها که اضظراب سخنرانی جلو جمع دارند، مزایا حساب می‌شود، سخنرانی بدون حرکت و پشت تریبون چند ضعف عمده دارد که بر روند و نتیجه یک سخنرانی خوب تاثیر به‌شدت منفی می‌گذارد.

اول از همه این‌که بیش از ۸۰ درصد از مانور و فضا برای زبان بدن را از دست می‌دهیم و حذف‌شدن زبان بدن از سخنرانی، باعث می‌شود، بخشی از پیام ناقص به مخاصب منتقل شود.

به گفته اسپنسر کلی (Spencer Kelly) استاد روان‌شناسی و یکی از مدیران مرکز زبان و ذهن «دانشگاه کلگیت»: «حرکات بدن در زمان سخنرانی صرفا بخش جانبی کلام ما نیستند، بلکه یکی از بخش‌های اساسی آن هستند.»

بحث دیگر این است که در سخنرانی ایستا و پشت تریبون، مخاطبین همه به یک نقطه که محل ایستادن سخنران است خیره می‌شوند و این خیره‌شدن و فقدان حرکت کم‌کم، باعث خستگی چشم و خواب‌آلودگی می‌شود و ناخودآگاه ذهن مخاطب توجه‌اش از اصل سخنرانی به سمتی دیگر رفته وحواسش پرت می‌شود.

اما وقتی روی سن در حرکت هستید، علاوه بر این‌که مردمک چشم‌ها مسیر حرکت و توقف، و حرکت دوباره سخنرانی را دنبال می‌کند، و از این بابت هوشیار می‌ماند، خودِ گام برداشتن و حرکت دست‌ها و سایر فاکتور‌های زبان بدن، به ایجاد انرژی بیشتر به فضای سخنرانی و سرحال آوردن مخاطبان و دنبال‌کردن سخنرانی کمک شایان توجهی می‌کند.

دقت داشته باشیم که به همان اندازه که نگاه خیره می‌تواند به خستگی چشم منجر شود، حرکت زیاد هم به همین شکل به خستگی مخاطب منجر می‌شود. باید گام‌های آرام به طرفین سن برداشت، هر از گاهی توقف کرد و برای برداشتن گام و حرکت بعدی هم بهانه‌ای در سخن داشت.

بحث دیگر این است که تلاش کنیم مسیر حرکت ما تقریبا نقطه میانی متمایل به مخاطبان روی سن باشد و خیلی از انتهای سن استفاده نکنیم که حس ترس از مخاطب را تداعی می‌کند.

گاهی هم می‌توان برای زمان‌های خیلی کوتاهی برای ایجاد جو صمیمی با مخاطبان، از سن پایین آمد و بین مخاطبان رفت. در این وضعیت حواسمان باشد که نخست دوربین را از دست می‌دهیم، و بعد اگر سالن دوطبقه باشد،‌ دید مخاطبان طبقه بالا، یا اگر سالن فاقد شیب باشد،‌ دید افرادی که انتهای سالن نشسته‌اند دچار مشکل می‌شود و باید سریع روی سن برگشت.

خلخالی درباره جسد رضا خان چه گفت؟

۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

در کتاب خاطرات «آیت‌الله خلخالی»، شخصی که روزگاری مقبره منتسب به رضاخان را تخریب می‌کند، ادعای وجود جسد رضاخان در این مکان رد شده است.

در بخشی‌هایی از این کتاب آمده است: «اطراف مقبره را گروه مسلح فداییان اسلام در محاصره داشتند و پاسداران هم مواظب اوضاع بودند. سرانجام، شب فرارسید ولی ما نتوانستیم مقبره را بخوابانیم، اگرچه خسارت زیادی به آن زدیم و به‌صورت مخروبه درآوردیم. ساعت حدود ۱۰ شب، برای استراحت، محل مقبره را ترک کردم. کمی بعد، جناب آقای حاج‌احمدآقا خمینی، برای دیدن مقبره و در واقع برای تقویت روحیه این‌جانب به آنجا آمد و افراد مستقر در آن محل را تشویق کرد و با این عمل خود، فهماند که امام با تخریب مقبره، مخالفتی ندارند و این  امر، بی‌اندازه موجب تقویت ما شد».

در بخش دیگری از این کتاب آمده: «هرچه قبر رضاخان را کندند، حتی استخوان‌های او هم به دست نیامد. بعدا معلوم شد که شاه هنگام فرار، استخوان‌های پدرش را برداشته و با خود به قاهره برده است و حالا هم در یک جای امن، در لس‌آنجلس، نگهداری می‌شود. این استخوان‌ها را در کنار جنازه فرزند اشرف، آقای شفیق، به امانت نگاهداری می‌کنند تا به‌اصطلاح، در یک فرصت مناسب، در ایران، دفن کنند». ایسنا


دو روز پیش در جریان تعمیر حرم شهر ری در محل دفن دضاخان جنازه‌ای مومیایی پیدا شد که تصاویر مخابره‌شده از آن، شباهت زیادی با رضاخان پهلوی نشان می‌دهد.